خوش آمدید *** فاتحان دلها *** پیامبراکرم(ص) فرمودند: خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بیخبر نمی پذیرد. (کنز العمال، ج2، ص72)*** «بهترین شما صاحبان عقل هستند». گفته شد «اى رسول خدا! صاحبان عقل، چه كسانى‏اند؟». فرمودند آنان كه داراى اخلاق خوب‏اند، بردبار و باوقارند، صله رحم مى‏ نمایند، به پدران و مادران نیكى مى‏كنند، به فقرا، همسایگان و یتیمان رسیدگى مى‏نمایند، اطعام مى‏كنند، آشكارا به همه سلام مى‏كنند و هنگامى كه مردم در خواب و غافلند، نماز (نماز شب) مى‏گذارند. - كافى، ج 2، ص 240، ح 32 فاتحان دل ها
فاتحان دل ها
غذاى سخاوتمند، داروست و غذاى بخیل، درد!

السلام علیک یا رسول الله،  السلام علیک یا امام حسن مجتبی(ع)

سلام بر تو ای فرستاده خوبی ها !

ای مهربانترین فرشته خاک !

تو از ملکوت آسمان به زمین فرا خوانده شدی تا انسان را با معنای واقعی اش آشنا کنی!

تو، آفتاب روشن حقیقت بودی در شام تیره زندگی!

از مشرق دلها برآمدی !

و اکنون آسمان،  تب دار غروب جانگداز توست!

سال یازدهم هجری كه فرا رسید، انگار عالم را غمی گرفت و مدینه كوس هجرتی را سر داد؛ هجرتی كه این بار نه از مكه به مدینه برای تجدید قوا و ایجاد حكومتی سازمان‌یافته كه هجرتی برای همیشه تاریخ !

مسلمانان مهاجر با همه سختی‌هایی كه در طول مبارزه در كنار پیامبر (ص) داشتند و تحریم قریش در سه سال حضور فرستاده خدا را در شعب ابی‌طالب دیده بودند، به جهت آثار مثبتی كه هجرت پیامبر (ص) از مكه به مدینه داشت، پس از این هم سختی پنداشتند كه دوران عسرت به سر آمده و در كنار مولای خویش زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای را خواهند گذراند و شاید همین تصور بود كه عروج ملكوتی برگزیده‌ترین بنده خدا را نتوانستند به درستی درك كنند. مسلمانان در این دو هجرت بارها مورد آزمون قرار گرفته بودند.

***

در تاریخ اسلام بارها خوانده‌ایم كه رسول خدا (ص) پس از آخرین سفر حج و حادثه باشكوه غدیر به مدینه مراجعت فرموده و بر آن حضرت معلوم گردید كه این دنیای فانی را وداع خواهند گفت. پیوسته در میان اصحاب خطبه می‌خواندند و از آخرین فرصت‌ها برای ارشاد و راهنمایی خلق خدا استفاده و دغدغه‌های خویش را بازگو می‌كردند!

 همواره وصیت می‌كردند كه امت من داخل فتنه‌ها نشوند، دست از راه و روش او بر ندارند، در دین خدا بدعت نگذارند و در هر شرایط، متمسك به عترت اهل بیت او شده و از دستورات آنها سرپیچی ننمایند. مگر پیامبر مكرم اسلام در حالی كه به سختی و با كمك‌ وصی خویش و فضل‌بن عباس از بستر بیماری برخاسته بود، در جمع مردم مدینه حاضر نشدند و با صدای بلند و رسا این گونه نفرمودند:

«ای مردم، آتش افروخته شده و فتنه‌ها همچون پاره‌ای شب تار روی آورد. به خدا قسم شما هیچ حجتی بر من ندارید. (۱)»، «ای مردم، همانا شیطان نومید شده از این كه در سرزمین شما مورد پرستش قرار گیرد ولی پاره‌ای از كارهایتان كه آنها را كم اهمیت و كوچك می‌شمارید سبب خشنودی اوست. (۲)»

چه شد كه در كمتر زمانی و با وجود این كه خلف شایسته او سكان هدایت جامعه را بر عهده داشت، به كژ راهه‌ رفتند و آن كردند كه پیش از او پیامبر بر آن هشدار داده بودند. مگر رسول خدا تا آخرین لحظات حیات پربركتش مسلمانان را به تقوا، اتحاد و یاری یكدیگر توصیه نكرده بودند؟!!

چه شد كه با پرواز آن روح ملكوتی همه آن سفارش‌ها به فراموشی سپرده شد؟ اگر آن روز بدعت، تفرقه، منفعت و ریاست‌طلبی در مسلمانان رسوخ نمی‌كرد، یقیناً شاهد برخی رفتارهای زشت از جنس عملی كه برخی مسلمانان عصر امیرالمومنین علی (ع)، حسن‌بن علی (ع) و حسین‌بن علی (ع) انجام دادند، نبودیم !!!

اگر زندگی پیامبر و نصایح آن بزرگوار به امت اسلامی را صرفاً از زبان بزرگان دین شنیده‌ایم و شرایط سیاسی- اجتماعی پس از پیامبر را به درستی درك نكرده‌ایم،‌حداقل عمر با بركت امام خویش را دیده و از هشدارها و نگرانی‌های پیر خوش ضمیر جماران آگاهیم. امروز هر چند نسل جدید از نفس مسیحایی امام (ره) بی‌بهره است ولی آنان كه كلام امام را بی‌واسطه شنیده بودند، به درستی بر این امر واقفند كه خمینی‌(ره) همچون پیامبر اسلام (ص) در حالی چشم از جهان فرو می‌بستند كه در عین امیدواری به آینده انقلاب، نگران آثار فتنه‌ای بودند كه در جان و روح جامعه در حال ریشه دوانیدن بود!

 فتنه‌ای كه این بار اندیشه اخوت، برادری، خلوص عمل و نیت پاك را نشانه رفته بود !

 اگر چنین نبود هیچ گاه در واپسین روزهای حیات پربركت آن امام، شاهد این سخن هشدارگونه از جنس توصیه پیامبر اكرم (ص) نبودیم كه فرمود:

 « نباید خلوص عمل و جامعه اسلامی خودمان را به زنگار كدورت‌ها و اختلافات آلوده كنیم و رقابت‌های گذشته انتخاباتی هرگز نباید موجبات تفرقه و جدایی را فراهم نماید. (۳)»

پیامبر (ص) رفت در حالی كه نگران فردای مسلمانان بود و می‌دانست چه سرنوشتی در انتظار سرزمین‌های اسلامی است. امام نیز در حالی كه می‌رفت نگران برخی اختلاف سلیقه‌ها، كدورت‌ها و فتنه‌هایی بود كه در سال‌های آخر عمر خویش برخی علایم آن را می‌دیدند و برای جلوگیری از آن اقداماتی را انجام دادند تا دیگران به خویش اجازه ندهند ركن ركین ولایت فقیه را می‌توانند مورد خدشه قرار دهند، یعنی همان بلایی كه مسلمانان پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) بر سر ولایت بر حق آن حضرت، یعنی امیرالمومنین علی (ع) انجام دادند.

رسول اکرم(ص)در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه، در غدیرخم، درمدینه قبل از بیماری و بعد از آن در جمع یاران واصحاب، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت خود خبرداد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا(ص)را آگاه ساخته بود که پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیماری وپیری مانند دیگر افراد بشر است.

پیامبر اكرم(ص) یك ماه قبل از رحلت فرمود:

" فراق نزدیك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت  نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به  من خبر داد كه این دو هرگز از یكدیگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود.

در حجه الوداع در هنگام رمی جمرات فرمود: مناسک خود را از من فراگیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم. هرگز مرا دیگردر این جایگاه نخواهید دید.

هنگام بازگشت نیز در اجتماع بزرگ حاجیان فرمود: نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم.

عبدالله بن مسعود گوید:

پیامبراکرم(ص)یک ماه قبل از رحلت، ما را از وفات خود آگاه نمود... عرض کردیم: ای رسول خدا! رحلت شما در چه موقع خواهدبود؟ فرمود: فراق نزدیک شده و بازگشت به سوی خداوند است.

زمانی نیز فرمود: نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق رااجابت نمایم و من دو چیزگران در میان شما می گذارم و می روم: کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم... و خداوند لطیف و آگاه به من خبرداد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود.

روزی به آن حضرت خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین و نگرانند. پیامبر در حالی که به فضل بن عباس و علی بن ابی طالب(ع)تکیه داده بود به سوی مسجد رهسپار گردید و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: به من خبر داده اند شما از مرگ پیامبر خود درهراس هستید. آیا پیش از من، پیامبری بوده است که جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد... .

در فرصتی دیگر مردم را به رعایت حقوق انصار سفارش و در خطاب به انصار فرمود: ای گروه انصار، زمان فراق و هجران نزدیک است، من دعوت شده ودعوت را پذیرفته ام... بدانید دو چیز است که از نظر من بین آن دو هیچ تفاوتی نیست. اگر بین آن دو مقایسه شود به اندازه تارمویی بین آن دو فرقی نمی گذارم. هرکس یکی را ترک کند مثل این است که آن دیگری راهم ترک کرده است... آن دو کتاب آسمانی واهل بیت رسالت هستند... سفارش مرا در مورد اهل بیت من رعایت کنیدو...

(نیز فرمود:)آیا شما را به چیزی راهنمایی نکنم که اگر بدان چنگ زنید، پس از آن هرگز به ضلالت نیفتید؟ گفتند: بلی، ای رسول خدا. فرمود: آن(چیز)علی است. با دوستی من دوستش بدارید و به احترام و بزرگداشت من، او را محترم و بزرگ بدارید. آنچه گفتم جبرئیل از طرف خداوند به من دستور داده بود.

روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود: کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام.

در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

"اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج تاریك شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من  درباره «ثقلین» از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم

 ( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می رسید.

آنگاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش  به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند  و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد:  ای رسول خدا ، می ترسم طاقت این کار را نداشته باشم.

پیامبر(ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد . آنگاه  انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.

فردای آن روز بیماری پیامبر(ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود:  برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید. ام سلمه، همسر پیامبر گفت:  علی را بگویید بیاید. زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست. هنگامی که علی (ع) آمد ، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده های پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع)  خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:

"علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم.

سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

ابن حجر هیثمی گوید: پیامبر اکرم(ص)در بیماری خود که به رحلتش انجامید، فرمود:

مرگ من به همین زودی فرا می رسد و من سخن خود را به شما رساندم و راه بهانه و عذر را بر شما بستم. آگاه باشید، من کتاب پروردگارم و اهل بیت خود را در میان شما می گذارم و می روم.(سپس دست علی را گرفت و بالا برد و فرمود:) این شخص علی بن ابی طالب است که همراه با قرآن است و قرآن با علی است و از یکدیگر جدانشوند تا روز قیامت که با من ملاقات نمایند.

در روز دوشنبه آخرین روز از زندگی رسول اکرم(ص)آن بزرگوار درمسجد پس از انجام نماز صبح فرمود: ای مردم! آتش فتنه ها شعله ورگردیده و فتنه ها همچون پاره های امواج تاریک شب روی آورده است.

رسول خدا(ص)در حالی جان سپرد که سر در دامن علی بن ابی طالب(ع)داشت.علی(ع) شیون کنان، رحلت پیامبر(ص) را به اطرافیان خبر داد. در این زمان ابوبکر به محل سکونت خود در«سنح » رفته بود و عایشه به دنبال وی فرستاد تا بی درنگ به شهرآید.

انکار رحلت رسول خدا(ص)

چون خبر وفات پیامبر(ص)زمزمه شد، عمر به نهیب فریاد برآورد: هرگز چنین نیست. این بعضی از منافقانند که می پندارند پیامبرمرده است! مردم بدانید، به خدا سوگند، رسول خدا نمرده است بلکه به سوی پروردگار خود رفته، به همان گونه که موسی به سوی پروردگار خود رفت، او چهل روز از پیروان خود غایب بود و پس ازاین که گفته شد او مرده است به نزد ایشان بازگشت. به خداسوگند، رسول خدا باز می گردد و دست و پای کسانی را که گمان برده اند او مرده است، قطع خواهد کرد.

او بی وقفه مردم را بیم می داد و در هراس و تردید می گذارد و آن کلمات را به قدری تکرار کرد که دهانش کف نمود. می گفت: هرکس بگوید او مرده است با این شمشیر سرش را از تن جدا خواهم کرد. خداوند تا وعده هایش را به دست او عملی نسازد، وی را نزد خود نمی برد.

در آن هنگامه از خانواده حضرت کسی تردید در رحلت رسول گرامی(ص)نداشت و از همین رو جز عباس، شنیده نشد که کسی با عمرسخن گفته و به او توجهی کرده باشد. جز این که برخی چون آشوب آفرینی عمر را دیدند، گفتند: او چه می گوید!! از وی بپرسید مگر رسول خدا(ص)در این باره به تو چیزی فرموده که این گونه سراسیمه و آشفته سخن می گویی! و او در پاسخ گفت: نه، اصلاً.

موضوع رحلت برای خاندان پیامبر و مردم چنان قطعی و بدیهی بودکه ابن ام مکتوم نابینا نیز که جسد مطهر رسول خدا(ص)را نمی دیدهمانند عباس در اعتراض به عمر گفت: تو از خود چه می گویی؟! مگرقرآن نیست که می فرماید:

« وَ ما مُحمَّدٌ اِلاّ رَسولٌ قد خَلت مِن قَبلِهِ الرُّسل اَفاِن ماتَ اَو قتِِلَ انقَلَبتُم عَلی اَعقابِکُم و مَن یَنقلِب عَلی عَقبیهِ فَلَن یَضرُ اللهَ شیئا و سَیجزِی الله الشّاکِرین»

محمد جز فرستاده ای که پیش از او هم پیامبرانی(آمده و)گذشتند،نیست. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود از عقیده خود(به شیوه جاهلیت)برمی گردید! هرکس از عقیده خود بازگردد هرگز هیچ زیانی به خدا نمی رساند و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش می دهد.

عباس می افزود: تردید نیست که رسول خدا(ص)مرده است. بیایید اورا دفن کنیم. (با فرض قطعی که وی مرده است.)آیا خداوند شما رایک بار طعم مرگ می چشاند و رسولش را دوبار! او بزرگوارتر از آن است که دوبار بمیرد. بیایید او را دفن کنیم. اگر راست باشد که او نمرده بر خداوند دشوار نیست که خاک را از روی او به یک سوزند و... .

با این حال، عمر بدون کمترین توجه به اعتراض آنان، بر نظرخود پافشاری می کرد تا آن که چند ساعتی بعد ابوبکر از محل سکونت خود در سنح رسید. و چون چشم به جسد مطهر پیامبر(ص)دوخت، همان آیه را که پیشتر دیگران خوانده بودند خواند و عمر را به سکوت فراخواند و او نیز ساکت بر زمین نشست و گفت: گویا این آیه راپیش از این نشنیده بودم. آیا این از قرآن است؟!

انگیزه انکار رحلت

محققان و مورخان اهل تسنن برپایه اعتراف عمر انگیزه او را زمینه سازی برای رسیدن ابوبکر به مدینه یاد کرده اند.

ابن ابی الحدید می نویسد: عمر با این اقدام می خواست فرصتی برای رسیدن ابوبکر به محل فراهم آورده باشد; زیرا او در فردای «سقیفه » قبل از سخنرانی ابوبکر در مسجد، ضمن عذرخواهی ازاظهارات روز گذشته درانکار وفات پیامبر(ص)، گفت: وقتی فهمیدم رسول خدا(ص)از دنیا رفته است، ترسیدم برسر زمامداری، جنجال وآشوب به پا شودو انصار و دیگران، زمامداری را به دست گیرند یا از اسلام برگردند!!!

آیا اظهارات عمر، به منظور حفاظت از دین و دولت بود تا ابوبکر برسد... !!!

او مردم را در مورد مرگ حضرت تا حدی به شک انداخت و آن ها را از فکر در مورد اوضاع بعد از پیغمبر(ص) و حوادثی که انتظار وقوع آن می رود، غافل نمود!!!

عمر هر چند برای اندیشیدن و چاره جویی به منظور توفیق درتصمیم خود فرصت نداشت، طرح وی جوانب فراوانی را در برداشت:

1- طرح او برای مردم دوستدار پیامبر امیدوار کننده بود. آن ها آرزو می کردند این سخن راست درآید و رهبر خود را بدین زودی از دست ندهند.

2- آن طرح با خود شاهدی از قرآن داشت و نوید می داد که محمدخاتم(ص)نیز چون موسی به ملاقات خدا شتافته و به زودی بازمی گردد.

3- برپایه آن ادعا چون پیامبر زنده است نیازی به کوشش برای تعیین جانشین او نیست.

4- فرد معتقد به مرگ پیامبر، منافق است و اقدام به بیعت باجانشین او علامت نفاق و تلاش برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان است.

5- با آن که به مرگ پیامبر اعتقاد یابد و با کسی به عنوان جانشین پیامبر بیعت کند باید دست و پایش را قطع کرد.

6- این که عمر تا پیش از ورود ابوبکر به سخن هیچ کس توجه نکرد و چون ابوبکر رسید و جمله ای می گوید و عمر آرام می گیرد; زیرکانه نقش ابوبکر را بزرگ می نمایاند. این واقعه حتی اگر صحنه سازی از پیش طراحی شده نبود، تا همین جا می توانست مردم را به نقش ابوبکر در رهبری جامعه مسلمانان و آرام ساختن اوضاع متوجه سازد.

بسی جای تعجب و تأسف است که برخی نویسندگان غیر شیعه، گاه در دفاع و توجیه واکنش عمر می نویسند: این رفتار عمر از شدت علاقه اش به پیامبر و به موجب دهشت زدگی او از رحلت حضرت بود! حال آنکه عمر خود در فردای آن روز در حضور مردم در مسجد پیرامون رفتار دیروزش مطالبی گفته است که به هیچ وجه این توجیه و جانبداری راتایید نمی کند.

ابن ابی الحدید عذرخواهی عمر را چنین نقل کرده است: وقتی فهمیدم رسول خدا(ص) از دنیا رفته است، ترسیدم برسرزمامداری،جنجال و آشوبی به پا شود و انصار و دیگران، زمامداری را به دست گیرند یا از اسلام بازگردند!!!

افزون براین، باید پرسید:

1- اگر رفتار او از دهشت وی از مرگ پیامبر(ص)بود، می بایست پس از اعلام قطعی ابوبکر، بردهشت وی افزوده می شد نه این که آرام گیرد و بر زمین نشیند!

2- پس از اطلاع چرا در مراسم عزاداری و تغسیل و تشییع پیامبرشرکت نجست و بی درنگ به سقیفه شتافت؟

3- چرا جز او چنین هراسان و دهشت زده نشد؟ آیا اندوه وی ازدختر گرامی پیامبر بیشتر بود؟ چرا ابوبکر که خشونت و قساوت قلب او را نداشت دچار چنین حالی نشد؟

4- آیا آن رفتار نیز از علاقه به پیامبر بود که درحال حیات حضرت به وی نسبت هذیان و بیهوده گویی داد و به دیگران نیز نهیب زد که گوش به حرف او ندهید، درک و حواس درستی ندارد که چه می گوید؟!

5- چرا شبهه وفات نکردن پیامبر تنها برای عمربن خطاب پیش آمد؟ او از کجا و به کدام آیه و روایت چنین حدس زد که رسول خدا(ص)نمرده است و چون موسی به میقات رفته و به زودی بازمی گردد و دست و پا قطع می کند؟!

6- هنگامی که اسامه برای تاخیر درحرکت سپاه خود عذر می آوردکه نخواستم از مسافران حال تو را جویا شوم، خوب بود عمر می گفت: این بیتابی چرا؟! خداوند برشما منت نهاده است که تا وعده هایش محقق نشود، پیامبر(ص)از دنیا نخواهد رفت. این که عمر خود عذرمی آورد که در این روزهای حساس نباید پیامبر را بدین حال تنهاگذاشت دلیل آن است که آن ها همه می دانستند که به زودی رسول خدا(ص)رحلت خواهد کرد.

7- چرا او پیش از تحقیق و اطمینان، این گونه جنجال برانگیخت؟

8- چه حکمت داشت که تنها با تایید ابوبکر آرام گرفت نه باسخن دیگران؟ «آیاتی که ابوبکر خواند، نباید سبب شود که اوتغییر عقیده دهد، زیرا مفاد آیات جز این نیست که پیامبر(ص)نیزبه سان مردم می میرد، در صورتی که خلیفه منکر امکان مرگ او نبود بلکه می گفت: هنوز وقت مرگ وی فرا نرسیده است، زیرا هنوزکارهایی ناتمام مانده و رسالتهایی انجام نگرفته است.»

به اعتراف ابن ابی الحدید آن جنجال همه بهانه اتلاف وقت برای رسیدن ابوبکر بود و جز این، علتی نداشت.

***

در یكی از روزهای بیماری در حالی كه سر مبارکشان را با پارچه‌ای بسته بودند و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلشان را گرفته بودند،  وارد مسجد شدند و روی منبر قرار گرفته و فرمودند: مردم وقت آن رسیده است كه من از میان شما غائب گردم، اگر به كسی وعده داده‌ام، آماده‌ام انجام دهم و هر كس طلبی از من دارد، بگوید تا بپردازم. در این موقع مردی برخاست و عرض كرد: چندی قبل به من وعده دادید كه اگر ازدواج كنم، مبلغی به من كمك كنید، پیامبر فوراً به فضل دستور داد كه مبلغ مورد نظر او را بپردازد.

سپس روز جمعه، سه روز پیش از وفات خود، بار دیگر به مسجد آمدند و فرمودند: هر كسی حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار كند، زیرا قصاص در این جهان، آسان‌تر از قصاص در روز رستاخیز است.

در این موقع سوادة بن قیس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد "طائف" در حالی كه بر شتری سوار بودید، تازیانه خود را بلند كردید كه بر مركب خود بزنید، اتفاقاً تازیانه بر شكم من اصابت كرد، من اكنون آماده گرفتن قصاصم.

درخواست پیامبر یك تعارف اخلاقی نبود؛ بلكه جداً مایل بود حتی یك چنین حقوقی را كه هرگز مورد توجه مردم قرار نمی‌گیرد جبران نماید. گذشته از این، چون اصابت تازیانه بر شكم سواده عمدی نبود، از این نظر او حق قصاص نداشته است، بلكه با پرداخت دیه‌ای جبران می‌گردید. مع الوصف پیامبر، خواست، نظر وی را تأمین كند.

پیامبر دستور داد، همان تازیانه را از خانه بیاورند، سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص كند. یاران رسول خدا با دلی پر غم و دیدگانی اشكبار و گردن‌های كشیده و ناله‌هایی جانگداز، منتظرند كه جریان به كجا خاتمه می‌پذیرد؛ آیا سواده واقعاً از در قصاص وارد می‌شود؟ ناگهان دیدند سواده بی اختیار، شكم و سینه پیامبر را می‌بوسد؛ در این لحظه پیامبر او را دعا كرده، گفت: خدایا ! از سواده بگذر، همانطور كه او از پیامبر اسلام در گذشت.

ادامه دارد....




طبقه بندی: رحلت پیامبر اکرم(ص)و شهادت امام حسن مجتبی(ع) 28 صفر المظفر، 
برچسب ها: فتنه ها، تفرقه وجدایی، اختلافات، کدورت، پقلین، اهل بیتی، قصاص،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/09/13

السلام علی الباکین علی الحسین(علیه السلام)

«درود وسلام برگریه كنندگان برحسین(ع)»

 دلا خون گریه کن   چون اربعین است

 بسوز ای دل که امروز اربعین  است  

عزای    پور   ختم المرسلین  است 

به  یاد  کربلا  دل‏ها،   غمین  است  

قیام    کربلایش  ،   تا   قیامت 

سراسردرس، بهر مسلمین است

***

بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن

جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن

شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن

جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین

***

هر دم به گوشم می‏رسد آوای زنگ قافله

این  قافله ، تا  کربلا   دیگر   ندارد   فاصله

یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است 

این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است

***

اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحس شلاق خزان بر پیكر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست.

قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.

اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شكوه‌ها روانه كردیم.

 اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.

کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حال مان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....

اربعین یعنی گذشت چهل روز از مصیبت جانگداز شهادت سرور و سالار شهیدان..

دل‌هایمان بی‌تاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد.


 

شایددرذهن بعضی این سوال مطرح شود که چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اكرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه كنید:

1) فداكاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداكاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامیداشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

2) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در كار نبود، همین عامل كافی است كه نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏كنیم و مراسم متعددی برپا می‏كنیم.

3) در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را كشتند و اسیران كربلا را به كوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به كربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

4) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود كردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شكنجه می‏كردند و می‏ كشتند. در زمان متوكل عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع كردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏كردند كه یكی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.

فلذا یكی از نشانه ‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسكری علیه‏السلام روایت شده است كه علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛

1-  خواندن 51 رکعت نماز در شبانه‌روز (نمازهای واجب و نافله و نماز و شب).

2-    به دست کردن انگشتر دردست راست.

3-     پیشانی بر خاك نهادن در سجده و برآمدن پیشانی (منظور عبادت زیاد).

4-     بلند خواندن بسم الله الرحمن‌الرحیم در نماز.

5-    زیارت اربعین


سنت زیارت پیاده ، از زمان ائمه بوده و تاکنون نیز ادامه دارد و اجر بی شماری برای آن نقل شده است. در عراق ، از سالها پیش چنین رسم است که هیئتها ، دسته ها و کاروانهایی کوچک یا بزرگ، در ایام خاصی از بصره، بغداد و .......... ، برای زیارت کربلا پیاده حرکت می کنند . بویژه در ایام زیارتی خاص مثل نیمه شعبان ، اول رجب ، ایام عاشورا وخصوصاً اربعین بیشتر و پرشکوهتر است و اغلب ، راه کنار ساحل فرات را انتخاب می کنند که از نجف تا کربلا 18 فرسنگ است و حدود 3 شبانه روز طول می کشد . در این کاروانهای زیارتی پیاده ، علمای بزرگ هم شرکت می کردند ، همچون میرزای نایینی، آیة الله کمپانی، سید محسن امین، و توسط بسیاری از علما در این مسیر ، دیدار با عشایر و فعالیتهای تبلیغی هم انجام می گرفت و شعارهایی هم مطرح می شد و روضه خوانی برگزار می گشت .

 

اولین زائر(ولایتمدار) امام حسین(ع) در روز اربعین

نخستین زائر امام حسین (علیه السلام) جابر بن عبدالله عمرو انصارى بود. در زمانى که همه از حکومت یزید در هراس و ترس بودند تنى چند با شهامت و تن دردادن به همه خطرات از امام به نیکى یاد کردند و به قاتلان و دشمنان او لعن و نفرین مى فرستادند یکى از پیشتازان برجسته این گروه جابر بود که براستى سند زرینى در ابراز علاقه به خاندان رسالت از خود به جا گذاشت و هنوز چهل روز از شهادت حضرت سید الشهداء (علیه السلام) نگذشته بود که به زیارت تربت پاک او شتافت.

زیارت جابر، یک زیارت عادى نبود، بلکه یک زیارت حماسى و توأم با اشک و آه و حسرت بود او با این عمل خود درسى بزرگ در زمینه ولایت و ابراز علاقه به خاندان پیامبربه آیندگان آموخت. او سه بار صدا زد: «حبیبی یا حسین»

آنگاه گفت چگونه دوستى است که جواب دوست را نمى دهد؟ چگونه مى توانى پاسخ بدهى در حالى که رگهاى گردنت بریده شده، و خونت ریخته و سرت از بدن جدا گشته است؟

گواهى مى دهم که تو زاده بهترین پیامبران، فرزند سرور مؤمنان فرزند همزاد تقوى، از نسل هدایت پنجمین عضوء اصحاب کساء فرزند سرور برگزیدگان الهى، و زاده فاطمه سرور زنان جهانى چگونه چنین نباشى در حالى که از دست سرور پیامبران غذا خورده، در دامن پرهیزکاران پرورش یافته اى، از پستان ایمان شیر خورده و با نور ایمان از شیر باز گرفته شده اى تو چه در زندگى و چه پس از مرگ پاک بوده اى، دلهاى مؤمنان از فراق تو آزرده گشته است ولى در زنده بودن تو شکى ندارند سلام و درود خدا بر تو باد، گواهى میدهم که در راه برادرت یحیى بن زکریا گام نهادى و مثل او به شهادت رسیدى.

سپس جابر به اطراف قبر نگریست و چنین گفت:

 "درود بر شما روان هاى پاکى که در آستان حسین (علیه السلام) خفته و در بارگاه او آرمیده اید! گواهى مى دهم که شما نماز را بر پاى داشتید زکات را پرداختید، امر به معروف و نهى از منکر نمودید با بیدینان به جهاد برخاسته خدا را پرستش نمودید تا آنکه مرگ را در آغوش کشیدید سوگند به خدائى که محمد (صلى الله علیه و آله) را به پیامبرى بر انگیخته، ما نیز در پاداش شما شریکیم.

امام صادق (علیه السلام) ضمن حدیث مفصلى درباره جابر فرمودند:

جابر نسبت به ما خاندان پیامبر (صلى الله علیه و آله) وفادار و صمیمى بود. جابر پس از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) پیوسته در کنار خاندان رسالت بود و در جریان مبارزه امیر مؤمنان (علیه السلام) با سرکشى هاى معاویه در کنار آن حضرت قرار داشت و در جنگ صفین جزء یاران على (علیه السلام) بود. علاوه بر همه این ها، آمدن جابر به زیارت امام حسین (علیه السلام) در کربلا، شخصیت جاویدى به او بخشیده است که تا زمانى که نام سرور شهیدان حسین بن على (علیه السلام) زنده است نام جابر نیز در پرتو آن جلوه گر است، و همین امر باعث شده است که نام جابر در بسیارى از محافل و مجالس دینی، همراه نام امام حسین (علیه السلام) برده شود.

ابو زبیر مى گوید:

جابر به عصا تیکه مى کرد و در کوچه ها و مجالس انصار مى گشت و مى گفت: على بهترین انسانهاست و هر کس این مطلب را انکار کند حق کشى کرده است آنگاه مى گفت: اى گروه انصار! فرزندان خود را با مهر على تربیت کنید. او این سخن پیامبر را نقل می‌کرد که:« علی خیر البشر فمن ابی فقد کفر »؛ (علی بهترین مردم است. هر کس از محبت و ولایت او رو بگرداند کافر است.)

باز ابو زبیر مى گوید: از جابر پرسیدم: على چگونه شخصیتى بود؟

او ابروان خود را که روى چشمانش افتاده بود، بالا کشید و گفت: على بهترین افراد بشر در روى زمین بود، ما، در زمان رسول خدا، منافقان را از طریق عداوت با على (علیه السلام) مى شناختیم. از جابر در مورد جنگ و مخالفت با على (علیه السلام) پرسیدند وى پاسخ داد: در حرمت جنگ با علی، جز کافران کسى شک نمى کند.

جابر از نخستین کسانى بود که پس از رحلت پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) به على (علیه السلام) پیوست و در پیمان خود با او وفادار و صمیمى ماندند. البته گرایش جابر به سوى امیر مؤمنان (علیه السلام) بى جهت نبود زیرا خود یکى از راویان حدیث معروف "غدیر" و نیز حدیث مشهور "منزلت" است که در کتابهاى مختلف سنى و شیعه از طرق مختلف نقل شده است.

ترجمه حدیث منزلت چنین است: پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) به على (علیه السلام) فرمودند آیا نمى خواهى نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى باشى جز اینکه پیامبرى بعد از من نخواهد بود؟ و دیگر اینکه یکى از افتخارات جابر، این است که حامل سلام پیامبر اسلام براى امام باقر (علیه السلام) پیشواى پنجم شیعیان بود که سالها پس از رحلت پیامبر این سلام را به حضرت باقر (علیه السلام) ابلاغ نمود.

متن زیارت اربعین باترجمه(برروی ادامه مطلب کلیک کنید)



ادامه مطلب
طبقه بندی: محرم، عاشورا، اربعین ، 
برچسب ها: اربعین، امام حسین(ع)، جابر عبدالله انصاری، علائم، مومن، زیارت،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/09/9

غذاهایی مثل ماهی، قارچ، شیر گاو، نوشیدنی سویا، بادام، زرده تخم‌مرغ، مارگارین و غیره. سرشار از ویتامین D است.

 

این ویتامین با تحریک و تقویت سیستم ایمنی بدن التهاب‌ها و احتمال ابتلا به بیماری‌های مختلف را کاهش می‌دهد.

به گزارش پارسینه به نقل از باشگاه خبرنگاران، دکتر سعید امامی، متخصص تغذیه گفت: این ویتامین خواص بسیار زیادی دارد که از جمله آن می‌توان به ضدسرطانی بودن آن، تقویت سیستم ایمنی بدن، پیشگیری از بیماری‌های خودایمنی اشاره کرد.


وی اظهار داشت: در استحکام بخشی به استخوان‌ها و پیشگیری از راشیتیسم ویتامین
D نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند.


وی در پایان گفت: بهترین روش جذب این ویتامین این است که هر روز پانزده دقیقه در معرض نور خورشید قرار بگیریم. همچنین از مواد غذایی حاوی این ویتامین هم نباید غافل شد.

 

غذاهایی مثل ماهی، قارچ، شیر گاو، نوشیدنی سویا، بادام، زرده تخم‌مرغ، مارگارین و غیره. سرشار از ویتامین D است.(باشگاه خبرنگاران)




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: میزان، کالری ها،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/08/18

یک متخصص تغذیه لبو را به علت وجود یک ماده آنتی اکسیدان، ضد سرطان دانست.

وی لبو را پیش ساز ویتامین A، C و ویتامین D دانست و گفت:

لبو دارای فیبر، منیزیم و از نظر املاح حاوی پتاسیم بالایی بوده و برای پیشگیری از یبوست بسیار مفید است.

این متخصص تغذیه با بیان اینکه بعضی از افراد به اشتباه فکر می‌کنند، لبو سرشار از آهن است، در صورتی که اینگونه نیست، تاکید کرد: لبو سرشار از اسیدفولیک بوده که برای همه بانوان به ویژه خانم‌های باردار و دختران جوان بسیار مفید است.

بیماران قلبی و عروقی لبو بخورند!

کاوه ای در ادامه به بیماران قلبی و عروقی توصیه کرد: حتما لبو را در برنامه غذایی خود بگنجانند، چرا که این نوع از سبزیجات کلسترول خون را کاهش می‌دهد.

وی تصریح کرد: لبو به علت داشتن پتاتسیم بالا خون را تنظیم می‌کند، به همین علت مصرف آن به بیمارانی که فشار خون بالایی دارند، توصیه می‌شود.

بیماران دیابتی لبو مصرف نکنند!

لبو جزو گروه سبزیجات بوده و از نظر مواد مغذی، دارای قند بالایی است.

کاوه‌ای در بخش دیگری اظهار کرد: به علت بالا بودن قند در لبو، افراد مبتلا به دیابت بهتر است از این ماده پرارزش استفاده نکنند یا در مصرف آن احتیاط کنند.

وی در پایان لبو را بهترین شیرین کننده خواند و ادامه داد: می‌توان لبو را با ماست و سالاد، همچنین مخلوط انواع آب میوه استفاده کرد.)ایسنا(




طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: خواص، لبو، ضدسرطان، پیشگیری از یبوست، تنظیم فشار خون،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

آمریکا باید در شورای امنیت داعش را به عنوان تهدیدی برای صلح مطرح می‌کرد و درخواست می‌کرد تا به طور مستقیم به این تهدید پاسخ دهد که این اجازه هم داده می‌شد و آنگاه آمریکا در عملیات مشارکت می‌کرد و همینطور ایران هم می‌توانست در عملیات مشارکت کند.


نوام چامسکی اندیشمند سرشناس آمریکایی در گفت‌وگو با شبکه خبری راشا تودی با انتقاد از عدم همکاری آمریکا با ایران در جنگ با داعش تاکید کرد که اگر تهران در ائتلاف ضد داعش حضور داشت این گروه تروریستی را در چشم برهم زدنی نابود می‌کرد.


وی با اشاره به اینکه اگر دولت آمریکا به قوانین بین المللی پایبند بود باید از طریق شورای امنیت عمل می‌کرد، گفت: آمریکا باید در شورای امنیت داعش را به عنوان تهدیدی برای صلح مطرح می‌کرد و درخواست می‌کرد تا به طور مستقیم به این تهدید پاسخ دهد که این اجازه هم داده می‌شد و آنگاه آمریکا در عملیات مشارکت می‌کرد و همینطور ایران هم می‌توانست در عملیات مشارکت کند.


چامسکی با اشاره به اینکه مقامات عراقی خواستار کمک ایران در جنگ با داعش هستند تصریح کرد که ایران نیروی نظامی قدرتمندی دارد و اگر آنها وارد نبرد با داعش شوند می‌توانند داعش را در چشم برهم زدنی نابود کنند.


وی با اشاره به اینکه آمریکا درحال نادیده گرفتن توانایی ایران است ابراز داشت که ائتلاف تحت رهبری آمریکا برخلاف اصول حقوق بین الملل است.


این اندیشمند آمریکایی در ادامه تاکید کرد که دولت واشنگتن در جنگ با داعش در نبرد زمینی به گروه‌های شبه نظامی تروریستی تکیه کرده است گفت: در چنین شرایطی ترکیه که نزدیک ترین متحد آمریکاست از درب مخالفت وارد شده و مخالف آن است.


چامسکی در ادامه با اشاره به اینکه عربستان به عنوان مهمترین حامی مالی و ایدئولوژیک داعش است اظهار داشت که دکترین داعش همان دکترینی است که وهابی‌های سلفی در عربستان دارند.


وی ائتلاف تحت رهبری آمریکا را ائتلافی بی‌معنی، غیرقانونی نامید.
) خبرگزاری فارس(




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: توصیف، چامسکی، از توان، ایران، در دفع داعش،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

امام صادق(ع)فرمود:

هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین(ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه و خشم حسین(ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.

*****

 

حمایت مفتی اعظم عربستان  از یزیدملعون

 شیخ عبدالعزیز آل الشیخ،‌ در یك مصاحبه تلویزیونی به مناسبت محرم در پاسخ به این سؤال كه درباره قیام امام حسین علیه السلام علیه یزید و واقعه كربلا چه نظری دارد، گفت:

یزید به صورت مشروع در جایگاه حاكم مسلمانان قرار داشت و اطاعت از او واجب بود و قیام حسین بن علی در برابر او، خروج بر حاكم اسلامی بود كه حرام است!

 

به نوشته جمهوری اسلامی، این مفتی وهابی بدون اینكه به انحراف یزید از مسیر اسلام و زیر پا گذاشتن احكام دینی و ارتكاب محرمات و تبدیل شدنش به یكی از بارزترین مصادیق طاغوت اشاره‌ای بكند در جواب این خواسته مجری برنامه كه از وی خواست كتابی درباره امام حسین علیه السلام به او معرفی كند گفت:

شما بهتر است در این زمینه كتابی نخوانید و در جستجوی چنین كتابی هم نباشید!   (منبع: تابناک)




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: حمایت، مفتی اعظم، عربستان، یزید ملعون،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/07/23

دارچین یکی از مواد غذایی و چاشنی‌های قدیمی و معروف است که به دلیل طعم و عطر مطبوعش، در غذاهای ما ایرانی‌ها نیز بسیار استفاده می‌شود اما این ماده غذایی علاوه بر طعم و عطر، خواص زیاد دیگری هم دارد و به همین دلیل برای درمان بسیاری از مشکلات و اختلالات جسمی به کار برده می‌شود.

این ماده غذایی سرشار از مواد معدنی مورد نیاز بدن از جمله منگنز، آهن و کلسیم و همچنین فیبر می‌باشد.


1- دارچین و پیشگیری از آلزایمر

دارچین فعالیت مغز را افزایش می‌دهد، از این‌رو برای تقویت این عضو می‌توان از آن استفاده کرد. با داشتن این خاصیت، خوردن دارچین به منظور از بین بردن فشارهای عصبی و پیشگیری در مورد از دست دادن حافظه کارساز است.

دکتر مایکل اووادیا با انتشار مقاله جدیدی در مجله «پلوس وان» خاطرنشان کرد:  نوعی ترکیب موجود در چوب دارچین موسوم به «CEppt» می‌تواند کلید اصلی پیشگیری از آلزایمر باشد.

2- استفاده از دارچین برای جلوگیری از کپک‌زدگی

دارچین که در بسیاری از نان‌ها و شیرینی‌ها به عنوان ادویه استفاده می‌شود به عنوان ماده ضدکپک در بسته‌بندی مواد غذایی استفاده خواهد شد. با وجود شیرینی و عطر موجود در این ماده، دارچین می‌تواند عامل نابودی میکروب‌ها شود. این ماده در مصر باستان در مومیایی کردن مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

با توجه به این خصوصیت، محققان اسپانیایی از قابلیت ضد میکروبی دارچین برای تولید نوعی بسته بندی ضد کپک استفاده کرده‌اند. آن‌ها اعلام کردند بر اساس آزمایش‌های به عمل آمده، کاغذی که دارای 6 درصد از روغن دارچین باشد تا 96 درصد از گسترش کپک در سطح نانی که از قبل دچار کپک‌زدگی شده بود، جلوگیری کرده و می‌تواند تازگی نان را تا 10 روز حفظ کند.


3- درمان برفک دهان با عصاره دارچین

نتایج تحقیق انجام شده در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نشان داده است عصاره آبی دارچین روی قارچ کاندیدا آلبیکنس اثر درمانی دارد. این پایان نامه به وسیله فاطمه جسمانی و راهنمایی دکتر حمیدرضا مقیمی و دکتر حسین وحیدی از اعضای هیات علمی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است.


قارچ کاندیدا آلبیکنس بیماری برفک دهان را تولید می‌کند که در این تحقیقات، روش نهایی در عصاره گیری روشی مرکب از خیساندن و هضم کردن با استفاده از نسبت 4 به 1 آب و گلیسیرین به صورت حلال انتخاب شد. نگهداری این عصاره به مدت 24 ساعت و بیشتر در دمای آزمایشگاه و یخچال تولید رسوب می‌کند، اما این رسوب از اثر ضدقارچی عصاره نمی‌کاهد. این دهان‌شویه اثری کاملاً مشابه عصاره دارد و از بو و طعم ملایم دارچین برخوردار است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهند عصاره آبی دارچین اثر ضدقارچی دارد.


4- تسهیل گردش خون

دارچین جریان خون را تسهیل می‌کند. جریان خون مناسب نیز باعث اکسیژن‌رسانی مناسب به سلول‌های بدن می‌شود. دارچین ناخالصی‌های خون را نیز برطرف می‌سازد.


5- درمان عفونت‌ها

به دلیل خاصیت ضدقارچ، ضدباکتری، ضدویروس و ضدعفونی بودن دارچین، این ماده در مورد التیام عفونت‌های خارجی و داخلی بدن موثر است.


6- التیام‌بخشی

دارچین با داشتن خاصیت التیام‌بخشی برای متوقف کردن خونریزی استفاده می‌شود و به دلیل این خاصیت، در کوتاه کردن دوره درمان و بهبود بیماران کارساز است.


7- درمان درد

یکی دیگر از فواید دارچین خاصیت ضدالتهابی آن است. این ماده مفید، گرفتگی عضلات را از بین برده و درد ناشی از آن را نیز تسکین می‌بخشد، همین‌طور برای بهبود و آرام کردن سردردهایی که به دلیل سرماخوردگی ایجاد می‌شود نیز می‌توان از دارچین استفاده کرد.


8- ضد دیابت

دارچین این قابلیت را دارد که میزان قند خون را کنترل کند؛ از این‌رو برای افرادی که مبتلا به دیابت هستند، دارچین ماده‌ای مفید است، چرا که به آن‌ها کمک می‌کند تا مقدار کمتری انسولین مصرف کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که دارچین به ویژه برای بیمارانی که از دیابت نوع 2 رنج می‌برند بسیار مفید خواهد بود.


9- محافظ قلب

کلسیم و فیبر موجود در دارچین، بدن را در مقابل بیماری‌های قلبی محافظت می‌کند. از این‌رو افزودن مقدار کمی دارچین به غذا برای افرادی که از ناراحتی‌های قلبی و فشارخون بالا رنج می‌برند، مفید خواهد بود.


10- دوست روده

دارچین با کمک به افزایش صحت و سلامت روده، ریسک ابتلا به سرطان روده را کاهش می‌دهد.


12- تازه کننده دهان

دارچین با داشتن خاصیت تازه‌کنندگی دهان و خوشبو کردن آن، در بسیاری از آدامس‌ها نیز به عنوان طعم‌دهنده به کار می‌رود.

13- رفع سوءهاضمه

دارچین در بسیاری از غذاهای محلی استفاده می‌شود زیرا علاوه بر عطر و طعم خوب به درمان سوءهاضمه نیز کمک می‌کند. علاوه بر سوءهاضمه، دارچین برای رفع حالت تهوع، استفراغ، دل درد، اسهال و نفخ نیز مفید است.


نکته:

البته با وجود این همه سود و فایده مصرف زیاد و بیش از حد آن نیز می‌تواند مشکلاتی را برای شما فراهم آورد. پس بهتر است که برای سود بردن از آن به میزان کافی و متعادل استفاده کنیم. منبع: تبیان




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: خواص، فوق العاده، دارچین، ضددرد والتهاب، ضددیابت، محافظ قلب، پیشگیری از آلزایمر،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/06/31

هفته دفاع مقدس نمودار مجموعه ‏ای از برجسته‏ ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است.

دلاورمردان  پاک سرشتی که با آگاهی و درک والای خود موقعیت حساس کشور را تشخیص دادند و وظیفه‏ی بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذیرا شدند و با جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن تا پای جان ایستادند!

هر ملتی که چنین دلاوران آگاه و شجاعی را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوی تربیت جوانان خود در همه دوران‏ها بداند!

هشت سال دفاع جانانه این دلاورمردان در برابر تجاوزات وحشیانه دشمن،  منشأ غرور ملی پایان‏ ناپذیری برای مردم سلحشور ایران گردید و باعث شد که توطئه مشترک شرق و غرب برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران به فرصتی برای اثبات توانمندی‏های اسلام و انقلاب و کشور تبدیل شود.

رشادت‏های جوانان برومند، انقلاب و نظام را بیمه کرد و نشان داد که با داشتن پشتوانه مردمی و در پرتو حاکمیت اسلام و وحدت نیروها می‏توان هر دشمن خیره سری را ناکام ساخت.

این روزها هنگامی که یادی از دفاع مقدس می‏شود، دنیایی از شرف و حماسه ملتی نجیب و آزاده در اذهان تداعی می‏شود که عطر معنویت و صفای خاصی به ما ارزانی می‏دارد. ملتی که با پرورش رزمندگانی حماسه‏آفرین مفهوم روشن «تعبد در برابر ولایت» را به نمایش گذاشتند و با انگیزه «ادای تکلیف» در پی «مرجع و رهبر» خود سر از پا نشناخته، به جبهه ‏های حق علیه باطل شتافتند و طلوع عشقی بی‏بدیل را ترسیم کردند و به پیروزی بزرگی که حفاظت از وجب به وجب سرزمین اسلامی و صیانت از مکتب و عقیده بود دست یازیدند.

هفته دفاع مقدس یادآور خون‏های مقدسی است که در پای شجره طوبای انقلاب اسلامی ریخته شد. فرزندان جبهه و شهادت اطاعت را عبادت می‏بینند. وارثان دفاع مقدس عزت جهاد را با ذلت در خانه نشستن عوض نمی‏کنند. ایستادگی آنها نشستگان تاریخ را به قیام وا می‏دارد و این پیام بزرگ دفاع مقدس است.

خدایا، آن سال‏ها رفتند؛ سال‏های زلال مهربانی؛ سال‏های سجود و صعود؛ سال‏های اوج شهادت و شجاعت مادران شهید؛ سال‏های سنگرهای سوز و گداز؛ سال‏های خوش «دوکوهه»؛ سال‏های بی‏قراری و انتظار. دریغا که سال‏های عشق و عطش گذشت!

مردم ایران با برخورداری از رهبری توانا و آگاه، هوشمندانه و با انگیزه‏های دینی و ملی در مقابل دشمن متجاوز به پاخاست و صحنه‏های زیبایی از وفاق ملی را به نمایش گذاشت. انگیزه حضور مردم ما دینی، عقیدتی و ملی بود. دفاع ما نبردی صددرصد شرافتمندانه بود و به همین دلیل این ملت بزرگ حاضر نشد مقررات انسانی و اسلامی را در این جنگ زیر پا بگذارد!

بدون شک عزت و سربلندی آزادیخواهان جهان مرهون فداکاری های 8 سال دفاع مقدس ایران اسلامی است. دلاورمردانی که در دفاع مقدس خود آیه شریفه " وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ" را به منصه ظهور گذاشتند، و چنان درسی به استکبار جهانی دادند که برای همیشه فکر حمله به ایران را از سر خود بیرون کند!  لذا زنده نگه داشتن یاد و خاطره این ایام و «بزرگداشت هفته دفاع مقدس» یک وظیفه دینی بوده و همچون زنده نگداشتن عاشورا، باید فداکاری های هشت سال دفاع مقدس را نیز زنده نگه داریم چرا که از دست دادن زمان، تهدید بزرگی برای فراموشی خاطرات جنگ است و باید با برنامه ریزی جامع برای حفظ ارزش های دفاع مقدس تلاش نماییم و در آستانه بازگشایی مدارس و دانشگاهها، این مسئولیت بر عهده اساتید و دانشگاهیان است که نسل جوان را بیش از پیش با هفته دفاع مقدس آشنا و درگیر نموده تا با آگاهی بیشتر از سرگذشت وقایع جبهه های جنگ بتوانند جواب بسیاری از سوالات خود را در زندگی شخصی پیدا نمایند!

یادوخاطره همه شهداء وجانبازان و مردان و زنان شجاع ایران اسلامی که افتخاری بر افتخارات ملت ایران افزودند، زنده و پایدار و گرامی باد. 




طبقه بندی: هفته دفاع مقدس، 
برچسب ها: هفته، دفاع، مقدس،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

اهالی موصل: داعش سوره «کافرون» را از قرآن حذف کرد

شماری از اهالی شهر موصل در شمال عراق که به اشغال عناصر تکفیری داعش در آمده است، از رنج خود پس از اقدامات افراطی و عجیب تروریست‌ها خبر دادند و اعلام کردند که آنان سوره کافرون را از قرآن حذف کرده‌اند.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس همزمان با ائتلاف موسوم به ائتلاف بین‌المللی علیه داعش به رهبری آمریکا، سریال نقض حقوق بشر در موصل به دست اعضای این گروهک ادامه یافت تا شرایط بسیار بد ساکنان این منطقه که بیش از 3 ماه (9 ژوئن) است تحت فشار داعش هستند به حد فاجعه برسد.

 

پس از منفجر کردن مراقد مقدسه، آواره کردن اقلیت‌های دینی، قتل روحانیون و شیوخ عشایر، داعش به جنایات دیگری نیز روی آورده است که شاهدان عینی برخی موارد آن را نقل کردند که کشته شدن زنان باردار و حذف سوره کافرون از این جمله است.

 

«م.ح» زن جوان موصلی و صاحب 2 فرزند است. وی درباره مشاهدات عینی خود از اقدامات تکفیری‌های داعش در موصل به پایگاه خبری «العالم الجدید»، گفت:

از قطع مرتب برق در عذابیم. هر سه روز فقط دو ساعت برق وصل می‌شود. مواد غذایی در بازارها نیست. وی افزود داعش دستوهای عجیب و غربی می‌دهد مثلا فروش «پوشک» نوزادان را بدون اینکه دلیلشان را بدانیم، ممنوع کرده است.

داعش هم‌چنین فروش ترشی، آجیل (خشکبار)، چیپس و چیزهایی شبیه به این را ممنوع کرده و مدعی است دراینها ماده مخمری وجود دارد که باعث نوعی قند می‌شود.

این زن موصلی در ادامه اظهارات خود گفت:

داعش در هر مسجدی یک چاه حفر کرده است و بزودی قطع آب را اعلام خواهد کرد زیرا اعتقاد دارد اهالی باید به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) اقتداد کنند و فقط از چاه آب بکشند و استفاده کنند.

 

«ن.س» که یک زن دیگری موصلی است در مورد جنایات داعش گفت: هر کس که با آنها مخالفت کند، تازیانه و شلاق می‌خورد وبه مکانی نامعلوم برده می‌شود و فرقی ندارد زن باشد یا مرد. داعش «خمار» (پوششی خاصی که از سر تا پای زن را می‌پوشاند) را برای زنان و دختران بالای 9 ساعت اجباری اعلام کرده است و تاکید کرده چشم‌ها نباید پیدا باشد زیرا باعث «فتنه‌انگیزی» در میان مردان می‌شود.

 

وی افزود هر زنی که خمار نپوشد اگرچه همسرش با او باشد 80 ضربه شلاق میخورد و باید جریمه مالی 65 هزار دیناری بدهد، اما اگر زن تنها باشد که با عصا و کفش او را کتک می‌زنند.

 

در همین راستا این زن مثال یک زن حامله در ماه هفتم را می‌زند که بدون پوشیدن خمار به مغازه‌های فروش لباس نوزاد رفته بود و اعضای داعش زمانی‌که او را می‌بینند بشدت به پشت و کتف او ضربه می‌زنند به نحوی که دچار خونریزی می‌شود و بیهوش می‌شود؛ زمانی که توسط عابران به بیمارستان رسانده می‌شود دیر شده است و خود و بچه‌اش هر دو از دنیا می‌روند.

 

این زن مثال کودکی موصلی را می‌زند که از پشت‌بام افتاده بود. مادرش در اثر عجله و شوک افتادن کودکش بدون پوشیدن خمار وی را به بیمارستان می‌رساند اما اعضای داعش به او اجازه ورود به بیمارستان را نمی‌دهند. زن مجبور می‌شود که به خانه بازگردد و خمار بپوشد اما زمانی‌که خود را به بیمارستان می‌رساند، می‌بیند که کودکش از دنیا رفته است.

 

یکی دیگر از شاهدان عینی گفت: داعش مدارک شناسایی جوانان را می‌گیرد و آنها را پاره می‌کند و مدارک دیگری که آرم داعش بر روی آن نوشته است، تحویل آنها می‌دهد. این فرد ادامه می‌دهد که داعش علاوه بر تخریب مراقد واماکن مقدس، دانشکده هنرهای زیبا را تعطیل کرده و آن را آتش زده است؛ علاوه بر این عجیب آن است که به حذف سوره «کافرون» اقدام کرده و دلیل این امر مشخص نیست.

 

یک زن دیگر موصلی به «العالم الجدید» گفت:

داعش در همه جا حتی در بخش زایمان بیمارستان نیز حضور دارد. این زن به ماجرای حمله داعش به یک پزشک زن در بخش زایمان اشاره می‌کند و می‌افزاید این پزشک زن به حضور داعش در هنگام وضع حمل زنی اعتراض می‌کند و با عصبانیت از آنها می‌خواهد به دلیل شرایط خاص موضوع اتاق را ترک کنند اما اعضای داعش قبول نمی‌کنند و با شمشیر این پزشک را بشدت مجروح می‌کنند و حال مشخص نیست این پزشک هنوز زنده است یا بر اثر ضربه فوت کرده است.




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: داعش، حذف، سوره کافرون، قرآن کریم، پوشش، اجباری، خمار،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/06/26

در کتب مقدس یهودیان و نویسندگان قدیمی یونان و روم از آن نام برده شده و در قرآن نیز در سوره‌ای به نام انجیر خداوند به تین و زیتون قسم خورده چراکه درختانی هستند که میوه‌های آنها خواص غذایی کامل داشته، سهل‌الهضم بوده و خواص دارویی نیز دارند.

 

به گزارش پارسینه انجیر میوه‌ای است که هر دو حالت خشک و تازه آن مفید و مغذی است. با وجود این‌ که انجیر خشک در تمام طول سال در دسترس است، اما خیلی‌ها معتقدند جای طعم خوش و منحصربه‌فرد انجیر تازه را نمی‌گیرد.

 

بقراط در چندین مورد انجیر را به عنوان ملین و مغذی نام برده و در بیماری‌های التهابی بدن آن را مفید دانسته است. به گفته‌ی کارشناس تغذیه مرکز بهداشت انجیر تقویت‌کننده کبد است و مصرف آن سموم بدن را دفع می‌کند.

انجیر میوه‌ای خوشمزه و مغذی و حاوی قند، پروتئین، چربی، مواد معدنی نظیر کلسیم، فسفر، آهن، روی و فلوئور و ویتامین‌های مختلف چون ویتامین A، E، C و ویتامین‌های گروه B است.

 

در طب سنتی نیز انجیر را میوه‌ای با طبع گرم و تر و مناسب برای درد سینه، سرفه و بیماری سپرز( بیماری طحال) معرفی کرده‌ اما، در عین حال مصرف زیاد آنرا مضر دانسته‌اند. انجیر مخلوط با خرما، کشمش و عناب به چهار میوه نرم‌کننده سینه معروفند.

 

 به نقل از جام انجیر تقویت‌کننده کبد است وبوی بد دهان را از بین می‌برد. انجیر تعرق بدن را زیاد می‌کند و برخی از سموم و مواد شیمیایی موجود در بدن با خوردن انجیر از بدن دفع می‌شوند.

 

 انجیر ادرارآور است، یبوست را برطرف می‌کند و جوشانده انجیر خشک برای رفع سرماخورگی بسیار مفید است. انجیر دستگاه هاضمه را تقویت می‌کند و برای درمان سوء‌هاضمه مناسب است.

 

این میوه شیر مادر را افزایش می‌دهد و به دلیل اشتهاآور بودن و برخورداری از مقدار مناسب مواد مغذی مصرف انجیر برای کسانی که مایل به افزایش وزن هستند یا در دوره نقاهت بیماری بسر می‌برند گزینه مناسبی است.

 

اگر در اثر کهولت سن با کاهش تمایلات جنسی مواجه شده باشید خوردن انجیر در این مورد هم به کمک شما می‌آید.

 

انجیر را در آب جوش ریخته و بگذارید کمی سرد شود. سپس آن را داخل یک لگن بریزید و داخل آن بنشینید که بواسیر دردناک و متورم را درمان می کند.

 

انجیر را با زرده تخم مرغ  یا روغن مخلوط کنید و روی زخم ها بگذارید، باعث التیام آنها خواهد شد.

 

با وجود تمام خواص ذکر شده باید توجه داشت که مصرف زیاد این میوه تولید نفخ شکم و اسهال کرده و نیز برای بیماری چشم نیز مصرف آن توصیه نمی‌شود. از طرفی به دلیل میزان بالای قند موجود در انجیر، این میوه برای مبتلایان به بیماری دیابت مناسب نیست و در صورت تمایل بیش از دو عدد در روز نباید مصرف شود. میزان قند موجود در انجیر خشک 30 تا 40 درصد بیشتر از تازه آن است.




طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: خواص، عجیب، انجیر، تازه و خشک، رفع یبوست، مفید برای نقرس، ملین سینه و گلو،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

کاهش عملکرد اندوتلیال رگ ها یکی از اولین نشانه های بیماری های قلبی عروقی مانند بیماری قلبی و سکته مغزی است زیرا رگ ها سفت می شوند و کمتر می توانند خون را در سراسر بدن پمپ کنند.

محققان می‌گویند، پنج دقیقه راه رفتن به ازای هر ساعت نشستن اثرات مضر نشستن طولانی مدت را از بین می برد.


به گزارش تسنیم، به نقل از هلث، محققان آمریکایی می گویند:

فواید پنج دقیقه راه رفتن به ازای هر ساعت نشستن حتی زمانی که راه رفتن آهسته باشد، باقی می ماند. نشستن برای دوره های طولانی مدت با افزایش خطر سطح کلسترول و اندازه های بزرگتر دور کمر ارتباط دارد.


کارشناسان اوایل سال جاری اعلام کردند که نشستن برای سلامتی به بدی سیگار کشیدن است بطوریکه فعالیت نداشتن چهارمین عامل بزرگ مرگ و میر بزرگسالان در انگلیس است. تصور می شود که شمار متوسط بزرگسالان انگلیسی بیش از ۷۰ درصد از روز خود را به صورت نشسته سپری می کنند.


این مطالعه که به تازگی انجام شده است نشان می دهد که در زمان نشستن ماهیچه ها شل می شوند و خون به درستی به قلب پمپاژ نمی شود. در حالت نشسته خون به ساق پا کشیده می شود و بر عملکرد اندوتلیال عروق تاثیر می گذارد.


کاهش عملکرد اندوتلیال رگ ها یکی از اولین نشانه های بیماری های قلبی عروقی مانند بیماری قلبی و سکته مغزی است زیرا رگ ها سفت می شوند و کمتر می توانند خون را در سراسر بدن پمپ کنند.


محققان دانشکده بهداشت دانشگاه اورگان در پورتلند آمریکا می گویند:

مشخص شده است که نشستن طولانی مدت موجب صدمه به عملکرد اندوتلیال که از علائم اولیه ابتلا به بیماری قلبی و عروقی است می شود و کاهش مدت زمان نشستن از کاهش این عملکرد جلوگیری می کند.


محققان تاکید کردند: افرادی که به ازای هر ساعت نشستن پنج دقیقه راه می روند عملکرد رگ هایشان عادی می شود.




طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: اثرات، معجزه آسای، پنج دقیقه، پیاده روی، بیماری قلبی، سکته مغزی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

خواستم بر کتاب علامه امینی نقدی بنویسم و نام آن را علامه امینی دروغگوی بزرگ بگذارم اما بعد از جستجو در کتاب‌های اهل سنت و وهابیت دریافتم تمام روایت‌های کتاب الغدیر صحیح است.

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، حمید شیرانی، وهابی شیعه شده در برنامه شب آسمانی شبکه قرآن و معارف سیما در رابطه با چگونه شیعه شدن گفت:

 

وهابیت معتقد است تا زمانی که شیعه در اسلام است یک ناپاکی بر روی اسلام قرار دارد، آن ها زاویه دید ما را نسبت به بحث امامت، زیارت قبور ائمه (ع) و شهادت تغییر می‌دادند و با روش‌های روانشناسی خود به ما مسلط می‌شدند. اکثر وهابی‌ها سطح سوادشان پایین است اما آن‌ها که تحصیل‌ کرده هستند و مطالعه‌ای می‌کنند متوجه می‌شوند که در اطرافشان چه خبر است.

 

وی تأکید کرد: هدف وهابیت این است که جمعیت را به سمت خودشان بکشند و بیشتر افراد مستعدی که به سمت وهابیت کشیده می‌شوند اهل سنت هستند برای همین است که وهابیون اهل سنت را به ظاهر برادر خود می‌دانند تا جمعیت عظیمی را با خود متحد کنند درحالی که در باطن نسبت به اهل سنت کینه‌ی زیادی دارند و خون آن ها را مباح می‌دانند، حتی وهابیت زن‌های اهل سنت را حلال می‌دانستند.

 

وی ادامه داد: آن‌ها معتقدند که می‌خواهیم اسلام را مانند نانی پاک به جهان عرضه کنیم اما در حقیقت وهابیت قسمت ناپاک اسلام است. وهابی‌ها نیز چون نان با کیفیت و اسلام ناب ندیده‌اند وقتی وهابیت‌ را می‌بینند می‌پذیرند و چون شیعه در ذهن آن‌ها بد ترسیم شده می‌ترسند به سمت عقاید شیعه بروند زیرا آن‌ها اسلام ناب را ندیده‌اند.

 

این جوان تازه شیعه شده جریان ایمان آوردنش به مکتب تشیع را این چنین بیان کرد:

به منطقه کرمان سفری داشتم یک شیعه در محل کارش چند روایت به نقل از کتاب وهابیت نوشته و در بالای سرش چسبانده بود یکی از این احادیث به نقل از رسول‌الله (ص) بود که فرموده بود اگر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگش با جهالت است و یکی دیگر حدیث ثقلین بود. وقتی این‌ها راخواندم با خودم گفتم شیعه‌ها دروغ می‌گویند. چه کسی می‌آید کتاب وهابیت را ورق بزند و درستی این احادیث را پیگیر شود.

 

شیرانی افزود: بعد ازآن مصمم شدم تا ببینم این احادیث واقعا در کتب اهل سنت و وهابی هم هست یا نه؟ به سراغ منابع وهابیت و اهل سنت رفتم و دیدم واقعا چنین احادیثی وجود دارد و دریافتم تنها شیعیان هستند که به این احادیث چنگ می‌زنند تا گمراه نشوند. بعد از این دائما در شک به سر می‌بردم و سر نماز با خودم می‌گفتم نکند که من اشتباه می‌کنم که به شکل وهابی ها نماز می خوانم بنابراین به خود جرأت دادم که به سمت کتاب‌های شیعه بروم و با گروه تبلیغی شیعه شروع به مطالعه کردم. آن‌ها ابتدا در مورد اختلافات با من صحبت نکردند بلکه بحث عقل و امامت را با من مطرح نمودند.

 

وی تأکید کرد: کتاب‌هایی که در شیعه شدنم بسیار موثر بودند کتاب الغدیر علامه امینی رحمة الله علیه، نهج البلاغه، کتاب دکتر تیجانی و شب‌های پیشاور بود. ابتدا کتاب الغدیر را که خواندم آن قدر ناراحت شدم که کتاب را محکم به دیوار کوبیدم و تصمیم گرفتم تا نقدی بر آن بنویسم و نام کتاب را دروغگوی بزرگ علامه امینی بگذارم زیرا در رابطه با بعضی اصحاب پیامبر (ص) مطالبی بود که مرا ناراحت می کرد در نهایت با تصمیم بر این که بر کتاب علامه نقد بنویسم پیگیر روایت‌ها شدم متوجه شدم تمام روایت‌ها درست است و همه‌ی ادله‌ی آن از کتاب‌های وهابیت و اهل سنت نقل شده است، اما همچنان در تردید بودم.

 

شیرانی اضافه کرد: یک شب که داشتم دعای سی و سوم صحیفه سجادیه را می‌خواندم خوابم برد این دعا مضمونش این است که خدایا پای مرا به سمت خوبی‌ها ببر. صبح روز بعد خواب دیدم در شهر شیعه نشینی هستم فردی به نام علی مرا بیدار کرد و گفت حمید بلند شو وضو بگیر و نماز بخوان. پس از آن که بلند شدم تا وضو بگیرم در خواب دیدم دو تن از دوستانم در حال مشاجره هستند پس از آن دیدم که نماز جماعت شیعه برپاست. می‌خواستم به شکل وهابی‌ها نماز بخوانم که فردی به من گفت دیگر نیازی نیست و مثل شیعیان نماز بخوان. آن جا ایستادم و مثل شیعیان نماز خواندم. آن‌جا در تشویش به سر می‌بردم. دیدم که یک روحانی شیعه به من نگاه کرد و لبخند زد و این لبخند مانند آبی بر روی آتش بود. جالب این جاست که دقیقا آن لحظه با صدای دوستم از خواب بیدار شدم و تمامی اتفاقاتی که در خواب برایم افتاده بود یک به یک اتفاق افتاد.

 

وی اظهار داشت: بعد از این جریان به دنبال کتاب تعبیر خواب رفتم اما چون صبح زود بود هیچ کتابخانه ای باز نبود. یک روحانی شیعه را دیدم و به او گفتم آیا شما تعبیر خواب بلدید؟ او پیشنهاد کرد به دارالقرآن برویم. درآنجا جمعی از روحانیون حضور داشتند. خوابم را آنجا تعریف کنم. وقتی خواب را برایشان تعریف کردم گفتند خواب شما تعبیر ندارد و مفهومی است. خودت باید بفهمی دنبال چه منظوری بوده‌ای. همان لحظه بلند شدم و در کمال تعجب همگان به شهادت آقا امیر المومنین(ع) ایمان آوردم از همان جا بود که تازه فهمیدم که رسالت بزرگی بر دوش من است و کار من آغاز شده است.

 

وی با بیان این مطلب که بعد از شیعه شدنش بسیار مورد آزار وهابی‌ها قرار گرفته گفت: پس از شیعه شدنم وهابی ها با کتک زدن و تهدید کردن، من و خانواده ام را تحت فشار گذاشتند اما بعد از اینکه متوجه شدند تهدید کارساز نیست به من پیشنهاد پول دادند و گفتند هر چه قدر شیعه ها به تو پول داده اند ما دو برابر آن را به تو می‌دهیم تا از این بازی‌ها دست برداری! من گفتم این بازی نیست حقیقت است.

 

شیرانی افزود: هرچند خانواده‌ام مدتی مرا ترک کردند اما بسیار نگران من بودند و می ترسیدند که وهابی ها مرا بکشند. در نهایت پدرم و مادرم پیشنهاد دادند که مهاجرت کنم. من شرایط خوبی برای مهاجرت نداشتم اما حکم پیغمبر (ص) این بود. در نهایت از این شهر به آن شهر دنبال انتقالی بودم اما یک روز که از قم می‌گذشتم برای زیارت وارد شهر شدم رفتم حرم حضرت معصومه (س) دیدم همه مردم از بی‌بی حاجت می‌خواهند همان جا دست به دامان بی‌بی شدم و در کمال حیرت وقتی از حرم بیرون آمدم مردی بلوچی با من آشنا شد و وقتی جریان من را فهمید با یک تماس تلفنی مشکل انتقالی مرا از بیمارستان حل کرد و من در جوار حضرت معصومه(س) قرار گرفتم.

 

این جوان شیعه شده بیان داشت: نداشتن اسکان و سرپناه مشکل اصلی دیگر من بود. به دلیل نداشتن خانه نمی‌توانستم همسرم را از سیستان و بلوچستان به قم بیاورم باز هم به حرم رفتم و گفتم بی‌بی، من قرار بود از شما تنها یک حاجت بخواهم اما باز هم حاجتی دارم. در حرم دعا کردم بار دیگر از حرم که بیرون آمدم مردی به دلیل لهجه ام توجه اش به سمت من جلب شد و با اصرار از من پرسید که در قم چه می کنی؟ بعد از شنیدن ماجرای من، مرا به یک برنامه تلویزیونی دعوت کرد دقیقا بعد از برنامه تلویزیونی بود که مردی با اصرار خواسته بود تا مرا ببیند. وقتی مرا دید با خواهش از من خواست که تا در خانه‌ی او اسکان پیدا کنم و این گونه بود که بعد از ایمان آوردنم مشکلاتم با عنایت ائمه(ع) به راحتی حل شد.

 

وی تصریح کرد: در حال حاضر عشق به ولایت و ائمه(ع) مثل عسل شیرین است الان به اهل بیت (ع) عشقی پیدا کرده ام که به خاطر آن خدا را شکرگزارم خصوصا حضرت زهرا (س) که اصلا نه در زندگی من کمرنگ، که اصلا وجود نداشت. من از خدا خواستم که مرا به راه راست هدایت کند. در ابتدا هم می‌دانستم که شیعه حق است اما در آن زمان طنابی از تعصب به دور گردن من قرار گرفته بود.

وی اظهار داشت: به تک تک شیعیان به خصوص جوانان شیعه می گویم که دعاهای شیعیان به خصوص دعای کمیل نعمت بزرگی است که در دست شیعیان است و وهابی‌ها هیچ بهره ای از آن‌ها نمی برند، حتی از دعای کمیل که مضمونی زیبا و عارفانه دارد و مطلبی در رابطه با حقانیت شیعه در آن نیست.

 

وی تأکید کرد: زمانی که من شیعه شدم هرچند وهابی ها اهل سنت منطقه را بر ضد من تحریک می کردند اما از برادران اهل سنت بلوچستان تشکر می کنم زیرا تحت تأثیر بازی آن ها قرار نمی گرفتند و همه دوستان و همکاران اهل سنتم از من حمایت می کردند و این باعث دلگرمی من می شدند.

 

این جوان شیعه شده در پایان گفت: دعا می‌کنم که همه به شهادت ولایت امام زمان(عج) و امام علی(ع) شهادت دهند و امیدوارم روزی برسد که بدون وجود فرقه ای ضاله همه انسان ها در راه حقیقت گام بردارند.




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: ماجرای، شیعه شدن، جوان، وهابی، الغدیر، علامه طباطبایی، دروغگو،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

غذاهایی که می‌خوریم، تاثیر بسیار پررنگی بر ظاهر ما می‌گذارند؛ رژیم گرفتن بدون اطلاع از کالری، سدیم و چربی پنهانی که در هر کدام از آنها ممکن است وجود داشته باشد، مثل پرتاب کردن تیر در تاریکی است اما خوردن بعضی غذاهای خاص می‌تواند به صاف شدن شکم شما کمک کند!


خوراکیهای لاغر کننده:

·      ماست پروبیوتیک :

این صبحانه حاوی باکتری‌هایی است که به کنترل باکتری‌های داخل شکم کمک می‌کند، سیستم گوارش‌تان را منظم نگه داشته و مانع از چاقی شکم می‌شود.

·      زیتون :

یکی از اساسی‌ترین جزئیات رژیم مدیترانه‌ای، زیتون است که به کنترل انسولین و قند خون کمک می‌کند و هر دوی این عوامل در صاف شدن شکم نقش اساسی دارند. این خوراکی حاوی چربی غیر‌اشباع تک‌زنجیره‌ای است که به کاهش کلسترول کمک می‌کند. و احتمال بروز حمله‌های قلبی را کاهش می‌دهند.

·      توت‌فرنگی :

خوردن توت‌فرنگی می‌تواند به کاهش چربی شکمی کمک کند. همچنین جهش‌های انسولین را که ممکن است باعث بالا رفتن وزن شود، کاهش می‌دهد.

·      شکلات تلخ :

تحقیقات نشان داده شکلات تلخی که حاوی07درصد کاکائو یا بیشتر باشد سرشار از فلاونوئیدهای شکم صاف‌کن است که چربی‌سوزی را افزایش داده و شکم را صاف می‌کند،

·      بادام‌زمینی :

بادام‌زمینی فرآوری شده چربی غیر‌اشباع تک‌زنجیره‌ای نیست؛ اما این نوع چربی در محصول فرآوری نشده‌اش وجود دارد که باعث کوچک شدن شکم می‌شود.

·      سس پستو :

این سس برای صاف کردن شکم به کار می‌رود، دانه‌های درخت کاج و روغن زیتون هر دو سرشار از اسیدهای چرب غیر‌اشباع تک‌زنجیره‌ای است که التهاب بدن را کاهش داده و با چربی شکم مبارزه می‌کند. هر دوی این مواد در سس پستو وجود دارد؛

·      گردو :

گردو و در کل تمام مغزها، بهترین منابع چربی‌های سالم هستند. اگر در اندازه‌های معقول مصرف شوند، خواص بیشماری دارند.

·      میوه حاوی ویتامین C :

ویتامین C به فرایند تولید سریع‌تر چربی در بدن کمک می‌کند همچنین تولید اسیدآمینه‌هایی که مسئول سرعت بخشیدن به چربی‌سوزی در بدن هستند، تحریک می‌کند. ویتامین C، به خصوص اگر حین ورزش استفاده شود به کاهش چربی شکمی کمک می‌کند. سه‌چهارم لیوان آب پرتقال یا نصف فنجان فلفل قرمز تمام ویتامین C مورد نیاز روزانه بدن را تامین می‌کند و بروکلی و سیب‌زمینی شیرین هم حاوی مواد ضد‌چربی بسیار زیادی هستند.

·    سس گواکومولی (مخلوط آووکادو، گوجه‌فرنگی، فلفل قرمز و ادویه‌های دیگر) :

آووکادوی موجود در سس دیپ گواکومولی سرشار از چربی‌های خوب است.

 

خوراکیهای چاق کننده:

·      پنیر :

چربی‌های اشباع موجود در این محصول لبنی باعث چاق شدن شکم می‌شود، در کل، چربی‌های اشباع، مثل چربی موجود در پنیر، از سلامت کمتری برخوردار است و می‌تواند باعث افزایش کلسترول و ریسک بیماری قلبی شود.

·      چربی ترانس :

چربی‌های ترانس معمولا ماندگاری زیادی در دمای معمولی اتاق دارند و برای تولیدکنندگان صنایع غذایی جذاب هستند چراکه ماندگاری‌شان در قفسه فروشگاه طولانی خواهد بود. این محصولات پیامدهای منفی زیادی برای بدن دارند؛ از افزایش التهاب گرفته تا افزایش کلسترول بد!

·      سس سلسا :

سدیم موجود در نمک سس سالسا باعث نفخ و ورم می‌شود. به جای نمک بهتر است از جایگزین‌های دیگری برای طعم‌دهندگی به سس سالسای خود استفاده کنید.

·      بستنی‌ها :

با اینکه بافت خنک بستنی سبک به نظر می‌رسد، بسیاری از بستنی‌ها با شربت ذرت پر از فروکتوز، شکر و رنگ‌های مصنوعی خوراکی تهیه می‌شوند؛ می‌توانید بجای بستنی از انگور یا آلبالوی یخ‌زده لذت ببرید؛ این خوراکی‌ها به اندازه بستنی حس تازگی به شما خواهند داد و قند خون‌تان را هم بالا نمی‌برند!

·      آب انگور :

درست است که آب انگور دارای فواید ضد پیری است، اما متاسفانه تاثیری بر لاغری شکم ندارد. آب انگور حاوی فروکتوز زیادی است که توانایی کالری‌سوزی بدن را کاهش می‌دهد؛ پس تصور لاغر شدن با نوشیدن آب انگور کاملا اشتباه است!(جام)


طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، 
برچسب ها: خوراکیهای، لاغر کننده، چاق کننده، گردو، زیتون، پنیر، بستنی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

سرانجام، پیروزی از آن مردم فلسطین خواهد بود و اسرائیل با ذلت نابود خواهد شد!

ده‌ها سال از مظلومیت مردم فلسطین می‌گذرد و امروز نیز شاهد قتل و عام زنان، مردان و کودکان بی‌گناه این مرز و بوم هستیم.

مظلومیتی که هیچ‌کس توانایی سکوت در برابر آن را ندارد!

آزادگان سراسر دنیا از مسلمانان کشورهای اسلامی گرفته تا  غیر مسلمانان کشورهای آمریکا وپاریس و کشورهای اروپایی، فریاد یا للمسلمین سرداده اند! و با حضور در راهپیمایی های خودجوش،  از مردم مظلوم فلسطین و غزه حمایت و انزجار خود را از رژیم غاصب صهیونیستی اعلام کرده اند.

ملت مظلوم و بی دفاع فلسطین بیش از ۶۵ سال است مورد ظلم و ستم اسرائیل قرار دارد و از ماه مبارک رمضان، این رژیم فاسد حملات خود را گسترش داده که باعث تخریب خانه ها و بی خانمان شدن مردم مظلوم غزه و کشته و زخمی شدن هزاران فلسطینی شده است.


همه آزادیخواهان جهان به مصداق سخن گهربار رسول اکرم (ص) که فرمودند« کسی که صبح کند ونسبت به گرفتاری مسلمانان بی تفاوت باشد و در رفع مشکل آنان در حد توان خود اقدام نکند مسلمان نیست» وظیفه دارند حملات وحشیانه اسرائیل را محکوم نموده و حمایت خویش را از مردم مظلوم وبی پناه فلسطین اعلام نمایند.


بدون شک پیروزی از آن مردم فلسطین خواهد بود، زیرا خداوند در قرآن کریم به ملتی که شهادت داده و آنان که صبر و استقامت نموده است وعده پیروزی داده است.


اسرائیل و مستکبرین جهان باید بدانند که مردم فلسطین تنها نیستند و تمام مردم آزاده جهان در کنار مردم بی دفاع فلسطین خواهند بود.


وظیفه تمام رهبران اسلامی است تا در مقابل حملات اسرائیل سکوت اختیار نکرده و از هیچ نوع کمک مادی و معنوی در مقابل مردم فلسطین دریغ نکنند.

 

اسرائیل خونخوارترین دشمن مسلمانان در طول تاریخ اسلام به شمار می‌رود و اگر امروز کشورهای اسلامی از خون مردم مسلمان غزه دفاع نکنند، در آینده سایر کشورهای اسلامی نیز هدف آماج حملات رژیم غاصب اسرائیل قرار خواهند گرفت.


امروز روز همبستگی جهان اسلام است و کشورهای اسلامی اعم از شیعه و سنی باید متحد شوند و در مقابل این کشور یاغی و سرکش وحامیان آن از جمله آمریکای جنایتکار بایستند و  اگر امروز کشورهای اسلامی از خون مردم مسلمان غزه دفاع نکنند، در آینده سایر کشورهای اسلامی نیز هدف آماج حملات اسرائیل قرار خواهند گرفت.

 

در حمله ۱۹ روز گذشته در غزه اماکن مقدس بسیاری تخریب و انسان های بی دفاع زیادی به دست نظامیان رژیم صهیونیستی به خاک و خون کشیده شده اند و امریکا حامی اصلی این رژیم جنایتکار تا دندان مسلح می باشد. مرگ بر امریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر صهیونیست های غاصب و حامیان آنان، زنده باد مردم فلسطین، زنده باد اسلام!




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: پیروزی، از، آن، مردم، فلسطین، خواهد، بود،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/05/4

 

میزان زکات فطره و کفاره ماه مبارک رمضان از سوی دفتر آیت الله مکارم شیرازی مشخص و به کلیه دفاتر ایشان در سراسر کشور اعلام شد.


به گزارش خبرگزاری مهر، بر اساس فتوای آیت الله العظمی مکارم شیرازی،
زکات فطره امسال بر مبنای قوت غالب گندم مبلغ چهار هزار و پانصد تومان (4500 تومان) و بر اساس قوت غالب برنج، مبلغ پانزده هزار تومان (15000 تومان) اعلام شده است.


کفاره روزه غیر عمد مبلغ هزار و پانصد تومان (1500 تومان) است که باید به صورت نان تهیه و پرداخت شود، همچنین کفاره روزه عمد مبلغ نود هزار تومان (90000 تومان) است.


لازم به ذکر است که براساس مسأله 1492 رساله توضیح المسائل آیت الله العظمی مکارم شیرازی،
زکات فطره بر تمام کسانى که قبل از غروب شب عید فطر بالغ و عاقل و غنى باشند واجب است، یعنى باید براى خودش و کسانى که نان خور او هستند، هر نفر به اندازه یک صاع (تقریباً سه کیلو) از آنچه غذاى نوع مردم آن محل است، اعم از گندم و جو یا خرما یا برنج یا ذرّت و مانند اینها به مستحق بدهد و اگر پول یکى از اینها را بدهد کافى است.


در ضمن بنابر فتوای معظّم له اگر کسى تنها در افطار شب عید فطر میهمان دیگرى باشد فطریه او به عهده خودش است.




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: میزان، فطریه، حضرت، ایه الله، مکارم، شیرازی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

5 روش ساده برای "کوچک کردن شکم"

اگر می خواهید به راحتی شکم تان را کوچک کرده و تناسب اندام داشته باشید این 5 روش را فراموش نکنید.

بررسی ها نشان می دهد که مصرف روغن در انواع مختلف حتی روغن زیتون ( در صورت مصرف زیاد) منجر به روز "چاقی دور شکم" و پهلو شده که حاصل از تجمع و سفت شدن چربی در این نواحی است که در حقیقت همه این مشکلات از مصرف نادرست روغن ها چه جامد و چه انواع گیاهی آن سرچشمه می گیرد.

 

تحقیقات نشان می دهد که در این شیوه هر چقدر بشقاب غذا بزرگتر باشد ما آن را پرتر می کنیم و در نتیجه به علت وجود نوعی طمع به آن غذای بیشتری می خورد و پرخوری می کنیم که این عمل در دراز مدت تبدیل به نوعی عادت غذایی شده و حجم غذا و در نتیجه لایه های چربی زائد بدنمان به مرور بیشتر و بیشتر می شود.

 

هیچ رژیم غذایی خاصی برای رفع "چربی های موضعی" وجود ندارد. ناگفته نماند که بررسی ها نشان داده است به جای مصرف روغن درحین آماده ساز یا طبخ غذا اگر آن را یک بار و بعد از پخت روی غذاها اسپری کرده تا میزان  ۵۰درصد در مصرف روغن در غذاها صرفه جویی شده و همین امر نیز از تجمع چربی در نواحی مختلف بدن می تواند جلوگیری کند.

 

1 - پیاده روی:

یکی از ساده ترین راه های آب کردن چربی شکم و اطراف کمر پیاده روی می باشد که حداقل باید ۳۰دقیقه در روز وبه طور مرتب انجام گیرد و پیاده روی شما باید سریع و به هدف "ورزش" انجام گیرد، نه برای خرید رفتن یا تماشای ویترین مغازه ها.

 

2 - ورزش دوچرخه زدن:

برای انجام این ورزش باید روی زمین دراز بکشید و دستان خود را در دو طرف پاهایتان قرار دهید و پاهای خود را بالا ببرید و در هوا رکاب بزنید و این کار را تا ۲ دقیقه ادامه دهید و سپس پاهای خود را پایین آورده دوباره این کار را تکرار کنید این ورزش باعث آب شدن چربی های اطراف کمر شما می شود.

 

3 - پاها با زاویه ی ۹۰درجه:

در این روش که بسیار شبیه  دوچرخه سواری در هوا می باشد باید روی زمین دراز بکشید و پاهایتان را به یک سطح نزدیک کرده و زاویه ی ۹۰ درجه با آن سطح بسازید و شروع به بالا و پایین کردن پاهای خود بکنید به حالت رکاب زدن  ،این ورزش باعث تقویت "عضلات شکمی" شما می شود

4 - چرخش تنه:

این ورزش باعث باریک شدن کمر می شود و شما می توانید در منزل یا باشگاه به راحتی آن را انجام دهید، برای انجام این "ورزش" باید تکیه گاهی را با دست گرفته سپس به سمت چپ و راست بچرخید.

 

5 - طناب زدن:

این ورزش را که حتما از دوران کودکی به یاد دارید، بله طناب زدن به خصوص در هوای آزاد باعث آب شدن چربی های اطراف شکم و کمر می شود.(باشگاه خبرنگاران)




طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، 
برچسب ها: روش، ساده، تناسب، اندام، ورزش،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

برای اشخاصی  که دوست دارند وزن کم کنند، رژیم پر از پروتئین سفارش می‌شود، ولی چنین رژیمی به تنهایی بس نیست و باید با میوه‌ و سبزی همراه باشد. سبزیجات کم کالری عبارتند از:

قارچ :

سرشار از ویتامین D‌ و آنتی‌اکسیدان است، سیستم ایمنی را تقویت می‌کند و سبب کاهش وزن و جلوگیری از رشد سلول‌های سرطانی می‌شود. یک فنجان قارچ فقط شامل 1.2 گرم کربوهیدرات است.

تربچه :

برای انواع دیابت مفید است و به کاهش وزن کمک می‌کند. در رفع یبوست مؤثر است. این سبزی برای دندان‌ها، دهان، اعصاب، مو و ناخن نیز بسیار مفید است. هر شش تربچه‌ی خام فقط .5 گرم کربوهیدرات دارد.

فلفل فرنگی :

منبع ویتامین C و ماده‌ای به نام لیکوپن است که برای حفظ سلامت قلب بسیار مهم است. فلفل همچنین به تصفیه خون کمک می‌کند و برای بیماران کلیوی بسیار مفید است. نصف فنجان فلفل فرنگی خام فقط حامل 2.3 گرم کربوهیدارت است.

خیار :

سرشار از ویتامین A ، B و C ، اسیدفولیک و ویتامین D است. این ویتامین‌ها برای حفظ سلامت پوست و کاهش سطح اسید اوریک بسیار مهم هستند. خیار یبوست‌های شدید را درمان می‌کند و سبب کاهش وزن می‌شود. نصف فنجان خیار فقط شامل 1 گرم کربوهیدرات است.

زیتون :

بسیار مغذی است و استفاده از آن، از سلامتی پوست تا سلامتی قلب را به همراه دارد. 5 زیتون سبز یا سیاه فقط شامل 0.1 تا 0.7 گرم کربوهیدارت است. (منبع : fa.parsiteb.com)




طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، 
برچسب ها: کم کردن، وزن، سبزیجات، کم کالری، قارچ، فلفل، خیار،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد

دانشمند بزرگ شیخ محمد باقر قاینى، صاحب كتاب كبریت الاحمر در كتاب كشكول خود به نام سفینة القماش مى نویسد:

در عصرى كه در نجف اشرف به تحصیل علوم حوزوى اشتغال داشتم در آنجا سیدى زاهد و پرهیزكار بود كه سواد نداشت، روزى در حرم حضرت على (ع ) به زیارت آن حضرت مشغول بود، دید یكى از زائران ترك زبان، گوشه‌اى از حرم نشست و مشغول تلاوت قرآن شد، این سید جلیل احساساتى شد و به خود گفت :

آیا سزاوار است كه ترك و دیلم قرآن، كتاب جدت را بخوانند و تو بى‌سواد باشى و از خواندن آیات قرآن محروم بمانى؟!

 او از روى غیرت و همت قسمتى از اوقاتش را در سقایى (آبرسانى) صرف كرد تا مخارج زندگى‌اش را تأمین كند، و قسمت دیگر را به تحصیل علوم پرداخت و كم كم ترقى كرد تا به حدى كه در درس خارج آیت الله العظمى میرزا محمد حسن شیرازى (میرزاى بزرگ، متوفى1312 ه ق) شركت مى‌كرد و به درجه‌اى رسید كه احتمال مى دادند به حد اجتهاد رسیده است. این سید جلیل و پارسا براى من چنین نقل كرد:

 در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را دیدم، بسیار غمگین و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام كردم، سپس عرض كردم:

چرا این گونه ناراحت و گریان هستید؟

 فرمود: امروز روز وفات عمه‌ام حضرت زینب است. از آن روزى كه عمه‌ام زینب وفات كرده، تا كنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌كنند و آن چنان مى‌گریند كه من باید بروم و آنها را ساكت كنم، آنها خطبه حضرت زینب را كه در بازار كوفه خواند، مى‌خوانند و مى‌گریند، من هم اكنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام. (خصائص الزینبیه، ص 211 )




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: وفات، حضرت، زینب سلام الله علیها، گریه فرشتگان،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1393/02/22

علی كسی است كه كوثر از او سبو دارد

جهان نظام خودش را فقط ازاو دارد

فقط به خاطرحُب و ولایت مولاست

اگربهشت خداوند رنگ و بو دارد

علی كسی است كه عالم گدای قنبر اوست

اگرچه گوشه پیراهنش رفو دارد 

برای اینكه علی پابه سینه اش بنهد

خداست شاهد من كعبه هم وضو دارد 

علی كسی است كه هرشب كنارسجاده

بدون واسطه با دوست گفتگو دارد

ولادتش هدف كعبه رامشخص كرد

زخاك پای علی كعبه آبرو دارد

علی كه پشت نبردش زره نمی خواهد

اگرچه لشگری ازسنگ روبرو دارد

رسید آنكه خداكعبه رابه او بخشید

گه ولادت او كعبه مدتی خندید

حضرت علی ( ع ) نخستین فرزند خانواده هاشمی است كه پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف می باشد .

فاطمه دختر اسد به هنگام درد زایمان راه مسجدالحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار كعبه نزدیك ساخت و چنین گفت : خداوندا ! به تو و پیامبران و كتابهایی كه از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام كسی كه این خانه را ساخت ، و به حق كودكی كه در رحم من است ، تولد این كودك را بر من آسان فرما !

 لحظه ای نگذشت كه دیوار جنوب شرقی كعبه در برابر دیدگان عباس بن عبدالمطلب و یزید بن تعف شكافته شد . فاطمه وارد كعبه شد ، و دیوار به هم پیوست . فاطمه تا سه روز در شریفترین مكان گیتی مهمان خدا بود . و نوزاد خویش سه روز پس از سیزدهم رجب سی ام عام الفیل فاطمه را به دنیا آورد . دختر اسد از همان شكاف دیوار كه دوباره گشوده شده بود بیرون آمد و گفت : پیامی از غیب شنیدم كه نامش را « علی » بگذار .

  دوران كودكی:

حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا كه خداوند می خواست ایشان به كمالات بیشتری نائل آید ، پیامبر اكرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربیت غیر مستقیم خود قرار داد . تا آنكه ، خشكسالی عجیبی در مكه واقع شد . ابوطالب عموی پیامبر ، با چند فرزند با هزینه سنگین زندگی روبرو شد . رسول اكرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق كردند كه هر یك از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشی در كار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پیامبر ( ص ) ، علی ( ع ) را به خانه خود بردند . به این طریق حضرت علی ( ع ) به طور كامل در كنار پیامبر قرار گرفت .

علی ( ع ) آنچنان با پیامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پیامبر از شهر خارج می شد و به كوه و بیابان می رفت او را نیز همراه خود می برد .

 ازدواج حضرت

عمر و ابوبكر با مشورت با سعد معاذ رئیس قبیله اوس دریافتند جز علی ( ع ) كسی شایستگی زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامی كه علی ( ع ) در میان نخلهای باغ یكی از انصار مشغول آبیاری بود موضوع را با ایشان در میان نهادند و ایشان فرمود : دختر پیامبر ( ص ) مورد میل و علاقه من است . و به سوی خانه رسول به راه افتاد . وقتی به حضور رسول اكرم ( ص ) رسید ، عظمت محضر پیامبر ( ص ) مانع از آن شد كه سخنی بگوید ، تا اینكه رسول اكرم ( ص ) علت رجوع ایشان را جویا شد و حضرت علی ( ع ) با تكیه به فضایل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود : آیا صلاح می دانید كه فاطمه را در عقد من درآورید ؟ پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادی رسول اكرم ( ص ) نائل آمدند .

 فضایل بی شمار حضرت علی ( ع )

كتاب فضل تو را آب بحر كافى نیست‏

كه‏ تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم‏

ابن عباس مى‏گوید پیامبر اكرم صلی الله علیه فرمود: «لو انّ الفیاض  اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس كتابٌ مااحصوا فضائل علىّ بن ابى طالبٍ؛ اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دریا مركب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسان‏ها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل على بن ابى طالب نخواهند بود. (بحارالانوار، ج 28، ص 197 و بحار ج 35، ص 8 9).

و در جاى دیگر پیامبر اعظم فرمود: «انّ اللّه تعالى جعل لاخى علىٍّ فضائل لاتحصى كثرة فمن ذكر فضیلةً من فضائله مقرّابها غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر؛ براستى خداوند براى برادرم على علیه السلام فضائل بى‏شمارى قرار داده است كه اگر كسى یكى از آن فضایل را از روى اعتقاد و اعتراف بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را مى‏بخشد.

و من كتب فضیلةً من فضائله لم تزل الملائكة تستغفرله ما بقى لتلك الكتابه رسم، و من استمع فضیلةً من فضائله كفّر اللّه له الذّنوب الّتى اكتسبها بالاستماع و من نظر الى كتابٍ من فضائله كفّر اللّه له الذّنوب الّتى اكتسبها بالنّظر، اگر كسى یكى از فضائل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامى كه آن نوشته باقى است، ملائكه براى او استغفار مى‏كنند و اگر كسى یكى از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهانى را كه از راه گوش انجام داده است مى‏بخشد، و اگر كسى به نوشته‏اى درباره فضائل على علیه السلام نگاه كند، خداوند تمام گناهانى كه از راه چشم كرده است مى‏پوشاند و از آن در مى‏گذرد. (المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمى، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 32، ابن شاذان، مأة منقبه، قم مدرسة الامام المهدى علیه السلام، ص 177، حدیث 99، این حدیث را منابع متعدد اهل سنت مانند، عسقلانى، لسان المیزان، ج 5، ص 62، ذهبى، میزان الاعتدال، ص 467و...نقل نموده است.)

 بیهقى یكى از دانشمندان نامى اهل سنّت چنین روایت نموده كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود:

من احبّ ان ینظر الى آدم فى علمه و الى نوحٍ   علیه السلام فى تقواه و ابراهیم فى حلمه و الى موسى فى عبادته فلینظر الى على بن طالب علیه الصّلوة و السّلام؛ هر كسى دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهدارى نوح را(مشاهده نماید) و بردبارى ابراهیم(نظاره كند) و به عبادت موسى علیه السلام (پى ببرد) باید به على بن ابى طالب علیه السلام نظر بیندازد. (المناقب، همان ص 32، حدیث 2؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 19، ینابیع المودة، قندوزى باب 56، مناقب السبعون، حدیث 70.)

 مناقب، روایت فوق را در دو مورد به این صورت نقل نموده است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: من اراد ان ینظر الى آدم فى علمه و الى نوح فى مهمه و الى یحیى بن زكریّا فى زهده، و الى موسى بن عمران فى بطشه، فلینظر الى على بن ابى طالب علیه‏السلام؛ هر كس مى‏خواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد یحیى را و قاطعیّت موسى بن عمران را بنگرد، به على بن ابى طالب نظر كند. (به نقل از شیخ طوسى، امالى، قم، دارالثقافه، 1416، ص 416، مجلس 14، دیلمى، ارشادالقلوب، انتشارات شریف رضى، 1412 ه.ق، ج 2، ص 363؛ علامه حلّى، شرح تجرید الاعتقاد، جامعه مدرسین قم، ص 221).

 پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله كه خود محبوب عالمیان و خوبان و پاكان است، عاشق شیداى على است، چرا كه به تصریح آیه مباهله، على جان پیامبر است «انفسنا» و جان هر كس شیرین و دوست داشتنى است.

 به همین جهت بارها پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله مى‏فرمود: «من احبّ علیّاً فقد احبّنى...؛  هر كس على را دوست بدارد به من محبّت ورزیده است.» و فرمود: «محبّك محبّى و مبغضك مبغضى؛[9] دوستدار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من».

شخصى از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله پرسید: «یا رسول اللّه انّك تحبّ علیّاً؟ قال: او ماعلمت انّ علیّاً منّى و انا منه؛  اى رسول خدا على علیه السلام را دوست مى‏دارى؟ فرمود: مگر نمى‏دانى كه على از من و من از اویم». آیا كسى جان شیرین و پاره تنش را دوست نمى‏دارد؟ (المناقب همان، ص 83، حدیث 70، و ص 311، حدیث 309- كنزالعمّال، متقى هندى، بیروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 622، حدیث 33023و24 . )

 مناقب با اسنادش از رسول خدا نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمود: «انّ اللّه عزّ و جلّ امرنى بحبّ اربعةٌ من اصحابى و اخبرنى انّه یحبّهم. قلنا: یا رسول اللّه من هم؟ فلكنّا یحبّ ان یكون منهم، فقال: الا انّ علیّاً منهم ثم سكت، ثمّ قال: الا انّ علیّاً منهم ثمّ سكت؛ براستى خداى عزیز و جلیل مرا امر كرده است به دوستى چهارنفر از اصحاب، و خبر داد مرا كه خداوند(نیز) آنها را دوست مى‏دارد، گفتم: اى رسول خدا آنها كیستند؟ پس هر یكى از ماها دوست داریم جزو آنان باشیم. پس فرمود: آگاه باشید على از آنهاست، سپس سكوت كرد، دوباره فرمود: به راستى على از آنهاست و سكوت كرد».

 عایشه مى‏گوید: هنگامى كه رسول خدا صلی الله علیه و آله به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا الىّ حبیبى؛ محبوب مرا بخوانید، من به سراغ ابى بكر رفتم و او را احضار نمودم. وقتى ابابكر بر پیغمبر داخل شد حضرت نظرى به سوى او افكند سپس از او روى گردانید و (براى مرتبه دوم) فرمود: «ادعوا الىّ حبیبى؛ محبوب مرا بخوانید. آنگاه حفصه عمر را احضار كرد پیغمبر همان گونه كه از ابى‏بكر روى گردانید از عمر نیز روى گرداند.

عایشه گوید: من گفتم واى بر شما پیغمبر على بن ابى طالب علیه السلام را مى‏خواند، سوگند به پروردگار جز على را نمى‏خواهد. پس رفتند سراغ على علیه السلام، وقتى كه پیغمبر على را دید، او را محكم به سینه چسبانید... (المناقب، همان، ص 64و ص 69، حدیث 42).

 از ابن عباس نقل شده است كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «علىّ منّى مثل رأسى من بدنى؛ على نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن». خصال صدوق، جامعه مدرسین، ج 2، ص 651.

نخستین فرد ایمان آورنده 

·   از فضایل حضرت علی ( ع ) است كه او نخستین فرد ایمان آورنده  و نخستین یاور پیامبر ( ص ): به پیامبر (ص) باشند . ابن ابی الحدید در این باره می گوید : بدان كه در میان اكابر و بزرگان و متكلمین گروه معتزله اختلافی نیست كه علی بن ابیطالب نخستین فردی است كه به اسلام ایمان آورده و پیامبر خدا را تایید كرده است و حضرت علی ( ع ) تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضیافتی بود كه وی برای آشناكردن خویشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دین خدا ترتیب داد . در همین ضیافت پیامبر ( ص ) از حاضران سؤال كرد : چه كسی از شما مرا در این راه كمك می كند تا برادر و وصی و نماینده من در میان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پیامبر خدا ! من تو را در این راه یاری می كنم پیامبر ( ص ) بعد از سه بار تكرار سؤوال و شنیدن همان جواب فرمود : ای خویشاوندان و بستگان من ، بدانید كه علی ( ع ) برادر و وصی و خلیفه پس از من در میان شماست .

لیله المبیت

·    از افتخارات دیگر حضرت علی ( ع ) این است كه با شجاعت كامل برای خنثی كردن توطئه مشركان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ایشان خوابید و زمینه هجرت پیامبر ( ص ) را آماده ساخت .

جانبازی و فداكاری در میدان جهاد

·   حضور وی در 26 غزوه از 27 غزوه پیامبر ( ص ) و شركت در سریه های مختلف از افتخارات و فضایل آن حضرت است .

ضبط و كتابت وحی ( قرآن )

·   كتابت وحی و تنظیم بسیاری از اسناد تاریخی و سیاسی و نوشتن نامه های تبلیغی و دعوتی از كارهای حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ایشان آیات قرآن چه مكی و چه مدنی ، را ضبط می كرد . به همین علت است كه وی را از كاتبان وحی و حافظان قرآن به شمار می آورند . در این دوران بود كه پیامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادری مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علی ( ع ) پیمان برادری و اخوت بست و به حضرت علی ( ع ) فرمود : تو برادر من در این جهان و سرای دیگر هستی . به خدایی كه مرا به حق برانگیخته است ... تو را به برادری خود انتخاب می كنم ، اخوتی كه دامنه آن هر دو جهان را فرا گیرد .

علم على علیه السلام

·        علم و دانش على اكتسابى نیست تا استاد برتر از خود و شاگردان و هم دوره ‏هایى همسان خود داشته باشد، بلكه علم او «لدنى» است و و ریشه در علم الهى و آسمانى دارد، به این جهت علم او برهمه انسان ‏هاى معمولى و غیر مرتبط با وحى آسمانى برترى و امتیاز دارد، و به همین جهت است كه حتى در منابع اهل سنّت نیز از او به عنوان «اعلم النّاس» یاد شده است .  پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اعلم امّتى من بعدى علىّ بن ابى طالب علیه السّلام؛ داناترین امّت من بعد از من على بن ابى‏طالب علیه السلام است». عبداللّه بن مسعود مى‏گوید، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «قُسّمت الحكمة على عشرة اجزاءٍ فاعطى علىّ تسعة و النّاس جزءً واحداً؛ حكمت (و دانش) به ده جزء تقسیم شده است و به على نه قسمت آن و به (مابقى مردم) یكدهم داده شده است».

تمامى علوم بشرى و پیشرفت‏هاى آن جزء همان یكدهم است، و علم على علیه السلام نه برابر دانش تمامى بشریت است. و راز آن هم این است كه ریشه در مهبط وحى الهى یعنى پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله دارد، كه خود فرمود: «انا مدینة العلم و علىٌ بابها، فمن ارادالعلم فیأت الباب؛ من شهر علم (الهى و وحیانى) هستم و على دَرِ آن است پس هر كس اراده دانش دارد باید از درب (شهر) وارد شود». )المناقب، همان، ص 144، روایت 167- ص 82، روایت 67، فرائد السمطین، جوینى، ج 1، ص 97، كفایة الطالب، الكرخى ص 332-  ص 82، روایت 68 ؛ و حلیة الاولیاء، ابى نعیم، ج 1، ص 64(

عبادت على علیه السلام

·   عبادت و بندگى مولا امیر مؤمنان على علیه السلام و نمازها و ناله‏ها و نیازهاى شبانه ایشان تا آنجا اهمیت دارد كه خداوند بوسیله عبادت‏هاى امیرمؤمنان به ملائكه مباهات و فخرفروشى مى ‏كند.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله مى‏فرماید: صبحگاهى جبرئیل با شادى و حالت بشارت بر من وارد شد. گفتم حبیب من چه شده تو را خوشحال و بشارت رسان مى‏بینم؟ پس گفت: اى محمد! صلی الله علیه و آله چگونه خوشحال نباشم و حال آن كه چشمم به خاطر اكرامى كه خداوند نسبت به برادرت و جانشینت و امام امتت على بن ابى طالب روا داشته، روشن شده است، پس پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: چگونه خداوند برادرم و امام امتم را گرامى داشته است؟

قال: باهى بعبادته البارحة ملائكته و حملة عرشه و قال: ملائكتى انظروا الى حجّتى فى ارضى على عبادى بعد نبیّى، فقد عفر خدّه فى التّراب تواضعاً لعظمتى، اشهدكم انّه امام خلقى و مولى بریّتى؛ گفت: خداوند با عبادت دیشب على بر ملائكه و حاملان عرش مباهات نموده است. و فرموده است: ملائكه من نگاه كنید به حجّتم بر بندگانم در زمین بعد از پیغمبرم، براستى صورت و گونه‏اش بر خاك نهاده است بخاطر تواضع در مقابل عظمت من، شما را شاهد مى‏گیرم كه او (على) پیشواى مخلوقم، و سرپرست مردمان من مى‏باشد». المناقب، همان، ص 319، حدیث 322 ( بحارالانوار، داراحیاء التراث العربى، ج 41، ص 21 ذیل روایت 28).

در منابع شیعه آن قدر از عبادت امیرمؤمنان علیه السلام سخن به میان آمده كه نیاز به یك كتاب دارد، خالى از لطف نیست كه به ترجمه یك روایت اشاره كنیم:

ضراربن ضمره در حضور معاویه درباره على علیه السلام چنین گفت: «پس خدا را شاهد مى‏گیرم كه او را در بعض جایگاهش دیدم. در وقتى كه شب پرده‏هاى تاریكى‏اش را انداخته بود و ستارگان ظاهر شده بودند، در حالى كه در محرابش ایستاده بود و محاسن خود را بر دست گرفته و مانند انسان مار گزیده به خود مى ‏پیچید و چون انسان غمدیده گریه مى‏كرد... (گویا هنوز آواز او را در گوش جان دارم كه مى‏فرمود:) آه آه از كمى توشه، طولانى بودن سفر، وحشت راه و بزرگ بودن جایگاه ورود».

آیات قرآن در شأن على علیه السلام

·   آیات فراوانى را علماى اهل سنّت و مفسرین آنها در شأن امام على علیه السلام تفسیر كرده ‏اند و در تأیید آن روایاتى را از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله آورده ‏اند به طورى كه برخى از آنها مانند ابن حجر، خطیب بغدادى، سیوطى، گنجى شافعى، ابن عساكر، شیخ سلیمان قندوزى و... از ابن عباس نقل كرده‏اند كه گفت: «نزلت فى علىّ ثلاث مأئة آیه؛ سیصد آیه در شأن على علیه السلام نازل شده است».

·   و همین ابن عباس از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه آن حضرت فرمود: «ما انزل آیة فیها «یا ایّها الذین آمنوا» و علىّ رأسها و امیرها؛ و آیه‏اى كه در آن «یا ایّها الذین آمنوا» آمده، نازل نكرده است خداوند مگر آن كه على در رأس آن قرار دارد.»  یعنى تمامى این آیات در ابتدا و قبل از همه در شأن على و مربوط به آن حضرت است.  (خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، ج 6، ص 221، شماره 3275؛ ینابیع المودة، همان، باب 42، ص 148؛ تاریخ دمشق، ابن عساكر، ج 2، ص 431- المناقب، همان، ص 267، ح 249).




طبقه بندی: زندگینامه پیامبر(ص) و امامان معصوم (علیهم السلام)، 
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

سید محمد خاتمی:

هم من و هم موسوی اشتباه کردیم!

 

به گزارش سرویس گیشه جام نیوز، خاتمی در جمع خصوصی اصلاح‌طلبان رفتار فتنه‌گران در روز عاشورای سال 88 و مردم خداجو خواندن آنها از سوی موسوی را اشتباه توصیف کرده است.

 

وی با اشاره به بی‌حرمتی به روز عاشورا و پاره کردن عکس امام خمینی(ره) گفت: ما در برخورد با هر دو موضوع اشتباه کردیم.

 

سید محمد خاتمی در جمع برخی از اصلاح طلبان افزود: موسوی هم اشتباه کرد که آمد و کسانی که پرچم‌های امام حسین(ع) را روز عاشورا آتش زدند و عکس امام را پاره کردند، مردمی خداجو معرفی کرد. ما نباید سکوت می‌کردیم. ما و موسوی باید اعلام موضع می‌کردیم.

 

خیلی از این‌ها از فضا سوء استفاده کردند و دنبال اهداف خودشان بودند. جامعه ایران نمی‌پذیرد که یک عده خداجو! بیایند و به امام حسین(ع) توهین کنند. همه اشتباه کردیم. مجمع روحانیون هم اشتباه کرد که در این زمینه سکوت کرد.

 

کیهان نوشت:

خاتمی چند ماه پیش در پاسخ به سؤال خبرنگاری که از وی پرسید، چرا شما از سال 88 تاکنون، علیه فتنه و اقدامات فتنه‌گران موضع نگرفتید؟ پاسخ داد: من رأس یک جریان هستم؛ از جانبازی که در زندان است (اشاره به یکی از فتنه‌گران بازداشت شده) تا رقاصه‌های آمریکا در گروه ما هستند و باید حواسم به همه آنها باشد.

 

همچنین وی در جلسه‌ای دیگر گفته است: بعد از سال 88 بنای ما بر سازش و تعامل با نظام بود، اما چه کسی باید واسطه ما و رهبری می‌شد؟

 

وی با گلایه از عدم وساطت هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی افزود: هاشمی و سید حسن هم معلوم نیست چه کار می‌کنند! و معلوم نیست که نظام هم آنها را تحویل بگیرد که واسطه شوند.

 

یادآور می‌شود خاتمی در محافل خصوصی اصلاح‌طلبان گفته که از اول هم اعتقاد نداشته در انتخابات سال 88 تقلب شده است. وی در عین حال از ترس اصلاح‌طلبان جرأت ندارد همین حرف‌ها را علناً ابراز کند و اعتراف نماید که سنگ بنای آشوبگری و فتنه‌انگیزی 5 سال پیش، یک دروغ بزرگ بوده که همان نیز اسم رمز آشوب واقع شده است. ( جام گیشه 93/2/9 )




طبقه بندی: اخبار سیاسی، 
برچسب ها: سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق، اشتباه کردیم، گلایه، از، هاشمی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

بدون تردید در میان زنان و بانوان اسلامی،  فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) محبوبترین چهره دینی ، علمی ، ادبی ، تقوایی و اخلاقی در میان مسلمانان و دیگر مردم جهان به شمار می رود .

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سیده نساء العالمین ( سرور زنان جهان ) و اسوه و الگویی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضیلت است . در دامن پاک فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصیت ممتاز عالم بشری ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسین ( ع ) سرور شهیدان تربیت یافتند ، و نیز زینب کبری (سلام الله علیها) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه یکتا در سخنوری و حق طلبی که پیام حسینی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ریا و پستی و دنیاپرستی را از چهره یزید و یزیدیان به یک سو زد .

 

کیست که نداند که مادر در تربیت فرزندان بویژه دختران ، سهم بسیار زیادی  دارد ، و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود که روح آموزش و پرورش اسلامی را در مهد عفت و کانون تقوای خانوادگی  به پسران و دختران خود آموخت . پدر و مادر : فاطمه یگانه دختر بازمانده پیغمبر ( ص ) از خدیجه کبری  می باشد . چه بگویم درباره پدری که پیغمبر خاتم و حبیب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهی و سیه کاری بود ؟ چه بگویم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی  او نیست ؟ و فصیحان و بلیغان جهان در توصیف سجایای او عاجز مانده اند ؟ و اما مادرش خدیجه دختر خویلد از نیکوترین و عفیفترین زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامی نخستین زنی که به پیامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ایمان آورد و آن چه از مال دنیا در اختیار داشت - در راه پیشرفت اسلام - کریمانه بذل کرد .

 

درجه وفاداری خدیجه (سلام الله علیها) نسبت به پیامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و هستی اش ، تاریخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پیامبر اکرم نیز تا خدیجه زنده بود زنی دیگر نگرفت و پیوسته از فداکاریهای او یاد می کرد . از عایشه ، زوجه پیامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : " احترام هیچ یک از زنان به پایه حرمت و عزت خدیجه نمی رسید . رسول الله ( ص ) پیوسته از او به نیکی یاد می کرد و به حدی او را محترم می شمرد که گویا زنی مانند خدیجه نبوده است " .

 

عایشه سپس نقل می کند : روزی به پیغمبر ( ص ) گفتم : او بیوه زنی بیش نبوده است ، پیغمبر سخت برآشفت به طوری  که رگ پیشانی اش برآمد . سپس فرمود : به خدا سوگند بهتر از خدیجه کسی برای من نبود . روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند ، او به من ایمان آورد . روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگویی  نسبت می دادند ، او مرا تصدیق کرد ، روزی که همه از من روی می گردانیدند ، خدیجه تمام اموال خود را در اختیار من گذاشت و آنها را در راه من بی دریغ خرج کرد . خداوند از او دختری به من بخشید که مظهر پاکی  و عفت و تقوا بود . عایشه سپس می گوید : به پیغمبر عرض کردم از این سخن نظر بدی  نداشتم و از گفته خود پشیمان شدم .

 

باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنین مادری داشت و چنان پدری . گفته اند : خدیجه از پیغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد : قاسم که کنیه ابو القاسم برای پیغمبر از همین فرزند پیدا شد . وی قبل از بعثت در دو سالگی درگذشت . عبد الله یا طیب که او هم قبل از بعثت فوت شد . طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زینب که به ازدواج ابو العاص درآمد . رقیه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت . ام کلثوم که او نیز به ازدواج عثمان - پس از رقیه - درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به ازدواج حضرت علی ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره این ازدواج پر شوکت و برکت است .

 

ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بیستم جمادی  الثانی سال پنجم بعثت می دانند که در مکه اتفاق افتاد . بنابراین در هنگام هجرت ، سن آن بانوی یگانه نزدیک نه سال بوده است . نامها و لقبهایی که فاطمه (سلام الله علیها) دارد ، همه بازگوینده صفات و سجایای  ملکوتی اوست ، مانند : صدیقه طاهره ، زکیه ، زهرا ، سیدة النساء العالمین و خیر النساء و بتول ... . کنیه های آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنین ، ام الائمة ... . و شگفت تر از همه " ام ابیها " یعنی " مادر پدرش " می باشد که نشان دهنده علاقه بسیار زیاد فاطمه(سلام الله علیها) است به پدر بزرگوارش و این که با همه کمی سن از آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکیه گاه روحی - بعد از خداوند متعال - مانند خدیجه برای پدر بزرگوارش بوده است .

 

لقب ام ابیها را پیغمبر ( ص ) به دختر عزیزش عنایت کرد . چون کلمه " ام " علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار می رود و مانند " ام القری " که به مکه معظمه گفته می شد ، ام ابیها به معنی  منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولایت است ، و براستی زهرا (سلام الله علیها) درخت سایه گستری بود که میوه های شیرین امامت و ولایت را به بار آورد .

 

فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خدیجه بود - در جود و بخشش و بلندی نظر و حسن تربیت وارث مادر و در سجایای ملکوتی وارث پدر و همسری دلسوز و مهربان و فداکار برای شوهرش علی ( ع ) بود . در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پیامبر ( ص ) نقشی نبسته و از ناپاکی  دوران جاهلیت و بت پرستی به دور بود . 9 سال در خانه پر صفای مادر و در کنار پدر و نه سال دیگر را در کنار شوهر گرانقدرش علی مرتضی ( ع ) دوش به دوش وی  در نشر تعلیمات اسلام و خدمات اجتماعی و کار طاقت فرسای خانه ، زندگی کرد . اوقاتش به تربیت فرزند و کار و نظافت خانه و ذکر و عبادت پروردگار می گذشت .

 

فاطمه ( ع ) دختری است که در مکتب تربیتی اسلام پرورش یافته و ایمان و تقوا در ذرات وجودش جایگزین شده بود. فاطمه در کنار مادر و آغوش پر مهر پدر تربیت شد و علوم و معارف الهی را از سرچشمه نبوت فراگرفت و آنچه را به سالها آموخته ، در خانه شوهر به مرحله عمل گذاشت و همچون مادری سالخورده و کدبانویی آزموده که تمام دوره های زندگی را گذرانده باشد - به اهل خانه و آسایش شوهر و تربیت فرزندان - توجه می کرد و نیز آنچه را در بیرون خانه می گذشت ، مورد توجه قرار می داد و از حق خود و شوهرش دفاع می کرد .

 

ازدواج حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و علی  ( ع )

از آغاز معلوم بود و همه می دانستند که جز علی ( ع ) کسی همسر ( کفو ) فاطمه دختر پیامبر عالیقدر اسلام نیست . با وجود این ، بسیاری از یاران و کسانی که خود را به پیغمبر ( ص ) نزدیک احساس می کردند ، به این وصلت چشم داشتند و این آرزو را در دل می پروردند . نوشته اند : پس از این آزمونها عده ای از اصحاب به حضرت علی ( ع ) می گفتند : چرا برای ازدواج با یگانه دختر پیغمبر ( ص ) اقدام نمی کنی ؟ حضرت علی ( ع ) می فرمود : چیزی ندارم که برای  این منظور قدم پیش نهم . آنان می گفتند : پیغمبر ( ص ) از تو چیزی نمی خواهد . سرانجام حضرت علی ( ع ) زمینه را برای  طرح این درخواست آماده دید . روزی به خانه رسول اکرم ( ص ) رفت . اما شدت حیا مانع ابراز مقصود شد . نوشته اند دو سه بار این عمل تکرار گردید . سومین بار پیغمبر اکرم ( ص ) از علی  ( ع ) پرسید : آیا حاجتی داری ؟ علی ( ع ) گفت : آری . پیغمبر فرمود : شاید برای خواستگاری زهرا آمده ای ؟ علی عرض کرد : آری . چون مشیت و امر الهی بر این کار قرار گرفته بود و پیامبر از طریق وحی بر انجام دادن این مهم آگاه شده بود ، می بایست این پیشنهاد را با دخت گرامیش نیز در میان بگذارد و از نظر او آگاه گردد .

 

پیامبر ( ص ) به دخترش فاطمه گفت : تو علی را خوب می شناسی ، علی  نزدیکترین افراد به من می باشد . در اسلام ، سابقه فضیلت و خدمت دارد . من از خدا خواستم برای  تو بهترین شوهر را برگزیند . خداوند مرا به ازدواج تو با علی امر فرموده است . بگو چه نظر داری ؟ فاطمه ساکت ماند . پیغمبر سکوت او را موجب رضا دانست و مسرور شد و صدای  تکبیرش بلند شد . آن گاه پیامبر ( ص ) بشارت این ازدواج را به علی ( ع ) فرمود و مهر فاطمه را 400مثقال نقره قرار داد و در جلسه ای که عده ای از اصحاب بودند ، خطبه عقد را قراءت کرد و این ازدواج فرخنده انجام شد .

 

گفتنی است که علی ( ع ) جز یک شمشیر و یک زره و شتری برای  آب کشی چیزی در اختیار نداشت . پیغمبر ( ص ) به علی فرمود : شمشیر را برای  جهاد نگه دار ، شترت را هم برای  آب کشی و سفر حفظ کن ، اما زره خود را بفروش تا وسایل ازدواج فراهم شود . پیغمبر ( ص ) به سلمان فرمود : این زره را بفروش . سلمان زره را به پانصد درهم فروخت . سپس گوسفندی را کشتند و ولیمه عقد ازدواج دادند . این جشن در ماه رجب سال دوم هجرت انجام شد .

 

تمام وسایلی که به عنوان جهیزیه به خانه فاطمه زهرا ( ع ) دخت گرامی پیامبر ( ص ) آورده شده است، از 14قلم تجاوز نمی کند : چارقد سرانداز - دو عدد لنگ - یک قطیفه - یک طاقه چادر پشمی - 4 بالش - یک تخته حصیر - قدح چوبی - کوزه گلی - مشک آب - تنگ آبخوری - تختخواب چوبی  - یک طشت لباسشویی - یک آفتابه - یک زوج دستاس و مقداری عطر و بخور . این است جهیزیه و تمام اثاث خانه فاطمه زهرا زوجه علی ( ع ) سرور زنان عالم . در شب زفاف - به جای خدیجه که به جهان باقی شتافته بود ، سلمی دختر عمیس مواظبت از فاطمه زهرا(سلام الله علیها)  را بر عهده داشت - و رسول اکرم ( ص ) خود شخصا با عده ای از مهاجر و انصار و یاران باوفا در مراسم عروسی  شرکت فرمود - از بانک تکبیر و تهلیل فضای کوچه های مدینه روحانیتی خاص یافته بود و موج شادی و سرور بر قلبها می نشست . پیامبر گرامی دست دخترش را در دست علی گذاشت و در حق آن زوج سعادتمند دعای خیر کرد و آنها را به خداوند بزرگ سپرد . و بدین سان و با همین سادگی عروسی بهترین مردان و بهترین زنان جهان برگزار شد .

 

بخشى از خطبه حضرت زهرا (سلام اله علیها):

 

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

 

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

 

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

 

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

 

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

 

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

 

و عدل را براى پیراستن دلها،

 

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

 

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

 

و جهاد را براى عزت اسلام،

 

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

 

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

 

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

 

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

 

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

 

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

 

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

 

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

 

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

 

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

 

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

 

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

 

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

 

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

 

دستورالعملى رسول خدا(ص) به حضرت زهرا سلام الله علیها:

حضرت زهرا سلام الله علیها نقل می کنند در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود: اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:

 

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)




طبقه بندی: زندگینامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 
برچسب ها: زندگینامه، حضرت، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، خطبه حضرت،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/12/10

رسول خدا(ص)در حدیثی دعا را سلاح مومن و ستون دین و نور آسمان‏‌ها و زمین معرفی می‌کنند1".

 

امام سجاد(ع) نیز درباره فایده و اهمیت دعا می‌فرمایند: دعا، بلای نازل شده و نازل نشده را دفع می‌کند2".

 

پیامبر اسلام(ص) همچنین در حدیثی فرمودند: دعا، مغز (و عصاره) عبادت است و هیچ کس با دعا کردن هلاک نمی‏‌شود3".

 

اما دعا نیزهمچون سایر عبادات آداب و شرایط ویژه دارد که در صورت انجام و رعایت آنها، نتیجه بهتر و مطلوب‌تری به دست می‌آید. یکی از مسائلی که در این باره مطرح می‌شود این است که چرا برخی دعاها به نتیجه نمی‌رسد و فرجامی ندارد. سوای این که خداوند متعال که قادر مطلق است و صلاح ما را بهتر از خودمان می‌داند و گاهی محقق نشدن خواسته‌هایمان به صلاح ماست در کنار آن یکسری شرایط برای به نتیجه رسیدن دعا ذکر شده است.

 

پیامبر خدا(ص) در این باره که کدام دعاها نافرجام است و نتیجه ندارد، می‌فرمایند: هر دعایی که با تمجید (خدا) آغاز نشود نافرجام است4".

 

امام صادق(ع) نیز فرمودند: دعا پیوسته در حجاب است، تا آن گاه که بر محمّد و بر خاندان محمّد صلوات فرستاده شود5".

 

امام باقر(ع) در حدیثی گناه را عامل به نتیجه نرسیدن دعای افراد معرفی می‌کنند و می‌فرمایند: «انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می‌کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می‌گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می‌شود؛ خداوند به مأمور اجابت دعا امر می‌کند: خواسته‌اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را بر انگیخت و شایسته بی اعتنایی است6".

منابع احادیث:

1-    بحارالانوار: 4/1644 ، 300/93

2-   الکافی: 2 / 469 / 5 منتخب میزان الحکمة: 194

3-   بحارالانوار: 4/1644 ، 300/93

4-   بحارالأنوار: 93 / 317 / 21 منتخب میزان الحکمة: 198

5-   الکافی: 2 / 491 / 1 منتخب میزان الحکمة: 198

6-   اصول کافی، ج 2، ص 208.

 




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

باید مصرف هله هوله‌ها و نمک قطع شود و در مقابل،  آب، سبزیجات، میوه و لبنیات مصرف شود همچنین چهار نوع حرکت ورزشی نیز برای لاغر شدن شکم توصیه می‌شود.

 

آرش شرافت وزیری در مورد راههای لاغری شکمی گفت: در ابتدا باید مصرف هله هوله ها قطع شود چون بسیاری از این خوراکی ها گـلیسـیرین و قند بالایی دارند.

راه دیگر دویدن است چرا که پیاده روی سریع یا دویدن باعث آب شدن چربی های شکمی می شود.

 

وی ادامه داد: طبق توصیه متخصصان تغذیه مصرف نمک و ادویه باید کاهش یابد چرا که باعث نفخ شکم می‌شود اما در مقابل پتاسیم بیشتر مصرف شود این ویتامین که در گوجه فرنگی، موز، ماهی، بادام و گیلاس یافت می شود ادرار آور است و اثر نفخ را از بین می برد.

 

عضو انجمن جهانی آسیبهای ورزشی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت ودرمان فارس گفت:

آب به میزان کافی مصرف شود و مصرف میوه، سبزیجات و لبنیات نیز توصیه می شود اما در کنار این توصیه ها ۳ حرکت شکمی نیز وجود دارد.

 

حرکت اول دراز نشست استاندارد است. باید در حالی کـه زانــو ها خم شده بر روی زمین دراز کشیده شود کـف پاهـا صـاف و بــر روی زمین قرار می‌گیرد.

انگشتان دست در پشت یا طرفین سر گذاشته می شود. آرنج ها بـســمت طرفین باشد. بالا آمده و آرنج ها به زانو زده می شود سپس کتف و شانه پایین آمده تا به زمین بخورند.

شرافت وزیری گفت:

حرکت بعدی دوچرخه است. حرکت بعدی نیز به پهلو خوابیدن و انجام حرکات ورزشی است. (منیع: بولتن نیوز)




طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، 
برچسب ها: برچسب ها: حرکات، ورزشی، مناسب، لاغر، شکم،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/11/21


·        پیامبراکرم(ص) فرمودند: هر که را غمى یا گرفتارى یا بلایى یا تنگى معیشتى رسید این ذکررا بگوید:

الله ربى و لا اشرک به شیئا، توکلت على الحى الذى لایموت .

 

·   از امیرالمؤ منین علی(ع) نقل شده: اگر گرفتارى یا پریشانى و یا غمناکى این دعا را بخوان تا خداوند در کارتو گشایشى ایجاد کند، و آن دعا این است :

یا عماد من لا عماد له و یا ذخر من لا ذخر له و یا سند من لا سند له و یا حرز من لا حرز له و یا غیاث من لا غیاث له و یا کنز من لا کنز له و یا عز من لا عز له و یا کریم العفو، یا حسن التجاوز، یا عون الضعفاء، یا کنز الفقراء، یا عظیم الرجاء، یا منقذ الغرقى ، یا منجى الهلکى ، یا محسن ، یا مجمل ، یا منعم یا مفضل ، انت الذى سجد لک سواد اللیل و نور النهار و ضوء القمر و شعاع الشمس و حفیف الشجر و دوى الماء، یاالله یاالله یاالله ، لا اله الا انت ، وحدک لا شریک لک یا رباه یا الله ، صل على محمد و آل محمد، و افعل بنا ما انت اهله . پس حاجت خود را بطلب ، که بر آورده مى شود ان شاء الله .

 

·   در روایتی از امام هشتم(ع) منقول است که حضرت فرمودند: من در خواب پدر بزرگوارم یعنی موسی‏ بن‏ جعفر(ع) را دیدم؛ «رَأَیْتُ أَبِی(علیه‏ السلام) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ یَا بُنَیَّ إِذَا کُنْتَ فِی شِدَّةٍ فَأَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِرَأَیْتُ أَبِی(ع) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ»، پدرم فرمود: «آنگاه که در شدّت و سختی قرار گرفتی، زیاد این ذکر را بگو : «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ».

 

·   در روایت دیگری از امیرالمؤمنین(ع) منقول است که حضرت فرمودند: در  شدّت و سختی بگو: لا حَولَ و لا قُوّة إلّا بِاللهِ العَلِیِّ العَظیم.

 

·        از حضرت رضا (علیه السّلام) نقل شده است:

چون گرفتاری شدیدی برایت پیش آید كه تو را غمگین سازد دو ركعت نماز بخوان، در ركعت اول فاتحه و آیه الكرسی، و در ركعت دوم فاتحه و سوره قدر. بعد قرآن را بر بالای سر بگذار و ده بار بگو:

«اللهم بحق من ارسلته الی خلقك و بحق كل آیه و بحق كل من مدحته فیه علیك و بحقك علیه و لا تعرف احدا اعرف بحقك منك».

پس ده بار بگو: «یا سیدی یا الله» ده بار «بحق محمد» ده بار «بحق علی» ده بار «بحق فاطمه» ده بار «بحق الحسن» ده بار «بحق الحسین» و همین طور تمام ائمه را می شمارد تا حضرت ولی عصر (عج). همانا از جای خود برنخواسته باشی تا حاجت تو روا شود، ان شاء الله.




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: دعا، جهت، رفع، گرفتاری،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/11/18

امام صادق علیه‌السّلام فرمود:

كسی كه برای طلب حاجت خود یا برای سلام و احوال‌پرسی نزد برادر مؤمن خود رود و او خود را از وی مخفی كند تا زنده است، پیوسته مشمول لعنت و نفرین خدا شود.

***

ü     امام صادق علیه‌السلام به مردی گفت: چرا ما را تحقیر می‌کنی؟

آن مرد گفت: پناه می‌برم به خدا از این‌که شما یا امری از امور شما را سبک بشمارم.

پس حضرت به او فرمود: وای بر تو، آیا ندای آن شخصی را که نزدیک جحفه از تو کمک خواست که او را به اندازة یک میل (برابر 2 کیلومتر) بر مرکبت سوار نمایی و او به خدا سوگند یاد کرد که خسته و وامانده شده است؛ نشنیدی؟

به خدا سوگند! تو حتی سرت را بلند نکردی و او را تحقیر کردی. هر کس مؤمنی را خوار کند ما را تحقیر کرده و حرمت الهی را شکسته است.

 

ü  مردی از انصار محضر امام حسین علیه‌السلام شرفیاب شد و تصمیم داشت که حاجتش را با امام  علیه‌السلام مطرح کند.

حضرت به او فرمود: ای برادر انصاری! آبروی خود را حفظ کن و درخواست خود را شفاهی و رو در رو مطرح نکن، بلکه حاجتت را در نامه‌ای بنویس و بیاور تا من آنچه در نامه نوشته‌ای و سبب خوشحالی تو می‌شود به خواست خدا برآورده سازم.

 

ü     پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌وآله فرمود:

«درخواست نیازمندی را که خودش نمی‌تواند آن را ابلاغ کند به من برسانید. و هرکه تقاضای درمانده‌ای را به مسئولی برساند در حالی که نیازمند، خودش از رساندن نامه‌اش ناتوان است؛ خداوند او را در روز قیامت بر صراط ثابت قدم نماید.»

 

ü     امام صادق علیه‌السلام فرمود:

کسی که برای برطرف کردن نیاز برادر مؤمن خود گام بردارد؛ خدای سبحان برای او 10 حسنه می‌نویسد و مقام او را 10 درجه بالا می‌برد و از 10 گناه او می‌گذرد و شفاعت 10 نفر را از او می‌پذیرد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: پندهای اخلاقی (ظاهرسازی و ریا، دروغگویی و ...)، 
برچسب ها: رفع، گرفتاری، مردم، پاداش آن،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

سنبل الطیب:

تاثیر دارویی ریشه تازه این گیاه، 3برابر خشك شده آن است. سنبل الطیب باید در حرارت كم خشك شود زیرا حرارت بالا تمام اثر دارویی آن را از بین می‌برد. یكی از مهم‌ترین خواص دارویی این گیاه خاصیت آرام‌بخش بودن آن است.

سنبل الطیب با داشتن خاصیت ضدتشنج در رفع ناراحتی‌های عصبی و كاهش صرع نیز مفید است. دلهره، تشویش و نگرانی را تا حد زیادی از بین می‌برد و جایگزین خوبی برای قرص‌ها و داروهای آرام‌بخش است.

 

زعفران:

مهم‌ترین خاصیت زعفران كه از قدیم مورد توجه بوده، درمان افسردگی است. زعفران بویی قوی و طعمی‌ تلخ دارد، باعث تحریك اعصاب شده، اثر مسكن دارد و دارای خاصیت آرام‌بخشی و خواب‌آوری است و بالاخره اگر می‌خواهید همیشه شاد و خندان باشید، زعفران بخورید.

 

علف چای:

این گیاه در ایران با نام‌های دیگری نظیر گل‌راعی، علف هزارچشم و هوفاریقون شناخته می‌شود. علف چای در درمان افسردگی‌های خفیف عصبی همچون افسردگی‌های دوران یائسگی و درمان خستگی‌های عصبی مؤثر است. خاصیت این گیاه در درمان افسردگی به اثبات رسیده است.

 

بادرنجبویه:

بادرنجبویه داروی مورد علاقه پزشک بزرگ ایرانی، ابوعلی‌سینا بود که جهت تقویت قلب و انبساط روح تجویز می‌کرده است. استفاده از این گیاه به عنوان یک داروی ضد افسردگی تا قرن هفدهم ادامه داشت، در این زمان کولپپر، گیاه پزشک بریتانیایی اعلام کرد که این گیاه تمام ناراحتی‌ها و افکار ناملایم که ناشی از بیماری مالیخولیایی و صفرای سیاه است را از مغز بیرون می‌کند.

گیاه پزشکان و عطاران، روغن بادرنجبویه را برای از بین بردن افسردگی، نگرانی، بی قراری و سردردهای عصبی تجویز می‌کنند.

 

همچنین حجامت، استشمام گلاب شب ها موقع خواب، مصرف خاكشیر،  ماشاژ روغن كنجد به ملاج سر، استفاده از انجیر و زیتون، انتشار دود اسفند در فضای خانه، عرق بهارنارنج، نصرف روزانه خرما، سركنگبین با غلبه عسل، جهت شادابی موثراست. (منبع: جام نیوز)


طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: درمان، افسردگی، زعفزان، گلاب، حجامت، بادرنجوبه، سنبل الطیب،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/10/17

بر اساس مطالعات کارشناسان، گردو از بسیاری از بیماری ها از جمله ناراحتی های قلبی عروقی و همچنین تکثیر تومورهای سرطانی در بدن پیشگیری می کند. این کارشناسان توصیه می کنند همه افراد روزانه 50 گرم گردو بخورند.

خوردن گردو از تشکیل سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا جلوگیری می‌کند و چربی‌های مفید موجود در گردو، کلسترول بد خون را کاهش داده و از تصلب شرایین پیشگیری می کنند. مطالعات انجام شده بیانگر این مطلب است که مصرف گردو خطر مرگ ناگهانی ناشی از اختلالات قلبی و گرفتگی عروق را کاهش می‌دهد.

 

امیر المومنین (ع) فرمودند:

 خوردن گردو در تابستان سبب گرمی و حرارت جسم می شود و موجب پیدایش کورک و دمل و جوشهای چرکین در بدن می گردد اما مصرف آن در زمستان کلیه ها را گرم نگه می دارد و سردی و برودت را از بدن دفع می کند.

در روایات اسلامی از گردو به عنوان غذای مکمل یاد شده که رفع کننده زیانهای احتمالی برخی مواد غذایی است. در این روایات مصرف توأمان گردو با موادی مثل پنیر و نانخواه برای اثر بخشی مفید توصیه شده است در بعضی از روایات آمده است هریک از گردو (مغز گردو) و پنیر اگر به تنهایی خورده شود موجب درد و بیماری و ضرر می شود.

عن الرضا عن آبائه عن على بن الحسین ع قال :شیئان ما دخلا جوفا قط الا افسداه الجبن و القدید.

 

امام رضا(ع ) مى فرماید:

دو چیزند که هرگاه داخل معده شوند سبب فساد آن مى گردند: پنیر و گوشت مانده (1)

اما اگر به همراه مغز گردو خورده شود نه تنها ضرری ندارد و مکروه نیست بلکه یک غذای مفید است که از آن در روایات به شفاء تعبیر شده است. (2)

 

محمد بن ابراهیم جعفی گوید:

مردی به امام رضا(ع) از دل پیچه شکایت کرد که نزدیک است او را بکشد. از آن حضرت خواست برای او دعا کند، زیرا داروهای زیادی را به کار برده و نفعی نداشت بلکه بر درد آن هم افزوده است.

محمد گوید: امام(ع) تبسمی کرده و فرمودند: وای بر تو! اگر من از خداوند بخواهم که آن برطرف شود همانا از خداوند می‌خواهم به حول قدرت خود آن را از تو برطرف گرداند.. سپس زمانی‌که دل‌پیچه تو شدید شد، گردویی را داخل آتش کن تا حرارت به داخل آن برسد و همه پوستش را تغییر دهد و بعد آن را بخور که در همان ساعت دل‌پیچه ات آرام گیرد.

محمد گوید: به خدا سوگند یک بار آن را انجام دادم، دل‌پیچه از من برطرف شد به اذن عزوجل. (قدس آنلاین)

پانوشتها:

1. بحارالانوار ج 66 ص 104

2. بحار الانوار ج 62 ص 294

3. بحارالانوار ج63 ، ص




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: خواص، درمانی، گردو،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

 یک عقرب جان زائران حسینی(ع) در مسیر کربلا را نجات داد.

زائران ایرانی که امسال در مسیر عشق حسینی حرکت می کردند، گزارش دادند: یک زن که به نظر می رسید خسته است، برای استراحت وارد یکی از خیمه های کنار جاده شده و به خواب عمیق و طولانی فرو رفته است.

طولانی شدن خواب این زن باعث شد تا دیگران به سمت این زن آمده و او را صدا زنند اما او هیچ جوابی نداد و اینگونه بود که زائران متوجه شدند وی مرده است. اما دقایقی بعد در کنار جنازه این زن عقربی را پیدا کردند که آن نیز مرده است و متوجه شدند که این زن توسط نیش عقرب گزیده شده و مرده است.

پس از این اتفاق زنان زائر که سعی داشتند جسد وی را از خیمه بیرون ببرند، احساس کردند که جسم عجیبی بر روی شکم زن قرار دارد و هنگامیکه لباس وی را کنار زدند متوجه وجود کمربندی انفجاری شدند که به دور کمرش بسته شده بود.

و بدین وسیله در معجزه ای عجیب جان ده ها زائری که در آن زمان به سمت حرم سیدالشهداء در حرکت بودند نجات پیدا کرد.

پس از کشف کمربند انفجاری، نیروهای امنیتی خود را به محل رساندند و به راحتی و بدون هیچ تلفاتی آن را خنثی کردند. (منبع: جنوب نیوز تاریخ : 8 /10 /1392)




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: معجزه ای عجیب، در، اربعین، عقرب، موادمنفجره،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/10/5

ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند.سقراط

 

پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو

 

خدایا ! مرا از دوستانم محافظت بفرما . چون می دانم چگونه خویشتن را در مقابل دشمنانم حفظ کنم ! . ولتر

 

دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ

 

آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . هزلت

 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند. مارکز

 

صفات هر کس مربوط به محسنات و نقایص اخلاقی دوستان اوست. کارلایل

 

هرگز بخاطر دوستت ، از انجام وظیفه ای چشم مپوش. سن لانبر

 

دوست مثل پول ، بدست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است. باتلر

 

دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملاءعام تحسین . اسکاروایلد

 

بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند . چترفیلد

 

همه کسانی که با تو می خندند دوستان تو نیستند. مثل آلمانی

 

چیزی در جهان بهتر از دوست واقعی نیست . آکویناس

 

در دوستی درنگ کن ، اما وقتی دوست شدی ثابت قدم و پایدار باش . سقراط

 

برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم . ارد بزرگ

 

دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است . آلفونس کار

 

نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و تو را پند دهد و رازت را آشکار نکند . پور سینا

 

هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . ارد بزرگ

 

اگر سزاوار آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ . جبران خلیل جبران

 

دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد . بزرگمهر

 

در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست و روی آن بنویس : « از طرف کسیکه فکر میکند تو بی نظیری » . براون

 

خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگ

 

دوست بجای چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد . پل نرولا

 

بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد . جبران خلیل جبران

 

دوستان برای نخجیر دشمنان ، چون تیر و پیکان اند . بزرگمهر

 

رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران

 

هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد . سعدی

 

بهترین وسیله برای کاهش دشمنان ازدیاد دوستان است . انوره دوبالزاک

 

به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . ارد بزرگ

 

بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند . موزارت

 

اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . ارد بزرگ

 

دوست زمان احتیاج ، دوست حقیقی است . ضرب المثل انگلیسی

 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابریل گارسیا مارکز

 

نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . یک دشمن می توان به خوبی یک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگیت را بزیی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد . جبران خلیل جبران

 

دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسله دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی

 

اگر دوستت را در تمامی شرایط درک نکنی. او را هرگز درک نخواهی کرد. جبران خلیل جبران

 

بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان درباره آنها می کنند . کولتون

 

از دشمن خودت یکبار بترس و از دوست خودت هزار بار. چارلی چاپلین

 

نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و رازت آشکار نکند. بوعلی سینا

 

اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید . کورش

 

بهترین وسیله دفع دشمنان ، ازدیاد دوستان است . بیسمارک

 

من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! . ناپلئون

 

دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . ارد بزرگ

منبع: فردانیوز




طبقه بندی: جملات قصار(کوتاه و پربار)، 
برچسب ها: انتخاب، دوست، دشمن،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/10/1

اربعین (بیستم صفر) روزی است که جابر بن عبدالله بن‌حرام انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت‌ قبر امام حسین (ع‌) بشتابد و او نخستین کسی است از مردمان که قبر آن‌حضرت را زیارت کرد.

 

زیارت امام حسین (ع‌) در روز اربعین  مستحب است واین زیارت‌، همانا خواندن زیارت اربعین است که به نقل از حضرت صادق علیه ‌السلام آورده شده است‌:

السلام علی ولی الله و حبیبه‌، السلام علی خلیل الله ونجیبه‌، السلام علی صفی الله و ابن صفیه‌...

 

از امام عسکری (ع‌) روایت ‌شده که فرمود: علامات مؤمن پنج تاست‌:

خواندن 51 رکعت نماز در شبانه‌روز (نمازهای واجب و نافله و نماز و شب).

به دست کردن انگشتری دردست راست.

 برآمدن پیشانی از سجده.

 بلند خواندن بسم الله الرحمن‌الرحیم در نماز.

زیارت اربعین.

که این سنت تا به امروز درعراق با  قوت برپاست‌ و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی هر ساله در روز اربعین بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند.

 

اربعین چه روزی است؟

1- اربعین روزی است که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند. برخی گفته اند روز اربعین‌، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154)

2- اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی پیامبر خدا (ص‌) از مدینه به ‌کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع‌) را زیارت کند.

3- گریه چهل روزه آسمان و زمین و خورشید و ملائکه را بر امام‌حسین (ع‌) که در تفاسیر شیعه و برخی از مفسرین اهل سنت و برخی از روایاتی که در باب زیارت امام حسین (ع‌) در کتاب کامل الزیارات‌ ابن قولویه آمده‌، یادآور شده است‌. (اربعین شهید قاضی‌، ص 386)

 

شیخ مفید (م 413) در«مسار الشیعه» اشاره به روز اربعین‌کرده و نوشته است‌:

اربعین روزی است که حرم امام حسین (ع‌)، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند. همچنین اربعین روزی است که جابر بن عبدالله برای زیارت امام ‌حسین (ع‌) وارد کربلا شد.

 

شیخ طوسی که ازشاگردان شیخ مفید است در کتاب «مصباح المتهجّد» می‌نویسد:

بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزی است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت کرد ونیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (ع‌) را زیارت کرد.

در چنین روزی زیارت آن حضرت‌ مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. (مصباح المتهجد، ص 787) در همانجا آمده است که وقت خواندن زیارت اربعین‌، هنگامی است که روز بالا آمده‌ است‌.

 

در کتاب «نزهة الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده‌، آمده‌:

 در بیستم‌این ماه بود که حرم محترم حسین از شام به مدینه آمدند. (نزهة‌الزاهد، ص 241) همین طور در ترجمه فارسی فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم‌، تصحیح مجد طباطبائی‌، ص‌916) و کتاب مصباح کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است‌ این مطلب آمده است‌. برخی استظهار کرده‌اند که عبارت شیخ مفید و شیخ‌طوسی‌، بر آن است که روز اربعین‌، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154)

 

به هرحال، زیارت اربعین از زیارت‌های مورد وثوق امام حسین (ع‌) است که ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است‌ و درمتون بالنسبه قدیمی‌، مانند «لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است که اربعین‌، مربوط ‌به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلاست‌. اسیران‌، از راهنمایان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند.

آنچه می‌ماند این است که نخستین زیارت امام حسین (ع‌) در نخستین اربعین، توسط جابر بن عبدالله انصاری صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار علیهم السلام که از هر فرصتی برای رواج زیارت امام حسین (ع‌) بهره می‌گرفتند، آن‌روز را که نخستین زیارت در آن انجام شده‌، به عنوان روزی که زیارت امام‌حسین (ع‌) در آن مستحب است‌، اعلام فرمودند.

اهمیت خواندن زیارت اربعین تاجایی است که از علائم شیعه دانسته شده است‌، درست آن گونه که بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز درروایات بیشماری‌، از علائم شیعه بودن عنوان شده است‌.

 

زیارت اربعین در «مصباح المتهجد» شیخ طوسی و نیز «تهذیب الاحکام» وی به نقل ازصفوان بن مهران جمال آمده است‌. وی گفت که مولایم صادق (ع‌) فرمود: وقت قرائت زیارت اربعین هنگام روز می باشد.

(مصباح المتهجد، ص 788، تهذیب الاحکام‌، ج 6،ص 113، اقبال الاعمال‌، ج 3، ص 101، مزار مشهدی‌، ص 514 (تحقیق قیومی‌)، مزار شهید اول (تحقیق‌مدرسة الامام المهدی‌، قم 1410)، ص 185 ـ 186). منبع: بیتوته


متن زیارت اربعین با ترجمه (ادامه مطلب را کلیک نمایید)



ادامه مطلب
طبقه بندی: محرم، عاشورا، اربعین ، 
برچسب ها: اربعین، امام، حسین(ع)، جابر، زیارت اربعین،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/26

چگونه چربی سوزی کنیم؟

ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﻋﺴﻞ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﭼﺎﯾﺨﻮﺭﯼ ﺁﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏﻣﻮﺟﺐ ﭼﺮﺑﯽ ﺳﻮﺯﯼ ﻭ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺤﻘﻖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺎﯾﮏ ﻣﮏ ﺍﯾﻨﺰﺍﺯ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎﻥ ﺍﺭﺷﺪ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻋﻤﻮﻡ، ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﻗﻨﺪﻫﺎﯼ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﻋﺴﻞ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪﯾﮏ ﻏﺬﺍﯼ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭ ﺣﺎﯾﺰ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﭼﺎﻗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎﯼ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﻭ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯾﻬﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭ ﺳﻄﺢﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻃﺒﻖ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ، ﺗﻨﻘﻼﺕ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺩﺳﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺩﺭ ﺭﮊﯾﻢ ﻫﺎﯼ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻻﻏﺮﯼﻣﻨﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﮑﺮ ﺍﺯ ﻋﺴﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩﺷﻮﺩ.

ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ، ﺑﺎ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﺴﻞ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﮑﺮ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺭﻭﺯ ﻭﺍﻓﺰﻭﺩﻥ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﻋﺴﻞ ﺩﺭ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﮔﺮﻡ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﮑﺎﻧﯿﺰﯾﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻐﺰﻧﯿﺎﺯ ﺑﺪﻥ ﺑﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﺯﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ.

ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ، ﻋﺴﻞ ﺣﺎﻭﯼ ﻗﻨﺪﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﻗﻨﺪﻫﺎﯼ ﺗﺼﻔﯿﻪ ﺷﺪﻩ، ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻌﻤﻮﻝ، ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻀﻢ ﻗﻨﺪ، ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻣﻮﺍﺩ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﻋﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ .

ﻣﮏ ﺍﯾﻨﺰ ﺳﺮﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻗﻨﺪ ﻭ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .

ﻭﯼ ﺍﻓﺰﻭﺩ : ﺣﺘﯽ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺳﺎﻟﻢﮐﻢ ﭼﺮﺏ ﻧﯿﺰ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﺎ ﻗﻨﺪﻫﺎﯼ ﻣﺨﻔﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺁﺭﺩ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﻗﻨﺪﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﺎﻻﯼ ﺷﮑﺮ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﺎﻟﺮﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻭﺯﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺗﺼﻮﺭ، ﻋﺴﻞ ﮐﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﺧﻮﺏ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻐﺬﯼﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﺳﺖ .

ﻭﯼ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﺼﺮﻑﻧﺸﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺣﺠﻢ ﻭ ﻭﺯﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﮔﻔﺖ : ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﮔﯿﺮﯼ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺫﺧﯿﺮﻩﺷﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺁﻥ، ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺗﺪﺭﯾﺠﯽﺍﺯ ﭼﺎﻗﯽ ﭘﯿﺸﮕﯿﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻣﻐﺰ، ﭘﯿﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽﺍﺭﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻤﮑﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺪﻥ ﺑﮕﯿﺮﺩ . ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﻫﺎ ﻣﻮﺟﺐﺗﺤﺮﯾﮏ ﺣﺲ ﺳﯿﺮﯼ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﯼ ﻗﻨﺪ ﺩﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﻣﺼﺮﻑ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﺷﮑﻼﺕ ﺑﮕﯿﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻣﺼﺮﻑ ﻋﺴﻞ ﺍﯾﻦ ﭼﺮﺧﻪ ﺭﺍ ﻭﺍﮊﮔﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻘﻖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻣﺼﺮﻑﯾﮏ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﻋﺴﻞ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻮﺟﺐ ﮐﺎﻫﺶ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻓﺮﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺪﻥ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎﺑﯽ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﺳﺎﺯ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻮﺟﺐ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

ﻭﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻋﺴﻞ ﺗﻮﺳﻂ ﺯﻧﺒﻮﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻬﺪ ﮔﻞ ﻫﺎ ﺩﺭﺳﺖﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﻀﻢ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ ﺍﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮ ﺭﻭﺵ ﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﺳﺎﺯﺑﺪﻥ ﻣﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ .

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﻋﺴﻞ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﯿﻢ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻣﺎﺳﺖ ﻋﺴﻞ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﯾﻢ ، ﻗﻨﺪ ﻋﺴﻞ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﮐﺎﻣﻼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎ ﻗﻨﺪ ﺳﻔﯿﺪﯾﺎ ﺷﮑﺮ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ .

ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻧﺸﺎﻥﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﭼﺎﯾﺨﻮﺭﯼ ﭘﺮ ﻋﺴﻞ ﺳﻄﺢ ﻗﻨﺪ ﺧﻮﻥ ﺭﺍ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺩﺭ ﺷﮑﺮﺳﻔﯿﺪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .

ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺴﻞ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺳﻠﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢﻗﻨﺪ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﺪﻥ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﻮﺧﺖ ﻻﺯﻡ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭﮐﺮﺩﺩﺭ ﺣﺪ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ.(فردانیوز)




طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: چربی سوزی، مصرف، عسل، قبل، از، خواب،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
(تعداد کل صفحات:18)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

حدیث هفته
رسول اكرم صلى الله علیه و آله: بهترین قلب‏ها، قلبى است كه ظرفیت بیشترى براى خوبى داردو بدترین قلب‏ ها ، قلبى است كه ظرفیت بیشترى براى بدى دارد، پس عالى ‏ترین قلب، قلبى است كه خوبى را در خود دارد و لبریز از خوبى است. اگر سخن بگوید، سخنش در خور پاداش است و اگر سكوت كند، سكوتش درخور پاداش است. (جعفریات، ص 168)
لینک های مفید
»
اخبار آنلاین