خوش آمدید *** فاتحان دلها *** امام باقر علیه ‏السلام فرمودند: حسین، بزرگ مرد كربلا، مظلوم و رنجیده خاطر و لب تشنه و مصیب زده به شهادت رسید. پس خداوند، به ذات خود، قسم یاد كرد كه هیچ مصیبت زده و رنجیده خاطر و گنهكار و اندوهناك و تشنه اى و هیچ بَلا دیده اى به خدا روى نمى آورد و نزد قبر حسین علیه السلام دعا نمى كند و آن حضرت را به درگاه خدا شفیع نمى سازد، مگر این كه خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى كند و گناهش را مى بخشد و عمرش را طولانى و روزى اش را گسترده مى سازد. پس اى اهل بینش، درس بگیرید! (بحارالأنوار، ج 101، ص 46، ح 5) *** امام صادق(ع): زیارت امام حسین علیه السلام را رها نكن و دوستان خود را هم به آن سفارش كن، كه در این صورت، خداوند عمرت را طولانى و روزى ات را زیاد مى كند و زندگى ات را همراه با سعادت مى كند و جز سعادتمند نمى میرى و نام تو را در شمار سعادتمندان، ثبت مى كند. (كامل الزیارات، ص 286) *** امام باقر(ع): هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند و مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر(ص) باشد، از گناهانش بیرون مى ‏آید مانند روزى كه مادرش او را زاده است. *** امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود. *** امام صادق(ع)فرمود: هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین(ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه و خشم حسین(ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد فاتحان دل ها


امروز :
فاتحان دل ها
جد ما حسین هنگامی که به گریه کنندگان خود نگاه می کند برای آنان استغفار می کند! (امام صادق ع)

نهضت حسینى

 ((ولید بن عقبه)) حـاكـم مدینه جهت بیعت گرفتن از امام حسین(علیه السلام) حضرت را شبانه فرا خواند، امـام وارد خـانـه ولیـد شـد و مـورد استقبال گرم او قرار گرفت . پس از آن ، ولید خبر مرگ معاویه را به حضرت داد و گفت یـزیـد بیعت اهل مدینه عموماً و بیعت امام را خصوصاً خواستار شده است . امام تا صبح و تـا آنـكـه مـردم جـمـع شـونـد مـهـلت خـواسـت . حـضـرت مى خواست در برابر آنان مخالفت كـامـل خـود را بـا خـلافـت یـزید اعلام كند و آنان را به سرپیچى از حكومت و قیام علیه آن دعـوت كـنـد. ((مـروان بـن حـكـم )) كـه از سـران مـنـافـقـیـن و پـایـه هـاى بـاطـل بـود، حـضـور داشـت و بـراى آتـش افروزى و فتنه انگیزى از جا جهید و بر ولید بانگ زد:

((اگر حسین اینك بدون بیعت از تو جدا شود، دیگر به چنین فرصتى دست نخواهى یافت ، مـگـر پـس از كـشـته هاى بسیار میان شما، او را باز دار و بیعت بگیر و اگر مخالفت كرد، گردن او را بزن ...)).

امام حسین(علیه السلام) با تحقیر در چهره مروان خیره شد و فرمود:

((اى پـسـر زرقـاء! آیا تو مرا مى كشى یا او؟ به خدا سوگند! دروغ گفتى و خوار شدى ...)).

سـپـس امام رو به ولید نموده و عزم و تصمیم خود مبنى بر عدم بیعت با یزید را چنین اعلام كرد:

((اى امـیـر! مـا اهـل بـیـت نـبوت، معدن رسالت، محل آمد و رفت ملائكه و جایگاه رحمت هستیم. خداوند نبوت را با ما آغاز كرد و با ما ختم كرد. اما یزید، مردى فاسق، مى خواره، كشنده نـفـس بـه نـاروا و مـتـجـاهـر بـه فـسـق اسـت. كـسـى چـون مـن بـا مثل او بیعت نمى كند؛ به زودى خواهیم دید و خواهید دید كه كدام یك از ما به خلافت و بیعت سزاوارتریم ...)).

امـام در دارالامـاره و دژ قـدرت حـاكـم، بـدون توجهى به آنان، عدم بیعت خود را با یزید اعـلام كـرد. حـضـرت خـود را آمـاده كـرده بـود تـا بـراى رهـایـى مـسلمانان از حكومت جبار و تـروریـسـتى یزید كه خوار كردن آنان را هدف خود كرده و واداشتن آنان را به آنچه نمى پسندند، وجهه نظر خود قرار داده بود، جانبازى و فداكارى كند.

امام به فسق و بى دینى یزید، دانا بود و اگر حكومت او را امضا مى كرد، مسلمانان را به ذلت بـنـدگـى دچـارمـى ساخت واعتقادات اسلامى را در درّه هاى عمیق گمراهى نهان مى كرد، لیـكـن حـضرت سلام اللّه علیه، در برابر طوفانها ایستاد، بر زندگى تمسخر زده، به مرگ خندید و براى مسلمانان، عزتى استوار و كرامتى والا به ارمغان گذاشت و پرچم توحید را در آسمان جهان به اهتزاز درآورد.

سـرور آزادگـان تـصـمـیـم گـرفـت مـدیـنـه را تـرك كند و به سوى مكه برود و آنجا را پـایـگـاهى براى گسترش دعوت و تبیین اهداف نهضت خود قرار دهد و مسلمانان را به قیام علیه حكومت اموى كه جاهلیت را با تمام ابعاد پلید خود مجسم كرده بود، برانگیزد.

حـضـرت قـبـل از حـركـت نـزد قـبـر جـدش پـیامبر اكرم(صلّى اللّه علیه و آله) رفت و با صـدایـى انـدوهباردرحالیكه بار مشكلات و بحرانها را بر دوش مبارك داشت ، به گفتگو بـا روح مطهر ایشان پرداخت و از فتنه هاى روزگار شكایت كرد. سپس براى آخرین دیدار نزد قبر مادر بزرگوار و برادرش امام حسن رفت و با آنان وداع كرد.

ایـنـك كاروان حسینى با تمام افراد خانواده رهسپار مكه شده اند تا به خانه خدا كه باید بـراى هـمـگـان جـاى امن باشد، پناهنده شوند. ابوالفضل سرپرستى تمام كارهاى امام و خاندان او را به عهده دارد و نیك از پس آنها برمى آید. عباس در كنار برادر، پرچم را به اهتزاز درآورده است و مصمم ، پیش مى رود. امام جاده عمومى را پیش گرفت ، یكى از همراهان بـه حـضـرت پـیـشنهاد نمود از بیراهه حركت كند و بدین ترتیب از تعقیب نیروهاى دولتى در امان ماند، لیكن حضرت پاسخ داد:

((بـه خـدا سـوگـنـد! ایـن راه را همچنان ادامه مى دهم ، تا آنكه خانه هاى مكه را ببینم ، تا خداوند در این باب آنچه را اراده كند و مرضىّ اوست ، انجام دهد...)).

كاروان امام ، شب جمعه سوم شعبان به مكه رسید و در خانه ((عباس بن عبدالمطلب )) فرود آمـد. اهـل مكه استقبال گرمى از حضرت به عمل آوردند و صبح و شام براى به دست آوردن احـكـام دیـن خـود و احادیث پیامبرشان به دیدار حضرت مى شتافتند. حُجاج و دیگر زایران بـیـت اللّه از هـمـه نـقـاط نـیـز براى زیارت امام نزد ایشان مى رفتند. حضرت براى نشر آگـاهـى دیـنـى و سـیـاسـى در میان بازدیدكنندگان خود لحظه اى فـروگـذار نـمـى كرد و آنان را به قیام علیه حكومت اموى كه قصد به بندكشیدن و خوار كردن آنان را داشت ، دعوت مى كرد.

قـدرت مـحـلى در مـكـه از آمـدن امـام به آنجا و تبدیل شهر به مركزى براى دعوت و اعلام نـهضت خود، هراسان شد. حاكم مكه ((عمرو بن سعید اشدق )) طاغوتى كه خود شاهد ازدحام مـسـلمـانـان بـه گـرد امـام بـود و گـفـتـه هـاى آنـان مـبـنـى بـر اولویـت امـام بـه خلافت و نـاشـایـسـتـگـى خـانـدان ابـوسـفـیـان كـه حـرمـتـى بـراى خـداونـد قایل نبودند، مشاهده مى كرد شتابان نزد حضرت رفت و خشمگین گفت: ((چرا به بیت الحرام آمده اى ؟)).

گویى خانه خدا ملك بنى امیه است و نه متعلق به همه مسلمانان ! حضرت با آرامش و اعتماد به نفس ، پاسخ داد:

((مـن بـه خـداونـد و ایـن خـانـه پناهنده شده ام )). آن طاغوت هم فوراً نامه اى به اربابش یـزیـد نـوشـت و او را در جـریان آمدن امام به مكه ، رفت و آمد مردم با ایشان و تجمع آنان بـه دور حـضرت ، قرار داد و گوشزد كرد كه این مسأله خطرى جدّى براى حكومت یزید، دربردارد.

هـنـگـامـى كـه یـزیـد، نـامه ((اشدق)) را خواند، به شدت هراسان شد و یادداشتى براى ((ابن عباس)) فرستاد و در آن ، حضرت امام حسین را به سبب تحركش تهدید كرد و از ابن عـبـاس خـواست براى بهبود امور و بازداشتن امام از ستیز با یزید، دخالت كند. ابن عباس در پاسخ ، نامه اى به یزید نوشت و در آن یزید را به عدم تعرض به امام نصیحت كرد و توضیح داد كه امام براى رهایى از قدرت محلى مدینه و عدم رعایت مكانت و مقام حضرت ، توسط آنان به مكه هجرت كرده است .

امام در مكه توقف كرد، مردم همچنان به دیدار حضرت مى رفتند و از ایشان مى خواستند تا علیه امویان قیام كند.

نـیـروهاى امنیّتى ، به شدت مراقب حضرت بودند، تمام تحركات و فعالیتهاى سیاسى ایـشـان را ثبت مى كردند، آنچه را میان ایشان و دیدار كنندگان مى گذشت ، مى نگاشتند و همه را براى یزید به دمشق مى فرستادند تا در جریان امور قرار گیرد.

خبر هلاكت معاویه ، شیعیان كوفه را خشنود كرد و آنان شادمانى خود را از این واقعه ابراز كـردنـد و كنفرانسى مردمى در خانه بزرگترین رهبر خود، ((سلیمان بن صرد خزاعى ))، تـشـكـیـل دادنـد و در آن بـا ایـراد خـطـابـه هـاى حـمـاسـى بـه تـفـصـیل ، رنج و محنت خود را در ایام حكومت معاویه برشمردند و متفقاً تصمیم گرفتند با امام حسین بیعت كرده و بیعت با یزید را رد كنند.

فـوراً هـیـاءتـى كـه یـكـى از افـراد آن ((عـبداللّه بجلى )) بود، برگزیدند تا نزد امام رفـتـه ایـشـان را بـه آمـدن بـه كـوفـه و تـشـكیل حكومت در آن شهر تشویق كنند. آنان مى خـواسـتند كه امام با حكومت خود، امنیت ، كرامت و آسایش از دست رفته شان در حكومت اموى را بـه آنـان بـازگـرداند و شهرشان را همانطور كه در زمان امیرالمؤ منین(علیه السّلام) بود به پایتخت دولت اسلامى بدل كند.

هـیـاءت نـمـایـنـدگـى به سرعت به مكه رفته و شتابان به حضور امام(علیه السّلام) شرفیاب شده و خواسته هاى اهل كوفه را عرضه كرد ومصرّانه از حضرت درخواست نمود براى آمدن به كوفه بشتابد.

اهـل كـوفـه بـه هـیـاءتـى كـه نـزد امـام فـرسـتـاده بـودنـد، اكـتـفـا نـكـردنـد، بـلكـه با ارسـال هـزاران نـامـه بـر عـزم خود نسبت به یارى امام تاءكید نموده و اعلام داشتند كه در كنار ایشان خواهند ایستاد و با جان و مال خود از حضرت دفاع خواهند كرد و مجدداً از حضرت خـواسـتند براى آمدن به كوفه بشتابد تا حكومت اسلامى و قرآنى كه نهایت آرزوى آنان اسـت ، تـشـكیل دهد. همچنین حضرت را در برابر خداوند اگر خواسته آنان را اجابت نكند مسؤول دانستند.

امـام(عـلیه السّلام) دید كه حجت شرعى قائم شده و بر ایشان است كه پاسخ مثبتى به آنان دهد.

هنگامى كه تعداد هیاءتها و نامه هاى تشویق آمیز كوفیان براى آمدن حضرت به شهرشان ، بسیار شد، ایشان ناگزیر از پذیرفتن خواسته شان گشت . پس حضرت ، فرد ثقه و مـورد اعـتـمـاد و بـزرگ خـانـواده و پـسـر عـم خـود، ((مـسـلم بـن عـقـیـل)) را كـه در فـضـیـلت و تـقـوا نـمـونـه بـود به نمایندگى خود به سوى كوفه فـرستاد. ماءموریت مسلم ، مشخص و محدود بود، ایشان موظف بود كوفیان و خواسته آنان را ارزیابى كند و بنگرد كه آیا راست مى گویند و حقیقتاً خواستار حكومت امام هستند، تا در آن صورت امام راه شهر آنان را پیش بگیرد و در آنجا حكومت قرآن را برقرار سازد.

((مـسـلم )) بـه سـرعت و بى درنگ به سوى كوفه حركت كرد و در خانه یكى از رهبران و رزم آوران شـیـعه ؛ یعنى ((مختار بن ابى عبیده ثقفى )) كه از آگاهى و بصیرتى تام در امـور سیاسى و مسایل روانى و اجتماعى برخوردار بود و شجاعتى بسزا داشت ، فرود آمد. مـخـتـار درهـاى خـانـه اش را بـر مـسـلم گـشـود و آنـجـا بـه مـركـز سـفـارت حـسـیـنـى بدل گشت .

شـیـعـیان كه خبر ورود مسلم را دریافت كردند، نزد حضرت رفتند و به گرمى به ایشان خـوشـامـد گـفـتند و انواع احترامات لازم را تقدیم داشتند و پشتیبانى خود را از ایشان اعلام كردند. آنان به گرد مسلم حلقه زدند و خواستار آن شدند تا با او به عنوان نماینده امام حسین ( علیه السّلام ) بیعت كنند.

مـسـلم خـواسـته آنان را پذیرفت و دفترى براى ثبت اسامى بیعت كنندگان تعیین كرد. در مـدت كـمـى بـیـش از هـجـده هزار تن با حضرت به نیابت از امام ، بیعت كردند. تعداد بیعت كـنندگان روز به روز افزایش مى یافت و با اصرار، از حضرت مسلم مى خواستند تا با امـام مكاتبه كند و از ایشان بخواهد به سرعت بسوى كوفه بیاید و رهبرى امت را عهده دار شود.

نـاگـفـتـه نماند كه قدرت محلى كوفه از تمامى رویدادهاى شهر و تحرك شیعیان باخبر بـود، لیـكـن مـوضع بى طرفانه اتخاذ نموده و از هرگونه واكنشى علیه آنان خوددارى كرده بود.

علت این بى تفاوتى آن بود كه حاكم كوفه ، ((نعمان بن بشیر انصارى )) از ((یزید)) كـه مـوضـعى ضد انصار داشت ، روگردان بود. علاوه بر آن ، دختر نعمان ، همسر مختار میزبان و همگام مسلم به شمار مى رفت .

طـبـیـعـى بـود كـه مـزدوران و وابـسـتـگـان امـوى ، مـوضـع مـلایـمـت آمـیـز و سهل انگارانه نعمان در قبال كوفه را نپسندند، آنان با دمشق تماس گرفتند، یزید را از مـواضـع نـعـمـان آگـاه كـردنـد، بركنارى او را خواستار شدند و به جاى او تعیین حاكمى دورانـدیـش را كـه بتواند قیام را سركوب كند و مردم را به زیر یوغ حكومت یزید بكشد، درخـواست كردند. یزید از دریافت این اخبار هراسان شد و مشاور مخصوص خود، ((سرجون )) را كه دیپلماتى كارآزموده و مجرّب بود، فرا خواند و قضایا را با او در میان گذاشت . سـپـس از او خـواسـت كـسـى را كـه بـتـوانـد اوضـاع انـفـجـارآمـیـز كـوفـه را كـنـتـرل كـند، به او معرفى كند. سرجون نیز ((عبیداللّه بن زیاد)) را كه در خونریزى و تهى بودن از هر خصلت انسانى چون پدرش بود، براى امارت كوفه مناسب دانست .

عـبـیـداللّه در آن زمـان حـاكـم بـصره بود. یزید طى حكمى علاوه بر ولایت بصره ، امارت كـوفـه را نـیـز به ابن زیاد واگذار كرد و بدین گونه تمام عراق تحت سیطره او قرار گرفت . ابن زیاد دستورات اكیدى براى رسیدن فورى به كوفه صادر كرد تا بتواند قیام را سركوب كند و مسلم را از پاى درآورد.

هـمـیـنـكـه ابـن زیـاد حكم امارت كوفه را دریافت ، به سرعت راه آن دیار را پیش گرفت و براى سبقت گرفتن از امام حسین در رسیدن به كوفه بدون كمترین درنگى تا نزدیكیهاى آن شـهـر تاخت . در آنجا براى آنكه به كوفیان وانمود كند كه امام حسین است ، لباسهاى خود را تغییر داد و لباس یمنى پوشید و عمامه اى سیاه بر سر گذاشت . این نیرنگ ، مؤثّر واقع شد و مردم به استقبال او شتافتند در حالى كه بانگ ((زنده باد)) سر مى دادند. ابـن زیـاد بـه شـدت نـگـران شـد، از تـرس ‍ آنـكـه مـبـادا رازش آشـكـار شـود و بـه قتل برسد، بر سرعت خود افزود تا به دارالاماره رسید. در آنجا درها را بسته دید، در را به صدا درآورد. نعمان از فراز دیوار آشكار شد و به گمان آنكه امام حسین پشت در است ، با ملایمت گفت :

((یـابـن رسول اللّه ! من امانتم را به تو تحویل نخواهم داد، علاقه اى هم به جنگ با تو ندارم )).

پسر مرجانه بر او بانگ زد: ((در را باز كن كه مى خواهم باز نكنى! شبت دراز باد!)).

یكى از كسانى كه در پس او بود، او را شناخت و بر مردم بانگ زد: ((به خداوند كعبه ! او پسر مرجانه است)).

این سخن چون صاعقه براى آنان بود. همه آنان در حالى كه از هراس و ترس ، وجودشان پـر شـده بـود، بـه طـرف خـانـه هـاى خـود شـتـافـتـنـد. آن طـاغـوت وارد قـصـر شد، بر اموال و تسلیحات دست گذاشت و مزدوران اموى چون ((عمر بن سعد، شمر بن ذى الجوشن ، مـحـمـد بن اشعث )) و دیگر سران كوفه ، دور او را گرفتند و پس از بیان قیام و معرفى اعضاى برجسته آن ، به طرح نقشه هاى هولناك براى سركوب آن پرداختند.

فـرداى آن روز، پـسـر مـرجانه مردم را در مسجد اعظم شهر جمع كرد، آنان را از امارت خود بـر كـوفـه آگـاه كـرد، مـطیعان را به پاداش ، وعده داد و عاصیان را به كیفرهاى سخت ، تـهدید كرد. سپس دست به گستردن وحشت و ترس میان مردم زد؛ گروهى را بازداشت كرد و بدون كمترین تحقیقى دستور اعدام آنان را صادر كرد و زندانها را از بازداشت شدگان پر كرد و از این وسیله براى تسلط بر شهر استفاده نمود.

هـنـگـامـى كـه مـسـلم از آمـدن ابـن زیـاد بـه كـوفـه و اعمال وحشیانه او با خبر شد، از خانه مختار به خانه بزرگ كوفیان و سرور مطاع آنان ، سـردار بـزرگ ، ((هـانـى بـن عـروة )) كـه بـه دوسـتـى اهل بیت مشهور بود منتقل شد.

((هـانـى )) به گرمى از ((مسلم )) استقبال كرد و درهاى خانه را بر شیعیان او گشود و در زمـیـنه تصمیماتى كه براى استوارى و پشتیبانى نهضت و ستیز با دشمنان آن اتخاذ مى شد، همكارى كرد.

پسر مرجانه با طرح و اجراى برنامه هایى در زمینه هاى سیاسى ، پیروز شد و اوضاع شـهـر را كـنـتـرل كـرد. كوفه پس از آنكه در اختیار مسلم بود، یكسره تغییر جهت داد و به طـرف ابـن زیـاد روى آورد. از جـمـله طـرحـهـاى اجـرا شـده ابـن زیـاد، مـوارد ذیل را مى توان نام برد:

1 ـ شناسایى مسلم (ع ):

نـخـسـتین برنامه پسر مرجانه ، شناسایى فعالیتهاى سیاسى مسلم ، دستیابى به نقاط قـوت و ضـعف نهضت و آنچه در اطراف حضرت مى گذشت بود. براى انجام این ماءموریت ، ((مـعـقـل )) غـلام ابـن زیـاد كـه فـردى زیـرك ، بـاهـوش و آگـاه بـه سـیـاست نیرنگ بود، بـرگـزیـده شـد. پـسـر مـرجـانـه به او سه هزار درهم داده و دستور داد با اعضاى نهضت تـمـاس بـگـیـرد و خـود را از مـوالى (كـه اكـثـر آنـان بـه دوسـتـى اهـل بـیت شهرت داشتند) معرفى كند و بگوید كه بر اثر شنیدن خبر آمدن نماینده حسین(علیه السّلام) به كوفه براى گرفتن بیعت ، به این شهر پاگذاشته است و همراه خود پولى دارد كه مى خواهد آن را در اختیار مسلم بگذارد تا از آن براى پیروز شدن بر دشمن سود جوید.

((مـعـقل)) در پى اجراى ماءموریت خود به راه افتاد و به كنكاش از كسى كه سفیر حسین را بـشـنـاسـد، پـرداخت . ((مسلم بن عوسجه )) را كه از بزرگان شیعه و از رهبران برجسته نـهـضـت بـود، بـه او مـعـرفـى كـردنـد. مـعـقـل نـزد او رفـت و بـه دروغ ، خـود را از محبان اهل بیت وانمود كرد و فریبكارانه عطش خود را براى دیدار سفیر امام ، مسلم ، نشان داد.

ابـن عوسجه فریب سخنان معقل و شیفتگى دروغین او براى دیدن نماینده حسین را خورد و او را نزد مسلم بن عقیل برد. معقل با مسلم بیعت كرد، پولها را به او داد و از آن پس ، به رفت و آمد نزد ایشان پرداخت .

طـبـق گـفـتـه مـورخـان ، معقل زودتر از همه نزد مسلم مى آمد و دیرتر از همه خارج مى شد و بـدیـن تـرتـیب به تمام مسایل و امور نهضت واقف شد؛ اعضا و طرفداران پرحرارت آن را شناخت ، از رویدادها با خبر گردید و تمام دیده و شنیده هاى خود را كلمه به كلمه به ابن زیـاد مـنـتـقـل كـرد. ایـن چـنـیـن بـود كـه پـسـر مـرجـانـه از تـمـام مسایل مطلع گشت و چیزى بر او پوشیده نماند.

2 ـ بازداشت هانى :

ابـن زیـاد دسـت بـه خـطـرنـاكـتـریـن عملیاتى زد كه پیروزى او را در اجراى طرحهایش ، تـضـمـیـن كـرد؛ دسـتـور داد ((هـانـى بـن عـروه )) بـزرگ كـوفـه و تـنـهـا رهـبـر قـبـایـل ((مـذحـج )) را كـه اكـثـریـت قـاطـع سـاكـنـیـن كـوفـه را تشكیل مى دادند دستگیر كنند. این حركت ، موجى از وحشت و هراس را در كوفیان ایجاد كرد و ضربه سخت و ویرانگرى به نهضت زد. ترس و خودباختگى بر یاران مسلم حاكم شد و آنان دچار شكست روحى شدیدى شدند.

به هر حال ، هنگامى كه هانى را نزد ابن زیاد آوردند، پسر مرجانه با خشونت و ددمنشى از او خواست فوراً مسلم ، میهمان خود را تسلیم كند.

هـانـى ، بـودن مـسـلم در خـانـه اش را منكر شد؛ زیرا این مساءله در نهایت پنهانكارى و خفا بـود. ابن زیاد دستور داد جاسوسش معقل را حاضر كنند و همین كه هانى او را دید، تعجب کرده و سرش را به زیر انداخت، لیكن به سرعت ، دلیرى او بر وضعیت مجلس ، پرتو افكند و چـون شـیـرى شـرزه غـریـد و ابـن زیـاد را مـسـخـره كـرد و او را تـمـرد نـمـود و از تحویل دادن میهمان بزرگوارش به شدت خوددارى كرد؛ زیرا با این كار، خوارى و ننگى بـراى خـود ثبت مى كرد. آن طاغوت بر او شورید و بانگ زد و سپس به غلام خود ((مهران )) دسـتـور داد تـا او را نزدیك بیاورد، پس با عصاى خود به صورت مباركش زد تا آنكه بینى هانى را شكست ، گونه هاى او را پاره كرد و خون بر محاسن و لباسهایش سرازیر شـد و ایـن كـار را آنـقدر ادامه داد تا آنكه عصایش شكست و پس از آن دستور داد هانى را در یكى از اتاقهاى قصر زندانى كنند.

3 ـ قیام مذحج :

هـمینكه خبر بازداشت هانى منتشر شد، قبایل مذحج به طرف قصر حكومتى سرازیر شدند. رهـبـرى آنـان را فـرصـت طـلب پـست ، ((عمرو بن الحجّاج )) كه از وابستگان و حقیرترین مزدوران اموى بود، به عهده داشت . هنگامى كه به قصر رسیدند، عمرو با صداى بلندى كه ابن زیاد بشنود فریاد زد:

((من عمرو بن الحجّاج هستم و اینان سواران و بزرگان مذحج هستند، نه از پیمان طاعت خارج شده ایم و نه از جماعت جدا گشته ایم ...)).

در این سخنان اثرى از خشونت و درخواست آزادى هانى نبود، بلكه سراپا ذلت و نرمش در بـرابـر قـدرت و پـشـتیبانى ابن زباد بود؛ لذا ابن زیاد اهمیتى بدان نداد و به شریح قاضى (كه از وعاظ السلاطین و پایه هاى حكومت اموى بود) دستور داد، نزد هانى برود و سـپـس در بـرابـر مـذحجیان ظاهر شود و زنده بودن و سلامتى او را خبر دهد و دستور او را مـبـنـى بـر رفـتـن قبایل مذحج به خانه هایشان به آنان ابلاغ كند. شریح نیز نزد هانى رفت و همینكه هانى او را دید دادخواهانه فریاد زد:

((مـسـلمـانـان ! بـه دادم بـرسـیـد. آیـا عـشـیـره ام هـلاك شـده انـد؟ مـتـدیـنـیـن كـجـا هـسـتـنـد؟ اهل كوفه كجا هستند؟ آیا مرا با دشمنان خود تنها مى گذارند؟!...)).

سپس در حالى كه صداى افراد خاندان خود را شنیده بود، متوجه شریح شد و به او گفت :

((اى شـریـح ! گمان كنم این صداهاى مذحج و مسلمانان هواخواه من باشد. اگر ده تن بر من وارد شوند، مرا نجات خواهند داد...)).

شریح كه آخرت و وجدان خود را به پسر مرجانه فروخته بود، خارج شد و به مذحجیان گفت :

((یـار شـمـا را دیـدم ، او زنـده مـى بـاشـد و كـشته نشده است )). عمرو بن الحجّاج مزدور و نوكر امویان ، فوراً در پاسخ ، با صداى بلندى كه مذحجیان بشنوند، گفت :

((اگر كشته نشده است، پس الحمدللّه )).

قبایل مذحج با خوارى و خیانت عقب نشستند و پراكنده شدند.

به تحقیق شكست و عقب نشینى سریع مذحجیان بر اثر زد و بند مخفیانه ، میان رهبران آنان با پسر مرجانه براى از پادرآوردن هانى بود. و اگر چنین نبود، آنان به زندان حمله مى كـردنـد و او را آزاد مـى سـاخـتـنـد. مـذحـجـیـان در اوج قـدرت خـود در كـوفه ، رهبرى را كه برایشان زحمت كشیده بود، در دست پسر مرجانه تروریست ، به اسارت رها كردند تا هر طور بخواهد او را مقهور و خوار كند. آنان به حقوق خود در برابر رهبرشان وفا نكردند.

4 ـ قیام مسلم (ع ):

هـمـیـنـكـه مـسـلم خـبـر بازداشت هانى و توهین به این عضو برجسته نهضت را دریافت كرد، تـصـمـیـم بـه آغـاز قـیـام عـلیـه ابـن زیـاد گرفت . پس به یكى از فرماندهان سپاه خود ((عـبـداللّه بـن حـازم )) دسـتـور داد تـا یاران خود را كه در خانه ها جمع شده بودند، فرا بـخـوانـد. نـزدیـك بـه چـهـار هـزار رزمـنـده (و بـه قـولى چـهـل هـزار تـن) در حـالى كه شعار مسلمانان در جنگ بدر ((یا منصور امت ...)) را تكرار مى كردند، نداى حضرت را پاسخ دادند و آماده شدند.

مـسـلم بـه آرایـش سـپـاه خـود پـرداخـت ، مـحـبـّان و مـُخـلصـان اهـل بیت را به فرماندهى بخشهاى سپاه برگزید و با سپاه به طرف دارالاماره پیشروى كـرد. ابـن زیـاد در آن هـنگام در مسجد به خطابه پرداخته بود و مخالفان دولت و منكران بـیـعـت یـزیـد را تـهـدیـد مـى كـرد. هـمـیـنـكـه خطابه او به پایان رسید، بانگ و فریاد انـقـلابـیون را كه خواستار سقوطش بودند، شنید؛ وحشت زده از ماجرا پرسش ‍ كرد، به او گـفـتـنـد كـه مـسـلم بـن عـقـیـل در راءس جـمعیت بسیارى از شیعیان خود به جنگ او مى آید. آن بزدل ، هراسان شد، از ترس ، رنگ خود را باخت ، دنیا بر او تنگ شد و چون سگى لَه لَه زنـان بـه طرف قصر شتافت ؛ زیرا نیروى نظامى حمایت كننده اى در كنارش نبود، بلكه تـنـهـا سـى تـن از نـیـروى انـتـظامى و بیست تن از اشراف كوفه كه به مزدورى امویان مـعـروف گـشـتـه ، هـمـراه ابن زیاد بودند. بر تعداد سپاهیان مسلم همچنان افزوده مى شد، پـرچـمـهـا را بـرافراشته و شمشیرها را بركشیده بودند. طبلهاى جنگ به صدا درآمد و آن طاغوت ، به هلاكت خود یقین كرد؛ زیرا به ركنى استوار پناهنده نشده بود.

5 ـ جنگ اعصاب :

ابن زیاد به نزدیكترین و بهترین وسیله اى كه پیروزى او را تضمین كند، اندیشید و جز جـنـگ اعـصـاب و شایعه پراكنى كه به تاءثیر آن بر كوفیان آگاه بود، راهى نیافت ، پـس بـه اشـراف و بـزرگـان كوفه كه به مزدورى او تن داده بودند، دستور داد تا در صـفوف سپاه مسلم رخنه كنند و بذر وحشت و هراس را بپراكنند. مزدوران نیز میان سپاه مسلم رفـتـند و به دروغ پردازى و شایعه پراكنى پرداختند. عمده تبلیغات آنان بر محورهاى ذیل مى گشت :

الف : تـهـدیـد یـاران مسلم به سپاه شام و اینكه اگر همچنان به پیروى از مسلم ادامه دهند، سپاه شام از آنان انتقام سختى خواهد گرفت .

ب : حـكـومـت ، به زودى حقوق آنان را قطع خواهد كرد و آنان را از تمام درآمدهاى اقتصادى شان محروم خواهد ساخت .

ج : دولت ، آنان را به جنگ شامیان گرفتار خواهد كرد.

د: امیر، به زودى حكومت نظامى برقرار خواهد كرد و سیاست زیاد بن ابیه را كه نشانه هاى مرگ و ویرانى را با خود دارد، درباره آنان به كار خواهد بست .

ایـن شـایـعـات در مـیـان سـپـاه مـسـلم چـون تـوپ صـدا كـرد، اعـصاب آنان را متشنج ساخت ، دلهـایـشان هراسان و لرزان شد، به شدت ترسیدند و در حالى كه مى گفتند: ((ما را چه كـار، بـه دخـالت در امـور سلاطین !)) پراكنده شدند. اندك زمانى نگذشته بود كه بخش اعـظـم آنـان گـریـخـتـنـد و مـسلم با گروه كمى كه مانده بودند، راه مسجد اعظم را در پیش گـرفـت تـا نـماز مغرب و عشا را بخواند. باقیمانده سپاه نیز كه وباى ترس آنان را از پا انداخته و دلهایشان پریشان بود، میان نماز، حضرت را تنها گذاشته و فرار كردند و حتى یك تن ، باقى نماند تا به ایشان راه را نشان دهد و یا به ایشان پناه دهد.

كـوفـیان با این كار، لباس ننگ و عار را به تن نموده و ثابت كردند كه محبت آنان نسبت بـه اهـل بـیـت (عـلیـهم السّلام) احساسى زودگذر و در اعماق وجود آنان نفوذ نكرده و آنان پایبند پیمان و وفا نیستند.

مـسـلم ، افـتـخـار بـنـى هـاشـم در كـویـهـاى كـوفـه سـرگـردان شـد و بـه دنبال خانه اى بود تا باقى مانده شب را در آن به سر برد، لیكن جایى نیافت . شهر از رهـگـذر تـهى شده بود. گویى مقرّرات منع رفت و آمد برقرار شده بود. كوفیان درها را بـر خـود بـسـتـه بـودنـد. مبادا جاسوسان ابن زیاد و نیروهاى امنیتى، آنان را بشناسند و بدانند كه همراه مسلم بوده اند و در نتیجه ، آنان را بازداشت و شكنجه كنند.


ادامه: در فهرست موضوعات« محرم، عاشورا و اربعین»




طبقه بندی: محرم، عاشورا، اربعین ، 
برچسب ها: نهضت حسینی، قیام مسلم، هانی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

امام صادق(ع)فرمود:

هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین(ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه و خشم حسین(ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.

*****

 

حمایت مفتی اعظم عربستان  از یزیدملعون

 شیخ عبدالعزیز آل الشیخ،‌ در یك مصاحبه تلویزیونی به مناسبت محرم در پاسخ به این سؤال كه درباره قیام امام حسین علیه السلام علیه یزید و واقعه كربلا چه نظری دارد، گفت:

یزید به صورت مشروع در جایگاه حاكم مسلمانان قرار داشت و اطاعت از او واجب بود و قیام حسین بن علی در برابر او، خروج بر حاكم اسلامی بود كه حرام است!

 

به نوشته جمهوری اسلامی، این مفتی وهابی بدون اینكه به انحراف یزید از مسیر اسلام و زیر پا گذاشتن احكام دینی و ارتكاب محرمات و تبدیل شدنش به یكی از بارزترین مصادیق طاغوت اشاره‌ای بكند در جواب این خواسته مجری برنامه كه از وی خواست كتابی درباره امام حسین علیه السلام به او معرفی كند گفت:

شما بهتر است در این زمینه كتابی نخوانید و در جستجوی چنین كتابی هم نباشید!   (منبع: تابناک)




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: حمایت، مفتی اعظم، عربستان، یزید ملعون،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/07/23

دارچین یکی از مواد غذایی و چاشنی‌های قدیمی و معروف است که به دلیل طعم و عطر مطبوعش، در غذاهای ما ایرانی‌ها نیز بسیار استفاده می‌شود اما این ماده غذایی علاوه بر طعم و عطر، خواص زیاد دیگری هم دارد و به همین دلیل برای درمان بسیاری از مشکلات و اختلالات جسمی به کار برده می‌شود.

این ماده غذایی سرشار از مواد معدنی مورد نیاز بدن از جمله منگنز، آهن و کلسیم و همچنین فیبر می‌باشد.


1- دارچین و پیشگیری از آلزایمر

دارچین فعالیت مغز را افزایش می‌دهد، از این‌رو برای تقویت این عضو می‌توان از آن استفاده کرد. با داشتن این خاصیت، خوردن دارچین به منظور از بین بردن فشارهای عصبی و پیشگیری در مورد از دست دادن حافظه کارساز است.

دکتر مایکل اووادیا با انتشار مقاله جدیدی در مجله «پلوس وان» خاطرنشان کرد:  نوعی ترکیب موجود در چوب دارچین موسوم به «CEppt» می‌تواند کلید اصلی پیشگیری از آلزایمر باشد.

2- استفاده از دارچین برای جلوگیری از کپک‌زدگی

دارچین که در بسیاری از نان‌ها و شیرینی‌ها به عنوان ادویه استفاده می‌شود به عنوان ماده ضدکپک در بسته‌بندی مواد غذایی استفاده خواهد شد. با وجود شیرینی و عطر موجود در این ماده، دارچین می‌تواند عامل نابودی میکروب‌ها شود. این ماده در مصر باستان در مومیایی کردن مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

با توجه به این خصوصیت، محققان اسپانیایی از قابلیت ضد میکروبی دارچین برای تولید نوعی بسته بندی ضد کپک استفاده کرده‌اند. آن‌ها اعلام کردند بر اساس آزمایش‌های به عمل آمده، کاغذی که دارای 6 درصد از روغن دارچین باشد تا 96 درصد از گسترش کپک در سطح نانی که از قبل دچار کپک‌زدگی شده بود، جلوگیری کرده و می‌تواند تازگی نان را تا 10 روز حفظ کند.


3- درمان برفک دهان با عصاره دارچین

نتایج تحقیق انجام شده در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نشان داده است عصاره آبی دارچین روی قارچ کاندیدا آلبیکنس اثر درمانی دارد. این پایان نامه به وسیله فاطمه جسمانی و راهنمایی دکتر حمیدرضا مقیمی و دکتر حسین وحیدی از اعضای هیات علمی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است.


قارچ کاندیدا آلبیکنس بیماری برفک دهان را تولید می‌کند که در این تحقیقات، روش نهایی در عصاره گیری روشی مرکب از خیساندن و هضم کردن با استفاده از نسبت 4 به 1 آب و گلیسیرین به صورت حلال انتخاب شد. نگهداری این عصاره به مدت 24 ساعت و بیشتر در دمای آزمایشگاه و یخچال تولید رسوب می‌کند، اما این رسوب از اثر ضدقارچی عصاره نمی‌کاهد. این دهان‌شویه اثری کاملاً مشابه عصاره دارد و از بو و طعم ملایم دارچین برخوردار است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهند عصاره آبی دارچین اثر ضدقارچی دارد.


4- تسهیل گردش خون

دارچین جریان خون را تسهیل می‌کند. جریان خون مناسب نیز باعث اکسیژن‌رسانی مناسب به سلول‌های بدن می‌شود. دارچین ناخالصی‌های خون را نیز برطرف می‌سازد.


5- درمان عفونت‌ها

به دلیل خاصیت ضدقارچ، ضدباکتری، ضدویروس و ضدعفونی بودن دارچین، این ماده در مورد التیام عفونت‌های خارجی و داخلی بدن موثر است.


6- التیام‌بخشی

دارچین با داشتن خاصیت التیام‌بخشی برای متوقف کردن خونریزی استفاده می‌شود و به دلیل این خاصیت، در کوتاه کردن دوره درمان و بهبود بیماران کارساز است.


7- درمان درد

یکی دیگر از فواید دارچین خاصیت ضدالتهابی آن است. این ماده مفید، گرفتگی عضلات را از بین برده و درد ناشی از آن را نیز تسکین می‌بخشد، همین‌طور برای بهبود و آرام کردن سردردهایی که به دلیل سرماخوردگی ایجاد می‌شود نیز می‌توان از دارچین استفاده کرد.


8- ضد دیابت

دارچین این قابلیت را دارد که میزان قند خون را کنترل کند؛ از این‌رو برای افرادی که مبتلا به دیابت هستند، دارچین ماده‌ای مفید است، چرا که به آن‌ها کمک می‌کند تا مقدار کمتری انسولین مصرف کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که دارچین به ویژه برای بیمارانی که از دیابت نوع 2 رنج می‌برند بسیار مفید خواهد بود.


9- محافظ قلب

کلسیم و فیبر موجود در دارچین، بدن را در مقابل بیماری‌های قلبی محافظت می‌کند. از این‌رو افزودن مقدار کمی دارچین به غذا برای افرادی که از ناراحتی‌های قلبی و فشارخون بالا رنج می‌برند، مفید خواهد بود.


10- دوست روده

دارچین با کمک به افزایش صحت و سلامت روده، ریسک ابتلا به سرطان روده را کاهش می‌دهد.


12- تازه کننده دهان

دارچین با داشتن خاصیت تازه‌کنندگی دهان و خوشبو کردن آن، در بسیاری از آدامس‌ها نیز به عنوان طعم‌دهنده به کار می‌رود.

13- رفع سوءهاضمه

دارچین در بسیاری از غذاهای محلی استفاده می‌شود زیرا علاوه بر عطر و طعم خوب به درمان سوءهاضمه نیز کمک می‌کند. علاوه بر سوءهاضمه، دارچین برای رفع حالت تهوع، استفراغ، دل درد، اسهال و نفخ نیز مفید است.


نکته:

البته با وجود این همه سود و فایده مصرف زیاد و بیش از حد آن نیز می‌تواند مشکلاتی را برای شما فراهم آورد. پس بهتر است که برای سود بردن از آن به میزان کافی و متعادل استفاده کنیم. منبع: تبیان




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: خواص، فوق العاده، دارچین، ضددرد والتهاب، ضددیابت، محافظ قلب، پیشگیری از آلزایمر،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/06/31

هفته دفاع مقدس نمودار مجموعه ‏ای از برجسته‏ ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است.

دلاورمردان  پاک سرشتی که با آگاهی و درک والای خود موقعیت حساس کشور را تشخیص دادند و وظیفه‏ی بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذیرا شدند و با جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن تا پای جان ایستادند!

هر ملتی که چنین دلاوران آگاه و شجاعی را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوی تربیت جوانان خود در همه دوران‏ها بداند!

هشت سال دفاع جانانه این دلاورمردان در برابر تجاوزات وحشیانه دشمن،  منشأ غرور ملی پایان‏ ناپذیری برای مردم سلحشور ایران گردید و باعث شد که توطئه مشترک شرق و غرب برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران به فرصتی برای اثبات توانمندی‏های اسلام و انقلاب و کشور تبدیل شود.

رشادت‏های جوانان برومند، انقلاب و نظام را بیمه کرد و نشان داد که با داشتن پشتوانه مردمی و در پرتو حاکمیت اسلام و وحدت نیروها می‏توان هر دشمن خیره سری را ناکام ساخت.

این روزها هنگامی که یادی از دفاع مقدس می‏شود، دنیایی از شرف و حماسه ملتی نجیب و آزاده در اذهان تداعی می‏شود که عطر معنویت و صفای خاصی به ما ارزانی می‏دارد. ملتی که با پرورش رزمندگانی حماسه‏آفرین مفهوم روشن «تعبد در برابر ولایت» را به نمایش گذاشتند و با انگیزه «ادای تکلیف» در پی «مرجع و رهبر» خود سر از پا نشناخته، به جبهه ‏های حق علیه باطل شتافتند و طلوع عشقی بی‏بدیل را ترسیم کردند و به پیروزی بزرگی که حفاظت از وجب به وجب سرزمین اسلامی و صیانت از مکتب و عقیده بود دست یازیدند.

هفته دفاع مقدس یادآور خون‏های مقدسی است که در پای شجره طوبای انقلاب اسلامی ریخته شد. فرزندان جبهه و شهادت اطاعت را عبادت می‏بینند. وارثان دفاع مقدس عزت جهاد را با ذلت در خانه نشستن عوض نمی‏کنند. ایستادگی آنها نشستگان تاریخ را به قیام وا می‏دارد و این پیام بزرگ دفاع مقدس است.

خدایا، آن سال‏ها رفتند؛ سال‏های زلال مهربانی؛ سال‏های سجود و صعود؛ سال‏های اوج شهادت و شجاعت مادران شهید؛ سال‏های سنگرهای سوز و گداز؛ سال‏های خوش «دوکوهه»؛ سال‏های بی‏قراری و انتظار. دریغا که سال‏های عشق و عطش گذشت!

مردم ایران با برخورداری از رهبری توانا و آگاه، هوشمندانه و با انگیزه‏های دینی و ملی در مقابل دشمن متجاوز به پاخاست و صحنه‏های زیبایی از وفاق ملی را به نمایش گذاشت. انگیزه حضور مردم ما دینی، عقیدتی و ملی بود. دفاع ما نبردی صددرصد شرافتمندانه بود و به همین دلیل این ملت بزرگ حاضر نشد مقررات انسانی و اسلامی را در این جنگ زیر پا بگذارد!

بدون شک عزت و سربلندی آزادیخواهان جهان مرهون فداکاری های 8 سال دفاع مقدس ایران اسلامی است. دلاورمردانی که در دفاع مقدس خود آیه شریفه " وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ" را به منصه ظهور گذاشتند، و چنان درسی به استکبار جهانی دادند که برای همیشه فکر حمله به ایران را از سر خود بیرون کند!  لذا زنده نگه داشتن یاد و خاطره این ایام و «بزرگداشت هفته دفاع مقدس» یک وظیفه دینی بوده و همچون زنده نگداشتن عاشورا، باید فداکاری های هشت سال دفاع مقدس را نیز زنده نگه داریم چرا که از دست دادن زمان، تهدید بزرگی برای فراموشی خاطرات جنگ است و باید با برنامه ریزی جامع برای حفظ ارزش های دفاع مقدس تلاش نماییم و در آستانه بازگشایی مدارس و دانشگاهها، این مسئولیت بر عهده اساتید و دانشگاهیان است که نسل جوان را بیش از پیش با هفته دفاع مقدس آشنا و درگیر نموده تا با آگاهی بیشتر از سرگذشت وقایع جبهه های جنگ بتوانند جواب بسیاری از سوالات خود را در زندگی شخصی پیدا نمایند!

یادوخاطره همه شهداء وجانبازان و مردان و زنان شجاع ایران اسلامی که افتخاری بر افتخارات ملت ایران افزودند، زنده و پایدار و گرامی باد. 




طبقه بندی: هفته دفاع مقدس، 
برچسب ها: هفته، دفاع، مقدس،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

اهالی موصل: داعش سوره «کافرون» را از قرآن حذف کرد

شماری از اهالی شهر موصل در شمال عراق که به اشغال عناصر تکفیری داعش در آمده است، از رنج خود پس از اقدامات افراطی و عجیب تروریست‌ها خبر دادند و اعلام کردند که آنان سوره کافرون را از قرآن حذف کرده‌اند.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس همزمان با ائتلاف موسوم به ائتلاف بین‌المللی علیه داعش به رهبری آمریکا، سریال نقض حقوق بشر در موصل به دست اعضای این گروهک ادامه یافت تا شرایط بسیار بد ساکنان این منطقه که بیش از 3 ماه (9 ژوئن) است تحت فشار داعش هستند به حد فاجعه برسد.

 

پس از منفجر کردن مراقد مقدسه، آواره کردن اقلیت‌های دینی، قتل روحانیون و شیوخ عشایر، داعش به جنایات دیگری نیز روی آورده است که شاهدان عینی برخی موارد آن را نقل کردند که کشته شدن زنان باردار و حذف سوره کافرون از این جمله است.

 

«م.ح» زن جوان موصلی و صاحب 2 فرزند است. وی درباره مشاهدات عینی خود از اقدامات تکفیری‌های داعش در موصل به پایگاه خبری «العالم الجدید»، گفت:

از قطع مرتب برق در عذابیم. هر سه روز فقط دو ساعت برق وصل می‌شود. مواد غذایی در بازارها نیست. وی افزود داعش دستوهای عجیب و غربی می‌دهد مثلا فروش «پوشک» نوزادان را بدون اینکه دلیلشان را بدانیم، ممنوع کرده است.

داعش هم‌چنین فروش ترشی، آجیل (خشکبار)، چیپس و چیزهایی شبیه به این را ممنوع کرده و مدعی است دراینها ماده مخمری وجود دارد که باعث نوعی قند می‌شود.

این زن موصلی در ادامه اظهارات خود گفت:

داعش در هر مسجدی یک چاه حفر کرده است و بزودی قطع آب را اعلام خواهد کرد زیرا اعتقاد دارد اهالی باید به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) اقتداد کنند و فقط از چاه آب بکشند و استفاده کنند.

 

«ن.س» که یک زن دیگری موصلی است در مورد جنایات داعش گفت: هر کس که با آنها مخالفت کند، تازیانه و شلاق می‌خورد وبه مکانی نامعلوم برده می‌شود و فرقی ندارد زن باشد یا مرد. داعش «خمار» (پوششی خاصی که از سر تا پای زن را می‌پوشاند) را برای زنان و دختران بالای 9 ساعت اجباری اعلام کرده است و تاکید کرده چشم‌ها نباید پیدا باشد زیرا باعث «فتنه‌انگیزی» در میان مردان می‌شود.

 

وی افزود هر زنی که خمار نپوشد اگرچه همسرش با او باشد 80 ضربه شلاق میخورد و باید جریمه مالی 65 هزار دیناری بدهد، اما اگر زن تنها باشد که با عصا و کفش او را کتک می‌زنند.

 

در همین راستا این زن مثال یک زن حامله در ماه هفتم را می‌زند که بدون پوشیدن خمار به مغازه‌های فروش لباس نوزاد رفته بود و اعضای داعش زمانی‌که او را می‌بینند بشدت به پشت و کتف او ضربه می‌زنند به نحوی که دچار خونریزی می‌شود و بیهوش می‌شود؛ زمانی که توسط عابران به بیمارستان رسانده می‌شود دیر شده است و خود و بچه‌اش هر دو از دنیا می‌روند.

 

این زن مثال کودکی موصلی را می‌زند که از پشت‌بام افتاده بود. مادرش در اثر عجله و شوک افتادن کودکش بدون پوشیدن خمار وی را به بیمارستان می‌رساند اما اعضای داعش به او اجازه ورود به بیمارستان را نمی‌دهند. زن مجبور می‌شود که به خانه بازگردد و خمار بپوشد اما زمانی‌که خود را به بیمارستان می‌رساند، می‌بیند که کودکش از دنیا رفته است.

 

یکی دیگر از شاهدان عینی گفت: داعش مدارک شناسایی جوانان را می‌گیرد و آنها را پاره می‌کند و مدارک دیگری که آرم داعش بر روی آن نوشته است، تحویل آنها می‌دهد. این فرد ادامه می‌دهد که داعش علاوه بر تخریب مراقد واماکن مقدس، دانشکده هنرهای زیبا را تعطیل کرده و آن را آتش زده است؛ علاوه بر این عجیب آن است که به حذف سوره «کافرون» اقدام کرده و دلیل این امر مشخص نیست.

 

یک زن دیگر موصلی به «العالم الجدید» گفت:

داعش در همه جا حتی در بخش زایمان بیمارستان نیز حضور دارد. این زن به ماجرای حمله داعش به یک پزشک زن در بخش زایمان اشاره می‌کند و می‌افزاید این پزشک زن به حضور داعش در هنگام وضع حمل زنی اعتراض می‌کند و با عصبانیت از آنها می‌خواهد به دلیل شرایط خاص موضوع اتاق را ترک کنند اما اعضای داعش قبول نمی‌کنند و با شمشیر این پزشک را بشدت مجروح می‌کنند و حال مشخص نیست این پزشک هنوز زنده است یا بر اثر ضربه فوت کرده است.




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: داعش، حذف، سوره کافرون، قرآن کریم، پوشش، اجباری، خمار،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/06/26

در کتب مقدس یهودیان و نویسندگان قدیمی یونان و روم از آن نام برده شده و در قرآن نیز در سوره‌ای به نام انجیر خداوند به تین و زیتون قسم خورده چراکه درختانی هستند که میوه‌های آنها خواص غذایی کامل داشته، سهل‌الهضم بوده و خواص دارویی نیز دارند.

 

به گزارش پارسینه انجیر میوه‌ای است که هر دو حالت خشک و تازه آن مفید و مغذی است. با وجود این‌ که انجیر خشک در تمام طول سال در دسترس است، اما خیلی‌ها معتقدند جای طعم خوش و منحصربه‌فرد انجیر تازه را نمی‌گیرد.

 

بقراط در چندین مورد انجیر را به عنوان ملین و مغذی نام برده و در بیماری‌های التهابی بدن آن را مفید دانسته است. به گفته‌ی کارشناس تغذیه مرکز بهداشت انجیر تقویت‌کننده کبد است و مصرف آن سموم بدن را دفع می‌کند.

انجیر میوه‌ای خوشمزه و مغذی و حاوی قند، پروتئین، چربی، مواد معدنی نظیر کلسیم، فسفر، آهن، روی و فلوئور و ویتامین‌های مختلف چون ویتامین A، E، C و ویتامین‌های گروه B است.

 

در طب سنتی نیز انجیر را میوه‌ای با طبع گرم و تر و مناسب برای درد سینه، سرفه و بیماری سپرز( بیماری طحال) معرفی کرده‌ اما، در عین حال مصرف زیاد آنرا مضر دانسته‌اند. انجیر مخلوط با خرما، کشمش و عناب به چهار میوه نرم‌کننده سینه معروفند.

 

 به نقل از جام انجیر تقویت‌کننده کبد است وبوی بد دهان را از بین می‌برد. انجیر تعرق بدن را زیاد می‌کند و برخی از سموم و مواد شیمیایی موجود در بدن با خوردن انجیر از بدن دفع می‌شوند.

 

 انجیر ادرارآور است، یبوست را برطرف می‌کند و جوشانده انجیر خشک برای رفع سرماخورگی بسیار مفید است. انجیر دستگاه هاضمه را تقویت می‌کند و برای درمان سوء‌هاضمه مناسب است.

 

این میوه شیر مادر را افزایش می‌دهد و به دلیل اشتهاآور بودن و برخورداری از مقدار مناسب مواد مغذی مصرف انجیر برای کسانی که مایل به افزایش وزن هستند یا در دوره نقاهت بیماری بسر می‌برند گزینه مناسبی است.

 

اگر در اثر کهولت سن با کاهش تمایلات جنسی مواجه شده باشید خوردن انجیر در این مورد هم به کمک شما می‌آید.

 

انجیر را در آب جوش ریخته و بگذارید کمی سرد شود. سپس آن را داخل یک لگن بریزید و داخل آن بنشینید که بواسیر دردناک و متورم را درمان می کند.

 

انجیر را با زرده تخم مرغ  یا روغن مخلوط کنید و روی زخم ها بگذارید، باعث التیام آنها خواهد شد.

 

با وجود تمام خواص ذکر شده باید توجه داشت که مصرف زیاد این میوه تولید نفخ شکم و اسهال کرده و نیز برای بیماری چشم نیز مصرف آن توصیه نمی‌شود. از طرفی به دلیل میزان بالای قند موجود در انجیر، این میوه برای مبتلایان به بیماری دیابت مناسب نیست و در صورت تمایل بیش از دو عدد در روز نباید مصرف شود. میزان قند موجود در انجیر خشک 30 تا 40 درصد بیشتر از تازه آن است.




طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: خواص، عجیب، انجیر، تازه و خشک، رفع یبوست، مفید برای نقرس، ملین سینه و گلو،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

کاهش عملکرد اندوتلیال رگ ها یکی از اولین نشانه های بیماری های قلبی عروقی مانند بیماری قلبی و سکته مغزی است زیرا رگ ها سفت می شوند و کمتر می توانند خون را در سراسر بدن پمپ کنند.

محققان می‌گویند، پنج دقیقه راه رفتن به ازای هر ساعت نشستن اثرات مضر نشستن طولانی مدت را از بین می برد.


به گزارش تسنیم، به نقل از هلث، محققان آمریکایی می گویند:

فواید پنج دقیقه راه رفتن به ازای هر ساعت نشستن حتی زمانی که راه رفتن آهسته باشد، باقی می ماند. نشستن برای دوره های طولانی مدت با افزایش خطر سطح کلسترول و اندازه های بزرگتر دور کمر ارتباط دارد.


کارشناسان اوایل سال جاری اعلام کردند که نشستن برای سلامتی به بدی سیگار کشیدن است بطوریکه فعالیت نداشتن چهارمین عامل بزرگ مرگ و میر بزرگسالان در انگلیس است. تصور می شود که شمار متوسط بزرگسالان انگلیسی بیش از ۷۰ درصد از روز خود را به صورت نشسته سپری می کنند.


این مطالعه که به تازگی انجام شده است نشان می دهد که در زمان نشستن ماهیچه ها شل می شوند و خون به درستی به قلب پمپاژ نمی شود. در حالت نشسته خون به ساق پا کشیده می شود و بر عملکرد اندوتلیال عروق تاثیر می گذارد.


کاهش عملکرد اندوتلیال رگ ها یکی از اولین نشانه های بیماری های قلبی عروقی مانند بیماری قلبی و سکته مغزی است زیرا رگ ها سفت می شوند و کمتر می توانند خون را در سراسر بدن پمپ کنند.


محققان دانشکده بهداشت دانشگاه اورگان در پورتلند آمریکا می گویند:

مشخص شده است که نشستن طولانی مدت موجب صدمه به عملکرد اندوتلیال که از علائم اولیه ابتلا به بیماری قلبی و عروقی است می شود و کاهش مدت زمان نشستن از کاهش این عملکرد جلوگیری می کند.


محققان تاکید کردند: افرادی که به ازای هر ساعت نشستن پنج دقیقه راه می روند عملکرد رگ هایشان عادی می شود.




طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: اثرات، معجزه آسای، پنج دقیقه، پیاده روی، بیماری قلبی، سکته مغزی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

خواستم بر کتاب علامه امینی نقدی بنویسم و نام آن را علامه امینی دروغگوی بزرگ بگذارم اما بعد از جستجو در کتاب‌های اهل سنت و وهابیت دریافتم تمام روایت‌های کتاب الغدیر صحیح است.

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، حمید شیرانی، وهابی شیعه شده در برنامه شب آسمانی شبکه قرآن و معارف سیما در رابطه با چگونه شیعه شدن گفت:

 

وهابیت معتقد است تا زمانی که شیعه در اسلام است یک ناپاکی بر روی اسلام قرار دارد، آن ها زاویه دید ما را نسبت به بحث امامت، زیارت قبور ائمه (ع) و شهادت تغییر می‌دادند و با روش‌های روانشناسی خود به ما مسلط می‌شدند. اکثر وهابی‌ها سطح سوادشان پایین است اما آن‌ها که تحصیل‌ کرده هستند و مطالعه‌ای می‌کنند متوجه می‌شوند که در اطرافشان چه خبر است.

 

وی تأکید کرد: هدف وهابیت این است که جمعیت را به سمت خودشان بکشند و بیشتر افراد مستعدی که به سمت وهابیت کشیده می‌شوند اهل سنت هستند برای همین است که وهابیون اهل سنت را به ظاهر برادر خود می‌دانند تا جمعیت عظیمی را با خود متحد کنند درحالی که در باطن نسبت به اهل سنت کینه‌ی زیادی دارند و خون آن ها را مباح می‌دانند، حتی وهابیت زن‌های اهل سنت را حلال می‌دانستند.

 

وی ادامه داد: آن‌ها معتقدند که می‌خواهیم اسلام را مانند نانی پاک به جهان عرضه کنیم اما در حقیقت وهابیت قسمت ناپاک اسلام است. وهابی‌ها نیز چون نان با کیفیت و اسلام ناب ندیده‌اند وقتی وهابیت‌ را می‌بینند می‌پذیرند و چون شیعه در ذهن آن‌ها بد ترسیم شده می‌ترسند به سمت عقاید شیعه بروند زیرا آن‌ها اسلام ناب را ندیده‌اند.

 

این جوان تازه شیعه شده جریان ایمان آوردنش به مکتب تشیع را این چنین بیان کرد:

به منطقه کرمان سفری داشتم یک شیعه در محل کارش چند روایت به نقل از کتاب وهابیت نوشته و در بالای سرش چسبانده بود یکی از این احادیث به نقل از رسول‌الله (ص) بود که فرموده بود اگر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگش با جهالت است و یکی دیگر حدیث ثقلین بود. وقتی این‌ها راخواندم با خودم گفتم شیعه‌ها دروغ می‌گویند. چه کسی می‌آید کتاب وهابیت را ورق بزند و درستی این احادیث را پیگیر شود.

 

شیرانی افزود: بعد ازآن مصمم شدم تا ببینم این احادیث واقعا در کتب اهل سنت و وهابی هم هست یا نه؟ به سراغ منابع وهابیت و اهل سنت رفتم و دیدم واقعا چنین احادیثی وجود دارد و دریافتم تنها شیعیان هستند که به این احادیث چنگ می‌زنند تا گمراه نشوند. بعد از این دائما در شک به سر می‌بردم و سر نماز با خودم می‌گفتم نکند که من اشتباه می‌کنم که به شکل وهابی ها نماز می خوانم بنابراین به خود جرأت دادم که به سمت کتاب‌های شیعه بروم و با گروه تبلیغی شیعه شروع به مطالعه کردم. آن‌ها ابتدا در مورد اختلافات با من صحبت نکردند بلکه بحث عقل و امامت را با من مطرح نمودند.

 

وی تأکید کرد: کتاب‌هایی که در شیعه شدنم بسیار موثر بودند کتاب الغدیر علامه امینی رحمة الله علیه، نهج البلاغه، کتاب دکتر تیجانی و شب‌های پیشاور بود. ابتدا کتاب الغدیر را که خواندم آن قدر ناراحت شدم که کتاب را محکم به دیوار کوبیدم و تصمیم گرفتم تا نقدی بر آن بنویسم و نام کتاب را دروغگوی بزرگ علامه امینی بگذارم زیرا در رابطه با بعضی اصحاب پیامبر (ص) مطالبی بود که مرا ناراحت می کرد در نهایت با تصمیم بر این که بر کتاب علامه نقد بنویسم پیگیر روایت‌ها شدم متوجه شدم تمام روایت‌ها درست است و همه‌ی ادله‌ی آن از کتاب‌های وهابیت و اهل سنت نقل شده است، اما همچنان در تردید بودم.

 

شیرانی اضافه کرد: یک شب که داشتم دعای سی و سوم صحیفه سجادیه را می‌خواندم خوابم برد این دعا مضمونش این است که خدایا پای مرا به سمت خوبی‌ها ببر. صبح روز بعد خواب دیدم در شهر شیعه نشینی هستم فردی به نام علی مرا بیدار کرد و گفت حمید بلند شو وضو بگیر و نماز بخوان. پس از آن که بلند شدم تا وضو بگیرم در خواب دیدم دو تن از دوستانم در حال مشاجره هستند پس از آن دیدم که نماز جماعت شیعه برپاست. می‌خواستم به شکل وهابی‌ها نماز بخوانم که فردی به من گفت دیگر نیازی نیست و مثل شیعیان نماز بخوان. آن جا ایستادم و مثل شیعیان نماز خواندم. آن‌جا در تشویش به سر می‌بردم. دیدم که یک روحانی شیعه به من نگاه کرد و لبخند زد و این لبخند مانند آبی بر روی آتش بود. جالب این جاست که دقیقا آن لحظه با صدای دوستم از خواب بیدار شدم و تمامی اتفاقاتی که در خواب برایم افتاده بود یک به یک اتفاق افتاد.

 

وی اظهار داشت: بعد از این جریان به دنبال کتاب تعبیر خواب رفتم اما چون صبح زود بود هیچ کتابخانه ای باز نبود. یک روحانی شیعه را دیدم و به او گفتم آیا شما تعبیر خواب بلدید؟ او پیشنهاد کرد به دارالقرآن برویم. درآنجا جمعی از روحانیون حضور داشتند. خوابم را آنجا تعریف کنم. وقتی خواب را برایشان تعریف کردم گفتند خواب شما تعبیر ندارد و مفهومی است. خودت باید بفهمی دنبال چه منظوری بوده‌ای. همان لحظه بلند شدم و در کمال تعجب همگان به شهادت آقا امیر المومنین(ع) ایمان آوردم از همان جا بود که تازه فهمیدم که رسالت بزرگی بر دوش من است و کار من آغاز شده است.

 

وی با بیان این مطلب که بعد از شیعه شدنش بسیار مورد آزار وهابی‌ها قرار گرفته گفت: پس از شیعه شدنم وهابی ها با کتک زدن و تهدید کردن، من و خانواده ام را تحت فشار گذاشتند اما بعد از اینکه متوجه شدند تهدید کارساز نیست به من پیشنهاد پول دادند و گفتند هر چه قدر شیعه ها به تو پول داده اند ما دو برابر آن را به تو می‌دهیم تا از این بازی‌ها دست برداری! من گفتم این بازی نیست حقیقت است.

 

شیرانی افزود: هرچند خانواده‌ام مدتی مرا ترک کردند اما بسیار نگران من بودند و می ترسیدند که وهابی ها مرا بکشند. در نهایت پدرم و مادرم پیشنهاد دادند که مهاجرت کنم. من شرایط خوبی برای مهاجرت نداشتم اما حکم پیغمبر (ص) این بود. در نهایت از این شهر به آن شهر دنبال انتقالی بودم اما یک روز که از قم می‌گذشتم برای زیارت وارد شهر شدم رفتم حرم حضرت معصومه (س) دیدم همه مردم از بی‌بی حاجت می‌خواهند همان جا دست به دامان بی‌بی شدم و در کمال حیرت وقتی از حرم بیرون آمدم مردی بلوچی با من آشنا شد و وقتی جریان من را فهمید با یک تماس تلفنی مشکل انتقالی مرا از بیمارستان حل کرد و من در جوار حضرت معصومه(س) قرار گرفتم.

 

این جوان شیعه شده بیان داشت: نداشتن اسکان و سرپناه مشکل اصلی دیگر من بود. به دلیل نداشتن خانه نمی‌توانستم همسرم را از سیستان و بلوچستان به قم بیاورم باز هم به حرم رفتم و گفتم بی‌بی، من قرار بود از شما تنها یک حاجت بخواهم اما باز هم حاجتی دارم. در حرم دعا کردم بار دیگر از حرم که بیرون آمدم مردی به دلیل لهجه ام توجه اش به سمت من جلب شد و با اصرار از من پرسید که در قم چه می کنی؟ بعد از شنیدن ماجرای من، مرا به یک برنامه تلویزیونی دعوت کرد دقیقا بعد از برنامه تلویزیونی بود که مردی با اصرار خواسته بود تا مرا ببیند. وقتی مرا دید با خواهش از من خواست که تا در خانه‌ی او اسکان پیدا کنم و این گونه بود که بعد از ایمان آوردنم مشکلاتم با عنایت ائمه(ع) به راحتی حل شد.

 

وی تصریح کرد: در حال حاضر عشق به ولایت و ائمه(ع) مثل عسل شیرین است الان به اهل بیت (ع) عشقی پیدا کرده ام که به خاطر آن خدا را شکرگزارم خصوصا حضرت زهرا (س) که اصلا نه در زندگی من کمرنگ، که اصلا وجود نداشت. من از خدا خواستم که مرا به راه راست هدایت کند. در ابتدا هم می‌دانستم که شیعه حق است اما در آن زمان طنابی از تعصب به دور گردن من قرار گرفته بود.

وی اظهار داشت: به تک تک شیعیان به خصوص جوانان شیعه می گویم که دعاهای شیعیان به خصوص دعای کمیل نعمت بزرگی است که در دست شیعیان است و وهابی‌ها هیچ بهره ای از آن‌ها نمی برند، حتی از دعای کمیل که مضمونی زیبا و عارفانه دارد و مطلبی در رابطه با حقانیت شیعه در آن نیست.

 

وی تأکید کرد: زمانی که من شیعه شدم هرچند وهابی ها اهل سنت منطقه را بر ضد من تحریک می کردند اما از برادران اهل سنت بلوچستان تشکر می کنم زیرا تحت تأثیر بازی آن ها قرار نمی گرفتند و همه دوستان و همکاران اهل سنتم از من حمایت می کردند و این باعث دلگرمی من می شدند.

 

این جوان شیعه شده در پایان گفت: دعا می‌کنم که همه به شهادت ولایت امام زمان(عج) و امام علی(ع) شهادت دهند و امیدوارم روزی برسد که بدون وجود فرقه ای ضاله همه انسان ها در راه حقیقت گام بردارند.




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: ماجرای، شیعه شدن، جوان، وهابی، الغدیر، علامه طباطبایی، دروغگو،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

غذاهایی که می‌خوریم، تاثیر بسیار پررنگی بر ظاهر ما می‌گذارند؛ رژیم گرفتن بدون اطلاع از کالری، سدیم و چربی پنهانی که در هر کدام از آنها ممکن است وجود داشته باشد، مثل پرتاب کردن تیر در تاریکی است اما خوردن بعضی غذاهای خاص می‌تواند به صاف شدن شکم شما کمک کند!


خوراکیهای لاغر کننده:

·      ماست پروبیوتیک :

این صبحانه حاوی باکتری‌هایی است که به کنترل باکتری‌های داخل شکم کمک می‌کند، سیستم گوارش‌تان را منظم نگه داشته و مانع از چاقی شکم می‌شود.

·      زیتون :

یکی از اساسی‌ترین جزئیات رژیم مدیترانه‌ای، زیتون است که به کنترل انسولین و قند خون کمک می‌کند و هر دوی این عوامل در صاف شدن شکم نقش اساسی دارند. این خوراکی حاوی چربی غیر‌اشباع تک‌زنجیره‌ای است که به کاهش کلسترول کمک می‌کند. و احتمال بروز حمله‌های قلبی را کاهش می‌دهند.

·      توت‌فرنگی :

خوردن توت‌فرنگی می‌تواند به کاهش چربی شکمی کمک کند. همچنین جهش‌های انسولین را که ممکن است باعث بالا رفتن وزن شود، کاهش می‌دهد.

·      شکلات تلخ :

تحقیقات نشان داده شکلات تلخی که حاوی07درصد کاکائو یا بیشتر باشد سرشار از فلاونوئیدهای شکم صاف‌کن است که چربی‌سوزی را افزایش داده و شکم را صاف می‌کند،

·      بادام‌زمینی :

بادام‌زمینی فرآوری شده چربی غیر‌اشباع تک‌زنجیره‌ای نیست؛ اما این نوع چربی در محصول فرآوری نشده‌اش وجود دارد که باعث کوچک شدن شکم می‌شود.

·      سس پستو :

این سس برای صاف کردن شکم به کار می‌رود، دانه‌های درخت کاج و روغن زیتون هر دو سرشار از اسیدهای چرب غیر‌اشباع تک‌زنجیره‌ای است که التهاب بدن را کاهش داده و با چربی شکم مبارزه می‌کند. هر دوی این مواد در سس پستو وجود دارد؛

·      گردو :

گردو و در کل تمام مغزها، بهترین منابع چربی‌های سالم هستند. اگر در اندازه‌های معقول مصرف شوند، خواص بیشماری دارند.

·      میوه حاوی ویتامین C :

ویتامین C به فرایند تولید سریع‌تر چربی در بدن کمک می‌کند همچنین تولید اسیدآمینه‌هایی که مسئول سرعت بخشیدن به چربی‌سوزی در بدن هستند، تحریک می‌کند. ویتامین C، به خصوص اگر حین ورزش استفاده شود به کاهش چربی شکمی کمک می‌کند. سه‌چهارم لیوان آب پرتقال یا نصف فنجان فلفل قرمز تمام ویتامین C مورد نیاز روزانه بدن را تامین می‌کند و بروکلی و سیب‌زمینی شیرین هم حاوی مواد ضد‌چربی بسیار زیادی هستند.

·    سس گواکومولی (مخلوط آووکادو، گوجه‌فرنگی، فلفل قرمز و ادویه‌های دیگر) :

آووکادوی موجود در سس دیپ گواکومولی سرشار از چربی‌های خوب است.

 

خوراکیهای چاق کننده:

·      پنیر :

چربی‌های اشباع موجود در این محصول لبنی باعث چاق شدن شکم می‌شود، در کل، چربی‌های اشباع، مثل چربی موجود در پنیر، از سلامت کمتری برخوردار است و می‌تواند باعث افزایش کلسترول و ریسک بیماری قلبی شود.

·      چربی ترانس :

چربی‌های ترانس معمولا ماندگاری زیادی در دمای معمولی اتاق دارند و برای تولیدکنندگان صنایع غذایی جذاب هستند چراکه ماندگاری‌شان در قفسه فروشگاه طولانی خواهد بود. این محصولات پیامدهای منفی زیادی برای بدن دارند؛ از افزایش التهاب گرفته تا افزایش کلسترول بد!

·      سس سلسا :

سدیم موجود در نمک سس سالسا باعث نفخ و ورم می‌شود. به جای نمک بهتر است از جایگزین‌های دیگری برای طعم‌دهندگی به سس سالسای خود استفاده کنید.

·      بستنی‌ها :

با اینکه بافت خنک بستنی سبک به نظر می‌رسد، بسیاری از بستنی‌ها با شربت ذرت پر از فروکتوز، شکر و رنگ‌های مصنوعی خوراکی تهیه می‌شوند؛ می‌توانید بجای بستنی از انگور یا آلبالوی یخ‌زده لذت ببرید؛ این خوراکی‌ها به اندازه بستنی حس تازگی به شما خواهند داد و قند خون‌تان را هم بالا نمی‌برند!

·      آب انگور :

درست است که آب انگور دارای فواید ضد پیری است، اما متاسفانه تاثیری بر لاغری شکم ندارد. آب انگور حاوی فروکتوز زیادی است که توانایی کالری‌سوزی بدن را کاهش می‌دهد؛ پس تصور لاغر شدن با نوشیدن آب انگور کاملا اشتباه است!(جام)


طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، 
برچسب ها: خوراکیهای، لاغر کننده، چاق کننده، گردو، زیتون، پنیر، بستنی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

سرانجام، پیروزی از آن مردم فلسطین خواهد بود و اسرائیل با ذلت نابود خواهد شد!

ده‌ها سال از مظلومیت مردم فلسطین می‌گذرد و امروز نیز شاهد قتل و عام زنان، مردان و کودکان بی‌گناه این مرز و بوم هستیم.

مظلومیتی که هیچ‌کس توانایی سکوت در برابر آن را ندارد!

آزادگان سراسر دنیا از مسلمانان کشورهای اسلامی گرفته تا  غیر مسلمانان کشورهای آمریکا وپاریس و کشورهای اروپایی، فریاد یا للمسلمین سرداده اند! و با حضور در راهپیمایی های خودجوش،  از مردم مظلوم فلسطین و غزه حمایت و انزجار خود را از رژیم غاصب صهیونیستی اعلام کرده اند.

ملت مظلوم و بی دفاع فلسطین بیش از ۶۵ سال است مورد ظلم و ستم اسرائیل قرار دارد و از ماه مبارک رمضان، این رژیم فاسد حملات خود را گسترش داده که باعث تخریب خانه ها و بی خانمان شدن مردم مظلوم غزه و کشته و زخمی شدن هزاران فلسطینی شده است.


همه آزادیخواهان جهان به مصداق سخن گهربار رسول اکرم (ص) که فرمودند« کسی که صبح کند ونسبت به گرفتاری مسلمانان بی تفاوت باشد و در رفع مشکل آنان در حد توان خود اقدام نکند مسلمان نیست» وظیفه دارند حملات وحشیانه اسرائیل را محکوم نموده و حمایت خویش را از مردم مظلوم وبی پناه فلسطین اعلام نمایند.


بدون شک پیروزی از آن مردم فلسطین خواهد بود، زیرا خداوند در قرآن کریم به ملتی که شهادت داده و آنان که صبر و استقامت نموده است وعده پیروزی داده است.


اسرائیل و مستکبرین جهان باید بدانند که مردم فلسطین تنها نیستند و تمام مردم آزاده جهان در کنار مردم بی دفاع فلسطین خواهند بود.


وظیفه تمام رهبران اسلامی است تا در مقابل حملات اسرائیل سکوت اختیار نکرده و از هیچ نوع کمک مادی و معنوی در مقابل مردم فلسطین دریغ نکنند.

 

اسرائیل خونخوارترین دشمن مسلمانان در طول تاریخ اسلام به شمار می‌رود و اگر امروز کشورهای اسلامی از خون مردم مسلمان غزه دفاع نکنند، در آینده سایر کشورهای اسلامی نیز هدف آماج حملات رژیم غاصب اسرائیل قرار خواهند گرفت.


امروز روز همبستگی جهان اسلام است و کشورهای اسلامی اعم از شیعه و سنی باید متحد شوند و در مقابل این کشور یاغی و سرکش وحامیان آن از جمله آمریکای جنایتکار بایستند و  اگر امروز کشورهای اسلامی از خون مردم مسلمان غزه دفاع نکنند، در آینده سایر کشورهای اسلامی نیز هدف آماج حملات اسرائیل قرار خواهند گرفت.

 

در حمله ۱۹ روز گذشته در غزه اماکن مقدس بسیاری تخریب و انسان های بی دفاع زیادی به دست نظامیان رژیم صهیونیستی به خاک و خون کشیده شده اند و امریکا حامی اصلی این رژیم جنایتکار تا دندان مسلح می باشد. مرگ بر امریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر صهیونیست های غاصب و حامیان آنان، زنده باد مردم فلسطین، زنده باد اسلام!




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: پیروزی، از، آن، مردم، فلسطین، خواهد، بود،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/05/4

 

میزان زکات فطره و کفاره ماه مبارک رمضان از سوی دفتر آیت الله مکارم شیرازی مشخص و به کلیه دفاتر ایشان در سراسر کشور اعلام شد.


به گزارش خبرگزاری مهر، بر اساس فتوای آیت الله العظمی مکارم شیرازی،
زکات فطره امسال بر مبنای قوت غالب گندم مبلغ چهار هزار و پانصد تومان (4500 تومان) و بر اساس قوت غالب برنج، مبلغ پانزده هزار تومان (15000 تومان) اعلام شده است.


کفاره روزه غیر عمد مبلغ هزار و پانصد تومان (1500 تومان) است که باید به صورت نان تهیه و پرداخت شود، همچنین کفاره روزه عمد مبلغ نود هزار تومان (90000 تومان) است.


لازم به ذکر است که براساس مسأله 1492 رساله توضیح المسائل آیت الله العظمی مکارم شیرازی،
زکات فطره بر تمام کسانى که قبل از غروب شب عید فطر بالغ و عاقل و غنى باشند واجب است، یعنى باید براى خودش و کسانى که نان خور او هستند، هر نفر به اندازه یک صاع (تقریباً سه کیلو) از آنچه غذاى نوع مردم آن محل است، اعم از گندم و جو یا خرما یا برنج یا ذرّت و مانند اینها به مستحق بدهد و اگر پول یکى از اینها را بدهد کافى است.


در ضمن بنابر فتوای معظّم له اگر کسى تنها در افطار شب عید فطر میهمان دیگرى باشد فطریه او به عهده خودش است.




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: میزان، فطریه، حضرت، ایه الله، مکارم، شیرازی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

5 روش ساده برای "کوچک کردن شکم"

اگر می خواهید به راحتی شکم تان را کوچک کرده و تناسب اندام داشته باشید این 5 روش را فراموش نکنید.

بررسی ها نشان می دهد که مصرف روغن در انواع مختلف حتی روغن زیتون ( در صورت مصرف زیاد) منجر به روز "چاقی دور شکم" و پهلو شده که حاصل از تجمع و سفت شدن چربی در این نواحی است که در حقیقت همه این مشکلات از مصرف نادرست روغن ها چه جامد و چه انواع گیاهی آن سرچشمه می گیرد.

 

تحقیقات نشان می دهد که در این شیوه هر چقدر بشقاب غذا بزرگتر باشد ما آن را پرتر می کنیم و در نتیجه به علت وجود نوعی طمع به آن غذای بیشتری می خورد و پرخوری می کنیم که این عمل در دراز مدت تبدیل به نوعی عادت غذایی شده و حجم غذا و در نتیجه لایه های چربی زائد بدنمان به مرور بیشتر و بیشتر می شود.

 

هیچ رژیم غذایی خاصی برای رفع "چربی های موضعی" وجود ندارد. ناگفته نماند که بررسی ها نشان داده است به جای مصرف روغن درحین آماده ساز یا طبخ غذا اگر آن را یک بار و بعد از پخت روی غذاها اسپری کرده تا میزان  ۵۰درصد در مصرف روغن در غذاها صرفه جویی شده و همین امر نیز از تجمع چربی در نواحی مختلف بدن می تواند جلوگیری کند.

 

1 - پیاده روی:

یکی از ساده ترین راه های آب کردن چربی شکم و اطراف کمر پیاده روی می باشد که حداقل باید ۳۰دقیقه در روز وبه طور مرتب انجام گیرد و پیاده روی شما باید سریع و به هدف "ورزش" انجام گیرد، نه برای خرید رفتن یا تماشای ویترین مغازه ها.

 

2 - ورزش دوچرخه زدن:

برای انجام این ورزش باید روی زمین دراز بکشید و دستان خود را در دو طرف پاهایتان قرار دهید و پاهای خود را بالا ببرید و در هوا رکاب بزنید و این کار را تا ۲ دقیقه ادامه دهید و سپس پاهای خود را پایین آورده دوباره این کار را تکرار کنید این ورزش باعث آب شدن چربی های اطراف کمر شما می شود.

 

3 - پاها با زاویه ی ۹۰درجه:

در این روش که بسیار شبیه  دوچرخه سواری در هوا می باشد باید روی زمین دراز بکشید و پاهایتان را به یک سطح نزدیک کرده و زاویه ی ۹۰ درجه با آن سطح بسازید و شروع به بالا و پایین کردن پاهای خود بکنید به حالت رکاب زدن  ،این ورزش باعث تقویت "عضلات شکمی" شما می شود

4 - چرخش تنه:

این ورزش باعث باریک شدن کمر می شود و شما می توانید در منزل یا باشگاه به راحتی آن را انجام دهید، برای انجام این "ورزش" باید تکیه گاهی را با دست گرفته سپس به سمت چپ و راست بچرخید.

 

5 - طناب زدن:

این ورزش را که حتما از دوران کودکی به یاد دارید، بله طناب زدن به خصوص در هوای آزاد باعث آب شدن چربی های اطراف شکم و کمر می شود.(باشگاه خبرنگاران)




طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، 
برچسب ها: روش، ساده، تناسب، اندام، ورزش،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

برای اشخاصی  که دوست دارند وزن کم کنند، رژیم پر از پروتئین سفارش می‌شود، ولی چنین رژیمی به تنهایی بس نیست و باید با میوه‌ و سبزی همراه باشد. سبزیجات کم کالری عبارتند از:

قارچ :

سرشار از ویتامین D‌ و آنتی‌اکسیدان است، سیستم ایمنی را تقویت می‌کند و سبب کاهش وزن و جلوگیری از رشد سلول‌های سرطانی می‌شود. یک فنجان قارچ فقط شامل 1.2 گرم کربوهیدرات است.

تربچه :

برای انواع دیابت مفید است و به کاهش وزن کمک می‌کند. در رفع یبوست مؤثر است. این سبزی برای دندان‌ها، دهان، اعصاب، مو و ناخن نیز بسیار مفید است. هر شش تربچه‌ی خام فقط .5 گرم کربوهیدرات دارد.

فلفل فرنگی :

منبع ویتامین C و ماده‌ای به نام لیکوپن است که برای حفظ سلامت قلب بسیار مهم است. فلفل همچنین به تصفیه خون کمک می‌کند و برای بیماران کلیوی بسیار مفید است. نصف فنجان فلفل فرنگی خام فقط حامل 2.3 گرم کربوهیدارت است.

خیار :

سرشار از ویتامین A ، B و C ، اسیدفولیک و ویتامین D است. این ویتامین‌ها برای حفظ سلامت پوست و کاهش سطح اسید اوریک بسیار مهم هستند. خیار یبوست‌های شدید را درمان می‌کند و سبب کاهش وزن می‌شود. نصف فنجان خیار فقط شامل 1 گرم کربوهیدرات است.

زیتون :

بسیار مغذی است و استفاده از آن، از سلامتی پوست تا سلامتی قلب را به همراه دارد. 5 زیتون سبز یا سیاه فقط شامل 0.1 تا 0.7 گرم کربوهیدارت است. (منبع : fa.parsiteb.com)




طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، 
برچسب ها: کم کردن، وزن، سبزیجات، کم کالری، قارچ، فلفل، خیار،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد

دانشمند بزرگ شیخ محمد باقر قاینى، صاحب كتاب كبریت الاحمر در كتاب كشكول خود به نام سفینة القماش مى نویسد:

در عصرى كه در نجف اشرف به تحصیل علوم حوزوى اشتغال داشتم در آنجا سیدى زاهد و پرهیزكار بود كه سواد نداشت، روزى در حرم حضرت على (ع ) به زیارت آن حضرت مشغول بود، دید یكى از زائران ترك زبان، گوشه‌اى از حرم نشست و مشغول تلاوت قرآن شد، این سید جلیل احساساتى شد و به خود گفت :

آیا سزاوار است كه ترك و دیلم قرآن، كتاب جدت را بخوانند و تو بى‌سواد باشى و از خواندن آیات قرآن محروم بمانى؟!

 او از روى غیرت و همت قسمتى از اوقاتش را در سقایى (آبرسانى) صرف كرد تا مخارج زندگى‌اش را تأمین كند، و قسمت دیگر را به تحصیل علوم پرداخت و كم كم ترقى كرد تا به حدى كه در درس خارج آیت الله العظمى میرزا محمد حسن شیرازى (میرزاى بزرگ، متوفى1312 ه ق) شركت مى‌كرد و به درجه‌اى رسید كه احتمال مى دادند به حد اجتهاد رسیده است. این سید جلیل و پارسا براى من چنین نقل كرد:

 در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را دیدم، بسیار غمگین و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام كردم، سپس عرض كردم:

چرا این گونه ناراحت و گریان هستید؟

 فرمود: امروز روز وفات عمه‌ام حضرت زینب است. از آن روزى كه عمه‌ام زینب وفات كرده، تا كنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌كنند و آن چنان مى‌گریند كه من باید بروم و آنها را ساكت كنم، آنها خطبه حضرت زینب را كه در بازار كوفه خواند، مى‌خوانند و مى‌گریند، من هم اكنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام. (خصائص الزینبیه، ص 211 )




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: وفات، حضرت، زینب سلام الله علیها، گریه فرشتگان،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/02/22

علی كسی است كه كوثر از او سبو دارد

جهان نظام خودش را فقط ازاو دارد

فقط به خاطرحُب و ولایت مولاست

اگربهشت خداوند رنگ و بو دارد

علی كسی است كه عالم گدای قنبر اوست

اگرچه گوشه پیراهنش رفو دارد 

برای اینكه علی پابه سینه اش بنهد

خداست شاهد من كعبه هم وضو دارد 

علی كسی است كه هرشب كنارسجاده

بدون واسطه با دوست گفتگو دارد

ولادتش هدف كعبه رامشخص كرد

زخاك پای علی كعبه آبرو دارد

علی كه پشت نبردش زره نمی خواهد

اگرچه لشگری ازسنگ روبرو دارد

رسید آنكه خداكعبه رابه او بخشید

گه ولادت او كعبه مدتی خندید

حضرت علی ( ع ) نخستین فرزند خانواده هاشمی است كه پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف می باشد .

فاطمه دختر اسد به هنگام درد زایمان راه مسجدالحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار كعبه نزدیك ساخت و چنین گفت : خداوندا ! به تو و پیامبران و كتابهایی كه از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام كسی كه این خانه را ساخت ، و به حق كودكی كه در رحم من است ، تولد این كودك را بر من آسان فرما !

 لحظه ای نگذشت كه دیوار جنوب شرقی كعبه در برابر دیدگان عباس بن عبدالمطلب و یزید بن تعف شكافته شد . فاطمه وارد كعبه شد ، و دیوار به هم پیوست . فاطمه تا سه روز در شریفترین مكان گیتی مهمان خدا بود . و نوزاد خویش سه روز پس از سیزدهم رجب سی ام عام الفیل فاطمه را به دنیا آورد . دختر اسد از همان شكاف دیوار كه دوباره گشوده شده بود بیرون آمد و گفت : پیامی از غیب شنیدم كه نامش را « علی » بگذار .

  دوران كودكی:

حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا كه خداوند می خواست ایشان به كمالات بیشتری نائل آید ، پیامبر اكرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربیت غیر مستقیم خود قرار داد . تا آنكه ، خشكسالی عجیبی در مكه واقع شد . ابوطالب عموی پیامبر ، با چند فرزند با هزینه سنگین زندگی روبرو شد . رسول اكرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق كردند كه هر یك از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشی در كار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پیامبر ( ص ) ، علی ( ع ) را به خانه خود بردند . به این طریق حضرت علی ( ع ) به طور كامل در كنار پیامبر قرار گرفت .

علی ( ع ) آنچنان با پیامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پیامبر از شهر خارج می شد و به كوه و بیابان می رفت او را نیز همراه خود می برد .

 ازدواج حضرت

عمر و ابوبكر با مشورت با سعد معاذ رئیس قبیله اوس دریافتند جز علی ( ع ) كسی شایستگی زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامی كه علی ( ع ) در میان نخلهای باغ یكی از انصار مشغول آبیاری بود موضوع را با ایشان در میان نهادند و ایشان فرمود : دختر پیامبر ( ص ) مورد میل و علاقه من است . و به سوی خانه رسول به راه افتاد . وقتی به حضور رسول اكرم ( ص ) رسید ، عظمت محضر پیامبر ( ص ) مانع از آن شد كه سخنی بگوید ، تا اینكه رسول اكرم ( ص ) علت رجوع ایشان را جویا شد و حضرت علی ( ع ) با تكیه به فضایل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود : آیا صلاح می دانید كه فاطمه را در عقد من درآورید ؟ پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادی رسول اكرم ( ص ) نائل آمدند .

 فضایل بی شمار حضرت علی ( ع )

كتاب فضل تو را آب بحر كافى نیست‏

كه‏ تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم‏

ابن عباس مى‏گوید پیامبر اكرم صلی الله علیه فرمود: «لو انّ الفیاض  اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس كتابٌ مااحصوا فضائل علىّ بن ابى طالبٍ؛ اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دریا مركب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسان‏ها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل على بن ابى طالب نخواهند بود. (بحارالانوار، ج 28، ص 197 و بحار ج 35، ص 8 9).

و در جاى دیگر پیامبر اعظم فرمود: «انّ اللّه تعالى جعل لاخى علىٍّ فضائل لاتحصى كثرة فمن ذكر فضیلةً من فضائله مقرّابها غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر؛ براستى خداوند براى برادرم على علیه السلام فضائل بى‏شمارى قرار داده است كه اگر كسى یكى از آن فضایل را از روى اعتقاد و اعتراف بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را مى‏بخشد.

و من كتب فضیلةً من فضائله لم تزل الملائكة تستغفرله ما بقى لتلك الكتابه رسم، و من استمع فضیلةً من فضائله كفّر اللّه له الذّنوب الّتى اكتسبها بالاستماع و من نظر الى كتابٍ من فضائله كفّر اللّه له الذّنوب الّتى اكتسبها بالنّظر، اگر كسى یكى از فضائل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامى كه آن نوشته باقى است، ملائكه براى او استغفار مى‏كنند و اگر كسى یكى از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهانى را كه از راه گوش انجام داده است مى‏بخشد، و اگر كسى به نوشته‏اى درباره فضائل على علیه السلام نگاه كند، خداوند تمام گناهانى كه از راه چشم كرده است مى‏پوشاند و از آن در مى‏گذرد. (المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمى، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 32، ابن شاذان، مأة منقبه، قم مدرسة الامام المهدى علیه السلام، ص 177، حدیث 99، این حدیث را منابع متعدد اهل سنت مانند، عسقلانى، لسان المیزان، ج 5، ص 62، ذهبى، میزان الاعتدال، ص 467و...نقل نموده است.)

 بیهقى یكى از دانشمندان نامى اهل سنّت چنین روایت نموده كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود:

من احبّ ان ینظر الى آدم فى علمه و الى نوحٍ   علیه السلام فى تقواه و ابراهیم فى حلمه و الى موسى فى عبادته فلینظر الى على بن طالب علیه الصّلوة و السّلام؛ هر كسى دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهدارى نوح را(مشاهده نماید) و بردبارى ابراهیم(نظاره كند) و به عبادت موسى علیه السلام (پى ببرد) باید به على بن ابى طالب علیه السلام نظر بیندازد. (المناقب، همان ص 32، حدیث 2؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 19، ینابیع المودة، قندوزى باب 56، مناقب السبعون، حدیث 70.)

 مناقب، روایت فوق را در دو مورد به این صورت نقل نموده است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: من اراد ان ینظر الى آدم فى علمه و الى نوح فى مهمه و الى یحیى بن زكریّا فى زهده، و الى موسى بن عمران فى بطشه، فلینظر الى على بن ابى طالب علیه‏السلام؛ هر كس مى‏خواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد یحیى را و قاطعیّت موسى بن عمران را بنگرد، به على بن ابى طالب نظر كند. (به نقل از شیخ طوسى، امالى، قم، دارالثقافه، 1416، ص 416، مجلس 14، دیلمى، ارشادالقلوب، انتشارات شریف رضى، 1412 ه.ق، ج 2، ص 363؛ علامه حلّى، شرح تجرید الاعتقاد، جامعه مدرسین قم، ص 221).

 پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله كه خود محبوب عالمیان و خوبان و پاكان است، عاشق شیداى على است، چرا كه به تصریح آیه مباهله، على جان پیامبر است «انفسنا» و جان هر كس شیرین و دوست داشتنى است.

 به همین جهت بارها پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله مى‏فرمود: «من احبّ علیّاً فقد احبّنى...؛  هر كس على را دوست بدارد به من محبّت ورزیده است.» و فرمود: «محبّك محبّى و مبغضك مبغضى؛[9] دوستدار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من».

شخصى از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله پرسید: «یا رسول اللّه انّك تحبّ علیّاً؟ قال: او ماعلمت انّ علیّاً منّى و انا منه؛  اى رسول خدا على علیه السلام را دوست مى‏دارى؟ فرمود: مگر نمى‏دانى كه على از من و من از اویم». آیا كسى جان شیرین و پاره تنش را دوست نمى‏دارد؟ (المناقب همان، ص 83، حدیث 70، و ص 311، حدیث 309- كنزالعمّال، متقى هندى، بیروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 622، حدیث 33023و24 . )

 مناقب با اسنادش از رسول خدا نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمود: «انّ اللّه عزّ و جلّ امرنى بحبّ اربعةٌ من اصحابى و اخبرنى انّه یحبّهم. قلنا: یا رسول اللّه من هم؟ فلكنّا یحبّ ان یكون منهم، فقال: الا انّ علیّاً منهم ثم سكت، ثمّ قال: الا انّ علیّاً منهم ثمّ سكت؛ براستى خداى عزیز و جلیل مرا امر كرده است به دوستى چهارنفر از اصحاب، و خبر داد مرا كه خداوند(نیز) آنها را دوست مى‏دارد، گفتم: اى رسول خدا آنها كیستند؟ پس هر یكى از ماها دوست داریم جزو آنان باشیم. پس فرمود: آگاه باشید على از آنهاست، سپس سكوت كرد، دوباره فرمود: به راستى على از آنهاست و سكوت كرد».

 عایشه مى‏گوید: هنگامى كه رسول خدا صلی الله علیه و آله به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا الىّ حبیبى؛ محبوب مرا بخوانید، من به سراغ ابى بكر رفتم و او را احضار نمودم. وقتى ابابكر بر پیغمبر داخل شد حضرت نظرى به سوى او افكند سپس از او روى گردانید و (براى مرتبه دوم) فرمود: «ادعوا الىّ حبیبى؛ محبوب مرا بخوانید. آنگاه حفصه عمر را احضار كرد پیغمبر همان گونه كه از ابى‏بكر روى گردانید از عمر نیز روى گرداند.

عایشه گوید: من گفتم واى بر شما پیغمبر على بن ابى طالب علیه السلام را مى‏خواند، سوگند به پروردگار جز على را نمى‏خواهد. پس رفتند سراغ على علیه السلام، وقتى كه پیغمبر على را دید، او را محكم به سینه چسبانید... (المناقب، همان، ص 64و ص 69، حدیث 42).

 از ابن عباس نقل شده است كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «علىّ منّى مثل رأسى من بدنى؛ على نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن». خصال صدوق، جامعه مدرسین، ج 2، ص 651.

نخستین فرد ایمان آورنده 

·   از فضایل حضرت علی ( ع ) است كه او نخستین فرد ایمان آورنده  و نخستین یاور پیامبر ( ص ): به پیامبر (ص) باشند . ابن ابی الحدید در این باره می گوید : بدان كه در میان اكابر و بزرگان و متكلمین گروه معتزله اختلافی نیست كه علی بن ابیطالب نخستین فردی است كه به اسلام ایمان آورده و پیامبر خدا را تایید كرده است و حضرت علی ( ع ) تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضیافتی بود كه وی برای آشناكردن خویشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دین خدا ترتیب داد . در همین ضیافت پیامبر ( ص ) از حاضران سؤال كرد : چه كسی از شما مرا در این راه كمك می كند تا برادر و وصی و نماینده من در میان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پیامبر خدا ! من تو را در این راه یاری می كنم پیامبر ( ص ) بعد از سه بار تكرار سؤوال و شنیدن همان جواب فرمود : ای خویشاوندان و بستگان من ، بدانید كه علی ( ع ) برادر و وصی و خلیفه پس از من در میان شماست .

لیله المبیت

·    از افتخارات دیگر حضرت علی ( ع ) این است كه با شجاعت كامل برای خنثی كردن توطئه مشركان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ایشان خوابید و زمینه هجرت پیامبر ( ص ) را آماده ساخت .

جانبازی و فداكاری در میدان جهاد

·   حضور وی در 26 غزوه از 27 غزوه پیامبر ( ص ) و شركت در سریه های مختلف از افتخارات و فضایل آن حضرت است .

ضبط و كتابت وحی ( قرآن )

·   كتابت وحی و تنظیم بسیاری از اسناد تاریخی و سیاسی و نوشتن نامه های تبلیغی و دعوتی از كارهای حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ایشان آیات قرآن چه مكی و چه مدنی ، را ضبط می كرد . به همین علت است كه وی را از كاتبان وحی و حافظان قرآن به شمار می آورند . در این دوران بود كه پیامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادری مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علی ( ع ) پیمان برادری و اخوت بست و به حضرت علی ( ع ) فرمود : تو برادر من در این جهان و سرای دیگر هستی . به خدایی كه مرا به حق برانگیخته است ... تو را به برادری خود انتخاب می كنم ، اخوتی كه دامنه آن هر دو جهان را فرا گیرد .

علم على علیه السلام

·        علم و دانش على اكتسابى نیست تا استاد برتر از خود و شاگردان و هم دوره ‏هایى همسان خود داشته باشد، بلكه علم او «لدنى» است و و ریشه در علم الهى و آسمانى دارد، به این جهت علم او برهمه انسان ‏هاى معمولى و غیر مرتبط با وحى آسمانى برترى و امتیاز دارد، و به همین جهت است كه حتى در منابع اهل سنّت نیز از او به عنوان «اعلم النّاس» یاد شده است .  پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اعلم امّتى من بعدى علىّ بن ابى طالب علیه السّلام؛ داناترین امّت من بعد از من على بن ابى‏طالب علیه السلام است». عبداللّه بن مسعود مى‏گوید، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «قُسّمت الحكمة على عشرة اجزاءٍ فاعطى علىّ تسعة و النّاس جزءً واحداً؛ حكمت (و دانش) به ده جزء تقسیم شده است و به على نه قسمت آن و به (مابقى مردم) یكدهم داده شده است».

تمامى علوم بشرى و پیشرفت‏هاى آن جزء همان یكدهم است، و علم على علیه السلام نه برابر دانش تمامى بشریت است. و راز آن هم این است كه ریشه در مهبط وحى الهى یعنى پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله دارد، كه خود فرمود: «انا مدینة العلم و علىٌ بابها، فمن ارادالعلم فیأت الباب؛ من شهر علم (الهى و وحیانى) هستم و على دَرِ آن است پس هر كس اراده دانش دارد باید از درب (شهر) وارد شود». )المناقب، همان، ص 144، روایت 167- ص 82، روایت 67، فرائد السمطین، جوینى، ج 1، ص 97، كفایة الطالب، الكرخى ص 332-  ص 82، روایت 68 ؛ و حلیة الاولیاء، ابى نعیم، ج 1، ص 64(

عبادت على علیه السلام

·   عبادت و بندگى مولا امیر مؤمنان على علیه السلام و نمازها و ناله‏ها و نیازهاى شبانه ایشان تا آنجا اهمیت دارد كه خداوند بوسیله عبادت‏هاى امیرمؤمنان به ملائكه مباهات و فخرفروشى مى ‏كند.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله مى‏فرماید: صبحگاهى جبرئیل با شادى و حالت بشارت بر من وارد شد. گفتم حبیب من چه شده تو را خوشحال و بشارت رسان مى‏بینم؟ پس گفت: اى محمد! صلی الله علیه و آله چگونه خوشحال نباشم و حال آن كه چشمم به خاطر اكرامى كه خداوند نسبت به برادرت و جانشینت و امام امتت على بن ابى طالب روا داشته، روشن شده است، پس پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: چگونه خداوند برادرم و امام امتم را گرامى داشته است؟

قال: باهى بعبادته البارحة ملائكته و حملة عرشه و قال: ملائكتى انظروا الى حجّتى فى ارضى على عبادى بعد نبیّى، فقد عفر خدّه فى التّراب تواضعاً لعظمتى، اشهدكم انّه امام خلقى و مولى بریّتى؛ گفت: خداوند با عبادت دیشب على بر ملائكه و حاملان عرش مباهات نموده است. و فرموده است: ملائكه من نگاه كنید به حجّتم بر بندگانم در زمین بعد از پیغمبرم، براستى صورت و گونه‏اش بر خاك نهاده است بخاطر تواضع در مقابل عظمت من، شما را شاهد مى‏گیرم كه او (على) پیشواى مخلوقم، و سرپرست مردمان من مى‏باشد». المناقب، همان، ص 319، حدیث 322 ( بحارالانوار، داراحیاء التراث العربى، ج 41، ص 21 ذیل روایت 28).

در منابع شیعه آن قدر از عبادت امیرمؤمنان علیه السلام سخن به میان آمده كه نیاز به یك كتاب دارد، خالى از لطف نیست كه به ترجمه یك روایت اشاره كنیم:

ضراربن ضمره در حضور معاویه درباره على علیه السلام چنین گفت: «پس خدا را شاهد مى‏گیرم كه او را در بعض جایگاهش دیدم. در وقتى كه شب پرده‏هاى تاریكى‏اش را انداخته بود و ستارگان ظاهر شده بودند، در حالى كه در محرابش ایستاده بود و محاسن خود را بر دست گرفته و مانند انسان مار گزیده به خود مى ‏پیچید و چون انسان غمدیده گریه مى‏كرد... (گویا هنوز آواز او را در گوش جان دارم كه مى‏فرمود:) آه آه از كمى توشه، طولانى بودن سفر، وحشت راه و بزرگ بودن جایگاه ورود».

آیات قرآن در شأن على علیه السلام

·   آیات فراوانى را علماى اهل سنّت و مفسرین آنها در شأن امام على علیه السلام تفسیر كرده ‏اند و در تأیید آن روایاتى را از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله آورده ‏اند به طورى كه برخى از آنها مانند ابن حجر، خطیب بغدادى، سیوطى، گنجى شافعى، ابن عساكر، شیخ سلیمان قندوزى و... از ابن عباس نقل كرده‏اند كه گفت: «نزلت فى علىّ ثلاث مأئة آیه؛ سیصد آیه در شأن على علیه السلام نازل شده است».

·   و همین ابن عباس از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه آن حضرت فرمود: «ما انزل آیة فیها «یا ایّها الذین آمنوا» و علىّ رأسها و امیرها؛ و آیه‏اى كه در آن «یا ایّها الذین آمنوا» آمده، نازل نكرده است خداوند مگر آن كه على در رأس آن قرار دارد.»  یعنى تمامى این آیات در ابتدا و قبل از همه در شأن على و مربوط به آن حضرت است.  (خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، ج 6، ص 221، شماره 3275؛ ینابیع المودة، همان، باب 42، ص 148؛ تاریخ دمشق، ابن عساكر، ج 2، ص 431- المناقب، همان، ص 267، ح 249).




طبقه بندی: زندگینامه پیامبر(ص) و امامان معصوم (علیهم السلام)، 
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

سید محمد خاتمی:

هم من و هم موسوی اشتباه کردیم!

 

به گزارش سرویس گیشه جام نیوز، خاتمی در جمع خصوصی اصلاح‌طلبان رفتار فتنه‌گران در روز عاشورای سال 88 و مردم خداجو خواندن آنها از سوی موسوی را اشتباه توصیف کرده است.

 

وی با اشاره به بی‌حرمتی به روز عاشورا و پاره کردن عکس امام خمینی(ره) گفت: ما در برخورد با هر دو موضوع اشتباه کردیم.

 

سید محمد خاتمی در جمع برخی از اصلاح طلبان افزود: موسوی هم اشتباه کرد که آمد و کسانی که پرچم‌های امام حسین(ع) را روز عاشورا آتش زدند و عکس امام را پاره کردند، مردمی خداجو معرفی کرد. ما نباید سکوت می‌کردیم. ما و موسوی باید اعلام موضع می‌کردیم.

 

خیلی از این‌ها از فضا سوء استفاده کردند و دنبال اهداف خودشان بودند. جامعه ایران نمی‌پذیرد که یک عده خداجو! بیایند و به امام حسین(ع) توهین کنند. همه اشتباه کردیم. مجمع روحانیون هم اشتباه کرد که در این زمینه سکوت کرد.

 

کیهان نوشت:

خاتمی چند ماه پیش در پاسخ به سؤال خبرنگاری که از وی پرسید، چرا شما از سال 88 تاکنون، علیه فتنه و اقدامات فتنه‌گران موضع نگرفتید؟ پاسخ داد: من رأس یک جریان هستم؛ از جانبازی که در زندان است (اشاره به یکی از فتنه‌گران بازداشت شده) تا رقاصه‌های آمریکا در گروه ما هستند و باید حواسم به همه آنها باشد.

 

همچنین وی در جلسه‌ای دیگر گفته است: بعد از سال 88 بنای ما بر سازش و تعامل با نظام بود، اما چه کسی باید واسطه ما و رهبری می‌شد؟

 

وی با گلایه از عدم وساطت هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی افزود: هاشمی و سید حسن هم معلوم نیست چه کار می‌کنند! و معلوم نیست که نظام هم آنها را تحویل بگیرد که واسطه شوند.

 

یادآور می‌شود خاتمی در محافل خصوصی اصلاح‌طلبان گفته که از اول هم اعتقاد نداشته در انتخابات سال 88 تقلب شده است. وی در عین حال از ترس اصلاح‌طلبان جرأت ندارد همین حرف‌ها را علناً ابراز کند و اعتراف نماید که سنگ بنای آشوبگری و فتنه‌انگیزی 5 سال پیش، یک دروغ بزرگ بوده که همان نیز اسم رمز آشوب واقع شده است. ( جام گیشه 93/2/9 )




طبقه بندی: اخبار سیاسی، 
برچسب ها: سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق، اشتباه کردیم، گلایه، از، هاشمی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

بدون تردید در میان زنان و بانوان اسلامی،  فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) محبوبترین چهره دینی ، علمی ، ادبی ، تقوایی و اخلاقی در میان مسلمانان و دیگر مردم جهان به شمار می رود .

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سیده نساء العالمین ( سرور زنان جهان ) و اسوه و الگویی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضیلت است . در دامن پاک فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصیت ممتاز عالم بشری ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسین ( ع ) سرور شهیدان تربیت یافتند ، و نیز زینب کبری (سلام الله علیها) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه یکتا در سخنوری و حق طلبی که پیام حسینی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ریا و پستی و دنیاپرستی را از چهره یزید و یزیدیان به یک سو زد .

 

کیست که نداند که مادر در تربیت فرزندان بویژه دختران ، سهم بسیار زیادی  دارد ، و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود که روح آموزش و پرورش اسلامی را در مهد عفت و کانون تقوای خانوادگی  به پسران و دختران خود آموخت . پدر و مادر : فاطمه یگانه دختر بازمانده پیغمبر ( ص ) از خدیجه کبری  می باشد . چه بگویم درباره پدری که پیغمبر خاتم و حبیب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهی و سیه کاری بود ؟ چه بگویم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی  او نیست ؟ و فصیحان و بلیغان جهان در توصیف سجایای او عاجز مانده اند ؟ و اما مادرش خدیجه دختر خویلد از نیکوترین و عفیفترین زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامی نخستین زنی که به پیامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ایمان آورد و آن چه از مال دنیا در اختیار داشت - در راه پیشرفت اسلام - کریمانه بذل کرد .

 

درجه وفاداری خدیجه (سلام الله علیها) نسبت به پیامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و هستی اش ، تاریخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پیامبر اکرم نیز تا خدیجه زنده بود زنی دیگر نگرفت و پیوسته از فداکاریهای او یاد می کرد . از عایشه ، زوجه پیامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : " احترام هیچ یک از زنان به پایه حرمت و عزت خدیجه نمی رسید . رسول الله ( ص ) پیوسته از او به نیکی یاد می کرد و به حدی او را محترم می شمرد که گویا زنی مانند خدیجه نبوده است " .

 

عایشه سپس نقل می کند : روزی به پیغمبر ( ص ) گفتم : او بیوه زنی بیش نبوده است ، پیغمبر سخت برآشفت به طوری  که رگ پیشانی اش برآمد . سپس فرمود : به خدا سوگند بهتر از خدیجه کسی برای من نبود . روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند ، او به من ایمان آورد . روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگویی  نسبت می دادند ، او مرا تصدیق کرد ، روزی که همه از من روی می گردانیدند ، خدیجه تمام اموال خود را در اختیار من گذاشت و آنها را در راه من بی دریغ خرج کرد . خداوند از او دختری به من بخشید که مظهر پاکی  و عفت و تقوا بود . عایشه سپس می گوید : به پیغمبر عرض کردم از این سخن نظر بدی  نداشتم و از گفته خود پشیمان شدم .

 

باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنین مادری داشت و چنان پدری . گفته اند : خدیجه از پیغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد : قاسم که کنیه ابو القاسم برای پیغمبر از همین فرزند پیدا شد . وی قبل از بعثت در دو سالگی درگذشت . عبد الله یا طیب که او هم قبل از بعثت فوت شد . طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زینب که به ازدواج ابو العاص درآمد . رقیه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت . ام کلثوم که او نیز به ازدواج عثمان - پس از رقیه - درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به ازدواج حضرت علی ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره این ازدواج پر شوکت و برکت است .

 

ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بیستم جمادی  الثانی سال پنجم بعثت می دانند که در مکه اتفاق افتاد . بنابراین در هنگام هجرت ، سن آن بانوی یگانه نزدیک نه سال بوده است . نامها و لقبهایی که فاطمه (سلام الله علیها) دارد ، همه بازگوینده صفات و سجایای  ملکوتی اوست ، مانند : صدیقه طاهره ، زکیه ، زهرا ، سیدة النساء العالمین و خیر النساء و بتول ... . کنیه های آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنین ، ام الائمة ... . و شگفت تر از همه " ام ابیها " یعنی " مادر پدرش " می باشد که نشان دهنده علاقه بسیار زیاد فاطمه(سلام الله علیها) است به پدر بزرگوارش و این که با همه کمی سن از آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکیه گاه روحی - بعد از خداوند متعال - مانند خدیجه برای پدر بزرگوارش بوده است .

 

لقب ام ابیها را پیغمبر ( ص ) به دختر عزیزش عنایت کرد . چون کلمه " ام " علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار می رود و مانند " ام القری " که به مکه معظمه گفته می شد ، ام ابیها به معنی  منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولایت است ، و براستی زهرا (سلام الله علیها) درخت سایه گستری بود که میوه های شیرین امامت و ولایت را به بار آورد .

 

فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خدیجه بود - در جود و بخشش و بلندی نظر و حسن تربیت وارث مادر و در سجایای ملکوتی وارث پدر و همسری دلسوز و مهربان و فداکار برای شوهرش علی ( ع ) بود . در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پیامبر ( ص ) نقشی نبسته و از ناپاکی  دوران جاهلیت و بت پرستی به دور بود . 9 سال در خانه پر صفای مادر و در کنار پدر و نه سال دیگر را در کنار شوهر گرانقدرش علی مرتضی ( ع ) دوش به دوش وی  در نشر تعلیمات اسلام و خدمات اجتماعی و کار طاقت فرسای خانه ، زندگی کرد . اوقاتش به تربیت فرزند و کار و نظافت خانه و ذکر و عبادت پروردگار می گذشت .

 

فاطمه ( ع ) دختری است که در مکتب تربیتی اسلام پرورش یافته و ایمان و تقوا در ذرات وجودش جایگزین شده بود. فاطمه در کنار مادر و آغوش پر مهر پدر تربیت شد و علوم و معارف الهی را از سرچشمه نبوت فراگرفت و آنچه را به سالها آموخته ، در خانه شوهر به مرحله عمل گذاشت و همچون مادری سالخورده و کدبانویی آزموده که تمام دوره های زندگی را گذرانده باشد - به اهل خانه و آسایش شوهر و تربیت فرزندان - توجه می کرد و نیز آنچه را در بیرون خانه می گذشت ، مورد توجه قرار می داد و از حق خود و شوهرش دفاع می کرد .

 

ازدواج حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و علی  ( ع )

از آغاز معلوم بود و همه می دانستند که جز علی ( ع ) کسی همسر ( کفو ) فاطمه دختر پیامبر عالیقدر اسلام نیست . با وجود این ، بسیاری از یاران و کسانی که خود را به پیغمبر ( ص ) نزدیک احساس می کردند ، به این وصلت چشم داشتند و این آرزو را در دل می پروردند . نوشته اند : پس از این آزمونها عده ای از اصحاب به حضرت علی ( ع ) می گفتند : چرا برای ازدواج با یگانه دختر پیغمبر ( ص ) اقدام نمی کنی ؟ حضرت علی ( ع ) می فرمود : چیزی ندارم که برای  این منظور قدم پیش نهم . آنان می گفتند : پیغمبر ( ص ) از تو چیزی نمی خواهد . سرانجام حضرت علی ( ع ) زمینه را برای  طرح این درخواست آماده دید . روزی به خانه رسول اکرم ( ص ) رفت . اما شدت حیا مانع ابراز مقصود شد . نوشته اند دو سه بار این عمل تکرار گردید . سومین بار پیغمبر اکرم ( ص ) از علی  ( ع ) پرسید : آیا حاجتی داری ؟ علی ( ع ) گفت : آری . پیغمبر فرمود : شاید برای خواستگاری زهرا آمده ای ؟ علی عرض کرد : آری . چون مشیت و امر الهی بر این کار قرار گرفته بود و پیامبر از طریق وحی بر انجام دادن این مهم آگاه شده بود ، می بایست این پیشنهاد را با دخت گرامیش نیز در میان بگذارد و از نظر او آگاه گردد .

 

پیامبر ( ص ) به دخترش فاطمه گفت : تو علی را خوب می شناسی ، علی  نزدیکترین افراد به من می باشد . در اسلام ، سابقه فضیلت و خدمت دارد . من از خدا خواستم برای  تو بهترین شوهر را برگزیند . خداوند مرا به ازدواج تو با علی امر فرموده است . بگو چه نظر داری ؟ فاطمه ساکت ماند . پیغمبر سکوت او را موجب رضا دانست و مسرور شد و صدای  تکبیرش بلند شد . آن گاه پیامبر ( ص ) بشارت این ازدواج را به علی ( ع ) فرمود و مهر فاطمه را 400مثقال نقره قرار داد و در جلسه ای که عده ای از اصحاب بودند ، خطبه عقد را قراءت کرد و این ازدواج فرخنده انجام شد .

 

گفتنی است که علی ( ع ) جز یک شمشیر و یک زره و شتری برای  آب کشی چیزی در اختیار نداشت . پیغمبر ( ص ) به علی فرمود : شمشیر را برای  جهاد نگه دار ، شترت را هم برای  آب کشی و سفر حفظ کن ، اما زره خود را بفروش تا وسایل ازدواج فراهم شود . پیغمبر ( ص ) به سلمان فرمود : این زره را بفروش . سلمان زره را به پانصد درهم فروخت . سپس گوسفندی را کشتند و ولیمه عقد ازدواج دادند . این جشن در ماه رجب سال دوم هجرت انجام شد .

 

تمام وسایلی که به عنوان جهیزیه به خانه فاطمه زهرا ( ع ) دخت گرامی پیامبر ( ص ) آورده شده است، از 14قلم تجاوز نمی کند : چارقد سرانداز - دو عدد لنگ - یک قطیفه - یک طاقه چادر پشمی - 4 بالش - یک تخته حصیر - قدح چوبی - کوزه گلی - مشک آب - تنگ آبخوری - تختخواب چوبی  - یک طشت لباسشویی - یک آفتابه - یک زوج دستاس و مقداری عطر و بخور . این است جهیزیه و تمام اثاث خانه فاطمه زهرا زوجه علی ( ع ) سرور زنان عالم . در شب زفاف - به جای خدیجه که به جهان باقی شتافته بود ، سلمی دختر عمیس مواظبت از فاطمه زهرا(سلام الله علیها)  را بر عهده داشت - و رسول اکرم ( ص ) خود شخصا با عده ای از مهاجر و انصار و یاران باوفا در مراسم عروسی  شرکت فرمود - از بانک تکبیر و تهلیل فضای کوچه های مدینه روحانیتی خاص یافته بود و موج شادی و سرور بر قلبها می نشست . پیامبر گرامی دست دخترش را در دست علی گذاشت و در حق آن زوج سعادتمند دعای خیر کرد و آنها را به خداوند بزرگ سپرد . و بدین سان و با همین سادگی عروسی بهترین مردان و بهترین زنان جهان برگزار شد .

 

بخشى از خطبه حضرت زهرا (سلام اله علیها):

 

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

 

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

 

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

 

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

 

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

 

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

 

و عدل را براى پیراستن دلها،

 

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

 

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

 

و جهاد را براى عزت اسلام،

 

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

 

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

 

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

 

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

 

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

 

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

 

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

 

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

 

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

 

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

 

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

 

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

 

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

 

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

 

دستورالعملى رسول خدا(ص) به حضرت زهرا سلام الله علیها:

حضرت زهرا سلام الله علیها نقل می کنند در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود: اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:

 

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)




طبقه بندی: زندگینامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 
برچسب ها: زندگینامه، حضرت، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، خطبه حضرت،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/12/10

رسول خدا(ص)در حدیثی دعا را سلاح مومن و ستون دین و نور آسمان‏‌ها و زمین معرفی می‌کنند1".

 

امام سجاد(ع) نیز درباره فایده و اهمیت دعا می‌فرمایند: دعا، بلای نازل شده و نازل نشده را دفع می‌کند2".

 

پیامبر اسلام(ص) همچنین در حدیثی فرمودند: دعا، مغز (و عصاره) عبادت است و هیچ کس با دعا کردن هلاک نمی‏‌شود3".

 

اما دعا نیزهمچون سایر عبادات آداب و شرایط ویژه دارد که در صورت انجام و رعایت آنها، نتیجه بهتر و مطلوب‌تری به دست می‌آید. یکی از مسائلی که در این باره مطرح می‌شود این است که چرا برخی دعاها به نتیجه نمی‌رسد و فرجامی ندارد. سوای این که خداوند متعال که قادر مطلق است و صلاح ما را بهتر از خودمان می‌داند و گاهی محقق نشدن خواسته‌هایمان به صلاح ماست در کنار آن یکسری شرایط برای به نتیجه رسیدن دعا ذکر شده است.

 

پیامبر خدا(ص) در این باره که کدام دعاها نافرجام است و نتیجه ندارد، می‌فرمایند: هر دعایی که با تمجید (خدا) آغاز نشود نافرجام است4".

 

امام صادق(ع) نیز فرمودند: دعا پیوسته در حجاب است، تا آن گاه که بر محمّد و بر خاندان محمّد صلوات فرستاده شود5".

 

امام باقر(ع) در حدیثی گناه را عامل به نتیجه نرسیدن دعای افراد معرفی می‌کنند و می‌فرمایند: «انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می‌کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می‌گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می‌شود؛ خداوند به مأمور اجابت دعا امر می‌کند: خواسته‌اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را بر انگیخت و شایسته بی اعتنایی است6".

منابع احادیث:

1-    بحارالانوار: 4/1644 ، 300/93

2-   الکافی: 2 / 469 / 5 منتخب میزان الحکمة: 194

3-   بحارالانوار: 4/1644 ، 300/93

4-   بحارالأنوار: 93 / 317 / 21 منتخب میزان الحکمة: 198

5-   الکافی: 2 / 491 / 1 منتخب میزان الحکمة: 198

6-   اصول کافی، ج 2، ص 208.

 




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

باید مصرف هله هوله‌ها و نمک قطع شود و در مقابل،  آب، سبزیجات، میوه و لبنیات مصرف شود همچنین چهار نوع حرکت ورزشی نیز برای لاغر شدن شکم توصیه می‌شود.

 

آرش شرافت وزیری در مورد راههای لاغری شکمی گفت: در ابتدا باید مصرف هله هوله ها قطع شود چون بسیاری از این خوراکی ها گـلیسـیرین و قند بالایی دارند.

راه دیگر دویدن است چرا که پیاده روی سریع یا دویدن باعث آب شدن چربی های شکمی می شود.

 

وی ادامه داد: طبق توصیه متخصصان تغذیه مصرف نمک و ادویه باید کاهش یابد چرا که باعث نفخ شکم می‌شود اما در مقابل پتاسیم بیشتر مصرف شود این ویتامین که در گوجه فرنگی، موز، ماهی، بادام و گیلاس یافت می شود ادرار آور است و اثر نفخ را از بین می برد.

 

عضو انجمن جهانی آسیبهای ورزشی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت ودرمان فارس گفت:

آب به میزان کافی مصرف شود و مصرف میوه، سبزیجات و لبنیات نیز توصیه می شود اما در کنار این توصیه ها ۳ حرکت شکمی نیز وجود دارد.

 

حرکت اول دراز نشست استاندارد است. باید در حالی کـه زانــو ها خم شده بر روی زمین دراز کشیده شود کـف پاهـا صـاف و بــر روی زمین قرار می‌گیرد.

انگشتان دست در پشت یا طرفین سر گذاشته می شود. آرنج ها بـســمت طرفین باشد. بالا آمده و آرنج ها به زانو زده می شود سپس کتف و شانه پایین آمده تا به زمین بخورند.

شرافت وزیری گفت:

حرکت بعدی دوچرخه است. حرکت بعدی نیز به پهلو خوابیدن و انجام حرکات ورزشی است. (منیع: بولتن نیوز)




طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، 
برچسب ها: برچسب ها: حرکات، ورزشی، مناسب، لاغر، شکم،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/11/21


·        پیامبراکرم(ص) فرمودند: هر که را غمى یا گرفتارى یا بلایى یا تنگى معیشتى رسید این ذکررا بگوید:

الله ربى و لا اشرک به شیئا، توکلت على الحى الذى لایموت .

 

·   از امیرالمؤ منین علی(ع) نقل شده: اگر گرفتارى یا پریشانى و یا غمناکى این دعا را بخوان تا خداوند در کارتو گشایشى ایجاد کند، و آن دعا این است :

یا عماد من لا عماد له و یا ذخر من لا ذخر له و یا سند من لا سند له و یا حرز من لا حرز له و یا غیاث من لا غیاث له و یا کنز من لا کنز له و یا عز من لا عز له و یا کریم العفو، یا حسن التجاوز، یا عون الضعفاء، یا کنز الفقراء، یا عظیم الرجاء، یا منقذ الغرقى ، یا منجى الهلکى ، یا محسن ، یا مجمل ، یا منعم یا مفضل ، انت الذى سجد لک سواد اللیل و نور النهار و ضوء القمر و شعاع الشمس و حفیف الشجر و دوى الماء، یاالله یاالله یاالله ، لا اله الا انت ، وحدک لا شریک لک یا رباه یا الله ، صل على محمد و آل محمد، و افعل بنا ما انت اهله . پس حاجت خود را بطلب ، که بر آورده مى شود ان شاء الله .

 

·   در روایتی از امام هشتم(ع) منقول است که حضرت فرمودند: من در خواب پدر بزرگوارم یعنی موسی‏ بن‏ جعفر(ع) را دیدم؛ «رَأَیْتُ أَبِی(علیه‏ السلام) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ یَا بُنَیَّ إِذَا کُنْتَ فِی شِدَّةٍ فَأَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِرَأَیْتُ أَبِی(ع) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ»، پدرم فرمود: «آنگاه که در شدّت و سختی قرار گرفتی، زیاد این ذکر را بگو : «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ».

 

·   در روایت دیگری از امیرالمؤمنین(ع) منقول است که حضرت فرمودند: در  شدّت و سختی بگو: لا حَولَ و لا قُوّة إلّا بِاللهِ العَلِیِّ العَظیم.

 

·        از حضرت رضا (علیه السّلام) نقل شده است:

چون گرفتاری شدیدی برایت پیش آید كه تو را غمگین سازد دو ركعت نماز بخوان، در ركعت اول فاتحه و آیه الكرسی، و در ركعت دوم فاتحه و سوره قدر. بعد قرآن را بر بالای سر بگذار و ده بار بگو:

«اللهم بحق من ارسلته الی خلقك و بحق كل آیه و بحق كل من مدحته فیه علیك و بحقك علیه و لا تعرف احدا اعرف بحقك منك».

پس ده بار بگو: «یا سیدی یا الله» ده بار «بحق محمد» ده بار «بحق علی» ده بار «بحق فاطمه» ده بار «بحق الحسن» ده بار «بحق الحسین» و همین طور تمام ائمه را می شمارد تا حضرت ولی عصر (عج). همانا از جای خود برنخواسته باشی تا حاجت تو روا شود، ان شاء الله.




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: دعا، جهت، رفع، گرفتاری،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/11/18

امام صادق علیه‌السّلام فرمود:

كسی كه برای طلب حاجت خود یا برای سلام و احوال‌پرسی نزد برادر مؤمن خود رود و او خود را از وی مخفی كند تا زنده است، پیوسته مشمول لعنت و نفرین خدا شود.

***

ü     امام صادق علیه‌السلام به مردی گفت: چرا ما را تحقیر می‌کنی؟

آن مرد گفت: پناه می‌برم به خدا از این‌که شما یا امری از امور شما را سبک بشمارم.

پس حضرت به او فرمود: وای بر تو، آیا ندای آن شخصی را که نزدیک جحفه از تو کمک خواست که او را به اندازة یک میل (برابر 2 کیلومتر) بر مرکبت سوار نمایی و او به خدا سوگند یاد کرد که خسته و وامانده شده است؛ نشنیدی؟

به خدا سوگند! تو حتی سرت را بلند نکردی و او را تحقیر کردی. هر کس مؤمنی را خوار کند ما را تحقیر کرده و حرمت الهی را شکسته است.

 

ü  مردی از انصار محضر امام حسین علیه‌السلام شرفیاب شد و تصمیم داشت که حاجتش را با امام  علیه‌السلام مطرح کند.

حضرت به او فرمود: ای برادر انصاری! آبروی خود را حفظ کن و درخواست خود را شفاهی و رو در رو مطرح نکن، بلکه حاجتت را در نامه‌ای بنویس و بیاور تا من آنچه در نامه نوشته‌ای و سبب خوشحالی تو می‌شود به خواست خدا برآورده سازم.

 

ü     پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌وآله فرمود:

«درخواست نیازمندی را که خودش نمی‌تواند آن را ابلاغ کند به من برسانید. و هرکه تقاضای درمانده‌ای را به مسئولی برساند در حالی که نیازمند، خودش از رساندن نامه‌اش ناتوان است؛ خداوند او را در روز قیامت بر صراط ثابت قدم نماید.»

 

ü     امام صادق علیه‌السلام فرمود:

کسی که برای برطرف کردن نیاز برادر مؤمن خود گام بردارد؛ خدای سبحان برای او 10 حسنه می‌نویسد و مقام او را 10 درجه بالا می‌برد و از 10 گناه او می‌گذرد و شفاعت 10 نفر را از او می‌پذیرد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: پندهای اخلاقی (ظاهرسازی و ریا، دروغگویی و ...)، 
برچسب ها: رفع، گرفتاری، مردم، پاداش آن،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

سنبل الطیب:

تاثیر دارویی ریشه تازه این گیاه، 3برابر خشك شده آن است. سنبل الطیب باید در حرارت كم خشك شود زیرا حرارت بالا تمام اثر دارویی آن را از بین می‌برد. یكی از مهم‌ترین خواص دارویی این گیاه خاصیت آرام‌بخش بودن آن است.

سنبل الطیب با داشتن خاصیت ضدتشنج در رفع ناراحتی‌های عصبی و كاهش صرع نیز مفید است. دلهره، تشویش و نگرانی را تا حد زیادی از بین می‌برد و جایگزین خوبی برای قرص‌ها و داروهای آرام‌بخش است.

 

زعفران:

مهم‌ترین خاصیت زعفران كه از قدیم مورد توجه بوده، درمان افسردگی است. زعفران بویی قوی و طعمی‌ تلخ دارد، باعث تحریك اعصاب شده، اثر مسكن دارد و دارای خاصیت آرام‌بخشی و خواب‌آوری است و بالاخره اگر می‌خواهید همیشه شاد و خندان باشید، زعفران بخورید.

 

علف چای:

این گیاه در ایران با نام‌های دیگری نظیر گل‌راعی، علف هزارچشم و هوفاریقون شناخته می‌شود. علف چای در درمان افسردگی‌های خفیف عصبی همچون افسردگی‌های دوران یائسگی و درمان خستگی‌های عصبی مؤثر است. خاصیت این گیاه در درمان افسردگی به اثبات رسیده است.

 

بادرنجبویه:

بادرنجبویه داروی مورد علاقه پزشک بزرگ ایرانی، ابوعلی‌سینا بود که جهت تقویت قلب و انبساط روح تجویز می‌کرده است. استفاده از این گیاه به عنوان یک داروی ضد افسردگی تا قرن هفدهم ادامه داشت، در این زمان کولپپر، گیاه پزشک بریتانیایی اعلام کرد که این گیاه تمام ناراحتی‌ها و افکار ناملایم که ناشی از بیماری مالیخولیایی و صفرای سیاه است را از مغز بیرون می‌کند.

گیاه پزشکان و عطاران، روغن بادرنجبویه را برای از بین بردن افسردگی، نگرانی، بی قراری و سردردهای عصبی تجویز می‌کنند.

 

همچنین حجامت، استشمام گلاب شب ها موقع خواب، مصرف خاكشیر،  ماشاژ روغن كنجد به ملاج سر، استفاده از انجیر و زیتون، انتشار دود اسفند در فضای خانه، عرق بهارنارنج، نصرف روزانه خرما، سركنگبین با غلبه عسل، جهت شادابی موثراست. (منبع: جام نیوز)


طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: درمان، افسردگی، زعفزان، گلاب، حجامت، بادرنجوبه، سنبل الطیب،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/10/17

بر اساس مطالعات کارشناسان، گردو از بسیاری از بیماری ها از جمله ناراحتی های قلبی عروقی و همچنین تکثیر تومورهای سرطانی در بدن پیشگیری می کند. این کارشناسان توصیه می کنند همه افراد روزانه 50 گرم گردو بخورند.

خوردن گردو از تشکیل سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا جلوگیری می‌کند و چربی‌های مفید موجود در گردو، کلسترول بد خون را کاهش داده و از تصلب شرایین پیشگیری می کنند. مطالعات انجام شده بیانگر این مطلب است که مصرف گردو خطر مرگ ناگهانی ناشی از اختلالات قلبی و گرفتگی عروق را کاهش می‌دهد.

 

امیر المومنین (ع) فرمودند:

 خوردن گردو در تابستان سبب گرمی و حرارت جسم می شود و موجب پیدایش کورک و دمل و جوشهای چرکین در بدن می گردد اما مصرف آن در زمستان کلیه ها را گرم نگه می دارد و سردی و برودت را از بدن دفع می کند.

در روایات اسلامی از گردو به عنوان غذای مکمل یاد شده که رفع کننده زیانهای احتمالی برخی مواد غذایی است. در این روایات مصرف توأمان گردو با موادی مثل پنیر و نانخواه برای اثر بخشی مفید توصیه شده است در بعضی از روایات آمده است هریک از گردو (مغز گردو) و پنیر اگر به تنهایی خورده شود موجب درد و بیماری و ضرر می شود.

عن الرضا عن آبائه عن على بن الحسین ع قال :شیئان ما دخلا جوفا قط الا افسداه الجبن و القدید.

 

امام رضا(ع ) مى فرماید:

دو چیزند که هرگاه داخل معده شوند سبب فساد آن مى گردند: پنیر و گوشت مانده (1)

اما اگر به همراه مغز گردو خورده شود نه تنها ضرری ندارد و مکروه نیست بلکه یک غذای مفید است که از آن در روایات به شفاء تعبیر شده است. (2)

 

محمد بن ابراهیم جعفی گوید:

مردی به امام رضا(ع) از دل پیچه شکایت کرد که نزدیک است او را بکشد. از آن حضرت خواست برای او دعا کند، زیرا داروهای زیادی را به کار برده و نفعی نداشت بلکه بر درد آن هم افزوده است.

محمد گوید: امام(ع) تبسمی کرده و فرمودند: وای بر تو! اگر من از خداوند بخواهم که آن برطرف شود همانا از خداوند می‌خواهم به حول قدرت خود آن را از تو برطرف گرداند.. سپس زمانی‌که دل‌پیچه تو شدید شد، گردویی را داخل آتش کن تا حرارت به داخل آن برسد و همه پوستش را تغییر دهد و بعد آن را بخور که در همان ساعت دل‌پیچه ات آرام گیرد.

محمد گوید: به خدا سوگند یک بار آن را انجام دادم، دل‌پیچه از من برطرف شد به اذن عزوجل. (قدس آنلاین)

پانوشتها:

1. بحارالانوار ج 66 ص 104

2. بحار الانوار ج 62 ص 294

3. بحارالانوار ج63 ، ص




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: خواص، درمانی، گردو،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

 یک عقرب جان زائران حسینی(ع) در مسیر کربلا را نجات داد.

زائران ایرانی که امسال در مسیر عشق حسینی حرکت می کردند، گزارش دادند: یک زن که به نظر می رسید خسته است، برای استراحت وارد یکی از خیمه های کنار جاده شده و به خواب عمیق و طولانی فرو رفته است.

طولانی شدن خواب این زن باعث شد تا دیگران به سمت این زن آمده و او را صدا زنند اما او هیچ جوابی نداد و اینگونه بود که زائران متوجه شدند وی مرده است. اما دقایقی بعد در کنار جنازه این زن عقربی را پیدا کردند که آن نیز مرده است و متوجه شدند که این زن توسط نیش عقرب گزیده شده و مرده است.

پس از این اتفاق زنان زائر که سعی داشتند جسد وی را از خیمه بیرون ببرند، احساس کردند که جسم عجیبی بر روی شکم زن قرار دارد و هنگامیکه لباس وی را کنار زدند متوجه وجود کمربندی انفجاری شدند که به دور کمرش بسته شده بود.

و بدین وسیله در معجزه ای عجیب جان ده ها زائری که در آن زمان به سمت حرم سیدالشهداء در حرکت بودند نجات پیدا کرد.

پس از کشف کمربند انفجاری، نیروهای امنیتی خود را به محل رساندند و به راحتی و بدون هیچ تلفاتی آن را خنثی کردند. (منبع: جنوب نیوز تاریخ : 8 /10 /1392)




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: معجزه ای عجیب، در، اربعین، عقرب، موادمنفجره،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/10/5

ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند.سقراط

 

پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو

 

خدایا ! مرا از دوستانم محافظت بفرما . چون می دانم چگونه خویشتن را در مقابل دشمنانم حفظ کنم ! . ولتر

 

دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ

 

آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . هزلت

 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند. مارکز

 

صفات هر کس مربوط به محسنات و نقایص اخلاقی دوستان اوست. کارلایل

 

هرگز بخاطر دوستت ، از انجام وظیفه ای چشم مپوش. سن لانبر

 

دوست مثل پول ، بدست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است. باتلر

 

دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملاءعام تحسین . اسکاروایلد

 

بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند . چترفیلد

 

همه کسانی که با تو می خندند دوستان تو نیستند. مثل آلمانی

 

چیزی در جهان بهتر از دوست واقعی نیست . آکویناس

 

در دوستی درنگ کن ، اما وقتی دوست شدی ثابت قدم و پایدار باش . سقراط

 

برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم . ارد بزرگ

 

دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است . آلفونس کار

 

نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و تو را پند دهد و رازت را آشکار نکند . پور سینا

 

هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . ارد بزرگ

 

اگر سزاوار آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ . جبران خلیل جبران

 

دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد . بزرگمهر

 

در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست و روی آن بنویس : « از طرف کسیکه فکر میکند تو بی نظیری » . براون

 

خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگ

 

دوست بجای چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد . پل نرولا

 

بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد . جبران خلیل جبران

 

دوستان برای نخجیر دشمنان ، چون تیر و پیکان اند . بزرگمهر

 

رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران

 

هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد . سعدی

 

بهترین وسیله برای کاهش دشمنان ازدیاد دوستان است . انوره دوبالزاک

 

به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . ارد بزرگ

 

بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند . موزارت

 

اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . ارد بزرگ

 

دوست زمان احتیاج ، دوست حقیقی است . ضرب المثل انگلیسی

 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابریل گارسیا مارکز

 

نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . یک دشمن می توان به خوبی یک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگیت را بزیی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد . جبران خلیل جبران

 

دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسله دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی

 

اگر دوستت را در تمامی شرایط درک نکنی. او را هرگز درک نخواهی کرد. جبران خلیل جبران

 

بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان درباره آنها می کنند . کولتون

 

از دشمن خودت یکبار بترس و از دوست خودت هزار بار. چارلی چاپلین

 

نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و رازت آشکار نکند. بوعلی سینا

 

اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید . کورش

 

بهترین وسیله دفع دشمنان ، ازدیاد دوستان است . بیسمارک

 

من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! . ناپلئون

 

دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . ارد بزرگ

منبع: فردانیوز




طبقه بندی: جملات قصار(کوتاه و پربار)، 
برچسب ها: انتخاب، دوست، دشمن،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/10/1

اربعین (بیستم صفر) روزی است که جابر بن عبدالله بن‌حرام انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت‌ قبر امام حسین (ع‌) بشتابد و او نخستین کسی است از مردمان که قبر آن‌حضرت را زیارت کرد.

 

زیارت امام حسین (ع‌) در روز اربعین  مستحب است واین زیارت‌، همانا خواندن زیارت اربعین است که به نقل از حضرت صادق علیه ‌السلام آورده شده است‌:

السلام علی ولی الله و حبیبه‌، السلام علی خلیل الله ونجیبه‌، السلام علی صفی الله و ابن صفیه‌...

 

از امام عسکری (ع‌) روایت ‌شده که فرمود: علامات مؤمن پنج تاست‌:

خواندن 51 رکعت نماز در شبانه‌روز (نمازهای واجب و نافله و نماز و شب).

به دست کردن انگشتری دردست راست.

 برآمدن پیشانی از سجده.

 بلند خواندن بسم الله الرحمن‌الرحیم در نماز.

زیارت اربعین.

که این سنت تا به امروز درعراق با  قوت برپاست‌ و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی هر ساله در روز اربعین بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند.

 

اربعین چه روزی است؟

1- اربعین روزی است که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند. برخی گفته اند روز اربعین‌، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154)

2- اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی پیامبر خدا (ص‌) از مدینه به ‌کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع‌) را زیارت کند.

3- گریه چهل روزه آسمان و زمین و خورشید و ملائکه را بر امام‌حسین (ع‌) که در تفاسیر شیعه و برخی از مفسرین اهل سنت و برخی از روایاتی که در باب زیارت امام حسین (ع‌) در کتاب کامل الزیارات‌ ابن قولویه آمده‌، یادآور شده است‌. (اربعین شهید قاضی‌، ص 386)

 

شیخ مفید (م 413) در«مسار الشیعه» اشاره به روز اربعین‌کرده و نوشته است‌:

اربعین روزی است که حرم امام حسین (ع‌)، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند. همچنین اربعین روزی است که جابر بن عبدالله برای زیارت امام ‌حسین (ع‌) وارد کربلا شد.

 

شیخ طوسی که ازشاگردان شیخ مفید است در کتاب «مصباح المتهجّد» می‌نویسد:

بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزی است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت کرد ونیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (ع‌) را زیارت کرد.

در چنین روزی زیارت آن حضرت‌ مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. (مصباح المتهجد، ص 787) در همانجا آمده است که وقت خواندن زیارت اربعین‌، هنگامی است که روز بالا آمده‌ است‌.

 

در کتاب «نزهة الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده‌، آمده‌:

 در بیستم‌این ماه بود که حرم محترم حسین از شام به مدینه آمدند. (نزهة‌الزاهد، ص 241) همین طور در ترجمه فارسی فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم‌، تصحیح مجد طباطبائی‌، ص‌916) و کتاب مصباح کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است‌ این مطلب آمده است‌. برخی استظهار کرده‌اند که عبارت شیخ مفید و شیخ‌طوسی‌، بر آن است که روز اربعین‌، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154)

 

به هرحال، زیارت اربعین از زیارت‌های مورد وثوق امام حسین (ع‌) است که ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است‌ و درمتون بالنسبه قدیمی‌، مانند «لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است که اربعین‌، مربوط ‌به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلاست‌. اسیران‌، از راهنمایان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند.

آنچه می‌ماند این است که نخستین زیارت امام حسین (ع‌) در نخستین اربعین، توسط جابر بن عبدالله انصاری صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار علیهم السلام که از هر فرصتی برای رواج زیارت امام حسین (ع‌) بهره می‌گرفتند، آن‌روز را که نخستین زیارت در آن انجام شده‌، به عنوان روزی که زیارت امام‌حسین (ع‌) در آن مستحب است‌، اعلام فرمودند.

اهمیت خواندن زیارت اربعین تاجایی است که از علائم شیعه دانسته شده است‌، درست آن گونه که بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز درروایات بیشماری‌، از علائم شیعه بودن عنوان شده است‌.

 

زیارت اربعین در «مصباح المتهجد» شیخ طوسی و نیز «تهذیب الاحکام» وی به نقل ازصفوان بن مهران جمال آمده است‌. وی گفت که مولایم صادق (ع‌) فرمود: وقت قرائت زیارت اربعین هنگام روز می باشد.

(مصباح المتهجد، ص 788، تهذیب الاحکام‌، ج 6،ص 113، اقبال الاعمال‌، ج 3، ص 101، مزار مشهدی‌، ص 514 (تحقیق قیومی‌)، مزار شهید اول (تحقیق‌مدرسة الامام المهدی‌، قم 1410)، ص 185 ـ 186). منبع: بیتوته


متن زیارت اربعین با ترجمه (ادامه مطلب را کلیک نمایید)



ادامه مطلب
طبقه بندی: محرم، عاشورا، اربعین ، 
برچسب ها: اربعین، امام، حسین(ع)، جابر، زیارت اربعین،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/26

چگونه چربی سوزی کنیم؟

ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﻋﺴﻞ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﭼﺎﯾﺨﻮﺭﯼ ﺁﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏﻣﻮﺟﺐ ﭼﺮﺑﯽ ﺳﻮﺯﯼ ﻭ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺤﻘﻖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺎﯾﮏ ﻣﮏ ﺍﯾﻨﺰﺍﺯ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎﻥ ﺍﺭﺷﺪ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻋﻤﻮﻡ، ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﻗﻨﺪﻫﺎﯼ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﻋﺴﻞ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪﯾﮏ ﻏﺬﺍﯼ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭ ﺣﺎﯾﺰ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﭼﺎﻗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎﯼ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﻭ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯾﻬﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭ ﺳﻄﺢﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻃﺒﻖ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ، ﺗﻨﻘﻼﺕ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺩﺳﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺩﺭ ﺭﮊﯾﻢ ﻫﺎﯼ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻻﻏﺮﯼﻣﻨﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﮑﺮ ﺍﺯ ﻋﺴﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩﺷﻮﺩ.

ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ، ﺑﺎ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﺴﻞ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﮑﺮ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺭﻭﺯ ﻭﺍﻓﺰﻭﺩﻥ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﻋﺴﻞ ﺩﺭ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﮔﺮﻡ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﮑﺎﻧﯿﺰﯾﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻐﺰﻧﯿﺎﺯ ﺑﺪﻥ ﺑﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﺯﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ.

ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ، ﻋﺴﻞ ﺣﺎﻭﯼ ﻗﻨﺪﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﻗﻨﺪﻫﺎﯼ ﺗﺼﻔﯿﻪ ﺷﺪﻩ، ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻌﻤﻮﻝ، ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻀﻢ ﻗﻨﺪ، ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻣﻮﺍﺩ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﻋﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ .

ﻣﮏ ﺍﯾﻨﺰ ﺳﺮﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻗﻨﺪ ﻭ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .

ﻭﯼ ﺍﻓﺰﻭﺩ : ﺣﺘﯽ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺳﺎﻟﻢﮐﻢ ﭼﺮﺏ ﻧﯿﺰ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﺎ ﻗﻨﺪﻫﺎﯼ ﻣﺨﻔﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺁﺭﺩ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﻗﻨﺪﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﺎﻻﯼ ﺷﮑﺮ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﺎﻟﺮﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻭﺯﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺗﺼﻮﺭ، ﻋﺴﻞ ﮐﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﺧﻮﺏ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻐﺬﯼﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﺳﺖ .

ﻭﯼ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﺼﺮﻑﻧﺸﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺣﺠﻢ ﻭ ﻭﺯﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﮔﻔﺖ : ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﮔﯿﺮﯼ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺫﺧﯿﺮﻩﺷﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺁﻥ، ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺗﺪﺭﯾﺠﯽﺍﺯ ﭼﺎﻗﯽ ﭘﯿﺸﮕﯿﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻣﻐﺰ، ﭘﯿﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽﺍﺭﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻤﮑﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺪﻥ ﺑﮕﯿﺮﺩ . ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﻫﺎ ﻣﻮﺟﺐﺗﺤﺮﯾﮏ ﺣﺲ ﺳﯿﺮﯼ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﯼ ﻗﻨﺪ ﺩﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﻣﺼﺮﻑ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﺷﮑﻼﺕ ﺑﮕﯿﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻣﺼﺮﻑ ﻋﺴﻞ ﺍﯾﻦ ﭼﺮﺧﻪ ﺭﺍ ﻭﺍﮊﮔﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻘﻖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻣﺼﺮﻑﯾﮏ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﻋﺴﻞ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻮﺟﺐ ﮐﺎﻫﺶ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻓﺮﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺪﻥ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎﺑﯽ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﺳﺎﺯ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻮﺟﺐ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

ﻭﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻋﺴﻞ ﺗﻮﺳﻂ ﺯﻧﺒﻮﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻬﺪ ﮔﻞ ﻫﺎ ﺩﺭﺳﺖﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﻀﻢ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ ﺍﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮ ﺭﻭﺵ ﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﺳﺎﺯﺑﺪﻥ ﻣﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ .

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﻋﺴﻞ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﯿﻢ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻣﺎﺳﺖ ﻋﺴﻞ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﯾﻢ ، ﻗﻨﺪ ﻋﺴﻞ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﮐﺎﻣﻼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎ ﻗﻨﺪ ﺳﻔﯿﺪﯾﺎ ﺷﮑﺮ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ .

ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻧﺸﺎﻥﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﭼﺎﯾﺨﻮﺭﯼ ﭘﺮ ﻋﺴﻞ ﺳﻄﺢ ﻗﻨﺪ ﺧﻮﻥ ﺭﺍ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺩﺭ ﺷﮑﺮﺳﻔﯿﺪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .

ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺴﻞ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺳﻠﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢﻗﻨﺪ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﺪﻥ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﻮﺧﺖ ﻻﺯﻡ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭﮐﺮﺩﺩﺭ ﺣﺪ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ.(فردانیوز)




طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: چربی سوزی، مصرف، عسل، قبل، از، خواب،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/23

مباحثه شیخ بهایی و مقدس اردبیلی در حضور شاه عباس

بین شیخ بهایی و مقدس اردبیلی سر موضوعی مباحثه‌ای شد. شاه عباس آنجا در مجلس نشسته بود و نگاه می کرد. با اینکه حق به جانب مقدس بود، مقدس حق را به جانب شیخ بهایی می دهد و جلوی شاه عباس عرض اندام نمی کند بین آن دو مباحثه می شود و مجلس به نفع شیخ بهایی تمام می شود.

فردا در کوچه،  مقدس به شیخ بهایی بر می‌خورد به او می گوید که آن مطلب که دیشب فرمودید به این دلایل آن نبوده و این است که من می گویم.

شیخ بهایی می گوید چرا دیشب نفرمودید؟

مقدس اردبیلی می گوید: دیشب می توانستم بگویم اما چون تو شیخ الاسلام ایران بودی و نزد شاه محترم بودی، اگر من می خواستم جلوی شاه شما را کوچک کنم ، این به ضرر اسلام بود و لذا حاضر شده بود که خودش را خرد کند که شیخ بهایی کوچک نشود!

مقبره مقدس اردبیلی در نجف داخل حرم دست چپ ایوان طلا و علامه حلی دست راست حرم است.

قابل ذکر است شیخ بهایی با مقدس اردبیلی در زمان شاه عباس به نجف مشرف می شوند. شیخ بهایی شیخ الاسلام ایران بوده که قبرش در مشهد است. چهار عالم مهم در مشهد است که خیلی ها متوجه نیستند. یکی شیخ بهایی که داخل خود حرم است دیگر شیخ حر عاملی، شیخ طبرسی و حاج حسنعلی نخودکی.

 

درسی می خواهم که هم آدمیت به من دهد هم علم

عالمی در زمان مرحوم سید حسن اصفهانی، از ایران به نجف پای درس ایشان می‌رفت در راه، کربلا پیاده شد که زیارت کند بعد به نجف برود. آیت الله سید حسن قمی در کربلا درس می گفتند. با خودش می گوید امروز بروم پای درس حاج حسن قمی و از ایشان هم استفاده کنم و بعد به نجف بروم. پای درسش می نشیند و اشکالی می‌گیرد و آقای قمی صحبتی نمی‌کنند و می‌روند مطالعه می‌کنند و می بینند ایشان درست گفت. فردایش که به منبر تشریف می آورند می‌گویند آن آقایی که دیروز اشکال کردند، ما مراجعه کردیم و دیدیم بله ایشان درست می گویند و پیرامون صحبت حرف او صحبت کردند که حرف ایشان به این دلایل مطابق با فقه و کتاب و سنت است. نفس حاضر شد بگوید من اشتباه کردم!

بعد آن شخص دیگر به نجف نمی رود. بعضی به او می گویند شما از ارومیه آمده بودید که به نجف پای درس آیت الله اصفهانی بروید، چطور نرفتید؟

ایشان گفت: من به دنبال درسی می خواستم بروم که هم آدم شوم هم درس بخوانم . هم درس آدمیت به من بدهد و هم درس علم. دیدم اینجا پیدا می شود!




طبقه بندی: پندهای اخلاقی (ظاهرسازی و ریا، دروغگویی و ...)، 
برچسب ها: مباحثه، شیخ بهایی، مقدس اردبیلی، شاه عباس، اخلاق، مبارزه، نفس،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/14

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ، بدین جهت که : دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

 

کنیه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسین ( ع ) می رسید. پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین، علی بن الحسین (ع) است.

 

تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد .

 

دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی  و دیگران مطرح است ،

 

ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید ، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند . قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید ، و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود ، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند . برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند . اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند . بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی ، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی  را پایه ریزی نمودند .

 

محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود .در مکتب تربیتی امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد .

 

 امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود . از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید ، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی ؟ پاسخ می داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار ، نمی توانم تعظیم شعائر دین کنم .

 

امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود . در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه کردن کدورتهای درونی  را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد .

 

امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی ، کمال مواظبت را داشت . می خواست سنتهای جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی  را به مردم تعلیم نماید . در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت ، و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای  کشت آماده می ساخت . آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود .

 

امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقه های درس ، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی  را برای مردم روشن فرمود .

 

امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهی بود . نام نامی آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت و کلمات قصار و اندرزهایی همراه است ، که به ویژه در 19سال امامت برای ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است . بنا به روایاتی که نقل شده است ، در هیچ مکتب و محضری  دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی ( ع ) نبوده اند .

 

در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند ، و مانند تشنه لبی  که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام ( ع ) شدند ، و به قول یکی از مورخان : " مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی  متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند " . امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود ، از این رو ، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از این طریق مناسب تر می دید ، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود ، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت . اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت .

 

در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفی  شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود ، و از راه دیگری  نیز آن را دامن می زد : و آن راه ، تجلیل و تأیید برادر شورشی اش زید بن علی بن الحسین بود . روایاتی در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکری و فرهنگی بوده و نقش مهمی در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامی  و جهان بینی خاص قرآن ، و تنظیم مبانی فقهی و تربیت شاگردانی " مانند امام شافعی " و تدوین مکتب داشته ، موضع انقلابی برادرش " زید " را نیز تأیید می کرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) می فرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن .

 

و نیز نقل شده است که روزی زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد ، چون امام ( ع ) زید بن علی  را دید ، این آیه را تلاوت کرد :  یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله " . یعنی :  ای  مؤمنان ، بر پای دارندگان عدالت باشید و گواهان ، خدای را " . آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک ، ای زید ، به خدا سوگند تو نمونه عمل به این آیه ای . می دانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأثیر تعلیمات ائمه ( ع ) برای اقامه عدل و دین قیام کرد .

 

 سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموی ، در سال ( 120یا 122) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار ، ناجوانمردانه او را به قتل رساند . بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند . و چنانکه تاریخ می نویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجه ای  نیانجامید و قیامهای دیگری نیز که در این دوره به وجود آمد ، از جهت ظاهری به نتایجی نرسید ، ولی این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیداری  و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را در جوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است .

 

امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند ، که زمینه را مساعد نمی دیدند ، ولی  در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار ، که نوعی  دیگر از مبارزه است ، دست زدند . چه در این دوره ، حکومت اموی رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود ، از این رو بهترین فرصت برای نشر افکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت ، پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسی به شکل پایه ریزی  و تدوین اصول مکتب - که امری  بسیار ضروری بود - پیش آمد . اما چنان که اشاره شد ، دستگاه خلافت آنجا که پای مصالح حکومتی پیش می آمد و احساس می کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمی گیرد و خط صحیح را در شناخت " امام معصوم ( ع ) " و امامت که دنباله خط " رسالت " و بالاخره " حکومت الله " است تعلیم می دهد ، تکان می خوردند و دست به ایذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) می زدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... برای شناخت این امر ، به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است می پردازیم :

 

" در یکی از سالها که هشام بن عبدالملک ، خلیفه اموی ، به حج می آید ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نیز به حج می رفتند . روزی در مکه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومی  سخنرانی می کند و در آن سخنرانی تأکید بر سر مسأله پیشوایی و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفه های  خدا در زمین ایشانند نه دیگران ، و اینکه سعادت اجتماعی و رستگاری در پیروی  از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران . این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته می شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنینی بزرگ می یابد و به گوش هشام می رسد. هشام در مکه جرأت نمی کند و به مصلحت خود نمی بیند  که متعرض آنان شود .

 

اما چون به دمشق می رسد ، مأمور به مدینه  می فرستد و از فرماندار مدینه می خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق   روانه کرد ، و چنین می شود . حضرت صادق ( ع ) می فرماید : چون وارد دمشق شدیم ، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید . هنگامی که به مجلس او درآمدیم ، هشام بر تخت پادشاهی خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود ، و در دو صف در برابر خود نگاه داشته بود . نیز دستور داده بود تا آماج خانه ای ( جاهایی که در آن نشانه برای تیراندازی می گذارند ) در برابر او نصب کرده بودند ، و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازی بودند . هنگامی  که وارد حیاط قصر او شدیم ، پدرم در پیش می رفت و من از عقب او می رفتم ، چون نزدیک رسیدیم ، به پدرم گفته :  شما هم همراه اینان تیر بیندازید " پدرم گفت : " من پیر شده ام . اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف داری بهتر است " .

 

 هشام قسم یاد کرد :  به حق خداوندی که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامی داشت ، تو را معاف نمی دارم " . آنگاه به یکی از بزرگان بنی  امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنی امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند . پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد . سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تا آنکه نه تیر پیاپی افکند . هشام از دیدن این چگونگی خشمگین گشت و گفت : " نیک تیر انداختی ای ابوجعفر ، تو ماهرترین عرب و عجمی در تیراندازی . چرا می گفتی من بر این کار قادر نیستم ؟ ... بگو : این تیراندازی را چه کسی به تو یاد داده است " . پدرم فرمود : " می دانی که در میان اهل مدینه ، این فن شایع است . من در جوانی چندی  تمرین این کار کرده ام " .

 

سپس امام صادق ( ع ) اشاره می فرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد . در همان محفل هشام بر سر مقام رهبری و خلافت اسلامی  با امام باقر ( ع ) سخن می گوید . امام باقر درباره رهبری رهبران بر حق و چگونگی  اداره اجتماع اسلامی و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامی باید چگونه باشد ، سخن می گوید . اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بیش از پیش ناراحت می کند . بعضی نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر می دهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها می کند و به شتاب روانه مدینه می نماید . و پیکی  سریع ، پیش از حرکت امام از دمشق ، می فرستد تا در آبادیها و شهرهای سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ، مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند .

 

با این وصف امام ( ع ) در این سفر ، از تماس با مردم - حتی مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد . جالب توجه و قابل دقت و یادگیری است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت می کند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقداری  از مال او را وقف کند ، تا پس از مرگش ، تا ده سال در ایام حج و در منی  محل اجتماع حاجیها برای سنگ انداختن به شیطان ( رمی جمرات ) و قربانی کردن برای  او محفل عزا اقامه کنند . توجه به موضوع و تعیین مکان ، اهمیت بسیار دارد . به گفته صاحب الغدیر  زنده یاد علامه امینی - این وصیت برای آن است که اجتماع بزرگ اسلامی ، در آن مکان مقدس با پیشوای حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد ، و از دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد ، و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهی .

 

شهادت امام باقر ( ع )

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگی کرد. سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114هجری در سن 57سالگی در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند .

 

زنان و فرزندان

فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشته اند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله که مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بود . ابراهیم و عبیدالله که از ام حکیم بودند و هر دو در زمان حیات پدر بزرگوارشان وفات کردند . علی و زینب و ام سلمه که از ام ولد بودند .

 

سخنان گهربار امام باقر(ع)

1- إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فیكَ خَیْراً، فَانْظُرْ إلی قَلْبِكَ فَإنْ كانَ یُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ یُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیكَ خَیْرٌ; وَاللّهُ یُحِبُّك، وَ إذا كانَ یُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ یُحِبّ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیكَ خَیْرٌ; وَ اللّهُ یُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.«وسائل الشّیعة، ج 16، ص 183، ح 1»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

اگر خواستی بدانی كه در وجودت خیر و خوشبختی هست یا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست داری و از اهل معصیت و گناه ناخوشایندی، پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست می دارد. ولی چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشی و به اهل معصیت عشق و علاقه ورزیدی، پس خیر و خوبی در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد. و هر انسانی با هر كسی كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور می گردد.

 

2- مَنْ كَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ. «كتاب الزّهد، ص 1، ح 9»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

هركس دنبال هتك حرمت - ناموس و آبروی - دیگران نباشد، خداوند متعال او را در قیامت مورد عفو و بخشش قرار می دهد; و هركس غضب و خشم خود را از دیگران باز دارد، خداوند نیز خشم و غضب خود را در قیامت از او بر طرف می سازد.

 

3- مَنْ ثَبَتَ عَلی وِلایَتِنا فِی غِیْبَةِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهید مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَیْن. «إثبات الهداة، ج 3، ص 467»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

كسی كه در زمان غیبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّریف) بر ایمان و ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهید از شهدای جنگ بدر و حنین به او عطا می فرماید.

 


4- مَنْ أفْتَی النّاسَ بِغَیْرِ عِلْم وَ لا هُدی، لَعَنَتْهُ مَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِكَةُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْیاهُ. «مستدرك الوسائل، ج 17، ص 244»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

هركس درباره مسائل دین فتوا و نظریه ای دهد كه بدون علم و اطّلاع باشد، ملائكه رحمت و ملائكه عذاب او را لعن و نفرین می كنند و گناه عمل كننده ـ اگر خلاف باشد ـ بر عهده گوینده است.

 

5- لا تَتَهاوَنْ بَصَلاتِكَ، فَإنَّ النَّبیَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَیْسَ مِنّی مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَیْسَ مِنّی، مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً، لا یَرِدُ عَلَی الْحَوْضَ، لا وَ اللهِ.«وسائل الشّیعة، ج 4، ص 23، ح 4413»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

نسبت به نماز بی اعتنا مباش و آن را سبك و ناچیز مشمار، همانا كه پیامبر خدا هنگام وفات خود فرمود: هركس نماز را سبك شمارد و یا مسكرات بنوشد از ـ امّت ـ من نیست و بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.

 

6- بُنِیَ الاْسْلامُ عَلی خَمْسَةِ أشْیاء: عَلَی الصَّلاةِ، وَ الزَّكاةِ، وَ الْحَجِّ، وَ الصَّوْمِ، وَ الْوِلایَةِ، وَ لَمْ یُنادَ بِشَیْیء مِثْلَ ما نُودِی لِلْوِلایَةِ.«وسائل الشّیعة، ج 1، ص 18، ح 10»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

دین مبین اسلام بر پنج پایه و اساس استوار است: نماز، زكات، حجّ، روزه، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت - علیهم السلام -. سپس افزود: آن مقداری كه نسبت به ولایت سفارش شده است نسبت به هیچ كدام تأكید نگردیده است و ولایت اساس و محور تمام اعمال می باشد.

منبع: تبیان، اندیشه قم




طبقه بندی: زندگینامه پیامبر(ص) و امامان معصوم (علیهم السلام)، 
برچسب ها: زندگینامه، امام، محمد باقر(ع)،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/9

*    سیر خواص فراوانی دارد اما زیاده روی در مصرف آن مضر است.

سیر باید به حد اعتدال مصرف شود زیرا استفاده زیاد در بعضی اشخاص موجب سردرد، ضعف نیروی جنسی، ضعف چشم و ایجاد جوش در داخل چشم می شود.

 

*  استفاده بشر از سیر قدمت 3000 هزار سالانه دارد، سیر گرم و خشک است و برای کسانی که سرد مزاج اند نفخ شکن و ملین است، در طب سنتی و در بحث سیر شناسی 2 نوع سیر وجود دارد، سیر کاشتنی و سیر بیابانی که تاثیر سیر بیابانی از سیر کاشتنی بیشتر است.

 

*  آنتی اکسیدان قوی موجود در سیر، رادیکال آزاد را که باعث بیماری می شود خنثی می کند، سرشار از ویتامین های B، C پتاسیم، فسفر، آهن است که ویتامین Bموجود در سیر باعث کارکرد مناسب روده، فسفر در ازدیاد حافظه و پتاسیم باعث افزایش جذب فسفر در مواد غذایی می شود.

 

*  سیر ضد انعقاد خون و کاهش دهنده غلظت خون، از بین برنده سلول های سرطانی و برای درمان تنگی نفس مفید است و نیز کاهش دهنده دوران نقاحت سرماخوردگی و مقاومت بدن را در مقابل بیماری افزایش می دهد.

 

*  مالیدن سیر پخته به دندان، درد دندان را تسکین می دهد، سیر ترشی در از بین بردن لکه های زیر چشم نیز موثر است. (باشگاه خبرنگاران، دکتر نصرتی)




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: خواص، سیر، از بین بردن، لکه های، زیر چشم، نفخ شکن، ملین،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/6

گردو بخورید!

·   گرمی آن نفسگیر، اما مقوی است و روغن آن از رفقای قدیمی قلب و کنترل‌کننده خوب کلسترول خون است. این مغز پرخاصیت از نظر طب سنتی گرم و خشک است.

 

·   طبع گرم آن ترشح هورمون های تیروئیدی و طبع خشک آن ترشح هورمون انسولین را تغییر می دهد و به تنظیم قند خون کمک می کند.

 

·   در 100 گرم آن 625 کالری و در یک عـــدد آن 30 کالری انرژی نهفته است. فسفر آن با ماهی و تخم مرغ قابل قیاس است و ویتامین B آن موجب آرامش اعصاب و خوابی مطلوب می شود.

 

·   گردو وقتی با انجیر، مویز یا کشمش همراه شود برای تقویت مغز و حواس مفید است. مصرف روزانه سه عدد آن به همراه نان و پنیر، میان وعده خوبی برای مدرسه دانش آموز و مغز نافعی برای کنترل تری گلیسیرید و کلسترول بد خون است. البته فندق و بادام نیز تا حدودی این مزایا را دارد، ولی نه به اندازه گردو!

 

·   اگر پرانرژی و چالاک هستید، رنگ پوست تان سرخ و تیره و رگ هایتان نمایان است، اغلب اوقات عطش زیادی دارید و ضربان قلب تان قوی، اندام های پرخون، محرک و فعالی دارید بدانید که گرم مزاج هستید و نباید در مصرف گردو زیاده روی کنید.

 

·   مصرف بیش از حد آن موجب التهاب، یبوست، جوش، کهیر، تنگی نفس، بوی تند ادرار، پرفشاری خون، آشفتگی، بیقراری، سرگیجه، افزایش میل جنسی، سوزش لثه ها و دهان و تنبلی کبد می شود و بدانید همیشه پس از خوردن گردو دهان را با آب بشویید و ماست یا میوه جات ترش بخورید.

 

·   گردوی خشک، ویتامین C و E کمتری دارد و طبع آن گرم تر است. به دلیل این که حاوی اسیدهای چرب غیراشباع است، در اثر خشک شدن در شرایط نامساعد خیلی زود طعم آن تند و تلخ و رنگش سیاه و دانه های سفید رنگی رویش ظاهر می شود و این نشان دهنده آن است که به توکسین آلوده و سمی و زیانبار شده است.

 

·   از دستفروش ها گردو نخرید.  بخصوص انواع تازه آن که در ظروف آب نمک یا در کیسه های نایلونی نگهداری و عرضه می شود و مشکل اصلی ، دست های آلوده دستفروشان دوره گردی است که این گردوها را آماده می کنند.


·   دست هایی که احتمال آلوده بودن آن به عفونت های باکتریایی بخصوص میکروب های مدفوعی زیاد است و براحتی می تواند به بافت محصول نفوذ کرده و بشدت گریبان مصرف کننده را بگیرد و در این میان کودکان، سالمندان و بیماران به دلیل داشتن سیستم ایمنی ضعیف تر آسیب پذیرتر بوده و مقاومتشان در برابر این قبیل عفونت ها خیلی کم است. (منبع: جام جم)




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: گردو، تنظیم، قندخون، مقوی، آرامش، اعصاب،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
(تعداد کل صفحات:18)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

حدیث هفته
محمد بن مسلم از حضرت باقر(ع) روایت کند فرمود: اگر مردم بدانند فضیلت زیارت امام حسین(ع) را هر آینه از شوق می میرند و نفسهایشان از حسرت قطع می شود. پرسیدم چه فضیلت دارد؟ فرمود: خداوند بر او هزار حج مقبول و هزار عمره مبروره و اجر هزار شهید از شهدای بدر و اجر هزار صائم و ثواب هزار صدقه مقبوله و هزار بنده آزاد کردن در راه خدا بنویسد و اگر در سال زیارت بمیرد ملائکه رحمت بر جنازه او حاضر شوند و در روز قیامت خداوند نوری به او عطا فرماید که محشر را روشن نماید و منادی ندا کند هذا زائر قبر الحسین علیه السلام و همه آرزو کنند که کاش زوار حسین(ع) بودند. منبع: شمس الضحی،ص۵۴۲و۵۴۳.
لینک های مفید
»
اخبار آنلاین