|
فاتحان دل ها ذکر ماه رجب: « اَستَغفُرِ اللهَ وَ اَسئَلُهُ التَّوبَةَ »؛ هركس مرا در این ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم;
| ||
|
|
خداوند مى فرماید: من این ماه را وسیله ارتباط بین خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد. من همنشین كسى هستم كه با من همنشین باشد، و مطیع كسى هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام كسى را كه از من طلب آمرزش كند. این ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هركس مرا در این ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هركس از من چیزى بخواهد، به او عطا كنم; و هركس از من هدایت جوید، هدایتش كنم. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمىرسد! رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ میگردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد. از حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد. و همچنین فرمودند: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد. از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرمودكه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است! و رجب را "أصب" مىگویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مىشود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَه» ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمودكه آیا در این ماه روزه گرفتهاى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا! فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمىداند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماههاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است. پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزهداران آن نائل مىگردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدتها و هولهاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ . دركرامت و فضیلت این ماه، حضرت امام صادق(علیه السلام) نیز مى فرماید: آن گاه كه قیامت برپا شود، منادى الهى فریاد زند: «أین الرجبیّون؟»; كجایند آنانكه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟ از آن انبوه جمعیت، گروهى برخیزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند. بر سر آنان تاج هاى شاهى كه مرصّع به درّ و یاقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نیز هزار فرشته به او كرامت و تعظیم الهى را تبریك گویند. از جانب الهى ندا آید: بندگان و كنیزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطایاى فراوان دهم و شما را در جایى جاى دهم كه از زیر آن نهرها جارى است و شما در آن جاوید خواهید بود زیرا شما داوطلبانه براى من در ماهى كه من بزرگش داشتم روزه گرفتید. سپس، خطاب به فرشتگان فرماید: فرشتگان من! بندگان و كنیزان را به بهشت داخل كنید. در اینجا حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: این پاداش، براى كسى است كه گرچه یك روز از اول یا وسط یا آخر ماه رجب را روزه بدارد. پیامبر گرامى ما در بیان عظمت و اهمیت ماه رجب مى فرماید: خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام «داعى» قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت كننده، هرشب تا به صبح گوید: خوشا به حال كسانى كه به ذكر الهى مشغولند; خوشا به حال كسانى كه با میل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرماید: من همنشین كسى هستم كه با من همنشین باشد، و مطیع كسى هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام كسى را كه از من طلب آمرزش كند. این ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هركس مرا در این ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هركس از من چیزى بخواهد، به او عطا كنم; و هركس از من هدایت جوید، هدایتش كنم. من این ماه را وسیله ارتباط بین خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد. امام صادق(علیه السلام) از پدران گرامیش از امام على(علیه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: ...هركس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اكرام فرماید كه نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر قلب انسانى خطور كرده باشد. فضیلت نیمه ماه مبارک رجب در كتاب شریف اقبال آمده است: حضرت آدم از خداوند پرسید خدایا محبوبترین روزها و گرامیترین زمانها نزد تو كدام است. خداوند وحی فرمود: محبوبترین روزها نزد من نیمه رجب است. ای آدم در این روز بكوش تا با قربانی كردن، میهمانی دادن، روزه داشتن، نیایش كردن، بخشش خواستن، لا اله الا الله گفتن به من تقرب و نزدیكی جویی. ای آدم من چنین تقدیر كردم كه فرزندی از فرزندان تو را به پیامبری برانگیزم و روز نیمه رجب را به او و به امت ویژه سازم كه در آن روز چیزی از من نخواهند جز اینكه بدانان ببخشم و عفو و گذشت نخواهند جز اینكه از گناهانشان درگذرم ای آدم آنكه نیمه رجب را روزه دارد ذكر گوید، خضوع و خشوع كند و از صدقه دهد، نفس خویش را پاس دارد پاداشی جز بهشت نخواهد داشت ای آدم به فرزندانت گوشزد كن كه در ماه رجب نفس خویش را پاس دارند و از كج راهی بپرهیزند كه گناه در این ماه بس بزرگ است. و نیز از حضرت امام صادق علیه السلام كه فرمودند: در شب نیمه رجب دوازده ركعت نماز مى خوانى و در هر ركعت حمد و سوره، و چون فارغ شدى از نماز مى خوانى بعد از آن چهار مرتبه سوره مبارکه حمد و معوذتین و سوره مبارکه اخلاص و آیة الكرسى را و سپس چهار مرتبه مى گوئى بعد از آن: سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِِ وَلا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ اَكْبَرُ سپس می گویی: اَللَّهُ اَللَّهُ رَبّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَیْئاً وَما شآءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ منبع: مفاتیح الجنان، من لا یحضره الفقیه ج 2، وسائل الشیعه ج 7 طبقه بندی: ماه رجب، لیله الرغائب و ایام البیض، برچسب ها: ماه رجب، نهر، ماه خدا، ماه آمرزش، [ 1391/03/2 ] [ 12:56 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
این را من اعلام می كنم، همه افراد بدانند؛ اینهائى كه رد صلاحیت می شوند، لزوماً آدمهاى بىصلاحیتى نیستند! اینجور خیال نشود كه حالا چون فلانی در انتخابات رد صلاحیت شد، پس دیگر بكلى از صلاحیت ساقط است؛ نه، طبق قانون، در انتخابات نمی تواند به عنوان نامزد شركت كند، ممكن است مقامى كه او را رد صلاحیت كرده، اشتباه كرده باشد! ممكن است براى «این كار»، صلاحیت نداشته باشد، اما صلاحیتهاى فراوان دیگرى داشته باشد! اینجور نباشد كه اگر كسى رد صلاحیت شد، این معنایش این باشد كه او دیگر از هستى ساقط شد؛ نه، صلاحیتهاى گوناگون دیگرى وجود دارد.» ۹۰/۱۱/۱۴ منبع: سایت دفتر حفظ و نشر آثار طبقه بندی: اخبار سیاسی، برچسب ها: مقام معظم رهبری، فاقد صلاحیت، ریاست جمهوری، ساقط، کاندیداها، [ 1392/03/1 ] [ 09:38 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
حضرت امام خمینی(ره): هرکس رای شورای نگهبان را نپذیرد "مفسد فی الارض" است!
پس از رای و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد! تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است! شورای محترم نگهبان، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی هستند، موردتایید اینجانب می باشند. و وظیفه آنان بسیار مقدس و مهم است . و باید با قاطعیت به وظایف خود عمل نمایند. گزیده ای از سخنان حضرت امام خمینی(ره) درباره رأی شورای نگهبان: · شورای نگهبان گوش به حرف عدهای که به اصطلاح مترقی هستند ندهد! · پس از رای و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد! · به هیچ وجه گوش به حرف عدهای که می خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند، ندهید، قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید. · اصولا آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست، نه مردم، اگر صد میلیون آدم ، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفی می زنند که بر خلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند...... خدا انشاءالله با ماست . اگر عملمان برای خدا باشد، خدا ما را موفق می کند..."صحیفه امام ج 13 ص 53 · مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت ، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد. · کسی که مخالف است مخالفت خودش را بدون هیاهو بگوید.آن که موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگوید. (صحیفه امام ج14ص370) · پس از رای مجلس و انفاذ شورای نگهبان ، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد، و دولت در اجرای آن باید بدون هیچ ملاحظه ای اقدام کند. (صحیفه امام ج17ص 321 ) · هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم . باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کاری نداشته باشیم که چه کسی ازاین کاری که برای خدا می کنیم خوشش می آید و یا چه کسی بدش می آید. · من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است . همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید. · شورای محترم نگهبان، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی هستند، موردتایید اینجانب می باشند. و وظیفه آنان بسیار مقدس و مهم است . و باید با قاطعیت به وظایف خود عمل نمایند. (صحیفه امام ج19ص155) · ...از تحمل زحمات و رنجهای شما تشکر می کنم. شما توقع نداشته باشید که مورداهانت واقع نشوید. همه می دانید تا کسی کاری انجام ندهد کسی به او توهین نمی کند. توهین برای کسانی است که می خواهند زنده باشند. · من در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، مجلس و شورای نگهبان را تایید کرده ام. ما باید دست دردست یکدیگر بگذاریم تا یک کشور اسلامی درست کنیم . امروز تبلیغات علیه من و شما نیست ، تبلیغات علیه اسلام است. اگر ما با اسلام کاری نداشتیم کسی با ما بد نبود. · امروز امریکا و ....... را که آن قدر در دنیا فساد می کنندکسی محکوم نمی کند، ولی تمام محکومیتها مال ماست . در دنیا تنها ایران است که موردسئوال است ؛ (صحیفه امام ج 17ص441) · چنانچه مشاهده می شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شورای اسلامی ، افرادی که نظریه شورای محترم نگهبان در ابطال یا تایید بعضی حوزه ها موافق میل شان نبوده است دست به شایعه افکنی زده و اعضای محترم شورای نگهبان - ایدهم الله تعالی - را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای ناکرده توهین می نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازی ها چه خواهد بود. · لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین ، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی مان باشد احترام بگذاریم و به این جمهوری که مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشیم.(صحیفه امام ج17ص431) · ولایت فقیه و حکم حکومتی از احکام اولیه است. نهاد شورای نگهبان همیشه موردتایید اینجانب است و به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد. این نهاد باید همیشه با بیداری و هوشیاری در خدمت به اسلام و مسلمین کوشا باشد. (صحیفه امام ج20ص457) طبقه بندی: اخبار سیاسی، برچسب ها: امام خمینی(ره)، شورای نگهبان، ردصلاحیت، مخالفت، مفسد فی الارض، [ 1392/03/1 ] [ 09:35 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
وزیر اطلاعات: کسی که خود را پیشگوی حوادث 88 عنوان می کند و می گوید "من گفتم، من بیانیه دادم" در حقیقت پیشگویی نکرده است! ما اطلاعات دقیقی داریم که این آقا در فتنه دست داشته است.
شبکه ایران/ پس از پایان ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری، از امروز بررسی صلاحیت کاندیداها توسط شورای نگهبان آغاز شده است. به گزارش ایسنا، رجا نیوز در ادامه به «ادله» احتمالی برای رد صلاحیت هاشمی پرداخته مینویسد: بنابر قانون، شورای نگهبان حداکثر تا ظرف ده روز باید نظر خود را درباره احراز یا عدم احراز صلاحیت کاندیداها اعلام کند. سخنگوی شورای نگهبان اخیرا در یک برنامه تلویزیونی گفت کسانی که در فتنه سال 88 نقش داشتند صلاحیتاشان از سوی این شورا تایید نخواهد شد. موضوعی که به نظر می رسد با اظهارات اخیر ارشدترین مقامات امنیت کشور، هاشمی رفسنجانی را نیز در جرگه این افراد قرار دهد. بر اساس اسناد و مدارک و اظهارات مقامات امنیتی، هاشمی رفسنجانی به همراه موسوی، کروبی و خاتمی نقش جدی در ایجاد فتنه 88 و گسترش آن را بر عهده داشته است. در آخرین این اظهارات، وزیر اطلاعات هفته گذشته گفته بود: کسی که خود را پیشگوی حوادث 88 عنوان می کند و می گوید "من گفتم، من بیانیه دادم" در حقیقت پیشگویی نکرده است، ما اطلاعات دقیقی داریم که این آقا در فتنه دست داشته است. نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب که به نامه "بدون سلام و والسلام" معروف شد نیز از دیگر شاهد مثال هایی بود که نشان میداد ، فتنه 88 با نقش آفرینی اکبر هاشمی رفسنجانی به صورت گسترده به مرحله اجرا درآمد. البته دلایل برای مشخص شدن عدم صلاحیت هاشمی رفسنجانی برای سمت ریاست جمهوری به این موضوع محدود نمی شود چه آنکه مواضع جدید هاشمی درباره رژیم صهیونیستی و ارتباط با آمریکا نیز نشان از آن دارد که این سیاستمدار 79 ساله برخی از اصول و آرمانهای نظام را قبول ندارد. در همین راستا نیز هاشمی رفسنجانی در دیدار اخیر خود در جمع برخی از هوادرانش با اشاره به موضوع فلسطین گفت: « ایران با اسرائیل در حال جنگ نیست. ایران آغازگر جنگ با اسرائیل نخواهد بود ولی اگر کشورهای عرب با آن وارد جنگ شوند ، ایران کمک خواهد کرد.» البته قرار بود دادگاه بررسی اتهامات 13 بندی مهدی هاشمی 15 اردیبهشت ماه برگزار شود که البته فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی با درخواست "استمهال" دادگاه را به زمان دیگر موکول کرد. گفته می شود برخی از موارد اتهامی مهدی هاشمی به دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی باز می گردد. منبع: شبکه ایران طبقه بندی: اخبار سیاسی، برچسب ها: رد صلاحیت، هاشمی رفسنجانی، ایجاد فتنه، ارتباط با آمریکا، [ 1392/02/23 ] [ 07:08 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
عاقبت بخیر شدن پسر و دختر بدحجاب یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.
آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان را نداشتند و از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را فوراً صادر خواهد کرد.
ولی برخلاف تصور آنها آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟(البته آقا می دانست)؛ آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیر! من و این دختر دوست هستیم.
آقا ابتدا در باره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود: بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، ومن هم آمادگی دارم که شخصاً خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .
آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند. با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند. منبع: افکار به نقل از نشریه ماه تمام، شماره ۳، ص۱۷«یکی از محافظان مقام معظم رهبری». طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، برچسب ها: دختر بدحجاب، پسر، مقام معظم رهبری، عقد، ازدواج، [ 1392/02/13 ] [ 07:17 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
آب گیلاس تب بر قوی است. 5/1کیلوگرم گیلاس در روز ضد شدیدترین یبوستهاست. برای افراد نقرسی، به علت رفع اسید اوریک بسیار موثر است. بیش از 1000 رقم درخت گیلاس به رنگهای زرد کهربایی مانند گیلاس اصفهان، صورتی، قرمز و سیاهرنگ در سایر شهرهای ایران وجود دارد؛ به طوری که شکوفه گیلاس از قدیم تولد دیگر طبیعت و عامل امید و آرمان زندگی میپنداشتند. معمولا رقمهای تیره رنگ از نظر محتوای غذایی غنیترند؛ زیرا بیشتر پتاسیم، کلسیم، آهن، منیزیم، فسفر و اسید سیلیسیک دارند. در گیلاس کاروتین، ویتامین B1، B2و B3 و ویتامین C وجود دارد که ایدهآل کودکان است. این در ساختمان استخوان، دندان، سیستم عصبی و خونسازی بسیار موثر بوده که وجود سیلیس عامل هوشیاری است. گیلاس به صورت مربا، مارمالاد، انواع شربتها، تازهخوری، همراه بستنی و غیره مصرف دارد. 5/1 کیلوگرم گیلاس در روز ضد شدیدترین یبوستهاست. برای افراد نقرسی به علت رفع اسید اوریک بسیار موثر است. برای کل دستگاه گوارش، غدد گوارشی، به ویژه غده پانکراس، قلب و عروق و گردش خون، کبد و کلیهها عالی است. آب گیلاس تب بر قوی است. بهترین مصرف گیلاس تازهخوری است. حرارت زیاد اثر آنتی اکسیدان، مواد شفابخش مانند اگزانتوفیل، آنزیمهای فراوان را از بین میبرد. (برنا)
طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، برچسب ها: خواص، گیلاس، ضد یبوست، تب بر، [ 1392/01/31 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
حضرت فاطمه زهرا(س) به حضرت علی(ع) سفارش کرد که قبرش را پنهان سازد تا دلیل و شاهدی بر ستمهای روا شده بر او باقی گذارد و مخالفت و مبارزه خویش را با غاصبان و خلافکاران جاوید سازد. آن حضرت نیز وی را شبانه دفن کرد و موضع قبرش را پنهان ساخت.
در مورد محل دفن فاطمه زهرا(س) نقل و قول های متفاوتی وجود دارد. با استناد به منابع روایی و تاریخی به 4 نقل تاریخی درباره محل دفن حضرت فاطمه اشاره شده است.
1. برخی مزار ایشان را در قبرستان بقیع میدانند؛ از جمله اربلی در کشف الغمه و سیدمرتضی در عیون المعجزات. اهل سنت نیز بر این باورند. آنان مزاری را که در کنار مرقد چهار امام قرار دارد، مدفن فاطمه زهرا(س) میدانند. علامه مجلسی مینویسد: چون علی، فاطمه را به مصلّی آورد و نماز خواند، دستها را به سوی آسمان بلند کرد و گفت پروردگارا! اینک فاطمه دختر پیامبر توست که او را از ظلمات دنیا به سوی نورانیّت آخرت حمل کردم. در این وقت، منادی ندا در داد که بقعه بقیع، محل دفن است و به سوی آن بروید. وقتی امیرالمؤمنین به آنجا رسید، دید قبری ساخته و لحدی پرداختهاند. پس پیکر فاطمه را آنجا به خاک سپرد.
ابن جوزی هم مینویسد: فاطمه در بقیع مدفون است و این مطلب را شاید از آنجا استفاده کردهاند که علی بن ابیطالب صورت چهل قبر جدید را در بقیع احداث کرد و چون مخالفان خواستند قبور جدید را مورد تعرّض قرار دهند، آن حضرت عصبانی شد وآنها را تهدید به قتل کرد و با این وصف مشخص میشود که یکی از مزارها به فاطمه(س) تعلق دارد.
علامه نور الدین سمهودی میگوید: ارجح آن است که تربت شریفش در بقیع است.(1) ولی گفتهاند قبری که در بقیع وجود دارد، قبر فاطمه بنت اسد است نه حضرت فاطمه(س).
2. عدهای چون ابن سعد، صاحب طبقات، خاطرنشان کردهاند که فاطمه در خانه عقیل دفن شده است.(2)
3. بعضی گفتهاند آن بانو در روضه رسول خدا دفن است. مجلسی از محمد بن همام نقل کرده که وی گفت: علی، فاطمه را در روضه پیامبر مدفون ساخت، ولی آثار قبر را از بین برد. باز مجلسی از کنیز زهرا، فضه، نقل کرده است: در روضه پیامبر بر فاطمه نماز خواندند و او همان جا دفن شد. شیخ طوسی میگوید: از جمله شواهدی که میتوان برای این احتمال اقامه کرد، حدیثی است که از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: بین قبر من و منبرم، روضهای از روضههای بهشت وجود دارد3. شاهد دیگر اینکه نوشتهاند: علی در روضه نبی اکرم(ص) بر فاطمه نماز خواند، سپس پیامبر را مخاطب ساخت و فرمود: سلام من بر تو و دخترت باد یا رسول الله که در جوارت دفن است.(3)
4. عدهای گفتهاند: فاطمه را در خانهاش دفن کردند. قرائن و روایات زیادی این قول را تأیید میکند؛ از جمله اینکه حضرت علی پس از دفن بدن فاطمه، از جای برخاست و رو به قبر پیامبر گفت: درود من و دخترت بر تو باد ای فرستاده الهی که اکنون دخترت در جوار تو فرود آمده است" و میدانیم که خانه فاطمه در مجاورت روضه پیامبر قرار داشت.(4) شیخ صدوق (م 389) مینویسد: برایم ثابت شده که فاطمه را در خانهاش به خاک سپبردهاند و پس از آنکه مسجد را توسعه دادند، قبر آن بانو در مسجد واقع شد. من سالی که به سفر حج رفتم، در مدینه رو به سوی خانه فاطمه ـ که از استوانه رو به روی باب جبرئیل تا پشت خظیره مرقد نبوی است ـ کردم و در آنجا زیارت فاطمه را به جای آوردم.(5) سید محسن امین عاملی نوشته است: آن حضرت در خانهاش به خاک سپرده شد و این قول به صواب نزدیکتر است.
شیخ طوسی یادآور میشود: قبر فاطمه را در خانه پیامبر میتوانی زیارت کنی و برخی او را در خانهاش مدفون میدانند. این دو قول از نظر من، به هم نزدیکاند و بهتر است حضرت در هر دو مکان زیارت شوند، ولی روایت دفن فاطمه در بقیع از صحت دور است.(6) منابع: 1. اخبار مدینه (خلاصة الوفاء باخبار دار المصطفی) ص291. 2. طبقات، ابن سعد، ج 8، ص 20؛ اخبار مدینه، ص 290. 3. بحارالانوار، ج 43، ص185. 4. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، ص652، خطبه195. 5. من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج2، ص469 و 906. 6. بحارالانوار، ج 97، ص 196 ـ 197؛ فاطمه زهرا، علامه سید محمد حسین فضل الله، ص96 (باشگاه خبرنگاران) طبقه بندی: زندگینامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، برچسب ها: محل دفن، حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بقیع، روضه نبوی، خانه حضرت، [ 1392/01/24 ] [ 07:52 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
خداوند چند گناه را نمی بخشد: ۱- عمدا نماز نخواندن. ۲- به ناحق آدم کشتن. ۳- عقوق والدین. ۴- آبرو بردن. شب بلند می شود نماز شب می خواند، صبح می نشیند غیبت می کند. نور نماز شب رفت! اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی! از یکی از بزرگان علما که با آشیخ حسنعلی(نخودکی اصفهانی) محشور بود، پرسیدم ایشان چگونه به این مقام نزد خدا رسیدند؟ آن ولی خدا جواب داد: ایشان هرچه بدست می آورد نگه می داشت. ولی ما انوار را ضایع می کنیم. شب بلند می شود نماز شب می خواند، صبح می نشیند غیبت می کند. نور نماز شب رفت. با یک حرف تلخ این نورها از بین می رود. ۲- من تعجب می کنم از بعضی ها! یک خانم مومن ۲۰ بار به عمره رفته. بار ۲۱ به او می گویند بیا این پول عمره را بده برای یک دختر یتیم، می گوید: نه من نمی توانم. دوستان همه دارند می روند عمره. من چطور نروم؟" حالا به این خانم بگو شما این همه عمره رفتی، مساله اخلاق رو در خانه رعایت می کنی؟ هر سال عمره می روی یک عیب و بدی را از خودت دور نکردی؟ یا آقا؛ فرقی ندارد. آقا بداخلاق بشود، عبادتش ضایع می شود. خانم بداخلاق بشود، عباداتش ضایع می شود. ۳- مستحب با جایز فرق دارد. مستحب یعنی وقتی انجامش دادی یک چیزی هم گیرت می آید. حالا یکی از مستحبات قاضی که در مسند قضا نشسته این است که اگر متهمی را پیش او آوردند، دید موضوع اتهام از حقوق مردم است، باید شواهد را جمع کند و حکم کند. اما اگر قضیه از حقوق خدا بود، مستحب است، یعنی مثل نماز نافله می ماند، که قاضی حرف در دهان متهم بگذارد. مثلا متهمی را بیاورند که این شراب خورده است. قاضی بگوید: کی؟ نه! یک داروهایی هست برای درد دندان که بوی بدی می دهند، این بنده خدا از آن ها استفاده کرده است. قاضی باید این ها را بگوید. ۴- خدمت آیت الله بهاءالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهدست الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را. 5- ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد: ۱- عمدا نماز نخواندن.۲- به ناحق آدم کشتن.۳- عقوق والدین.۴- آبرو بردن. این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد: به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟ می گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر! الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند. عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم. روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند. امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی. 6- گناهکار چند نوع است. عده ای گناه می کنند، بعد ناراحت و پشیمان می شوند. سوز و گداز دارند. توبه می کنند و هرگز فکر نمی کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می شود. اما اگر نه؛ دفعه اول سوز و گداز داشت، دفعه دوم کمتر، دفعه سوم کمتر و اگر برایش معمولی شد؛ او طعمه شیطان می شود. شدیدترین گناه، گناهی است که صاحب آن، آن را کوچک بشمارد. (افکار نیوز)
طبقه بندی: پندهای اخلاقی (ظاهرسازی و ریا، دروغگویی و ...)، برچسب ها: گناهان، ترک نماز عمداً، آبرو بردن، عقوق والدین، دروغ، غیبت، [ 1392/01/8 ] [ 12:02 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
رابطه با همسر (۲ بار یا بیشتر در طول هفته)، باعث افزایش سطوح آنتی بادی ایمونوگلوبین A در بدن می شود. این پادتن در پیشگیری از سرماخوردگی و برخی عفونت ها نقش مهمی دارد. زنانی که همسرانشان مرتب آنها را در آغوش می گیرند، فشارخون سالم تری دارند. ۱۲ فایده برای رابطه زناشویی: ۱. کاهش استرس محققان اسکاتلندی ۲۴ زن و ۲۲ مرد را در شرایط پراسترس مثل سخنرانی در جمع یا حل مسایل ریاضی در حضور دیگران قرار دادند و فشارخون آنها را اندازه گیری کردند. نتیجه جالبی به دست آمد؛ افرادی که به تازگی با همسرشان روابط زناشویی داشتند، در موقعیت استرس زا برخورد سالم تری نشان دادند. مطالعه دیگری نشان داد فشارخون دیاستولی (عدد دومی که دستگاه فشارسنج به ما نشان می دهد) افراد متاهلی که با همسر خود زندگی می کنند و روابط زناشویی منظمی دارند، از فشارخون افرادی که با همسرشان رابطه زناشویی ندارند، پایین تر است. نتایج یک تحقیق جالب دیگر هم ثابت کرده زنانی که همسرانشان مرتب آنها را در آغوش میگیرند، فشارخون سالم تری دارند. ۲. افزایش ایمنی بدن محققان دانشگاه ویلکس با ثبت چگونگی رابطه زناشویی ۱۱۲ همسر و بررسی میزان تولید بزاق در آنها دریافتند رابطه با همسر (۲ بار یا بیشتر در طول هفته)، باعث افزایش سطوح آنتی بادی ایمونوگلوبین A در بدن می شود. این پادتن در پیشگیری از سرماخوردگی و برخی عفونت ها نقش مهمی دارد. ۳. کاهش وزن هر ۳۰ دقیقه روابط زناشویی با همسر، باعث مصرف ۸۵ کیلوکالری انرژی در بدن می شود و لابد می دانید که سوزاندن کالری مترادف است با کاهش وزن. ۴. سلامت قلب تحقیق ۲۰ ساله دانشمندان انگلیسی نشان داده مردانی که در طول هفته ۲ بار یا بیشتر با همسرشان روابط زناشویی دارند، نسبت به مردانی که کمتر از ۱ بار در ماه چنین روابطی را با همسرشان برقرار می کنند، کمتر گرفتار حمله های مرگبار قلبی می شوند. این محققان باور عمومی تاثیر سوء رابطه زناشویی بر احتمال سکته قلبی را رد می کنند. ۵. افزایش اعتماد به نفس محققان دانشگاه تگزاس می گویند رابطه زناشویی تاثیر بسزایی بر اعتماد به نفس و احساس رضایت از خویشتن دارد. البته این یافته به معنی لزوم داشتن روابط زناشویی برای افزایش اعتماد به نفس نیست اما اگر فردی از نظر اعتماد به نفس مشکلی نداشته باشد، سلامت رابطه زناشویی او با همسرش تاثیر مثبتی بر ارتقای اعتماد به نفسش خواهد داشت. ۶. افزایش صمیمیت برقراری روابط زناشویی و رسیدن به اوج لذت جنسی، سطح هورمون اکسی توسین – که به هورمون محبت مشهور است را افزایش می دهد. به این ترتیب همسران بعد از رابطه زناشویی احساس صمیمیت و اعتماد بیشتری به هم خواهند داشت. تحقیقات انجام شده روی ۵۹ زن نشان داده که سطح هورمون اکسی توسین آنها بعد از در آغوش گرفته شدن به وسیله همسرشان افزایش یافته است. سطح اکسی توسین بدن فرد با حس سخاوتمندی او هم رابطه مستقیمی دارد. ۷. کاهش درد هورمون محبت یا اکسی توسین سطح اندورفین های (مواد ضددرد طبیعی بدن) بدن را افزایش می دهد. پس اگر گرفتار سردرد، آرتریت روماتویید یا «نشانگان پیش قاعدگی» (PMS) هستید، می توانید تاثیر روابط زناشویی با همسرتان را بر درد ناشی از این مشکلات درک کنید. محققان برای اثبات ادعای خود از ۴۸ نفر خواستند اکسی توسین را استنشاق کنند، سپس انگشت دست آنها را مجروح کردند و دریافتند که حضور اکسی توسین حس درد را تا ۵۰ درصد کاهش می دهد. ۸. کاهش خطر سرطان پروستات محققان ثابت کرده اند مردان جوانی که بیش از ۲۱ بار انزال در ماه دارند، نسبت به مردانی که ۷ ۴ بار در ماه انزال دارند، با احتمال کمتری دچار سرطان پروستات می شوند. ۹. تقویت عضلات قاعده لگن انقباض عضلات قاعده لگن زنان هنگام برقراری روابط زناشویی احساس رضایت بیشتری به آنها می دهد و این انقباض ها برای تقویت عضلات این ناحیه و پیشگیری از بی اختیاری ادرار موثر است. ۱۰. کاهش خطر سرطان پستان تحقیقات نشان داده اند، روابط زناشویی در زنانی که تابه حال تجربه زایمان نداشته اند، خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد. ۱۱. خواب عمیق تر اکسی توسین ترشح شده بعد از روابط زناشویی، باعث القای خواب می شود. از طرفی خواب راحت، آسوده و کافی آثار بسزایی بر سلامت عمومی بدن دارد از جمله وزن مناسب و میزان سالم فشارخون. ۱۲. سلامت پوست رابطه زناشویی ضمن افزایش گردش خون در بدن باعث بهبود اکسیژن رسانی به سلول های پوست می شود و درنتیجه به پوست ظاهری درخشان می بخشد. حتما خودتان متوجه این تغییر بعد از رابطه با همسرتان شده اید. در ضمن رابطه زناشویی با اثر افزایشی خود بر میزان کلاژن، ایجاد لکه بر پوست و افتادگی آن را کاهش می دهد. منبع: (روزنامه سلامت) طبقه بندی: زن وخانواده ، برچسب ها: فوائد، رابطه، زناشویی، [ 1392/01/8 ] [ 09:28 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
من وقتى توى خیابانهاى كرمانشاه رفتم، دیدم به شكل غیر متعارفى عكسهاى بزرگى از چهرهى این حقیر در مسیر نصب شده - به افراط، به اسراف - حتّى به نظرم در راه پاوه كه میرفتیم، من دیدم در بعضى جاها توى جاده هم عكس نصب كردهاند؛ چرا؟ این همه عكس! فرمایشات مقام معظم رهبری در مذمت استفاده از کلمات مبالغه آمیز در وصف خودشان: اول: ۸ خرداد سال گذشته هنگامی که یک نماینده مجلس در سخنان خود برخی تعابیر و تمجیدهای مبالغه آمیز را در وصف رهبری طرح کرد، ایشان در واکنش به سخنان وی فرمودند: «این تعبیرات کمکی به پیشرفت کار نمی کند» و«اینجور بیانات، هم به ضرر من است، هم به ضرر خود گوینده است.» دوم: ۲۷ مهرماه سال گذشته رهبری در روز آخر سفرشان به كرمانشاه در جمع مسئولان استان با اشاره آنچه در سطح شهر مشاهده كردهاند، نظرشان را درباره تبلیغات پیرامون سفر اعلام كردند: «من یك گلایهى كوچكى هم دارم؛ چند روز است منتظر فرصتى بودم كه این گلایه را هم عرض بكنم. آن گلایه این است كه من وقتى توى خیابانهاى كرمانشاه رفتم، دیدم به شكل غیر متعارفى عكسهاى بزرگى از چهرهى این حقیر در مسیر نصب شده - به افراط، به اسراف - حتّى به نظرم در راه پاوه كه میرفتیم، من دیدم در بعضى جاها توى جاده هم عكس نصب كردهاند؛ چرا؟ این همه عكس! این كار چند تا اشكال دارد: یكى اینكه اینها هزینهبر است، خرج دارد - من اطلاع دارم، میدانم - و كارى است كاملاً غیر لازم، با هزینهى سنگین؛ خب، این توجیهى ندارد. ثانیاً این نحوهى كار كردن و عكس زدن و تبلیغهاى اینجورى، مناسب وضع ما و شأن نظام جمهورى اسلامى و شأن طلبگى ما نیست؛ اینجور كارها مال دیگران است. كار ما بایستى با بساطت و سادگى پیش برود. اینجور كارهاى رنگ و لعابدار، متناسب با وضع ما نیست؛ و البته از لحاظ فنى هم كسى نگاه كند، اینها ضد تبلیغ هم هست. حالا اگر كسى هم می خواهد واقعاً یك محبتى بكند، اینها كارهائى است كه خیلى تأثیر ندارد؛ تأثیرات عكس هم دارد. به هر حال من گلایهمند شدم، منتها ندانستم كه به كى باید این گله را بگویم؛ كدامیك از دستگاههاى مختلف در این زمینه دستاندركار بودند و آنها این فكر را، این عمل را، این اقدام را كردند؛ دیدم بهترین جا، همین جاست؛ این چند روزه، جاى دیگرى فرصت پیش نیامد. به هر حال اینجور كارها خوب نیست. این را همه دوستان، مسئولان و همكاران بدانند؛ این سبك كار كردن و تبلیغاتِ این شكلى، باب انقلاب و نظام اسلامى نیست. سوم: ۵ اردیبهشت ماه سال جاری رهبر انقلاب در جمع فرماندهان نیروی زمینی ارتش بهطور ضمنی از استفادهی تعبیر «جانم فدای رهبر» در مراسم رسمی نیروهای مسلح انتقاد و تصریح كردند: «ارتشى كه نه در خدمت قدرتطلبىهاى شخصى است، نه براى شخص میمیرد. این را من باید تأكید كنم؛ نه خدا راضى است، نه احكام اسلام اجازه میدهد كه ما بگوییم ارتش ما، یا نیروهاى مسلح ما، یا عناصر ما، براى خاطر فلان آدم بمیرند؛ نه. بله، براى خاطر اسلام همه بمیرند؛ فلان آدم هم براى خاطر اسلام بمیرد. براى برافراشته نگهداشتن پرچم استقلال كشور كه كشور اسلامى است. همه آماده باشند براى مردن در این راه؛ كه این مردن اسمش شهادت است.» پس از این بیانات و در دیگر مراسم رسمی نظامی بعدی، شعار «الله اكبر جانم فدای رهبر» نیروهای نظامی به «الله اكبر پاینده رهبر» تغییر یافت. چهارم: چهارشنبه ۲۹ شهریورماه سال جاری نیز وقتی ایشان در دیدار با با نیروهای مسلح منطقه شمال كشور و خانوادههای آنان در نوشهر با این شعر مواجه شدند که: «كشتی ولایت را / ناخدای دورانی ماه آسمان عشق / نور چشم ایرانی بیم موج و طوفان نیست / تا تو نوح ما هستی زندهایم و وقتی تو / جان و روح ماهستی» لب به اعتراض گشودند و فرمودند: «من به شما عرض میكنم، به همه هم این را میگویم و گفتهام و تكرار میكنم: مبادا آن صفاتی، خصالی، مناقبی كه متناسب با وجود ولیعصر ارواحنافداه هست، اینها را تنزل بدهیم در سطح انسانهای كوچك و ناقصی مثل این حقیر و امثال این حقیر.» (افکار نیوز کد مطلب: 154984) طبقه بندی: ولایت و رهبری (حضرت ایت الله العظمی خامنه ای حفظه الله) ، برچسب ها: ناکید، مقام معظم رهبری، مذمت، استفاده، کلمات، مبالغه آمیز، [ 1392/01/8 ] [ 08:46 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
شیعیان ما در بهشت هستند اما پس از آنکه گناهان و آلودگی های آنان بواسطه زحمت و رنج فراوان در دنیا یا در قیامت پاک شود. پس به وسیله محبتی که به ما دارند، در بهشت به حضور ما می رسند. مردی همسرش را به نزد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرستاد تا از ایشان سوال کند که آیا او از پیروان و شیعیان آن حضرت محسوب می شود یا نه؟ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در پاسخ فرمودند: به شوهرت بگو اگر به آنچه خواسته و هدف ماست عمل می کنی و از آنچه ما نهی می کنیم، بیزاری می جویی، بدان که از شیعیان ما خواهی بود. در غیر این صورت از شیعیان ما نخواهی بود. زن جواب را به اطلاع شوهر خود رساند. مرد از این پیام بسیار ناراحت شد و فهمید که مسئولیت شیعه بسیار حساس و سنگین است. سپس با خود گفت: وای بر من! در امان ماندن از گناه بسیار مشکل است. پس من اهل جهنم هستم و همیشه در آن خواهم ماند. آن زن جریان اندوه شوهر خود را برای فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تعریف کرد و آن حضرت فرمودند: به او بگو آن طور که تو فکر می کنی نیست. زیرا پیروان ما بهترین اهل بهشت هستند اما هر کسی که ما و دوستان ما را دوست داشته و با دشمنان ما دشمن باشد و قلب و زبانش نیز با ما همراه باشد، ولی امر ما را اطاعت نکند و از آنچه نهی نموده ایم پرهیز نکند، جزو رهروان ما محسوب نمی شود. حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در ادامه فرمودند: با این وجود، شیعیان ما در بهشت هستند اما پس از آنکه گناهان و آلودگی های آنان بواسطه زحمت و رنج فراوان در دنیا یا در قیامت پاک شود. پس به وسیله محبتی که به ما دارند، در بهشت به حضور ما می رسند.
وصیت نامه حضرت زهرای اطهر(سلام الله علیها): این است آنچه فاطمه دختر رسول خدا به آن وصیت كرده وصیت كرده در حالتی كه شهادت می دهد كه لا اله الا الله و همانا محمد بنده او و فرستاده او است، و همانا جنت حق و نار حق است، و ساعت (قیامت) خواهد آمد و ریبی در آن نیست، و خدا مبعوث می كند كسانی را كه در قبرها هستند. یا علی من فاطمه دختر محمدم خدا مرا به تو تزویج كرد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم تو به من سزاوارتری از غیر من. شب مرا حنوط كن و غسل بده و كفن كن و بر من نماز بخوان و مرا شب دفن كن و به احدی اعلام نكن. تو را به خدا می سپارم و به اولاد من تا روز قیامت سلام مرا برسان. فرازهایی از خطبه فدکیه صدیقه کبری سلام الله علیها و اشهد ان ابى محمدا عبده و رسوله، اختاره قبل ان یجتبله، و اصطفاه قبل ان یبتعثه، و سماه قبل ان یستنجبه... و گواهی میدهم که پدرم محمّد، برگزیده و فرستاده اوست. پیش از آنکه او را برای نجات و هدایت مردم بفرستد برگزید و پیش از آنکه او را بیافریند برای این مقام والا نامزد ساخت، و پیش از اینکه او را برانگیزد به پیامبریش برگزید. :: :: :: ثم التفتت علیها السلام الى اهل المجلس و قالت: انتم عباد الله نصب امره و نهیه، و حملة دینه و وحیه، و امناء الله على انفسکم، و بلغاوه الى الامم. و زعیم حق له فیکم، و عهد قدّمه الیکم و بقیه استخلفها علیکم، کتاب الله النّاطق، و القرآن الصّادق، و النور السّاطع، و الضیاء اللامع، آنگاه دخت فرزانه پیامبر رو به سوی مجلس کرد و فرمود: هان ای بندگان خدا! شما پرچمداران امر و نهی او، حاملان دین و وحی وی، امانتداران خدا نسبت به یکدیگر و پیامرسانانش به سوی جامعهها و تمدنها هستید. زمامدار حق در میان شما، و نگاهدارنده پیمان خدا در دسترس همهی شماست و آنچه پیامبر پس از خویش در میان امت به امانت نهاده، کتاب گویای خدا و قرآن راستگو و نور آشکار و پرتوی پر فروغ اوست. :: :: :: فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک، و الصّلاه تنزیها لکم من الکبر، و الزکاة تزکیه للنفس و نماءً فى الرزق، و الصّیام تثبیتا للاخلاص، و الحج تشییدا للدین و العدل تنسیقا للقلوب، و اطاعتنا نظاما للمله، و امامتنا امانا من الفرقه... هان ای مردم! خدای جهانآفرین، ایمان را سبب تطهیر و پاکسازی شما از آلودگیهای شرک و ارتجاع قرار داد، و نماز را وسیلهی پاک ساختن شما از آفت غرور و خودبزرگبینی. زکات را باعث تزکیهی جان و افزون شدن روزیتان قرار داد و روزه را عاملی برای استواری اخلاص. طواف بر گرد خانهی خدا را وسیلهی تقویت دین، و عدالت را مایهی هماهنگی و انسجام دلها. فرمانبرداری از ما خاندان رسالت را باعث نظام دین و دولت مقرر فرمود، و امامت و پیشوایی ما را به منظور در امان ماندن از پراکندگیها ... :: :: :: یابن ابى قحافه! افى کتاب الله ان ترث اباک و لا ارث ابى؟ لقد جئت شیئا فریا. افعلى عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم؟ اذا یقول: (و ورث سلیمان داود) و قال فیما اقتصّ من خبر زکریا اذا قال: (فهب لى من لدنک ولیا، یرثنى و یرث من آل یعقوب) هان ای پسر ابی قحافه! آیا در قرآن شریف، آمده است که تو از پدرت میراث بری، اما من نبرم؟ راستی که دروغِ رسوایی آوردهای و بدعتی زشت در دین مینهی!! آیا آگاهانه کتاب پر شکوه خدا را پشت سر افکندهای که میفرماید: «سلیمان از پدرش داوود ارث برد.» و نیز در سرگذشت زکریا، دعای او را ترسیم میکند که : «پروردگارا! از جانب خویش فرزندی به من ارزانی دار که از من و خاندان یعقوب ارث برد.» :: :: :: و بعد ان منى ببهم الرجال و ذوبان العرب و مرده اهل الکتاب کلما او قدوا نارا للحرب اطفاها الله، او نجم قرن للشیطان، او فغرت فاغره من المشرکین قذف اخاه علیا فى لهواتها، فلاینکفىء حتى یطا صماخها باخمصه، و یخمد لهبها بسیفه مکدودا... او با شجاعان سخت درگیر شد و با گرگ های خونخوار عرب و سرکشان حق ستیز یهود و نصاری پنجه در افکند و همه را به شکست کشانید. هرگاه آتش جنگ را برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت و هرگاه شاخ شیطان نمایان گشت یا اژدهایی از شرکگرایان دهان گشود، پدرم پیامبر، برادرش امیرمؤمنان را در کام آنها افکند، و آنها را به دست توانمند او سرکوب ساخت. علی هرگز از این میدانهای شرف و افتخار باز نمیگشت جز اینکه سرهای دشمنان را پایمال شهامت خود میساخت و آتش آتشافروزان را به آبشار شمشیر ستم ستیزش خاموش می ساخت ... علت شهادت دخت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه بود؟ به استناد مدارک تاریخی، جراحت حضرت زهراعلیهاالسّلام که منجر به شهادت ایشان شده است، ناشی از هجوم عوامل نظام حاکم به بیت ایشان بوده است از جمله: سند شماره 1: ابن قُولُوَیه قمی (متوفّای 367 هـ) در کتاب «کامل الزیارات» (ص 333، چاپ: المرتضویّه، نجف) از امام صادقعلیهالسّلام نقل میکند که جبرئیلعلیهالسّلام خطاب به رسول خداصلّیاللهعلیهوآله چنین خبر داد: وَ أمّا ابنَـتُکَ فَـتُظلَمُ وَ تُحرَمُ وَ یُؤخَذُ حَـقُّها غَصباً الَّذِی تَجعَلُهُ لَها وَ تُضرَبُ وَ هِیَ حامِلٌ وَ یُدخَلُ عَلی حَرِیمِها وَ مَنزِلـِها بِغَیرِ إذنٍ، ثُمَّ یَمَسُّها هَوانٌ وَ ذُلٌّ، ثُمَّ لاتَجِدُ مانِعاً وَ تَطرَحُ ما فِی بَـطنِها مِن الضَربِ وَ تَمُوتُ مِن ذلِکَ الضَربِ... و امّا دخترت؛ مورد ستم واقع میشود و محروم میگردد و حقّش غاصبانه گرفته میشود؛ همان حقّی که تو برایش قرار میدهی. و در حالی که باردار است، او را میزنند و به حریم و خانهاش بدون اجازه وارد میشوند. سپس [از جهت ورود مهاجمان به خانهاش] به او خواری و ذلّت میرسد، بعد هم [مدافع و] بازدارندهای نمییابد و به جهت کوفته شدن، فرزندی را که در بطن دارد، فرو میاندازد و به دلیل آن ضربه، از دنیا میرود... سند شماره 2: شیخ صدوق (متوفّای 381 هـ) در کتاب «الأمالی» (ص 100، مجلس 24، چاپ: أعلمی، بیروت) از رسول خداصلّیاللهعلیهوآله نقل میکند که آن حضرتصلّیاللهعلیهوآله فرمودند: وَ إنِّی لَمّا رَأیتُها ذَکَرتُ ما یُصنَعُ بِها بَعدِی کَأنِّی بِها وَ قَد دَخَلَ الذُلُّ بَیتَها وَ انتُهِکَت حُرمَتُها وَ غُصِبَت حَـقُّها وَ مُنِعَت إرثُها وَ کُسِرَ جَنبُها (وَ کُسِرَت جَنبَتُها) وَ أسقَطَت جَنِینَها وَ هِیَ تُنادِی: یا مُحَمَّداه! فَلا تُجابُ، وَ تَستَغِیثُ فَلا تُغاثُ... فَتَقدَمُ عَلَیَّ مَحزُونَةً مَکرُوبَةً مَغمُومَةً مَغصُوبَةً مَـقتُولَه. هرگاه که او را میبینم، به یاد میآورم که بعد از من با او چه رفتاری میشود و همانند این است که من با او هستم و مینگرم که اهانت، وارد خانهاش شده و حرمتش هتک گردیده و حقّش غصب شده و ارثش گرفته شده است. پهلویش شکسته و جنینش سقط شده است. این در حالی است که مرا به اندوه می خوانَد. ولی جواب داده نمیشود و کمک میخواهد و کسی او را یاری نمیدهد... سپس بر من وارد میشود در حالی که غصّهدار و داغدار و ناراحت است. حقّ او را به ظلم گرفتهاند و او را به قتل رساندهاند. سند شماره 3: محمّد بن جریر طبری امامی صغیر (متوفّای قرن 5 هـ) در کتاب «دلائل الامامه» (طبع قدیم: ص 45 / طبع جدید: ص 134، چاپ: مؤسّسه بعثت، قم) از امام صادقعلیهالسّلام نقل میکند که: آن حضرتعلیهالسّلام فرمودند: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها أنَّ قُنفُذاً مَولی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعلِ السَیفِ بِأمرِهِ، فَأسقَطَت مُحسِناً وَ مَرِضَت مِن ذلِکَ مَرَضاً شَدِیداً... و دلیل وفات آن بانو این بود که قُنفُذ ـ غلام خلیفه دوم ـ به دستور او با نعل شمشیر (آهنی که انتهای غلاف شمشیر است) بر آن بانو به شدّت ضربهای زد؛ لذا محسن را سقط نمود و از این جهت، به سختی بیمار شد... سند شماره 4: محمّد بن جریر طبری امامی صغیر (متوفّای قرن 5 هـ) در کتاب «نوادر المعجزات» (طبع جدید: ص 97 ـ 98، چاپ: مؤسّسة الإمام المهدیعلیهالسّلام، قم) نقل میکند: فَلَمّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِصلّیاللهعلیهوآله وَ جَری ما جَری فِی یَومِ دُخُولِ القَومِ عَلَیها دارَها وَ إخراجِ ابنِ عَمِّها اَمِیرِالمُؤمِنِینَعلیهالسّلام وَ ما لَحِقَها مِن الرَجُلِ أسـقَطَت بِهِ وَلَداً تَماماً وَ کانَ ذلِکَ أصلَ مَرَضِها وَ وَفاتِها. وقتی رسول خداصلّیاللهعلیهوآله جان سپرد و آن ماجراها در روز وارد شدنِ جماعت به خانه آن بانو و بیرون کشاندن پسرعمویش امیرالمؤمنینعلیهالسّلام و آن بلایی که از ناحیه آن مرد به او رسید، اتّفاق افتاد؛ فرزند کاملی را سقط کرد و این مسأله، ریشه بیماری و وفات آن بانو بود. سند شماره 5: کفعمی (متوفّای 905 هـ) در کتاب «مصباح» (ص 522) نقل میکند: إنَّ سَبَبَ وَفاتِهاعلیهاالسّلام هُوَ أنَّها ضُرِبَت وَ أسـقَطَت. همانا سبب درگذشت آن بانو این است که وی ضربه خورد، کوفته شد و سقط جنین کرد. [میتوان گفت: کتاب «مصباح» به میراث مکتوب قرن 9 هجری تعلّق دارد.] بیانات رهبر انقلاب حضرت آیتالله خامنهای: در خصوص عظمت حضرت «فاطمه سلام الله علیها»: البته من از جنبههاى معنوى و روحى و الهىِ آن بزرگوار حرفى نمىتوانم بزنم. من كوچكتر از این هستم كه آن جنبهها را درككنم. حتّى اگر كسى درك هم بكند، نمىتواند آن چنان كه حقِ آن حضرت است، او را توصیف و بیان كند. آن جنبههاى معنوى، عالم جداگانهاى است. از امام صادق علیهالصّلاةوالسّلام روایت شده است كه فرمود: 1- «انّ فاطمة كانت محدّثة؛» آن بزرگوار «محدّثه» بود. یعنى فرشتگان بر او فرود مىآمدند، با او مأنوس مىشدند و با او سخن مىگفتند. این، مشخّصهاى است كه روایات متعدّدى درباره آن وجوددارد. «محدّثه» بودن مخصوص شیعه هم نیست. شیعه و سنّى معتقدند كه در دوران اسلام، كسانى بودهاند یا مىتوانستهاند وجودداشتهباشند كه فرشتگان با آنها سخن بگویند. مصداق این در روایات ما، فاطمه زهراست. در روایت امام صادق علیهالصّلاةوالسّلام چنین است كه فرشتگان الهى نزد فاطمه زهرا سلاماللَّهعلیها مىآمدند؛ با او حرف مىزدند و آیات الهى را بر او مىخواندند؛ همان تعبیراتى كه نسبت به مریم، علیهاسلام در قرآن هست كه: «ان اللَّه اصطفیك و طهّرك و اصطفیك على نساء العالمین.» 2- خداوند او را بر زنان عالم برترى دادهاست. این عبارات را فرشتگان به فاطمه زهرا سلاماللَّهعلیها خطاب مىكردند و مىگفتند: «یا فاطمة، انّ اللَّه اصطفیك و طهَّرك؛» خدا تو را برگزیده و پاك قراردادهاست. «و اصطفیك على النساء العالمین؛» تو را بر زنان عالم برترى دادهاست. امام صادق، علیهالصّلاةوالسّلام، در همین روایت مىفرماید: یك شب كه ملائكه با آن حضرت مشغول صحبت بودند و این تعبیرات را مىكردند، فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها به آنها فرمود: «ألیست المفضّلة على نساء العالمین مریم؟» یعنى آن زنى كه خداى متعال فرمودهاست «واصطفیك على نساء العالمین» آیا مریم نیست كه خدا او را بر زنان عالم برگزید؟ ملائكه در جواب، به فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها عرضكردند: «مریم نسبت به زنان دوران خودش برگزیده بود و تو نسبت به زنان همه دورانها - از اوّلین و آخرین - برگزیده هستى». این چه مقام معنوى والایى است! انسان عادّى - مثل ما - نمىتواند این عظمت و رتبه را به درستى، حتّى در ذهن خود، تصوّركند. 3- «مُصْحَفُ فاطمة» یا «صَحیفَةُ فاطمة»: در روایتى از امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام، نقل شدهاست كه فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها به ایشان مىگوید: «ملائكه مىآیند و مطالبى را به من مىگویند.» امیرالمؤمنین به ایشان مىگوید: «وقتى صداى ملك را شنیدى، به من بگو تا آنچه را مىشنوى بنویسم.» و امیرالمؤمنین، آنچه را كه ملائكه به فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها املا مىكردند نوشت و این، كتابى شد كه در نزد ائمّه ما علیهمالسّلام بود و هست و «مُصْحَفُ فاطمة» یا «صَحیفَةُ فاطمة» نامیده مىشود. در روایات متعدّدى است كه ائمّه علیهمالسّلام، براى مسائل گوناگون خود، به «مصحف فاطمه» رجوع مىكردند. بعد امام مىفرماید: «انه لیس فیها حلال و حرام»؛ در این كتاب، احكام حلال و حرام نیست. اما «فیها علم ما یكون»؛ بلكه همه حوداث جارى بشرى در دورانهاى آینده، در این كتاب هست. این، چه دانش والایى است! این، چه معرفت و حكمت بىنظیرى است كه خداى متعال به یك زن در سنین جوانى بخشیده! این، مربوط به مسائل معنوى است. یاس، ما را رو به پاکی می برد رو به عشقی اشتراکی می برد یاس یک شب را گل ایوان ماست یاس تنها یک سحر مهمان ماست بعد روی صبح، پرپر می شود راهی شبهای دیگر می شود یاس مثل عطر پاک نیّـت است یاس استنشاق معصومیّـت است یاس بوی حوض کوثر می دهد عطر اخلاق پیمبر می دهد حضرت زهرا دلش از یاس بود دانه های اشکش از الماس بود داغ عطر یاس زهرا زیر ماه می چکانید اشک حیدر را به چاه عشق محزون علی یاس است و بس چشم او یک چشمه الماس است و بس اشک می ریزد علی مانند رود بر تن زهرا: گل یاس کبود گریه کن زیرا که دُخت آفتاب بی خبر باید بخوابد در تراب این دل یاس است و روح یاسمین این امانت را امین باش ای زمین نیمه شب دزدانه باید در مغاک ریخت بر روی گل خورشید، خاک ( احمد عزیزی) منبع: (فردانیوز، الف، وب سایت کتابخانه مرکز پاسخگویی به شبهات فاطمیه) طبقه بندی: زندگینامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، برچسب ها: شیعیان واقعی، از منظز، حضرت زهرا سلام الله علیها، وصیتنامه، صحیفه فاطمه، محدثه، [ 1392/01/4 ] [ 10:36 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
بسیاری از مشکلات اخلاقی جامعه امروز ما ریشه در اختلافات خانوادگی دارد. کسانی که در جامعه به موفقیتهایی رسیدهاند، موفقیتشان را مدیون خانواده سالم خویش هستند. همچنین اغلب افراد بزهکار نیز از نعمت خانواده سالم محروم بوده و وارث ناهنجاریهای خانوادگی هستند؛ بعضی از عوامل اختلاف و ایجاد کدورت در خانواده و ارائه راه حلهای پیشگیرانه: 1- خودخواهی خودبینی و خودخواهی از جمله مهمترین عوامل اختلافات خانوادگی است؛ کسانی که به این بیماری مبتلا باشند، خوبیهای خود را میبینند و بزرگ میشمارند، ولی بدی هایشان را نمیبینند؛ در متون اسلامی نکوهشهای فراوانی در مورد تکبر و خودمحوری وارد شده و گفته شده که اگر ذرهای تکبر در وجود فرد باشد وارد بهشت نمیشود. (لا یدخل الجنه من فی قلبه ذره من کبر.) (کلینی، کافی، ج 2، ص 309) البته صفت تکبر برای زن در برابر غیرشوهرش (نامحرم) پسندیده است، ولی در برابر شوهرش بزرگترین عامل ایجاد کننده اختلاف است. 2- بدبینی قرآن میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پارهای از گمانها گناه است و جاسوسی مکنید.» (حجرات 12) سوءظن و گمان بد بردن نسبت به هر مسلمانی زشت و نارواست و نارواتر از آن در محیط خانواده است؛ هر کس به این بیماری مبتلا شد، زندگی را بر خود و خانوادهاش تلخ میکند، بهانه جویی میکند و آن را تعقیب میکند؛ چون یکی از آثار زشت بدگمانی تجسس است که در آیه شریفه فوق از آن نهی شده است. خانوادهای که به مرض بدگمانی دچار شود، آسایش و خوشی نمیبیند؛ بنیاد چنین خانوادهای همواره در معرض خطر است و ممکن است حتی به طلاق و جدایی هم بیانجامد و یا جنایتی را در پی داشته باشد. توجه به مفاسد فردی و اجتماعی سوء ظن و نیز خود را در مظان اتهام قرار ندادن، از راههای علاج این رذیله اخلاقی است. 3- عیب جویی قرآن کریم میفرماید: «ای اهل ایمان! نباید گروهی گروه دیگر را مسخره کنند، شاید مسخره شدهها از مسخره کنندگان بهتر باشند و نباید زنانی زنان دیگر را (مسخره کنند) شاید مسخره شدهها از مسخره کنندگان بهتر باشند و از یکدیگر عیب جویی نکنید.» (حجرات/ 11) کمتر کسی را در این جهان میتوان یافت که تمام خوبیها در او جمع باشد و از تمام بدیها و نقصها پاک و منزه باشد؛ انسانها با ویژگیهای متفاوت و فرهنگها و آداب و رسوم مختلفی بزرگ شده و پرورش مییابند و هیچ زن و مردی نیست که کاملاً بیعیب و نقص باشد، مگر ائمه معصومین (علیهم السلام) پس نباید درصدد عیب جویی برآمد و کانون مقدس زناشویی را متزلزل و اسباب ناراحتی خانواده را فراهم کرد. از نتایج عیب جویی این است که زن و شوهر نسبت به یکدیگر مکدر میشوند و مهر و علاقهشان از بین رفته، کم رنگ میشود و نسبت به زندگی و همسرداری دلسرد میشوند و یا ممکن است در صدد تلافی برآیند و همدیگر را به سبب عیب جویی تحقیر کنند و این امر، صفا، صمیمیت و شیرینی زندگی را به تلخی و شکست مبدل میسازد و زن و شوهر را از یکدیگر فراری میکند. طرح قرآن برای پیشگیری از این بیماری اجتماعی استمداد از عواطف و توجه به صمیمیت و وحدت است. «از یکدیگر عیب جویی نکنید». (حجرات/ 11) یکدلی و همراهی کردن هم در زندگی و ایجاد وحدت و پذیرش تفاوتها هم میتواند همان وحدت را برساند که قرآن روی آن انگشت گذاشته و فرموده که از خودتان عیب جویی نکنید. 4- توقعات نابجا یکی از عواملی که باعث بروز اختلاف در خانواده میشود، توقعات است که اعضای خانواده از یکدیگر دارند، در حالی که بسیاری از این توقعات برآورده نمیشوند؛ مشکل عمده این است که معمولاً انسان به توقعاتی که از دیگران دارد، توجه میکند نه به توقعات و انتظاراتی که دیگران از او دارند. انسانها همواره خوبیهایی را که در حق دیگران کردهاند به یاد دارند و از این که در مقابل آن خوبیها پاسخی دریافت نمیکنند ناراحت شده و از بینمک بودن دست خویش گلایه دارند، اما در مورد کوتاهیهای خود و خوبیهای دیگران چندان حضور ذهنی ندارند. وقتی در یک خانواده، همه اعضای آن با چنین نگرشی اعمال همدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند طبیعی است که همواره در میانشان ناراحتی و گلایه خواهد بود؛ راه از بین بردن این گلایهها کم کردن توقعات است؛ انسان باید توقعات و انتظاراتش را از دیگران بریده و به خالق خویش وابسته کند و از کسی انتظار نداشته باشد که خوبیها و نیکیهای او را جبران کند. اعمال نیک را باید همواره بخاطر خود نیکی و اجر و ثوابی که دارد انجام داد نه با انتظار جبران آن؛ در این صورت، انسان از نیکی کردن به دیگران لذت میبرد و البته زندگی بسیار لذت بخشتری نیز در قیامت در انتظار او خواهد بود و همین توجه به ثواب اخروی، زندگی دنیوی را نیز شیرین و با طراوت میکند. توقعات بیجا و چشم هم چشمیها که بیشتر در میان زنان شایع است، سرزنشهای زن است که مرد را به کارهای گاهاً غیر مشروع وا می دارد. (آیین همسرداری، ابراهیم امینی، ص67) کم کردن توقعات یعنی هر کسی در زندگی، قدر نعمتهایی را که دارد بداند و با توجه به این که امکانات و توان مالی افراد متفاوت است، نباید به خاطر خواستههای نابجا و غیرضروری و غیرعاقلانه، کانون گرم خانواده را تلخ کرد و مرد خانواده را به خاطر هوی و هوسهای زنانه و زیاده طلبیها به زحمت و گاهی کارهای نامشروع واداشت. از این رو پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میفرماید: هر زنی که با شوهرش ناسازگار باشد و او را بر چیزهایی که توانایی ندارد وادار کند، اعمالش مورد قبول خدا واقع نشده و در قیامت مورد غضب پروردگار جهانیان واقع میشود. (بحارالانوار، ج103، ص244) 5- چشم چرانی قرآن مجید در سوره مبارکه نور در 2 آیه به حکم این مسأله پرداخته و در آیه نخست میفرماید: به مومنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و دامان خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزهتر است، خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است و در آیه دوم زنان مومنه را مخاطب قرار داده و چنین میفرماید: «و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند.»(نور/ 31) افراد در انتخاب همسر باید نهایت کوشش را به عمل آورند تا همسری نیک و دلخواه و دیندار پیدا کنند و هرچه بیشتر در این زمینه احتیاط و عاقبت اندیشی کنند بهتر است؛ زیرا ازدواج، آغاز زندگی مشترک انسان است و پس از اینکه انسان فردی را برای همسری برگزید و با او پیمان زناشویی برقرار کرد باید از غیر او چشم بپوشد. امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «ما اغنتم احد بمثل ما اغنتم بغض البصر فان البصر لا یغض عن محارم الله الا وقد سبق الی قلبه مشاهده العظمه و الجلال (مصباح الشریعه، ص 9)؛ هیچ کس سودی بالاتر از این سود به دست نیاورد که در اثر فرو پوشاندن چشم به دست آورده باشد، چون هر اندازه که چشم از محارم خدا فرو پوشانده و کنترل شود، با قلبی نورانی آثار عظمت و جلال خدا را میبیند.» هر کسی که به سعادت و خوشبختی خویش علاقهمند است باید پس از ازدواج دست از افکار کودکانه و چشم چرانیهای خانمان سوز بردارد و مسیر زندگی خود را تغییر دهد. با کمی دقت در آیات و روایات به دست میآید که چشم چرانی آثار سوء فراوانی دارد و مهمترین آن اسیر شدن انسان در دامهای شیطان و فراهم ساختن بدبختی در آخرت است؛ از حضرت علی (علیه السلام) سوال شد به چه وسیلهای از نگاه بد نجات یابیم؟ حضرت یاد خدا و خواندن دو رکعت نماز را توصیه کردند. (مصباح الشریعه، ص 9)
6- نق زدن و بهانه جویی: برخی از مردان و زنان بی بهانه و با بهانه و بدون رعایت شرایط، همواره در حال نق زدن به همسرانشان هستند و فضایی مملو از کینه و بدزبانی را در خانه حاکم می کنند. حضرت محمد صلوات الله علیه و آله در گفتاری نیکو بدزبانی همسران را به شدت نکوهش می فرمایند. ایشان می فرمایند: هر زنی که همسرش را با بد زبانی(فحاشی،نق زدن،دادزدن بر سر شوهر)برنجاند، خداوند هیچ مال و فدیه و کار نیکی را تا هنگاهی که رضایت و خشنودی شوهرش را به دست نیاورد از او نمی پذیرد، گرچه روزها را به روزه و شب ها را به عبادت و شب زنده داری سپری کند؛ در راه خدا برده آزاد کند و اسب هایی از بهترین نژادها در راه خدا تقدیم کند. چنین زنی اولین کسی است که وارد جهنم می شود. مرد نیز اگر به همسرش ستم به ورزد چنین است. (بحارالانوارج 100ص 244) طبقه بندی: زن وخانواده ، برچسب ها: عوامل، اختلاف، خانواده، چشم چرانی، بدبینی، خودخواهی، عیب جویی، [ 1392/01/4 ] [ 07:56 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
افرادی که فشارخون آنها بالاتر از ۱۶ است به هیچ وجه به غذا نمک نزنند. مصرف سبزی، کرفس، کنگر، ریواس، چغندر(لبو)،شلغم، هویج، اسفناج برای این افراد مضر است. با افزایش وزن و چاقی خطر افزایش فشار خون در افراد بیشتر میشود که مصرف بیرویه نمک در غذا میتواند این امر را تشدید کند. به افرادی که دچار فشارخون بالا هستند توصیه می شود که دریافت نمک را محدود کنند و اگر فشارخون آنها بالاتر از ۱۶ است به هیچ وجه به غذا نمک نزنند چون در حالت طبیعی در انواع مواد غذایی نمک وجود دارد که نیاز بدن را تامین میکند. سبزی، کرفس، کنگر، ریواس، چغندر (لبو)، شلغم، هویج، اسفناج مواردی است که برای آنهایی که فشار خون بالا دارند مضر بوده و اضافه وزن و چاقی نیز عاملی در افزایش فشارخون است که با فعالیت بدنی روزانه به ویژه پیادهروی در روز به کاهش وزن کمک شایانی میکند. مصرف غذاهای فست فود به دلیل چاشنی و نمک فراوان نامناسب بوده و رعایت در مصرف برنج و نشاسته هم میتواند در کاهش فشار خون موثر باشد. (افکارنیوز: مدیر گروه تغذیه بالینی دانشگاه علوم پزشکی تهران) طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، برچسب ها: دشمن، فشار خون، نمک، کرفس، سبزی، غذاهای آماده(فست فود)، [ 1391/12/26 ] [ 08:14 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
1- آب ننوشید: بلافاصله بعد از صرف غذا آب خوردن سبب رقیق شدن شیر معده می شود بنابراین بهتر است نیم ساعت قبل و بعد از غذا آب ننوشیم. 2- سیگار نکشید: به طور کلی سیگار نکشید. اما سیگار کشیدن بعد از غذا گناه نابخشودنی به حساب می آید. سیگار محیط معده را اسیدی می کند افراد سیگاری نیم ساعت بعد از غذا سیگار بکشند. 3- میوه نخورید: از عادات بد ما میوه خوردن بعد از صرف غذا است بهتر است نیم ساعت قبل و بعد از غذا میوه نخورید چون سبب نفخ معده می شود البته میوه پخته اشکالی ندارد. 4- حمام نکنید: حداقل نیم ساعت فاصله قرار دهید به ویژه حمام داغ توصیه نمی شود زیرا در جریان خون در اطراف معده اختلال ایجاد می کند و بر هضم غذا اثر منفی می گذارد. 5- راه نروید: حداقل نیم یا یک ساعت بعد از صرف غذا پیاده روی طولانی نکنید چون هضم غذا بهتر صورت می گیرد. 6- نخوابید: در مورد خوابیدن تأکید اکید می شود که حداقل 2 ساعت بعد از خوردن غذا انجام نشود بنابراین شام خوردن در آخر شب کار بسیار اشتباهی است. 7- چای ننوشید: در میهمانی ها هنوز غذا تمام نشده چای جلوی میهمان می گذاریم چای می تواند محیط معده را اسیدی کند و تأثیر منفی بر مواد معدنی معده بگذارد بعد از غذا مایعات با نیم ساعت تا یک ساعت فاصله مصرف شود. منبع: فردانیوز طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، برچسب ها: بعدازغذا، 7کار، ممنوع، [ 1391/12/15 ] [ 09:05 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
نتایج یک تحقیق جدید نشان می دهد که کاهش مصرف کره، پنیر، بیسکوئیت، کیک، چیپس و خوردن غذاهای کم چرب بدون پیروی از هیچ رژیم خاصی باعث کاهش وزن می شود. براساس تحقیقات انجام شده توسط دانشگاه ایست آنگلیا در بریتانیا، اگر افرادی که تمایل به کاهش وزن دارند از این الگو پیروی کنند در عرض شش ماه بدون هیچ رژیمی شاهد کاهش وزن خود خواهند بود. نتایج این تحقیق برای اولین بار ثابت کرده است که کاهش وزن صرفا به واسطه انتخاب غذاهای کم چربی به جای غذاهایی میزان کربوهیدرات آنها کم است میسر خواهد شد. چرا که پیش از این تبلیغات بسیاری برای دنبال کردن رژیمهایی که میزان کربوهیدرات آن در حداقل است یا به هیچ وجه در آن غذاهای حاوی کربوهیدرات قرار نگرفته است. نتایج این تحقیق در مجله پزشکی بریتانیا منتشر شده است. لی هوپر از دانشکده پزشکی نورویچ، دانشگاه ایست انگلیا که ریاست این تحقیقات را برعهده داشت گفت: این رژیم می تواند دست کم هفت سال کاهش وزن مستمر به دنبال داشته باشد. وی افزود: کاهش وزنی که در این تحقیقات توجه ما را به خود جلب کرد زمانی صورت گرفت که داوطلبان در این تحقیق از میزان چربی کمتری در غذاهای خود استفاده کردند و ما نتایج ثابت این مسئله را در هر آزمایشی که انجام دادیم مشاهده کردیم. هرچقدر داوطلبان میزان چربی مصرفی خود را کاهش دادند، توانستند وزن بیشتری کم کنند. وی یادآور شد که میزان کاهش وزن از این طریق در مقایسه با رژیم گرفتن، چندان قابل توجه نیست. این تحقیق به طور خاص افرادی را مورد بررسی قرار داد که چربی را در غذاهای خود کاهش دادند اما قصد کاهش وزن نداشتند. این تحقیق دربرگیرنده ۳۳ آزمایش کنترل شده بود که از شش ماه تا هشت سال طول کشیده است. در این تحقیق بیش از ۷۳ هزار مرد و زن با سن و شرایط جسمانی مختلف شرکت داشتند. تأثیر این نوع غذا خوردن بر شاخص توده بدنی و اندازه دور کمر تا شش ماه اندازه گیری شد. نتایج نشان می دهد که کاهش مصرف چربی وزن بدن را تا ۱.۶ کیلوگرم کاهش می دهد. (منبع: مهر) طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، برچسب ها: کاهش وزن، کره، پنیر، چیپس، بیسکوئیت وکیک، [ 1391/12/12 ] [ 09:02 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
۱. با هم حرف بزنید در باره اهمیت صحبت کردن هرچقدر بگوییم کنیم، باز هم کم است. باید بتوانید با همسرتان درباره هر چیزی صحبت کنید. همسرتان فردی است که باید افکارتان را با او سهیم شوید و از او نظر بخواهید. در زندگی، شما با مشکلات و تجربیات نامطلوب زیادی مواجه میشوید. بهترین راه غلبه بر این مسائل، صحبت کردن درباره آنها با همسرتان و پیدا کردن یک راهحل است. همچنین بدون یک مسیر خوب گفتوگو، همسران اغلب احساساتشان «معمولاً احساسات منفی» را همه اینها رنجش و ناکامی را در آنها تشدید میکند و بهتدریج اساس زندگی را فرسوده میسازد. ۲. آرزوها و رویاهایتان را با هم سهیم شوید همه ما در مورد آینده آرزوهایی داریم: این که کجا زندگی کنیم و چه کارهایی انجام دهیم و غیره. چرا این آرزوها باید فقط مال خودتان باشد؟ آنها را با همسرتان سهیم شوید. با همدیگر در مورد آینده و آنچه تمایل دارید در سالهای بعد اتفاق بیفتد، صحبت کنید. با هم به جلو نگاه کردن، به نزدیکترشدن شما به عنوان یک زوج کمک میکند. بحث کردن در مورد رویاها و آرزوها همچنین در هر دوی شما همبستگی ای ایجاد می کند تا با توان هرچه بیشتر برای به دست آوردن آنها تلاش کنید. ۳. برنامهریزی اقتصادی داشته باشید بخش عمدهای از مشاجرات در زندگی مشترک به دلیل مسائل مالی ایجاد میشود. هزینههای سنگین زندگی و درآمد پایین ممکن است میتواند شما و زندگی مشترکتان را تلخ سازد. برای این که بتوانید ناسازگاریهایتان در این مورد را به حداقل برسانید، باید با هم یک برنامه اقتصادی طراحی کنید. این برنامه هر دوی شما را قادر میسازد تا ببینید چه موقع پول به زندگیتان میآید و چه موقع و چگونه از زندگیتان میرود. یک برنامه دقیق مالی و کنترل دخل و خرج مانع بالا رفتن هزینههای زندگی شما و افتادن به دردسر مالی می شود. ۴. با هم بیرون رفتن را متوقف نکنید زندگی مشترک را میتوان همواره شکوفا نگاه داشت. یکنواختی زندگی روزمره بهتدریج عوارض خود را برجای می گذارد. یکی از بهترین روشها برای این که مطمئن شوید زندگی مشترکتان همیشه تازه و شاداب میماند این است که با هم بیرون بروید، به جایی بروید که از بودن در آن جا لذت میبرید، منظره زیبایی دارد و خاطرات خوبی از آن جا دارید. میتوانید به یک رستوران یا سینما بروید یا با هم پیادهروی کنید. مهم این است جایی بروید که محیط شما عوض شود و با هم به عنوان یک زوج تنها باشید. اولین باری را به یاد بیاورید که با هم به عنوان یک زوج بیرون رفتید. چقدر عالی بود؟ اگر خود و همسرتان را در اولویت زندگیتان قرار دهید، قطعاً دلیلی ندارد که نتوانید زندگی مشترکتان را شاد نگه دارید. ۵. همسرتان را گاهی شگفتزده کنید زندگی مشترک امکان دارد به آسانی کسالت بار به قابل پیشبینیشدن بلغزد. راز یک زندگی مشترک شاد و طولانی تازگی و تنوع آن است. شما نیاز دارید برای حفظ شور و شوقی که ابتدای آشناییتان داشتید تلاش کنید. یکی از بهترین کارها این است که بهطور پیوسته همدیگر را شگفتزده کنید. هرچیز مثبت غیرمنتظره که در روند زندگی روزمرهتان تنوعی ایجاد کند ایدهآل است. صبر نکنید تا جشن تولد همسرتان یا مناسبتی فرا برسد تا او را با هدیهای شگفتزده کنید. ۶.تعریف و تشویق کنید همه ما دوست داریم و گاهی اوقات نیاز داریم که از ما تعریف کنند. دخترها و پسرها موقعی که میخواهند با هم ازدواج کنند به راحتی از هم تعریف میکنند؛ زیرا میپندارند که این تعریفها فقط مدت کوتاهی باید انجام شود. اما هر فردی دوست دارد که به خودش افتخار کند و تعریف و تحسین. بهترین روش برای کمک به ایجاد این احساس در اوست؛ هرچند نباید در این مورد افراط کنید، ۱۰ تحسین در یک روز نسبت به یک تحسین تأثیر بیشتری نداشته باشد. مهم این است که این تحسین را در جای مناسبی انجام دهید. ۷. همه مسائل را حل کنید اگر مشاجرات و تعارضات حل نشوند، در ذهنتان رسوب می کنند و به تدریج مثل خوره در زندگی مشترکتان تأثیر منفی میگذارند. برای رسیدن به یک زندگی شاد باید به شیوهای مؤثر با همسرتان ارتباط برقرار کنید. درست نیست که بر سر اختلاف هایتان ظاهراً با هم به تفاهم برسید؛ امّا سپس بگذارید که تنفر در زندگیتان رشد یابد. البته، شما نمیتوانید همیشه از تعارضات و تنشها اجتناب کنید. اما میتوانید با آن با حساسیت و بهصورتی بالغانه مواجه شوید. بر سر اختلافاتتان گفتوگو کنید تا به مصالحه و یک راهحل مورد توافق برای هر دو طرف دست یابید. همیشه راهحل رضایتبخشی برای هر دو طرف وجود دارد. ۸. حالت دفاعی نداشته باشید موقعی که فردی علیه شما شکایتی کند، طبیعی است که از خودتان دفاع می کنید. در این مواقع شما احساس میکنید مورد حمله قرار گرفتهاید. اما این در زندگی مشترک اشتباه بزرگی است. باید بتوانید انتقاد سازنده از همسرتان را به صورت بالغانه و با خونسردی انجام دهید. اگر صرفاً جدل کنید یا به شکایتی که از شما میشود واکنش منفی نشان دهید، نهتنها مشاجرهای میان خود و همسرتان پیش می آید، بلکه همسرتان را به طرز فزایندهای از خودتان ناامید خواهید کرد. بنابراین، وقتی کار اشتباهی انجام میدهید، انتقاد را بپذیرید و مسئله را با هم حل کنید. ۹. با هم گفتگو کنید نه مشاجره گفتگو بین شما و همسرتان بخشی از زندگی مشترک است و هیچ تردیدی در آن نیست. همه همسران در مورد برخی مسائل با هم اختلاف نظر دارند؛ البته هرچقدر اختلاف فکری شما با همسرتان کمتر باشد، بهتر است. اما گفتگو باید فرایندی کاملاً طبیعی باشد که در آن، خشم و ناکامیتان را با هم در میان میگذارید، بدون این که همسرتان را سرزنش کنید یا با هم مشاجره و دعوا کنید. فقط در مورد مسئله موردنظر با هم حرف بزنید و مسائل دیگر را وارد این بحث نکنید. اگر بحث شما بیشتر از ۵ دقیقه طول نکشد، نکتهای پیش نخواهد آمد که موجب ناراحتی شما بشود. اختلافاتتان را حل کنید. همیشه چیزی مهمتر از این نگرانیهای شما وجود دارد و آن کسی نیست جز همسر. ۱۰. تفاوتهایتان را بپذیرید هیچ زوجی وجود ندارد که کاملاً متناسب با هم باشند. هر زن و شوهری گاهی اوقات بر سر مسائلی با هم اختلاف پیدامی کنند. این اختلاف نظر صرفاً نتیجه زندگی دو انسان با اندیشه و تجربیات متفاوت در کنار هم است. اختلافنظرها و تفاوتها همیشه اتفاق می افتند. مسئله مهم این است که با آنها به صورت منطقی و با خونسردی مواجه شویم. هر دوی شما نیاز دارید که گاهی اوقات با هم مصالحه کنید. پذیرفتن تفاوتهایتان و مصالحه با یکدیگر یکی از روش هایی است که زندگی مشترکتان را به مسیری صحیح هدایت می کند و آن را تداوم می بخشد. ۱۲. زمانی که اشتباه میکنید، به آن اعتراف کنید اعتراف به اشتباهاتمان کار ساده ای نیست اما در زندگی مشترک، باید به سادگی غرورتان را به کناری بگذارید و اعتراف به اشتباه کنید. برای عده ای از مردم آسان است که به خطاهایشان اقرار نکنند، از طرف مقابل عذر خواهی نکنند و به اصطلاح قضیه را ماست مالی کنند. بدون عذرخواهی جریان هوای زندگی مشترک نمیتواند کاملاً شفاف و صاف شود. بدون اعتراف به اشتباهاتتان به تدریج رنجش و تنفر در روابط شما ایجاد میشود و یک روز پشیمان خواهید شد که چرا عذرخواهی نکردید. ۱۳. خاطرات خوشتان را به یاد بیاورید اگرچه بهترین گزینه در زندگی مشترکتان این است که بر «این جا و اکنون» متمرکز شوید؛ اما به یادآوردن اوقات خوب و خوشی که با هم داشتید نیز سودمند است. به یادآوردن تعطیلات شیرینی که با هم داشتهاید یا زمانی که همسرتان یک جشن تولد غیرمنتظره را برای شما ترتیب داده بود به تقویت رابطه میان شما کمک می کند. به یادآوردن اتفاقات شیرین همچنین به شما امید و انتظار داشتنِ زمانهای لذتبخش مشابه را در آینده میدهد. این کارها شما و همسرتان را به این تنیجه می رساند که «ما میدانیم که واقعاً همدیگر را دوست داریم.» ۱۴. در جمع به همسرتان احترام بگذارید بیاعتنایی به همسرتان در زمانی که تنها هستید به اندازه کافی بد است، اما در جمع چنین قطعاً بدتر و ناپسنده تر است. بیشتر زنان و شوهرانی که در جمع به همسرشان بیاعتنا هستند، در حضور دیگران از هم انتقاد میکنند یا با هم مسخره میکنند. البته یادتان باشد که تفاوت بزرگی میان خندیدن با همسر و خندیدن به او وجود دارد. آیا واقعاً می خواهید کسی را که بسیار دوستش دارید مسخره کنید؟ آیا واقعاً می خواهید به او توهین کنید و روحیهاش را تضعیف کنید؟ موقعی که در بیرون از خانه و در جمع هستید باید همبستگی و وحدت خود و همسرتان را به همه، نشان بدهید. به یاد داشته باشید که شما و همسرتان یک تیم هستید. بنابراین، موقعی که همسرتان بد به نظر برسد، شما نیز چنین خواهید بود. ۱۶. گوش شنوا داشته باشید یکی از نکات حیاتی زندگی مشترک که باید به آن توجّه داشته باشید، گوششنوا داشتن است، و یکی از بزرگترین هدایایی که میتوانید به همسرتان بدهید گوشدادن دقیق به حرفهای او است. موقعی که میخواهد با شما صحبت کند، تلویزیون را خاموش کنید، روزنامه یا مجلهای را که میخوانید را ببندید و تماس چشمی مناسبی با او داشته باشید. زندگی مشترک یعنی سهیمشدن زندگیتان با فردی که دوستش دارید. باید کسی باشید که همسرتان بیشترین صحبتهایش را با او میکند. بنابراین، باید توجه ویژهای به گوشدادن بکنید. اما گوششنوا داشتن فقط به معنی شنیدن حرفهای همسرتان نیست. گوششنوا داشتن شامل درک گفته های او با پرسیدن سؤالاتی از قبیل؛ «این چیزی که از حرفهای تو فهمیدم این است که...» (سپس به زبان خودتان آن چیزهایی را که از حرفهای همسرتان فهمیدهاید بیان کنید. بعد بپرسید «آیا این چیزی که فهمیدم درست است؟» به این طریق نه تنها همسرتان میداند که شما به حرفهای او گوش دادهاید؛ بلکه به او احساس باارزشبودن را انتقال میدهید. فایدة دیگر چنین روشی این است که احتمال کمتری دارد که حرف همدیگر را سوءتعبیر کنید. ۱۷. فعالیت مشترک داشته باشید برخی از همسران به ندرت درکنار هم هستند. زندگی مشترک در همه حال حول محور اتحاد و یگانگی می چرخد. اگر شما از بودن با همسرتان سر باز بزنید، رابطهتان به سرعت از هم گسسته میشود. مثلاً یک بازی مانند تنیس یا بدمینتون یا چیز سادهای مانند راهرفتن با هم. ۱۹: واژههای نیکو به کار ببرید نوع واژههایی خاصی که استفاده میکنید تفاوت بسیار زیادی را در گفته های شما و نحوه برداشت از آن ایجاد می کند. همه در زندگی زناشویی خود می توانند واژههای منفی غیرضروری را به زبان بیاورند یا برعکس، از واژه های مثبت استفاده کنند. استفاده از واژههایی مانند «هرگز» یا «همیشه» نیز مفید نیست. برای مثال درست نیست که به همسرتان بگویید که «تو هرگز در شستن ظرفها به من کمک نمیکنی» این نوع صحبت کردن تنها به او حالت دفاعی میدهد و منجر به جرّ و بحث میشود. برعکس، جمله هایی مانند جملة زیر تأثیر مثبتی در مخاطب شما می گذارد. «آیا میتوانی امشب در شستن ظرفها به من کمک کنی؟» ۲۰. همدیگر را ترغیب و تشویق کنید حمایت و تشویق همسر یکی از نیازهای اساسی یک ازدواج شاد و بلندمدت است. زندگی مشترک نوعی همراهی و همگامی است و هر زوج نیاز به دیگری دارد. همه ما برخی اوقات در زندگیمان به حمایت نیاز داریم و اگر نتوانیم آن را از همسرمان به دست بیاوریم، اتفاق بسیار بدی در رابطه بین ما میافتد. این موضوع نیز مهم است که بدانید چه موقع همسرتان به حمایت و تشویق شما نیاز دارد، آن هم قبل از این که او چنین درخواستی از شما بکند؛ زیرا در این زمان دیگر تأثیر چندانی ندارد. ۲۱. زمانی را بدون فرزندانتان باشید ممکن است بچههایتان را با همه وجودتان دوست داشته باشید و بخواهید هرکاری برای آنها انجام دهید؛ اما گاهی اوقات شما و همسرتان نیاز به زمانی دارید که دور از آنها باشید. موقعی که شما دارای فرزند میشوید، زندگیتان تغییر زیادی میکند و برای بودن با همسرتان وقت یا انرژی بسیار کمی پیدا می کنید. اگر فرزندانتان بزرگ هستند، بدون آنها به تعطیلات بروید یا یک شب بدون آنها بیرون بروید. برای تضمین و تداوم زندگی مشترکتان لازم است اوقاتی را به خود و همسرتان اختصاص دهید. ۲۳. شما یکی هستید ازدواج یک عهد و پیمان است. مرد و زن باید در ذهن، قلب و روح با هم یکی شوند. این کار احساسات مثبت و نهایتاً شادکامی تان در زندگی را افزایش میدهد. اگرچه مهم است که مقداری استقلال را حفظ کنید؛ اما باید با هم در همه جنبههای زندگی یکدل و یکرنگ باشید. به محض این که شما کمک و حمایت از همدیگر را متوقف کنید، شکافی در رابطه شما آشکار خواهد شد. اگر این وضع ادامه پیدا کند، شکاف عمیقتر میشود تا وقتی که آسیب به مرحله جبرانناپذیر برسد. ۲۴. اطمینان مجدد دهید شک و تردید میتواند در هر زمانی به ذهنتان بخزد. هیچکسی از این افکار منفی ایمن نیست و این امر در مورد همسرتان هم صادق است. گاهی اوقات باید بگوییم «همهچیز خوب است» و چه کسی بهتر از شما که این اطمینان را به همسرتان بدهد. اطمینان از عشق شما میتواند احساسی شبیه انداختن یک پتوی گرم بر روی شانههای همسرتان در یک روز بسیار سرد در او برانگیزد. این کار به طرف مقابل شما احساس ایمنی میدهد و افکار منفی را از ذهنش خارج میکند. ۲۵. گفتن دوستت دارم اصلاً چرا باید به همسرتان بگویید که دوستش دارید؟ آیا تاکنون این را نمیدانسته است؟ آنها احتمالاً این را میدانند؛ اما به معنای آن نیست که نباید هرگز به او این دو کلمه جادویی را بگویید. باید همواره و حداقل یکبار در روز به او بگویید: «دوستت دارم». گفتن جمله «دوستت دارم»، تأکید مجددی است بر پیوند عاشقانه شما و همسرتان، و تعهدی را که بینتان در ابتدای ازدواج ایجاد شده به یادتان میآورد. موقعی که روحیه همسرتان تضعیف می شود این واژههای کوچک به او دلگرمی و امید می بخشد. گاهی یکی از همسران تردید دارد که آیا همسرش واقعاً هنوز او را دوست دارد یا نه. در این موارد درنگ نکنید و دقیقاً آنچه در نظر دارید به همسرتان بگویید: دوستت دارم. (منبع: افکار) طبقه بندی: زن وخانواده ، برچسب ها: 25نکته، تعالی، زناشویی، [ 1391/12/5 ] [ 10:00 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
جنگندههای سوری با پرواز در ارتفاع پائین در حیفا و تل آویو اعلامیههایی بر فراز این دو شهر پخش كردند. كانال 10 اسرائیل این خبر را منتشر كرده و مدعی شده كه روی این برگهها نوشته شده؛ «ما هر وقت كه بخواهیم میتوانیم پاسخ دهیم ولی خودمان زمان و مكان را انتخاب میكنیم، با درود كركس های سوری» پدافند هوایی رژیم صهیونیستی نتوانستند این هواپیماها را سرنگون كنند چراكه شبیه به جنگندهای اسرائیلی بودند. این اقدام پاسخی به حمله هفته گذشته جنگندههای اسرائیلی به یك مركز تحقیقات نظامی سوریه در حومه دمشق بوده است.( نیمروز به نقل از فارس به نقل از سایت خبری دام پرس بهمن 1391) طبقه بندی: اخبار سیاسی، برچسب ها: پرواز، جنگنده ها، سوریه، اسرائیل، پخش اطلاعیه، [ 1391/11/18 ] [ 09:15 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
فضیلت تلاوت سوره احزاب: پیامبر اسلام(ص) فرمود: « كسی كه سوره احزاب را تلاوت كند و به خانواده خود تعلیم دهد از عذاب قبر در امان خواهد بود». *** فضیلت تلاوت سوره اسراء: امام صادق (ع): «كسی كه سوره اسراء را بخواند به هنگامی كه به توصیه های خداوند در ارتباط با پدر و مادر در این سوره می رسد، عواطف او تحریك گردد و احساس محبّت بیشتر نسبت به پدر و مادر كند.» *** فضیلت تلاوت سوره اعراف: امام صادق(ع) فرمود: «هر كسی سوره اعراف را در هر ماه بخواند در روز قیامت از كسانی خواهد بود كه نه ترسی بر آنهاست و نه غمی دارند و اگر در هر جمعه بخواند، در روز قیامت از كسانی می باشد كه بدون حساب به بهشت می روند». *** فضیلت تلاوت « بسم الله و سوره اخلاص» از امام صادق علیهالسلام: اِحتَجِز مِنَ النّاسِ كُلِّهِم بـِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» و بـِ «قُلْ هُوَ اللّهُ أحَدٌ» اِقرَأها عَن یَمینِكَ و عَن شِمالِكَ و مِن بَینِ یَدَیكَ و مِن خَلفِكَ و مِن فَوقِكَ و مِن تَحتِكَ؛ خود را از تمامى مردم با بسم اللّه الرحمن الرحیم و قل هو اللّه احد حفظ كن. آن را از سمت راست و چپ و جلو و عقب و بالا و پایین بخوان. (كافى، ج 2، ص 624) *** فضیلت تلاوت سوره حجرات: امام صادق (ع) فرمود: «هركس سوره حجرات را در هر شب یا هر روز بخواند از زائران حضرت محمد (ص) خواهد بود.» *** فضیلت تلاوت سوره زلزال: امام صادق (ع) فرمود: هرگز از تلاوت سوره اذا زلزلت الارض خسته نشوید چرا كه هر كس آن را در نمازهای نافله بخواند هرگز به زلزله دجار نمی شود و با آن نمی میرد و با صاعقه و آفتی از آفات دنیا تا هنگام مرگ گرفتار نخواهد شد. *** فضیلت تلاوت سوره سجده: امام صادق(ع) فرمود: « هر كس سوره سجده را در هر شب جمعه بخواند خداوند نامه اعمال او را به دست راست او می دهد و گذشته او را می بخشد و از دوستان محمد(ص) و اهل بیت او (ع) خواهد بود.» *** فضیلت تلاوت سوره صافات: امام صادق(ع) فرمود: «كسی كه سوره صافات را در هر روز جمعه بخواند از هر آفتی محفوظ می ماند, و هر بلایی در زندگی دنیا از او دفع می گردد, خداوند وسیعترین روزی را در اختیارش می گذارد و او را در مال و فرزندان و بدن گرفتار شیطان رجیم و گردنكشان نمی سازد و اگر در آن روز و شب از دنیا برود خداوند او را شهید مبعوث می كند و او را در بهشت با شهدا هم درجه می سازد» *** فضیلت تلاوت سوره طور: امام محمد باقر (ع) فرمود: «كسی كه سوره طور را تلاوت كند خداوند، خیر دنیا و آخرت را برای او جمع می كند.» *** فضیلت تلاوت سوره فرقان: امام موسی بن جعفر(ع) فرمود: «تلاوت سوره تبارك (فرقان) را ترك مكن چرا كه هر كسی آن را در هر شب بخواند خداوند او را هرگز عذاب نمی كند و او را مورد حساب قرار نمی دهد و جایگاهش در بهشت برین است.» توضیح: در این سوره آنچنان صفات بندگان خالص خدا تشریح شده كه هر كس براستی آنرا از جان ودل بخواند و صفات و اعمال خود را بر ان منطبق سازد جایگاهش فردوس اعلی می باشد. *** فضیلت تلاوت سوره واقعه: امام صادق (ع) فرمود: «هر كس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند خداوند او را دوست دارد و نزد همه مردم محبوب می كند، و هرگز در دنیا ناراحتی نمی بیند و فقر و آفتی از آفات دنیا دامنگیرش نمی شود و از دوستان امیر مؤمنان علی(ع) خواهد بود». *** فضیلت تلاوت سوره نصر: امام صادق (ع) فرمود: «كسیكه سوره نصر را در نمازهای نافله یا فریضه بخواند خداوند او را بر تمام دشمنانش پیروز می كند و در قیامت در حالی وارد محشر می شود كه نامه ای با اوست كه سخن می گوید، خداوند آن را از درون قبرش بیرون فرستاده و آن امان نامه ای است از جهنم». *** فضیلت تلاوت سوره نور: امام صادق(ع) فرمود: «اموال خود را از تلف شدن و دامان را از ننگ بی عفتی حفظ كنید بوسیله تلاوت سوره نور، و زنانتان را در پرتو دستوراتش از انحرافات مصون دارید كه هر كس قرائت این سوره را در هر شبانه روز ادامه دهد كسی از خانواده او هرگز تا پایان عمر گرفتار عمل منافی عفت بخواهد شد.» *** فضیلت تلاوت سوره قاف: پیامبر اسلام (ص) فرمود: «هركس سوره « ق » را بخواند خداوند مشكلات مرگ را بر او آسان می سازد». *** فضیلت تلاوت سوره شعراء، قصص و نمل: امام صادق(ع) فرمود: «هر كس سوره شعراء، قصص و نمل را در شب جمعه بخواند از اولیاء الله خواهد بود و در جوار او و سایه رحمتش قرار می گیرد.» *** فضیلت تلاوت سوره صاد: امام محمد باقر(ع) فرمود: «كسی كه سوره صاد را در شب جمعه بخواند از خیر دنیا و آخرت آنقدر از سوی خداوند به او بخشیده می شود كه به هیچ كس داده نشده است.« *** فضیلت تلاوت سوره عصر: امام صادق (ع) فرمود: «هر كس سوره العصر را در نمازهای نافله بخواند خداوند او را در قیامت بر می انگیزد در حالیكه صورتش نورانی، چهره اش خندان و چشمش (به نعمتهای الهی) روشن است تا داخل بهشت شود.» *** فضیلت تلاوت سوره کهف: امام صادق(ع) فرمود: «كسی كه در هر شب جمعه سوره كهف را بخواند، شهید از دنیا می رود و با شهدا بر انگیخته می شود. و هر كس آیه آخر این سوره را هنگام خواب بخواند در هر ساعتی بخواهد بیدار می شود.» *** فضیلت تلاوت سوره لیل: پیامبر اسلام (ص) فرمود: « هر كس سوره لیل را تلاوت كند خداوند آنقدر به او می بخشد كه راضی شود و او را از سختیها نجات می دهد و مسیر زندگی را برای او آسان می سازد». *** فضیلت تلاوت سوره مُدّثّر: امام باقر (ع) فرمود: «كسی كه سوره مدثر را در نماز فریضه بخواند بر خداوند حق است كه او را همراه پیامبر (ص) و در جوار و درجه او قرار دهد و در زندگی دنیا و بدبختی و رنج دامنش را هرگز نگیرد.» *** فضیلت تلاوت سوره مریم: امام صادق(ع) فرمود: « هر كس به خواندن سوره مریم مداومت كند از دنیا نخواهد رفت مگر اینكه خدا به بركت این سوره او را از نظر جان و مال و فرزند بی نیاز می كند.» *** فضیلت تلاوت سوره مُزَّمِّل: پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: «هر كس سوره مزمل را بخواند سختیها در دنیا و آخرت از او برداشته می شود». *** فضیلت تلاوت سوره نجم: امام صادق (ع) فرمود: «كسی كه پیوسته سوره نجم را در هر روز یا در هر شب تلاوت كند در میان مردم فردی شایسته شناخته می شود، خداوند او را می آمرزد، و محبوبیت در میان مردم به دست می آورد». *** فضیلت تلاوت سوره نصر: امام صادق (ع) فرمود: «كسیكه سوره نصر را در نمازهای نافله یا فریضه بخواند خداوند او را بر تمام دشمنانش پیروز می كند و در قیامت در حالی وارد محشر می شود كه نامه ای با اوست كه سخن می گوید، خداوند آن را از درون قبرش بیرون فرستاده و آن امان نامه ای است از جهنم.» *** فضیلت تلاوت سور هُمَزَه: امام صادق (ع) فرمود : « هر كس سوره همزه را در نماز فریضه ای بخواند ، فقر از او دور می شود ، روزی به او روی می آورد و مرگهای زشت و بد از او دفع می گردد». *** طبقه بندی: اخبار و موضوعات قرآنی ، برچسب ها: تأثیر، عجیب، سوره های قرآن، رزق و روزی، محبوبیت، دفع مرگهای بد، خیر دنیا و آخرت، [ 1391/11/17 ] [ 10:05 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
ورزش، قدم زدن، کشیدن نفس عمیق، نوشیدن چای، مصرف شکلات های تلخ و سیب زمینی، خوردن شیر سویا، درمان خُر و پُف، کنترل نمک و استرس و مشغله های کاری و ..... یکی از بیماری هایی که از جمله مشکلات قلبی نیز محسوب می شود فشار خون بالاست. این بیماری عواقب بسیار بدی برای بدن دارد و گاهی ممکن است باعث مرگ نیز بشود. تا به حال قرص ها و آمپول های متفاوتی برای کنترل فشار خون و یا کاهش آن ساخته شده است که البته هر کدام عواقب مخصوص خودشان را دارند. این درحالی است که تنها با چند راه بسیار آسان می توانید فشار خون بالا را از بین ببرید. *اولین و البته راحت ترین راه قدم زدن است. یکی از مهمترین نکاتی که در این مورد باید رعایت کنید این است که فدم زدن برای کاهش فشار خون باید قدرتی باشد و میزان آن باید تقریبا یک ساعت در روز باشد. * کشیدن نفس عمیق می تواند کمک به سزایی به کاهش فشار خون شما کند. صبح بعد از بیدار شدن از خواب و شب ها قبل از رفتن به رخت خواب به 5 دقیقه نفس عمیق بکشید تا اکسیژن کافی وارد رگ های شما شده و فشار خون شما تنظیم شود. * سیب زمینی یکی از بهترین راه های درمان فشار خون است. افرادی که فشار خون بالایی دارند باید روزانه به مقدار 2 هزار تا 4 هزار میلی گرم پتاسیم مصرف کنند. بهترین منبع برای بدست آوردن این پتاسیم سیب زمینی و یا گوجه فرنگی است. * نمک بزرگترین دشمن تمام بیماران فشار خون است. یکی از بزرگترین عاملان به وجود آمدن این بیماری نمک است پس باید در مصرف آن دقت لازم را داشته باشید و همچنین سعی کنید کمتر از آن استفاده کنید. (منبع: باشگاه خبرنگاران) * شکلات های تلخ منابع خوبی از ویتامین ها و همچنین مکمل های بدن هستند. محققان به این نتیجه رسیده اند که افرادی که بیشتر از شکلات تلخ استفاده می کنند رگ های خونی بسیار منعطف تری دارند و همچنین جریان خون در بدن آن ها روان تر است. * یکی از روش های بسیار آسان و البته کاربردی برای کاهش فشار خون نوشیدن چای در طول روز است. دانشمندان پی برده اند افرادی که روزانه از سه لیوان چای استفاده می کنند کمتر دچار بیماری فشار خون می شوند و رگ های بازتری دارند. * کار و مشغله های روزانه خودتان را کمتر کنید تا دچار استرس نشوید. یکی از دلایل به وجود آمدن فشار خون استرس است و البته کمتر کردن کار می تواند از این استرس نیز بکاهد و شما دیگر به فشار خون دچار نخواهید شد. * شاید بسیار عجیب به نظر برسد اما افرادی که در خواب خروپف می کنند بیشتر دچار فشار خون می شوند. این افراد باید سریع تر به پزشک مراجعه کنند. خروپف باعث می شود تا راه نفس شما تنگ شده و سپس فشار خون شما بالا می رود. * سویا یکی از موادی است که می تواند به شما در کاهش فشار خون کمک به سزایی کند. خوردن شیر سویا و یا استفاده از آن در غذا از جمله راه های استفاده از سویا است. * در انتها نیز مانند درمان هر بیماری دیگر
ورزش را فراموش نکنید و البته توجه خاصی به میزان
فشار خون تان همیشه داشته باشید.(منبع: باشگاه خبرنگاران) طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، برچسب ها: درمان، فشارخون، ورزش، قدم زدن، نوشیدن چای، شکلات تلخ، عدم استرس، [ 1391/11/14 ] [ 06:15 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
حدیثی پیرامون بسم الله الرحمن الرحیم از امام علی علیهالسلام: قولوا عِندَ افتِتاحِ كُلِّ أَمرٍ صَغیرٍ أو عَظیمٍ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ أَىْ أَستَعینُ عَلى هذَا الأَمرِ بِاللّهِ الَّذى لا یَحِقُّ العِبادَةُ لِغَیرِهِ، المُغیثِ إذَ ا استُغیثَ، المُجیبِ إذا دُعىَ، الرَّحمنِ الَّذى یَرحَمُ بِبَسطِ الرِّزقِ عَلَینا، الرَّحیمِ بِنا فى أدیانِنا و دُنیانا و آخِرَتِنا، خَفَّفَ عَلَینَا الدِّینَ و جَعَلَهُ سَهلاً خَفیفا، و هُوَ یَرحَمُنا بِتَمییزِنا مِن أعدائِهِ؛ هنگام آغاز هر كار كوچك و بزرگى بسم اللّه الرحمن الرحیم بگویید. یعنى براى این كار، از خدا مدد مىجویم. خدایى كه جز او كسى سزاوار پرستش نیست. پناهگاه پناهجو و فریادرس فریاد خواه است. خداوند بخشندهاى كه با گسترش روزى بر ما رحم مىكند، مهربان به ما، در آیین و دنیا و آخرتمان. دین را بر ما آسان و سبك و سهل گرفت. و به ما رحم مىكند با جدا كردن از دشمنانش. (التوحید، ص 232) *** حدیثی پیرامون صدقه از رسول اكرم صلى الله علیه و آله: دَخَلْتُ الْجَنَّةَ فَرَأَیْتُ عَلى بابِها اَلصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَالْقَرْضُ بِثَمانیَةَ عَشَرَ فَقُلْتُ یا جَبْرَئیلُ كَیْفَ صارَتِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَالْقَرْضُ بِثَمانیَةَ عَشَرَ؟ قالَ لأَِنَّ الصَّدَقَةَ تَقَعُ عَلى یَدِ الْغَنىِّ وَالْفَقیرِ وَالْقَرْضُ لایَقَعُ إِلاّ فى یَدِ مَنْ یَحْتاجُ إِلَیْهِ؛ وارد بهشت شدم، دیدم بر در آن نوشته است (ثواب) صدقه ده برابر است و قرض هجده برابر. گفتم اى جبرئیل چرا صدقه ده برابر و قرض هجده برابر است؟ گفت زیرا صدقه به دست نیازمند و بىنیاز مىرسد اما قرض جز به دست كسى كه به آن نیاز دارد، نمىرسد. (كنزالعمال، ج 6، ص 210، ح 15373) *** حدیثی پیرامون مسواك از رسول اكرم صلى الله علیه و آله: ما زالَ جَبرَئیلُ یُوَصّینى بِالسِّواكِ حَتّى خِفتُ أن اُحفىَ اَو اُدرِدَ؛ جبرئیل پیوسته مرا به مسواك سفارش مى كرد تا جایى كه ترسیدم (از كثرت مسواك زدن) دندانهایم سائیده شود و از بین برود. (وسائل الشیعه، ج1، ص346، ح1) *** حدیثی پیرامون غافل نبودن از گناه خویش از امام حسین(ع): قال الحسین علیه السلام: اُوصیكُم بِتَقوىَ اللهِ وَ اُحَذِّركُم اَیّامه فَبَادِرُوا بِصحَةِ اْلاَجسام فى مُدّةِ اْلاَعمارِ، فایّاك أن تَكـُونَ مِمَّن یخافُ عَلَى العِبادِ مِن ذنُوُبِهِم وَ یأمَـن العُقُـوبَة مِـن ذَنبه. امام حسین علیه السلام فرمود: اى مردم! شما را به تقواى الهى سفارش میكنم و از(گناه كردن)در ایامش بر حذر مـىدارم. در مـدت عمر به سلامت و تنـدرستـى جسـم پیشـى گیرید و از كسانـى نباشیـد كه بـر گناه بندگان بیـم دارنـد و خـود از عقـوبت گناه خـویـش آسـوده خاطر هستند. «تحف العقول صفحه 243» *** حدیثی پیرامون تلاوت قرآن از رسول اكرم صلى الله علیه و آله: اِنَّ البَیتَ اِذا كَثُرَ فیهِ تِلاوَةُ القُرآنِ كَثُرَ خَیرُهُ وَاتَّسَعَ اَهلُهُ وَاَضاءَ لاَِهلِ السَّماءِ كَما تُضى ءُ نُجومُ السَّماءِ لاَِهلِ الدُّنیا؛ خانه اى كه در آن قرآن فراوان خوانده شود، خیر آن بسیار گردد و به اهل آن وسعت داده شود و براى آسمانیان بدرخشد چنان كه ستارگان آسمان براى زمینیان مى درخشند. (كافى، ج2، ص610، ح1) *** حدیثی پیرامون خواص سیاه دانه و عسل از امام صادق علیه السلام: شَكا ذَریحٌ المُحارِبىُّ قَراقِرَ فى بَطْنِهِ اِلى اَبى عَبْدِاللّهِ علیهالسلام فَقالَ: اَتوجِعُكَ؟ قالَ: نَعَمْ. قالَ: ما= یَمْنَعُكَ مِنَ الحَبَّةِ السَّوداءِ وَ الْعَسَلِ لَها؛ ذریح محاربى، به امام صادق علیهالسلام گفت كه شكم او غُرغُر مىكند. امام پرسیدند: آیا درد هم دارد؟ گفت: آرى. امام فرمودند: چرا براى درمان آن از سیاهدانه و عسل استفاده نمىكنى؟ (طب الائمة، ص 100) *** حدیثی پیرامون امانتدارى وراستگویی از امام صادق علیه السلام: لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَلا بِصیامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَالصَّومِ حَتّى لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ ، وَلكِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَدیثِ وأداءُ الامانَةِ؛ فریب نماز و روزه مردم را نخورید، زیرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى كند كه اگر آنها را ترك گوید، احساس ترس مى كند، بلكه آنها را به راستگویى و امانتدارى بیازمایید. (كافى، ج2، ص104، ح2) *** حدیثی پیرامون علم و ادب از امام على علیه السلام: یا مَعشَرَ الفِتیانِ، حَصِّنوا اَعراضَكُم بِالدَبِ وَ دینَـكُم بِالعِلمِ؛ اى جوانان! آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ كنید. (تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 210) *** حدیثی پیرامون زمان ظهور از امام حسین علیه السلام: فى بَیانِ ما یَحدُثُ فى زَمَنِ ظُهورِ المامِ الحُجَّةِ علیه السلام وَ لَتَنزِلَنَّ البَرَكَةُ مِنَ السَّماءِ اِلَى الرضِ حَتّى اِنَّ الشَّجَرَةَ لَتَقصِفُ مِمّا یَزیدُ اللّهُ فیها مِنَ الثَّمَرَةِ وَ لَتُوكَلُ ثَمَرةُ الشِّتاءِ فِى الصَّیفِ وَ ثَمَرَةُ الصَّیفِ فِى الشِّتاءِ وَ ذلِكَ قَولُهُ تعالى «وَ لَو اَنَّ اَهلَ القُرى آمَنوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الرضِ وَلكِن كَذَّبُوا»؛ در بیان آنچه هنگام ظهور امام زمان علیه السلام رخ مىدهد بركت از آسمان به سوى زمین فرو مىریزد، تا آنجا كه درخت از میوه فراوانى كه خداوند در آن مىافزاید، مىشكند. (مردم) میوه زمستان را در تابستان و میوه تابستان را در زمستان مىخورند و این معناى سخن خداوند است كه (و اگر مردمِ آبادىها ایمان مىآوردند و تقوا پیشه مىكردند، بركتهایى از آسمان و زمین به روى آنان مىگشودیم، لیكن تكذیب كردند) (مختصر بصائر الدرجات، ص 51). *** حدیثی پیرامون پدر و مادر و ظلم از پیامبر صلى الله علیه وآله: اِثنانِ یعجلهما اللهُ فِی الدُّنیا البَغیَ و عُقوقَ الوالدین؛ دو چیز را خداوند در دنیا کیفر میدهد تعدی و ناسپاسی پدر و مادر. ((کنز العمال، ج 16، ص 462، ح 45458)) *** حدیثی پیرامون اصلاح بین مردم از امام صادق علیه السلام: اَلكَلامُ ثَلاثَةٌ صِدقٌ وَكِذبٌ وَإِصلاحٌ بَینَ النّاسِ قالَ قیلَ لَهُ جُعِلتُ فِداك مَا الصلاحُ بَینَ النّاسِ؟ قالَ تَسمَعُ مِنَ الرَّجُلِ كَلاما یَبلُغُهُ فَتَخبُثُ نَفسُهُ، فَتَلقاهُ فَتَقولُ سَمِعتُ مِن فُلانٍ قالَ فیكَ مِنَ الخَیرِ كَذا وَكَذا، خِلافَ ما سَمِعتَ مِنهُ؛ سخن سه گونه است راست و دروغ و اصلاح میان مردم به آن حضرت عرض شد قربانت اصلاح میان مردم چیست؟ فرمودند از كسى سخنى درباره دیگرى مى شنوى كه اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت مى شود. پس تو آن دیگرى را مى بینى و برخلاف آنچه شنیده اى، به او مى گویى از فلانى شنیدم كه در خوبى تو چنین و چنان مى گفت. (كافى، ج2، ص341، ح16) *** حدیثی پیرامون خشم از امام صادق علیه السلام: لَیسَ مِنّا مَن لَم یَملِكُ نَفسَهُ عِندَ غَضَبِهِ؛ كسى كه هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نیست. (كافى، ج2، ص 637، ح2)طبقه بندی: احادیث و روایات، برچسب ها: بسم الله الرحمن الرحیم، صدقه، اصلاح بین مردم، ظهور، علم وادب، امانتداری، خواص سیاه دانه و عسل، [ 1391/11/11 ] [ 06:01 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
حدیثی پیرامون سخاوت از پیامبر صلى الله علیه وآله: إِنَّ اللّه تَعالى جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمالَ، سَخىٌّ یُحِبُّ السَّخاءَ، نَظیفٌ یُحِبُّ النَّظافَةَ؛ خداوند زیباست و زیبایى را دوست دارد، بخشنده است و بخشش را دوست دارد، پاكیزه است و پاكیزگى را دوست دارد. (نهج الفصاحه، ح 690) *** حدیثی پیرامون انفاق وتلاوت قرآن از حضرت زهرا سلام الله علیها: حُبِّبَ اِلَیَّ مِن دُنیاکم ثَلاثٌ تَلاوَةُ کِتابِ اللهِ وَ النَّظَرُ فی وَجهِ رَسولِ وَ الانفاقُ فی سَبیلِ اللهِ؛ از دنیای شما سه چیز محبوب من است 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا. (وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295) *** حدیثی پیرامون مومن از امام جعفر صادق علیه السلام: مَـن سَـرَّتـهُ حَسَـنَـتُـهُ وَ سَـاءَتـهُ سَیِِّـئَـتُـهُ فَـهُـوَ مُـؤمِـنًٌ؛ کسی که نیکوکاری اش او را شادمان کند و بدی اش وی را بد حال گرداند چنین کسی مومن است. (جهادالنفس، ح765) *** حدیثی پیرامون اختیار و اجبار از امام على علیه السلام: إِنَّ لِلقُلوبِ شَهوَةً وَكَراهَةً وَإِقبالاً وَإِدبارً فَتوها مِن إِقبالِها وَشَهوَتِها، فَإِنَّ القَلبَ إِذا اُكرِهَ عَمِىَ؛ دلها را حالتِ خواستن و ناخواستن و روى آوردن و پشت كردن است. از راه خواسته ها و تمایلات سراغ قلبها بروید، چرا كه اگر دل را به كارى مجبور كنند، كور مى شود. (نهج البلاغه، حكمت 193) *** حدیثی پیرامون پدر و معلم از امام علی(ع): قُم عَن مَجلِسِکَ لِاَبیکَ وَ مُعَلِّمِکَ وَ اِن کُنتَ اَمیراً؛ به احترام پدر و معلمت از جای برخیز هرچند فرمان روا باشی. (غررالحکم،ح2341) *** حدیثی پیرامون راست نگفتن در سه جا از رسول اكرم صلى الله علیه و آله: ثَلاثٌ یَقْبَحُ فیهِنَّ الصِّدْقُ اَلنِّمیمَةُ، وَ اِخبارُكَ الرَّجُلَ عَنْ اَهلِهِ بِما یَكْرَهُهُ، وَ تَكذیبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الخَبَرِ؛ در سه چیز راستگویى زشت است سخنچینى، خبر ناخوشایند دادن به مردى درباره زن و فرزندش و تكذیب كردن خبر كسى. (خصال، ص 87 ، ح 20) *** حدیثی پیرامون خوش اخلاقی از امام صادق علیه السلام: قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ یا بُنَىَّ ایّاكَ وَ الضَّجَرَ وَ سوءَ الْخُلْقِ وَ قِلَّةَ الصَّبْرِ فَلا یَسْتَقیمُ عَلى هذِهِ الْخِصالِ صاحِبٌ وَ اَ لْزِمْ نَفْسَكَ التُّؤَدَةَ فى اُمورِكَ وَ صَبِّرْ عَلى مَؤوناتِ الاِْخْوانِ نَفْسَكَ وَ حَسِّنْ مَعَ جَمیعِ النّاسِ خُلْقَكَ؛ لقمان به فرزندش فرمود فرزندم! از بىحوصلگى و بد اخلاقى و بىتابى دورى كن كه هیچ دوستى تحمل این خصلتها را ندارد. در كارهایت آرام و بردبار، در تحمّل زحمات برادران صبور و با همه مردم خوش اخلاق باش. (قصص الأنبیاء، ص 198، ح 245) طبقه بندی: احادیث و روایات، برچسب ها: حدیث، سخاوت، انفاق، پدر و مادر، معلم، خوش اخلاقی، تلاوت قرآن، [ 1391/11/10 ] [ 05:58 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
مسئلهى ذخایر ارزى مطمئن كه كشور بتواند با شوكهاى اقتصادى و ارزى مقابله كند؛ تأمین منابع تولید و سرمایهگذارى؛ برنامههاى راهبردى تولید و انتقال آب و انرژى در كشور، جزوِ مسایلى است كه ما در چند سال آینده بشدت نیازمان به آنها محسوس خواهد شد؛
متن زیر بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدارمسؤولان و كارگزاران در۲۹ خرداد ۱۳۸۵ نظام است که مرور آن در شرایط کنونی خالی از لطف نیست:
"ما احتیاج داریم كه از سرمایهگذارى حمایت بشود؛ كارآفرینى بشود؛ تولید داخلى ترویج بشود؛ با قاچاق و فساد مجدّانه مبارزه بشود؛ اشتغال به عنوان یك مبناى اصلى و یك هدف مهم دنبال بشود؛ ثبات و شفافیت و انسجام سیاستها و مقررات اقتصادى انجام بشود! مقررات اقتصادىاى كه امروز یك چیزى بگوییم، فردا عوضش بكنیم، فایدهاى ندارد! مقررات اقتصادى و قوانین ما باید هم ثبات داشته باشند كه مردم بتوانند روى آن برنامهریزى كنند، هم باید منسجم باشد و باهم بخواند و شفاف باشد.
بازاریابى جهانى، یكى از مهمترین وظایف براى رونق اقتصادى كشور است ـ كه جزوِ كارهایى است كه ما نكردهایم و جزوِ كمكاریهاى ماست ـ و اطلاعرسانى كامل از فعالیتها و برنامهها؛ ما بایستى اینها را در نظر داشته باشیم. البته برنامههاى راهبردى اساسى كشور نباید از نظر دور بماند؛
مسئلهى ذخایر ارزى مطمئن كه كشور بتواند با شوكهاى اقتصادى و ارزى مقابله كند؛ تأمین منابع تولید و سرمایهگذارى؛ برنامههاى راهبردى تولید و انتقال آب و انرژى در كشور، جزوِ مسایلى است كه ما در چند سال آینده بشدت نیازمان به آنها محسوس خواهد شد؛ اینها بایستى با جدیت دنبال بشود؛ اینها جزوِ همان مقوله رونق اقتصادى كشور است."( منبع: جهان) طبقه بندی: ولایت و رهبری (حضرت ایت الله العظمی خامنه ای حفظه الله) ، برچسب ها: پبش بینی، مقام معظم رهبری، وضعیت اقتصادی، [ 1391/11/6 ] [ 12:26 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
ولادت خاتم الانبیاء حضرت محمدبن عبدالله(ص) و امام صادق(ع) مبارکباد
حدیثی تکان دهنده در عصر ظهور و آخرالزمان ازپیامبراکرم حضرت محمد رسول الله(صلی الله علیه واله) به نقل از منابع روایی شیعه و سنی: روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد. سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد ، شخصیت های بزرگ در نزد آنها حیله گر خوانده می شوند و اشخاص حیله گر در نزد مردم، با شخصیت و وزین خوانده شوند .
مومن در نزد آنان حقیر و بی مقدار می شود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد، کودکانشان پلید و گستاخ و بی ادب و زنانشان بی باک و بی شرم و بی حیا شوند، پناه بردن به آنها خواری و اعتماد به آنان ذلت و درخواست چیزی از آنها نمودن، جامه درویشی به تن کردن و مایه بیچارگی و ننگ است . درآن هنگام خداوند، آنان را ازباران به هنگام محروم سازد و در وقت نامناسب برآنها ببارد. زمانی بر مردم بیاید که چهره هایشان چهره های آدمیان ولی دل هایشان دل های شیاطین باشد، بسان گرگان درنده خونریز باشند. از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند ، اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند و اگر خبری برایشان بازگویی تو را دروغگویی شناسند و چون از آنها غایب باشی غیبتت کنند. افراد بد بر آنان مسلط شود که آنان را به انواع عذاب معذب دارند، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود. در جایی دیگر رسول خدا فرمود: زمانی بر مردم بیاید که شکم هاشان خدایان آنها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پول شان دین شان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند. از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان های مسجدهایشان آباد باشد ولی دلهایشان از جهت هدایت خدا خراب شود .
به چهار بلا مبتلا شوند. در آن روزگار است که خداوند، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد. نخست: تجاوز به ناموسشان! دوم: هتک حرمت از ناحیه زورمندان و ثروتمندانشان! سوم: خشکسالی! چهارم: ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان!
اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند : یا رسول الله ! مگر آنها بت پرست هستند؟ پیامبر فرمود: آری هر پول و درهمی به نزد آنها بتی است که در حد پرستش به آن تعلق خاطر دارند. روزگاری بیاید که مردم شان آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد.
در آن هنگام، خداوند آنها را به سه بلا دچار سازد: نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد ، دوم: ستمگران را بر آنها مسلط سازد و سوم انکه بی ایمان از دنیا بروند .
یکی از اصحاب از پیامبر پرسید: یا رسول الله دین مردم شان چگونه خواهد بود؟ پیامبر فرمود: زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند . دینداری شان بسان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد.
در جایی دیگر در بحارالانوار جلد52ص190 پیامبر فرمود: زمانی برسد که از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند، آنچنانکه گروهی به دین خدا در جهان خوانده شوند در حالی که همین گروه از هرکسی از اسلام دورتر باشند. مسجدهاشان از حیث ساختمان آباد ولی از نظر هدایت، خراب باشد. در میان مردمانشان قرآن و اهل آن در اقلیت باشند. مومنانشان در میان مردم باشند ولی در میان آنها نباشند، با مردم باشند ولی براستی با مردم نباشند ، زیرا هدایت با ضلالت همراه نیست گرچه در کنار یکدیگر باشند .
در بحار ج 77ص369 آمده است پیامبر در اواخر عمر خود اصحاب را جمع کردند و فرمودند: زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی یا اگر او را ببینی به از آن است که او را بیازمایی. چون او را بیازمایی، حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی .
دینشان پول و قبله گاهشان زنانشان شود. برای رسیدن به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند . بازرگانان و کاسبان شان رباخوار و فریبکار، و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرارشان بر آنها چیره گردند و هر چه دعا کنند به اجابت نرسد .
روزگاری خواهد آمد که مردمانشان به پراکندگی مصمم باشند و از هماهنگی و اتفاق نظر و اتحاد بدور شوند. آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها. از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود ، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود . و چون در آخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.
در کنزالاعمال حدیث 31008 آمده است یکی از اصحاب پرسید دین خدا چگونه خواهد شد؟ پیامبر(ص) فرمود : زمانی بر مردم بیاید که هیچ دیندار دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قله کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچه هایش چنین کند ، و این آخرالزمان باشد . هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد، چون این وضع پیش آید عزب بودن و تجرد حلال شود، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد، چه بسا هلاکت و تباهی اش به دست خویشان و همسایگانش باشد که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنندو بترسانند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهده آن بر نیاید تا گاهی که او به پرتگاه های هلاکت سقوط کند .
و نیز از پیامبر خدا در کتاب کنزالاعمال، حدیث 290324 روایت شده است که فرمود: در آخرالزمان دغلبازان و فریبکارانی بیایند که حدیث هایی نو و روایت هایی جدید از دین بر شما بخوانند، آنچنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیث هایی نشنیده باشید. پس دوری گزینید از آنها. مبدا به دام تزویر و فریب شان بیافتید.
پیامبر (ص) فرمود :« این دین مُدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار آن بجنگند تا قیامت بپا شود » و فرمود « در هر عصر و زمانی گروهی از امتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند » کنزالاعمال حدیث34499و34500
در جای دیگری فرمودند: « چون در آخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون گردد، بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید که به دل هایشان دیندارند و دین آنها از آلایش به افکار مصون ماند." بحار 52/111
طبقه بندی: متفرقه، برچسب ها: حدیث، تکان دهنده، پیامبر اکرم(ص)، آخرالزمان، [ 1391/11/5 ] [ 10:45 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
خوابیدن و استراحت کردن باعث می شود عملکرد سیستم ایمنی بدن شما افزایش یابد و همه توانایی خود را برای مبارزه با ویروس سرما خوردگی استفاده کند. درد و خارش گلو، سرفه خشک و کوتاه و گرفتگی بینی از علائم رایجی هستند که معمولا" همه ما در هنگام سرماخوردگی از آنها رنج می بریم ، بنابراین طبیعی است که همه ما از این بیماری متنفریم. معمولا" درمان کامل سرما خوردگی حدود ۵ روز طول می کشد اما اگر ما رژیم غذایی و روش زندگیمان را تغییر دهیم می توانیم سریعتر از دست این بیماری ویروسی خلاص شویم. آب بنوشید: وقتی بدن ما با سرماخوردگی مبارزه می کند نوشیدن مایعات خیلی اهمیت دارد و به بدن ما خیلی کمک می کند. بنابراین حداقل ۶ لیوان در روز آب بخورید . علاوه بر آب ، از آب میوه ها و آب سبزیجات طبیعی و شیرین نشده نیز می توانید استفاده کنید اما از مصرف نوشیدنی هایی مثل قهوه، چای سیاه غلیظ و سودا خودداری کنید. زیرا این نوشیدنیها به جای آنکه به بدن شما آبرسانی کنند ، آب بدن شما را کم می کنند. نوشیدن آب زیاد به بدن شما کمک می کند که سموم و مواد زائد را سریعتر دفع کند و باعث می شود که خون و سلولهای شما به خوبی کار کنند. بخوابید: وقتی می خوابید و یا استراحت می کنید ، در واقع به بدنتان اجازه می دهید که همه انرژی خود را برای مبارزه با سرماخوردگی بکار گیرد . خوابیدن و استراحت کردن باعث می شود عملکرد سیستم ایمنی بدن شما افزایش یابد و همه توانایی خود را برای مبارزه با ویروس سرما خوردگی استفاده کند. بنابراین حداقل ۸ ساعت در شب بخوابید و علاوه بر آن در طول روز هم حتما" چند خواب کوتاه داشته باشید. مواد مقوی مصرف کنید: وقتی بدن شما با سرماخوردگی مبارزه می کند برای اینکه قوی باقی بماند و بتواند درمقابل این بیماری از خود دفاع کند ، به انرژی و غذای مقوی احتیاج دارد.از خوردن غذاهای سرخ شده ، شور ، چرب و شیرین خودداری کنید در عوض از غذاهایی استفاده کنید که سبک و مغذی باشند و هضم آن ها برای بدن آسانتر باشد. برای مثال میوه ها ، سبزیجات ، غلات و پروتئینهای بدون چربی که سرشار از مواد مغذی ، ویتامین ها ، مواد معدنی و فیبر هستند برای بدن بیمار بسیار مفید ند. غذاهای آبدار به درمان سرماخوردگی خیلی کمک می کنند. سوپ مرغ با رشته فرنگی برای درمان سریع سرماخوردگی بسیار مفید است. سوپ مرغ دارای خواص غیر التهابی است و حرکت موکوس ها را بطور موقتی تسریع می کند و در نتیجه منجر به تسکین احتقاق(گرفتگی بینی) و کاهش زمان تماس ویروس با پوشش داخلی بینی می شود. دارو: داروهای زیادی برای درمان سرماخوردگی وجود دارد اما پیشنهاد می کنیم که وقتی نشانه های سرماخوردگی آغاز شد شما هر روز ۴ وعده و در هر وعده ۴۰۰ میلی گرم ویتامین سی به همراه آب فراوان مصرف کنید و علاوه بر آن هر ۶ ساعت یکبار یک قرص زینک مصرف کنید.(فردانیوز) طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، برچسب ها: سرماخوردگی، درمان، آب، خواب، سوپ، [ 1391/11/4 ] [ 08:35 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
* نهم ربیع الاول « عیدالزهرا(س)» سالروز به امامت رسیدن حضرت صاحب الزمان(عج) مبارک باد * ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
نهم ربیع الاول سالروز به امامت رسیدن حضرت صاحب الزمان(عج) است و این روز به سبب انتقامی که ایشان پس از ظهورشان از دشمنان اهل بیت(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) می گیرند به عید الزهرا(س) نام گذاری شده است. هشتم ماه ربیع الاول روز شهادت حضرت امام حسن عسگری(ع) و نهم ربیع الاول نخستین روز امامت حضرت حجت بن الحسن(عج) است، با ظهور امام زمان(عج) عدل در جهان دادگستر شده و انسان ها از هوای نفس و ظلم ظالمان آزاد می شوند؛ بنابراین سالروز امامت این حضرت، عید بزرگی برای همه انسان های آزاده و مؤمنان است. امروزه مردم نسبت به این عید شناخت دارند اما علت این که افرادی هنوز نسبت به این عید بزرگ اهل بیت(ع) بی اطلاع هستند، کوتاهی خود آن ها و رسانه های عمومی است. مردم باید به دنبال شناخت معارف دینی خود باشند و رسانه ها باید فضای شناخت مسائل دینی را برای مردم فراهم کنند؛ اگر رسانه ها فضای تحقیق را مهیا کنند و مردم به دنبال معارف دین باشند، نسبت به مسائلی مانند شناخت این عید بزرگ نیز دست پیدا می کنند. رسانه ها باید در حد توان خود به بیان عظمت امامت حضرت ولی عصر(عج) و آنچه که مترتب بر ظهور آن بزرگوار می شود، بپردازند. زمانی که امام زمان(عج) ظهور کنند، عقل همه انسان ها کامل شده و زمین تمام خزائن خود را در اختیار بشر قرار می دهد؛ به همین دلیل، با ظهور امام زمان، بزرگترین شادی نصیب و منتظران امام عصر(عج) می شود. زمانی که رسانه ها اعم از صداوسیما، روزنامه و رسانه های اینترنتی، خصوصیات پس از ظهور را برای مردم بیان کنند و مردم نیز به دنبال رسیدن به حقائق دین باشند با این عید بیشتر آشنا خواهند شد. نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلكه آغاز دورهای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار میآید. در سال روز نهم ربیع الاول كه یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است، تصمیم گرفتیم در چند سطر كوتاه به رخ دادهایی كه پس از شهادت امام حسن عسكری علیه السلام در سامرا روی داد، اشاره كنیم.
روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسكری علیهالسلام پس از این كه نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری كه هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد كه امام یازدهم افزون بر این كه مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده كرده بود، شب پیش از شهادت شان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامههای بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری كردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.
عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بنالحسن علیهالسلام متصدی غسل و كفن و دفن حضرت شد و بر اساس گفته شیخ صدوق، امام زمان علیهالسلام با كنار زدن عمویش جعفر كه قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.
حكومت عباسی از مدتها پیش بر اساس سخن رسولالله صلیالله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این كه مهدی فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل كرده بود. پس از شهادت امام كم كم خبر فرزندی به نام مهدی علیهالسلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی علیهالسلام به نتیجه نرسید.
عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر علیه السلام توقیعات حضرت را به شیعیان میرساند. از همین زمان بود كه شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان كه به اشتباه خود پی میبرند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه میشوند، همچنان دیندار بمانند. در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص، امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشتند. همه آنها معروف و سرشناس بودهاند. آنان احكام دین را از وجود اقدس امام زمان علیه السلام گرفته و در اختیار شیعیان میگذاشتند. سؤالات [كتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان میرسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وكالتی، كه از امام داشتند، میگرفتند [و به حضرت تحویل میدادند یا با اجازة ایشان مصرف میكردند] آنان جمعی بودند كه امام حسن عسكری علیه السلام در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی كرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی كارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.
ویژگى هاى ظاهرى امام زمان عج حضرت مهدى (علیه السلام) سیمایى چون سیماى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دارد، در رفتار و گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست.( [1] ) امیرالمؤمنین (علیه السلام) روزى به امام حسین (علیه السلام) نظر افكنده به اصحاب خود فرمودند: «در آینده خداوند از نسل او مردى را پدید مى آورد كه همنام پیامبر شماست و در ویژگیهاى ظاهرى و سجایاى اخلاقى به او شباهت دارد.» 2 ـ زیبا و خوش صورت: زیبایى اگر به اعتدال و تناسب اعضاى چهره، یا به گیرایى نگاه و نورانیّت صورت و جذّابیّت آن باشد، همگى در وجود نازنین یادگار پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به ودیعت نهاده شده است.( [2] ) 3 ـ گشاده پیشانى: پیشانى بلند و گشاده اش بر هیبت و وقار چهره زیبایش مى افزاید، و چنان نورى بر چهره و جبین او پیداست كه سیاهى موهاى سر و محاسن شریفش را تحت الشعاع قرار مى دهد.( [3] ) 4 ـ میانه قامت: قامتى نه خیلی بلند و نه كوتاه، بلكه اندامش معتدل و میانه است.( [4] ) 5 ـ داراى دو خال مخصوص: خالى بر چهره دارد كه برگونه راستش همچون دانه مُشكى میان سفیدى صورتش مى درخشد و خالى دیگر بین دو كتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد.( [5] ) در باره شمایل ظاهرى امام زمان(علیه السلام) پاره اى صفات دیگر از مجموعه روایات وارده در این باب مى توان بدست آورد: * آن حضرت رنگى سپید، كه آمیختگى مختصرى با رنگ سرخ دارد. * از بیدارى شب ها، چهره اش به زردى مى گراید. * چشمانش سیاه و ابروانش بهم پیوسته است و در وسط بینى او بر آمدگى كمى پیداست. * میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش كم است. * میان دو كتفش عریض است و شكم و ساق او به امیرالمؤمنین(علیه السلام)شباهت دارد. * در وصف او وارد شده: «المهدىّ طاووس اهل الجنّة. وجهه كالقمر الدّرى علیه جلابیب النور». «حضرت مهدى(علیه السلام) طاووس اهل بهشت است، چهره اش مانند ماه درخشنده است و گویا جامه هایى از نور بر تن دارد.»( [6] ) «اللّهم ارنى الطّلعة الرّشیدة والغرّة الحمیدة واكحل ناظرى بنظرة منّى الیه». «بار خدایا ! آن جمال با رشادت و پیشانى نورانى ستایش شده را، به من بنمایان، و چشمم را به نگاهى به او، سرمه كن». منابع: زمان ظهور حجت الاسلام والمسلمین مؤمن پور عضو جامعه مدرسین قم [1] ـ بحارالانوار ج 51 ص 39 حدیث 19. [2] ـ مدرك پیشین ص 36 حدیث 6، شابٌ مربوع القامة حسن الوجه. [3] ـ مدرك پیشین ص 36 ـ 40، هو رجل أجلى الجبین، نور وجهه یعلو سواد لحیته و رأسه. [4] ـ منتهى الآمال ج 2 ص 481: لیس بالطویل الشامخ و لا بالقصیر اللاّزق بل مربوع القامة. [5] ـ مدرك پیشین، و بحارالانوار ج 51 ص 41 حدیث 22. [6] ـ منتهى الآمال، ج 2، ص 481. طبقه بندی: متفرقه، برچسب ها: نهم ربیع الاول، عیدالزهرا(س)، آغاز امامت حضرت ولی عصر(عج)، ویژگی های ظاهری حضرت، [ 1391/11/1 ] [ 09:54 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود خون دل جاری به رخ ، در مرگ آن مولا کند حضرت امام حسن عسكری علیه السلام سختترین دوران را داشته اند و خود فرموده اند: «در میان پدرانم، هیچیك چون من، گرفتار شكّ و تردید در میان شیعیان درباره امامت نشده است. ودر پایان عمرعزیزشان بر اثر سمی که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید به شهادت رسیدند. کنیه آن حضرت ابامحمد بود . صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع ) امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سیاه کمانی ، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسیار سفید بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود . راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد . دوران امامت به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسیم می گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند . امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید . زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند . وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند ، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید . عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید . پیوسته می گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام ، وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است . پسر عبیدالله خاقان می گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم . مردم را نسبت به او متواضع می یافتم . می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود ، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شیعه ، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص ) و جریانهای شیعی بودند ، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت را داشت " . اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود . این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی ، این همه سختی را تحمل می کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد " . حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند زیرا دوران غیبت حضرت مهدی (ع ) نزدیک بود ، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید . امام حسن عسکری (ع ) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشراحکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع ) می رسیدند بر جای گذاشت . در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد ، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام ، گردید . در قدرت علمی امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله: یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد . شهادت امام حسن عسکری (ع ) شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد . خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند . و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او می کردند ... . این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند . حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند . اما خداوند متعال حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد ، از کردار زشت خود پشیمان شد . بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در میان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند . با بررسی زندگی امامان معصومی كه در دوران خلافت بنی عباس میزیستند، درمییابیم كه همگی به گونهای مرموز، با سمّ به شهادت رسیدند. پس از شهادت نیز خلفا میكوشیدند آنان را به عنوان فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله تكریم كنند و برای آنها عزای عمومی برپا سازند و با ظاهرسازیها، خود را از اتّهام جنایت مبرّا گردانند. راهكاری كه خلفای عبّاسی برای دور كردن مردم حجاز به عنوان نخستین مسلمانان، از ائمه علیهم السلام به كار گرفته بودند، فاصله انداختن میان مردم و ائمه بود و این راهكار به بهانههای گوناگونی درباره هر امام اجرا میشد. از این رو، پس از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام هیچ امامی در سرزمین حجاز به خاك سپرده نشد و همگی در تبعید و به دور از وطن خویش به شهادت رسیدند. به فرموده حضرت امام حسن عسكری علیه السلام نیز سختترین دوران را آن حضرت داشته است، چنانكه فرمود: «در میان پدرانم، هیچیك چون من، گرفتار شكّ و تردید در میان شیعیان درباره امامت نشده است. شاید بتوان گفت در میان امامانی كه در زمان خلفای بنی عباس میزیستهاند، سه امام بزرگوار: امام محمدتقی، امام علی نقی و امام حسن عسكری علیهم السلام سختترین دوران را سپری كردهاند. گواه این مدّعی سنّ شریف این سه امام مظلوم و بزرگوار است كه روی هم به 92 سال میرسد. امام جواد علیه السلام 25 سال، امام هادی علیه السلام 41 سال و امام حسن عسكری علیه السلام 28 سال عمر كردهاند. به فرموده حضرت امام حسن عسكری علیه السلام نیز سختترین دوران را آن حضرت داشته است، چنانكه فرمود: «در میان پدرانم، هیچیك چون من، گرفتار شكّ و تردید در میان شیعیان درباره امامت نشده است».(1) ماجرای جانشین بر حق امام عسکری ابوالادیان می گوید : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) می کردم . نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالادیان به امام عرض می کند : ای سید من ، هرگاه این واقعه دردناک روی دهد ، امامت با کیست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالادیان می گوید : دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالادیان می گوید : باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم . امام می گوید : هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست . ابوالادیان می گوید : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را دیدم که نشسته ، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند . من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم . اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد . چون بدن مطهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ایستاد ، طفلی گندمگون و پیچیده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت : ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ایستاد . سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسید : این کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام . در این موقع ، عده ای از شیعیان از شهر قم رسیدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند : بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببینید مردم از من علم غیب می خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی ( کیسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا . شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید . رفتند و از کودک اثری نیافتند . ناچار " صیقل " کنیز حضرت امام عسکری (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است . ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد . درود خدای بزرگ بر او باد. سخن ارزشمند حضرت امام عسکری(ع): دوستـى نیکـان به نیکـان ، ثـوابست بـراى نیکـان. و دوستـى بـدان به نیکان ، فضیلت است براى نیکان، و دشمنى بدان با نیکان ، زینت است بـراى نیکان، و دشمنـى نیکـان بـا بـدان، رسـوایـى است بـراى بـدان. (تحف العقول، ص 487) *** هشدار که ماتم عظیم است امروز دلها همه با غصه ندیم است امروز بر صاحب عصر تسلیت باید داد کان درّ گرانمایه یتیم است امروز . . . *** منابع: (تبیان) 1) ترجمه تحف العقول، ص 579؛ به نقل از: محمّد محمّدی اشتهاردی، سیره چهارده معصوم، ص 914. « اللهم عجل لولیک الفرج » طبقه بندی: زندگینامه پیامبر(ص) و امامان معصوم (علیهم السلام)، برچسب ها: شهادت امام حسن عسگری(ع)، جانشین امام، [ 1391/10/30 ] [ 11:25 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
ولایت اهل بیت(علیهم السلام) قال الإمامُ الصّادقُ علیه السلام: یُسألُ المَیِّتُ فی قَبرِهِ عن خَمسٍ: عن صَلاتِهِ، وزَکاتِه، وحَجِّهِ، وصیامِهِ، ووَلایَتِهِ إیّانا أهلَ البَیتِ ، فتَقولُ الوَلایةُ مِن جانِبِ القَبرِ للأربَعِ : ما دَخَلَ فِیکُنَّ مِن نَقصٍ فَعلَیَّ تَمامُهُ . امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: از مرده در قبرش پیرامون پنج چیز سؤال مىشود : از نمازش ، زکاتش ، حجّش ، روزه اش و ولایتش نسبت به ما خاندان . پس ، ولایت از گوشه قبر به آن چهار چیز گوید : هر یک از شما کم و کاستى داشتید، کامل کردن آن به عهده من! طبقه بندی: ولایت اهل بیت(ع) کلید رستگاری ، برچسب ها: ولایت، سوال در فبر، نجات ورستگاری، امام صادق(ع)، [ 1391/10/30 ] [ 11:49 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
خواص درمانی تمر هندی باعث پایین آمدن حرارت بدن (تب) و رفع عطش میشود. میوههای این گیاه نیز باعث كاهش كلسترول خون و همچنین درمان اختلالات صفراوی میشود. نام تمر هندی برگرفته از نام تمبر به معنای خرمای خشك است؛ میوه نرسیده این گیاه به رنگ سبز است و وقتی كاملا رسید به رنگ قهوهای یا قهوهای متمایل به قرمز خواهد شد. طعم این میوه زمانی كه خوب نرسیده بسیار ترش است و هر چه بیشتر میرسد شیرینتر میشود و بچهها آن را به عنوان تنقلات میخورند. این گیاه از خانواده نخودهاست و میوههایی شبیه باقلا دارد كه در ماداگاسكار به عنوان درختی مقدس و پادشاه درختان تلقی میشود. میوههای این گیاه مورد علاقه بسیاری از مردم است و به عنوان چاشنی و طعمدهنده غذا، دسر، شربت و آبمیوه مورد استفاده قرار میگیرد. در هندوستان نهتنها میوه بلكه گل و برگهای این گیاه برای پخت غذا مورد استفاده قرار میگیرد. بهترین نوع آن تمرهندی قرمز رنگی است كه حدود هفت ماه تا یك سال از عمر میوه آن گذشته باشد؛ البته كهنه یا فاسد شده آن كیفیت لازم درمانی را نخواهد داشت. (رطوبت و ترشی تمرهندی از بین نرفته باشد) خواص درمانی: ـ میوههای این گیاه سرشار از ویتامین C است و برای درمان اسكوربوت و سرماخوردگی مفید است. ـ مقوی قلب و معده، از بین برنده حالت تهوع و استفراغ، ملین طبع و مسهل صفرا و اخلاط سوخته است. ـ باعث پایین آمدن حرارت بدن (تب) و رفع عطش میشود. میوههای این گیاه نیز باعث كاهش كلسترول خون و همچنین درمان اختلالات صفراوی میشود. ـ ضماد آن جهت دررفتگی عضو و تقویت عضله و همراه با روغن حیوانی جهت باز كردن دمل در قدیم مورد استفاده قرار میگرفته است. ـ آشامیدن آب آن برای رفع هموروئید (بواسیر) مفید است و از برگهای آن برای درمان سوختگی استفاده میكنند. شربت تمرهندی مورد استفاده بسیاری از ملل است و باعث رفع تشنگی میشود. امروزه تمرهندی كاربرد درمانی سنتی خود را، بخصوص در ایران، تقریبا از دست داده و صرفا به صورت خوراكی مصرف میشود. ازجمله میتوان به رب و شیره تمرهندی اشاره كرد، رب تمرهندی چاشنی قلیه ماهی، معروفترین خورش جنوبیها و شهرهای آبادان و خرمشهر است. همچنین اهالی جنوب پیش از تنوری كردن ماهی، پوست آن را به شیره تمرهندی آغشته میكنند. آش تمرهندی و خورش بامیه از دیگر خوراكیهایی هستند كه چاشنی آنها شیره تمرهندی است. حواستان باشد تمرهندی را نباید در آب زیاد مالید زیرا موجت تهوع و استفراغ میشود، بلكه باید آن را در آب خیساند، وقتی در آب حل شد آن را صاف كرده و با كمی نبات یا شكر آشامید. عوارض: ـ خوردن زیاد تمر هندی باعث خراش روده و ایجاد سرفه میشود. ـ ناشتا خوردن تمر هندی مضر است، خام، تازه و نورس آن بسیار نفاخ و دیرهضم است.(فردا نیوز) طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، برچسب ها: خواص- درمانی -تمر هندی، خواص -درمانی -تمر هندی، [ 1391/10/30 ] [ 08:23 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
امام صادق ‹‹ علیه السّلام ›› فرمودند: خدا رحمت كند بنده ای را كه از خدای عزّ و جل حاجتی بخواهد و در دعا درباره آن پافشاری و اصرار كند، خواه اجابت شود و خواه اجابت نشود. *** حضرت امام صادق ‹‹ علیه السّلام ›› فرمودند: خداوند حاجت تو را می داند و نیز داند كه تو چه خواهی، ولی دوست دارد كه حاجت های خود را به درگاه او شرح دهی. *** امام صادق ‹‹ علیه السلام ›› فرمودند: دعای انسان برای برادر دینی اش در غیاب او، روزی را زیاد كند و از نا خوشی و بدی جلوگیری كند. *** امام صادق ‹‹ علیه السّلام ›› فرمودند: بخیل كسی است كه از سلام كردن بخل كند. *** امام صادق ‹‹ علیه السّلام ›› فرمودند: آنكه آغاز به سلام كند به خدا و رسولش نزدیكتر است. *** مولای متّقیان علی ‹‹ علیه السّلام ›› : خشم نكنید و كسی را هم به خشم نیاورید. سلام را آشكارا گویید و گفتارتان را خوش كنید. در شب نماز بخوانید آنگاه كه مردم درخوابند تا به سلامتی به بهشت روید. *** امام صادق ‹‹ علیه السّلام ›› : از درون مردم كاوش و جستجو مكنید كه بی رفیق و دوست بمانی! ***
امام سجّاد سلام الله علیه : إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللَّهُ عَن شیعَتِنا العاهَةَ و جَعَلَ قُلوبَهُم كَزُبَرِ الحَدیدِ؛ آن
گاه كه قائم ما قیام كند، خداوند آفت را از شیعیان ما بزداید و دلهایشان را چون پارههاى
آهن گرداند. (دانشنامه قرآن و حدیث: ج 3، ص 128)
*** حدیثی پیرامون ولایت از امام صادق علیه السلام: یُسألُ المَیِّتُ فی قَبرِهِ عن خَمسٍ: عن صَلاتِهِ، وزَکاتِه، وحَجِّهِ، وصیامِهِ، ووَلایَتِهِ إیّانا أهلَ البَیتِ ، فتَقولُ الوَلایةُ مِن جانِبِ القَبرِ للأربَعِ : ما دَخَلَ فِیکُنَّ مِن نَقصٍ فَعلَیَّ تَمامُهُ . امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند: از مرده در قبرش پیرامون پنج چیز سؤال مىشود: از نمازش، زکاتش، حجّش، روزه اش و ولایتش نسبت به ما خاندان. پس، ولایت از گوشه قبر به آن چهار چیز گوید: هر یک از شما کم و کاستى داشتید، کامل کردن آن به عهده من! طبقه بندی: احادیث و روایات، برچسب ها: حدیث، دعا، سلام کردن، خشم، نماز شب، قیام قائم، ولایت، [ 1391/10/29 ] [ 05:43 بعد از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
شبی در خواب دیدم که فردی به من گفت: «شیخ عبدالکریم! کارهایت را ردیف کن که تا سه روز دیگر از دنیا خواهی رفت»، مرحوم شریف رازی نقل میکند: آیت الله حائری یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم دارای خصایص اخلاقی و انسانی و سجایای بسیاری بود، از خصوصیات بارز او شدت ارادتش به پیامبر و خاندانش، به ویژه سالار شهیدان حضرت سیدالشهدا(ع) بود که زبانزد خاص و عام بود.
این ارادت به گونهای بود که مرحوم حاج شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی که یکی از خوبان بود از سوی آن جناب دستور داشت، همه روزه پیش از آغاز درس فقه آن مرحوم، دقایقی ذکر مصیبت امام حسین(ع) را کند و آنگاه جناب حائری درس فقه خود را آغاز میکرد.
دهه محرم مجلس سوگواری داشت و روز عاشورا خود به نشان سوگ حسین(ع) گِل بر چهره و پیشانی میمالید و جلو دسته عزاداری علما حرکت میکرد.
از شدت ارادت او به کشتی نجات امت، امام حسین(ع) و دلیل آن پرسیدند که در پاسخ فرمود: «من هر چه دارم از آن گرامی است» و آنگاه یکی از کرامتهای آن حضرت در مورد خودش را به این صورت شرح داد:
هنگامی که در کربلا بودم، شبی در خواب دیدم که فردی به من گفت: «شیخ عبدالکریم! کارهایت را ردیف کن که تا سه روز دیگر از دنیا خواهی رفت»، از خواب بیدار شدم و غرق در حیرت گشتم، اما بدان توجه زیادی نکردم، شب سه شنبه بود که این خواب را دیدم، روز سه شنبه و چهارشنبه را به درس و بحث رفتم و کوشیدم خواب را فراموش کنم و روز پنج شنبه که تعطیل بود با برخی از دوستان به باغ معروف «سید جواد کلیدار» در کربلا رفتیم و پس از گردش و بحث علمی نهار خوردیم و به استراحت پرداختیم.
هنوز خوابم نبرده بود که به تدریج تب و لرز شدیدی به من دست داد و به سرعت شدت یافت و کار به جایی رسید که دوستان هر چه عبا و روانداز بود همه را روی من انداختند، اما باز هم میلرزیدم و آنگاه پس از ساعتی تب سوزانی همه وجودم را فرا گرفت و احساس کردم که حالم بسیار وخیم است و با مرگ فاصلهای ندارم. از دوستان خواستم که مرا هر چه زودتر به منزل برسانند و آنان نیز وسیلهای یافتند و مرا به خانه انتقال دادند و در منزل به حالت احتضار افتادم.
کم کم علائم و نشانههای مرگ از راه رسید و حواس ظاهری رو به خاموشی نهاد و تازه به یاد خواب سه شنبه افتادم، در آن حالت بحرانی بودم که دیدم دو نفر وارد اطاق شدند و در دو طرف من قرا گرفتند و ضمن نگاه به یکدیگر گفتند: «پایان زندگی اوست و باید او را قبض روح کرد».
من که مرگ را در برابر دیدگانم میدیدم با قلبی سوخته و پر اخلاص به سالار شهیدان توسل جسته و گفتم: «سرورم! من از مرگ نمیهراسم اما از دست خالی و فراهم نکردن زاد و توشه آخرت، بسیار نگرانم، شما را به حرمت مادرت فاطمه(س) شفاعت مرا بکن تا خدا مرگم را به تأخیر اندازد و من کار آخرت را بسازم و آنگاه بروم».
شگفتا که پس از این توجه قلبی دیدم، فردی وارد شد و به آن دو فرشته گفت: «سیدالشهدا(ع) میفرماید: «شیخ، به ما توسل جسته و ما شفاعت او را نزد خدا نمودهایم و تقاضا کردهایم که عمر او را طولانی سازد و خدا از سر مهر به ما اجابت فرموده است، او را رها کنید» و آن دو به نشانه اطاعت خضوع کردند و آنگاه هر سه با هم صعود کردند.
درست در آن لحظات احساس کردم که رو به بهبود بازگشتم، صدای گریه خاندانم را شنیدم و توجه یافتم که به سر و صورت می زنند، به طور آهسته خود را حرکت دادم و دیده گشودم، اما دریافتم که چشمانم بسته و بر صورتم پوشش کشیدهاند، خواستم پایم را حرکت دهم که دیدم دو شصت پایم را نیز بستهاند، دستم را برای کنار زدن پوشش از صورتم به آرامی حرکت دادم که دیدم همه ساکت شدند و گفتند: «گریه نکنید حرکت دارد» و آرام شدند، پوشش از روی من برداشتند و چشمم را گشودند و پاهایم را باز کردند. اشاره کردم که آب بیاورید و آب را به دهانم ریختند، کم کم از بستر مرگ برخاستم و نشستم و به تدریج بهبودی کامل خویش را یافتم و این به خاطر برکت و عنایت مولایم حسین(ع) بود.(منبع: فارس طبقه بندی: متفرقه، برچسب ها: مرگ، آیت الله حائری، عنایت امام حسین(ع)، [ 1391/10/29 ] [ 11:23 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
ماجرای غافلگیری رئیس مجلس روسیه در دیدار با مقاممعظمرهبری «وقتی رئیس مجلس روسیه آقای سِلِزنیااُف به ایران آمد، دیداری هم با رهبری برای ایشان در نظر گرفتیم. ایشان در میدان سیاست آدم بسیار مقتدری بود، وقتی خدمت مقام معظم رهبری رسید، آقا خیلی ایشان را تحویل گرفت و خیلی از روسیه تجلیل کرد. نکته جالب در این ملاقات این بود که آقا به ایشان فرمود: «شما نژادتان و نسلتان نشان میدهد که آدمهای غیور و جسوری هستید، شما از نژاد اسلاو هستید.» بعد هم به حملهی ناپلئون به روسیه و آتشزدن مسکو اشاره کردند و گفتند: «من دو رمان راجع به حملهی ناپلئون به مسکو خواندم. یک رمان را شخصی فرانسوی و رمان دیگر را یک نفر روسی نوشته بود» رئیس مجلس روسیه خیلی مبهوت شد بعد آقا فرمود که ببینید نویسندهی فرانسوی « اسم او را هم آورد » می آید از یک دریچه این حمله و این ماجرا را میگوید که ما رفتیم، زدیم، سوزاندیم و غارت کردیم؛ اما نویسندهی روسی از این موضع وارد میشود که مقاومت کردیم و ایستادیم فرانسویها را به اینجا کشانیدم و در آتش قهر سوزاندیم. ببینید این نگاه شما به تاریخ است و شما این سابقه را دارید، میتوانید اقتدار گذشتهی خود را دوباره احیا کنید.» وقتی رئیس مجلس روسیه از جلسهی ملاقات بیرون آمد، گفت: رهبر شما مرا غافلگیر کرد و از من هم پرسید که تو تاریخ مسکو را میدانی؟! واقعا آقا از او پرسید که شما تاریخ مسکو و حملهی ناپلئون و اینها را بلدی؟ رئیس مجلس روسیه ادامه داد: من دیدم تاریخ ما را بهتر از ما بلد است و تعجب کردم ایشان با این همه کار، چگونه چنین اطلاع دقیقی از نویسندهی روسی و فرانسوی و تاریخ و رمان و حملهی ناپلئون به مسکو دارد و آن را مطالعه کرده است.(نامه نیوز) طبقه بندی: ولایت و رهبری (حضرت ایت الله العظمی خامنه ای حفظه الله) ، برچسب ها: غافلگیری، رییس مجلس روسیه، مقام معظم رهبری، [ 1391/10/27 ] [ 08:06 قبل از ظهر ] [ د- عبدالرحیمی ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||