خوش آمدید *** فاتحان دلها *** ولادت سیده نساء العالمین صدیقه کبری سلام الله علیها و روز زن و هفته مادر گرامی باد*** فاطمه زهرا(سلام الله علیها): رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد.- بهجه ، ج 1، ص 287 ) *** و فرمودند: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. - مسند فاطمه الزهراء سلام الله علیها ص 221 فاتحان دل ها
فاتحان دل ها
سخاوت درختـى از درختـان بهشت است كه شاخه هایـش به زمیـن آویخته و هر كس شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى كشـانـد
پیامبـر اكـرم (ص) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن كه او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن كه او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى كند پیامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى . - بهجه، ج 1، ص 274.


بدون تردید در میان زنان و بانوان اسلامی،  فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) محبوبترین چهره دینی ، علمی ، ادبی ، تقوایی و اخلاقی در میان مسلمانان و دیگر مردم جهان به شمار می رود .

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سیده نساء العالمین ( سرور زنان جهان ) و اسوه و الگویی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضیلت است . در دامن پاک فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصیت ممتاز عالم بشری ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسین ( ع ) سرور شهیدان تربیت یافتند ، و نیز زینب کبری (سلام الله علیها) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه یکتا در سخنوری و حق طلبی که پیام حسینی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ریا و پستی و دنیاپرستی را از چهره یزید و یزیدیان به یک سو زد .

 

کیست که نداند که مادر در تربیت فرزندان بویژه دختران ، سهم بسیار زیادی  دارد ، و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود که روح آموزش و پرورش اسلامی را در مهد عفت و کانون تقوای خانوادگی  به پسران و دختران خود آموخت . پدر و مادر : فاطمه یگانه دختر بازمانده پیغمبر ( ص ) از خدیجه کبری  می باشد . چه بگویم درباره پدری که پیغمبر خاتم و حبیب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهی و سیه کاری بود ؟ چه بگویم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی  او نیست ؟ و فصیحان و بلیغان جهان در توصیف سجایای او عاجز مانده اند ؟ و اما مادرش خدیجه دختر خویلد از نیکوترین و عفیفترین زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامی نخستین زنی که به پیامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ایمان آورد و آن چه از مال دنیا در اختیار داشت - در راه پیشرفت اسلام - کریمانه بذل کرد .

 

درجه وفاداری خدیجه (سلام الله علیها) نسبت به پیامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و هستی اش ، تاریخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پیامبر اکرم نیز تا خدیجه زنده بود زنی دیگر نگرفت و پیوسته از فداکاریهای او یاد می کرد . از عایشه ، زوجه پیامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : " احترام هیچ یک از زنان به پایه حرمت و عزت خدیجه نمی رسید . رسول الله ( ص ) پیوسته از او به نیکی یاد می کرد و به حدی او را محترم می شمرد که گویا زنی مانند خدیجه نبوده است " .

 

عایشه سپس نقل می کند : روزی به پیغمبر ( ص ) گفتم : او بیوه زنی بیش نبوده است ، پیغمبر سخت برآشفت به طوری  که رگ پیشانی اش برآمد . سپس فرمود : به خدا سوگند بهتر از خدیجه کسی برای من نبود . روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند ، او به من ایمان آورد . روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگویی  نسبت می دادند ، او مرا تصدیق کرد ، روزی که همه از من روی می گردانیدند ، خدیجه تمام اموال خود را در اختیار من گذاشت و آنها را در راه من بی دریغ خرج کرد . خداوند از او دختری به من بخشید که مظهر پاکی  و عفت و تقوا بود . عایشه سپس می گوید : به پیغمبر عرض کردم از این سخن نظر بدی  نداشتم و از گفته خود پشیمان شدم .

 

باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنین مادری داشت و چنان پدری . گفته اند : خدیجه از پیغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد : قاسم که کنیه ابو القاسم برای پیغمبر از همین فرزند پیدا شد . وی قبل از بعثت در دو سالگی درگذشت . عبد الله یا طیب که او هم قبل از بعثت فوت شد . طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زینب که به ازدواج ابو العاص درآمد . رقیه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت . ام کلثوم که او نیز به ازدواج عثمان - پس از رقیه - درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به ازدواج حضرت علی ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره این ازدواج پر شوکت و برکت است .

 

ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بیستم جمادی  الثانی سال پنجم بعثت می دانند که در مکه اتفاق افتاد . بنابراین در هنگام هجرت ، سن آن بانوی یگانه نزدیک نه سال بوده است . نامها و لقبهایی که فاطمه (سلام الله علیها) دارد ، همه بازگوینده صفات و سجایای  ملکوتی اوست ، مانند : صدیقه طاهره ، زکیه ، زهرا ، سیدة النساء العالمین و خیر النساء و بتول ... . کنیه های آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنین ، ام الائمة ... . و شگفت تر از همه " ام ابیها " یعنی " مادر پدرش " می باشد که نشان دهنده علاقه بسیار زیاد فاطمه(سلام الله علیها) است به پدر بزرگوارش و این که با همه کمی سن از آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکیه گاه روحی - بعد از خداوند متعال - مانند خدیجه برای پدر بزرگوارش بوده است .

 

لقب ام ابیها را پیغمبر ( ص ) به دختر عزیزش عنایت کرد . چون کلمه " ام " علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار می رود و مانند " ام القری " که به مکه معظمه گفته می شد ، ام ابیها به معنی  منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولایت است ، و براستی زهرا (سلام الله علیها) درخت سایه گستری بود که میوه های شیرین امامت و ولایت را به بار آورد .

 

فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خدیجه بود - در جود و بخشش و بلندی نظر و حسن تربیت وارث مادر و در سجایای ملکوتی وارث پدر و همسری دلسوز و مهربان و فداکار برای شوهرش علی ( ع ) بود . در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پیامبر ( ص ) نقشی نبسته و از ناپاکی  دوران جاهلیت و بت پرستی به دور بود . 9 سال در خانه پر صفای مادر و در کنار پدر و نه سال دیگر را در کنار شوهر گرانقدرش علی مرتضی ( ع ) دوش به دوش وی  در نشر تعلیمات اسلام و خدمات اجتماعی و کار طاقت فرسای خانه ، زندگی کرد . اوقاتش به تربیت فرزند و کار و نظافت خانه و ذکر و عبادت پروردگار می گذشت .

 

فاطمه ( ع ) دختری است که در مکتب تربیتی اسلام پرورش یافته و ایمان و تقوا در ذرات وجودش جایگزین شده بود. فاطمه در کنار مادر و آغوش پر مهر پدر تربیت شد و علوم و معارف الهی را از سرچشمه نبوت فراگرفت و آنچه را به سالها آموخته ، در خانه شوهر به مرحله عمل گذاشت و همچون مادری سالخورده و کدبانویی آزموده که تمام دوره های زندگی را گذرانده باشد - به اهل خانه و آسایش شوهر و تربیت فرزندان - توجه می کرد و نیز آنچه را در بیرون خانه می گذشت ، مورد توجه قرار می داد و از حق خود و شوهرش دفاع می کرد .

 

ازدواج حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و علی  ( ع )

از آغاز معلوم بود و همه می دانستند که جز علی ( ع ) کسی همسر ( کفو ) فاطمه دختر پیامبر عالیقدر اسلام نیست . با وجود این ، بسیاری از یاران و کسانی که خود را به پیغمبر ( ص ) نزدیک احساس می کردند ، به این وصلت چشم داشتند و این آرزو را در دل می پروردند . نوشته اند : پس از این آزمونها عده ای از اصحاب به حضرت علی ( ع ) می گفتند : چرا برای ازدواج با یگانه دختر پیغمبر ( ص ) اقدام نمی کنی ؟ حضرت علی ( ع ) می فرمود : چیزی ندارم که برای  این منظور قدم پیش نهم . آنان می گفتند : پیغمبر ( ص ) از تو چیزی نمی خواهد . سرانجام حضرت علی ( ع ) زمینه را برای  طرح این درخواست آماده دید . روزی به خانه رسول اکرم ( ص ) رفت . اما شدت حیا مانع ابراز مقصود شد . نوشته اند دو سه بار این عمل تکرار گردید . سومین بار پیغمبر اکرم ( ص ) از علی  ( ع ) پرسید : آیا حاجتی داری ؟ علی ( ع ) گفت : آری . پیغمبر فرمود : شاید برای خواستگاری زهرا آمده ای ؟ علی عرض کرد : آری . چون مشیت و امر الهی بر این کار قرار گرفته بود و پیامبر از طریق وحی بر انجام دادن این مهم آگاه شده بود ، می بایست این پیشنهاد را با دخت گرامیش نیز در میان بگذارد و از نظر او آگاه گردد .

 

پیامبر ( ص ) به دخترش فاطمه گفت : تو علی را خوب می شناسی ، علی  نزدیکترین افراد به من می باشد . در اسلام ، سابقه فضیلت و خدمت دارد . من از خدا خواستم برای  تو بهترین شوهر را برگزیند . خداوند مرا به ازدواج تو با علی امر فرموده است . بگو چه نظر داری ؟ فاطمه ساکت ماند . پیغمبر سکوت او را موجب رضا دانست و مسرور شد و صدای  تکبیرش بلند شد . آن گاه پیامبر ( ص ) بشارت این ازدواج را به علی ( ع ) فرمود و مهر فاطمه را 400مثقال نقره قرار داد و در جلسه ای که عده ای از اصحاب بودند ، خطبه عقد را قراءت کرد و این ازدواج فرخنده انجام شد .

 

گفتنی است که علی ( ع ) جز یک شمشیر و یک زره و شتری برای  آب کشی چیزی در اختیار نداشت . پیغمبر ( ص ) به علی فرمود : شمشیر را برای  جهاد نگه دار ، شترت را هم برای  آب کشی و سفر حفظ کن ، اما زره خود را بفروش تا وسایل ازدواج فراهم شود . پیغمبر ( ص ) به سلمان فرمود : این زره را بفروش . سلمان زره را به پانصد درهم فروخت . سپس گوسفندی را کشتند و ولیمه عقد ازدواج دادند . این جشن در ماه رجب سال دوم هجرت انجام شد .

 

تمام وسایلی که به عنوان جهیزیه به خانه فاطمه زهرا ( ع ) دخت گرامی پیامبر ( ص ) آورده شده است، از 14قلم تجاوز نمی کند : چارقد سرانداز - دو عدد لنگ - یک قطیفه - یک طاقه چادر پشمی - 4 بالش - یک تخته حصیر - قدح چوبی - کوزه گلی - مشک آب - تنگ آبخوری - تختخواب چوبی  - یک طشت لباسشویی - یک آفتابه - یک زوج دستاس و مقداری عطر و بخور . این است جهیزیه و تمام اثاث خانه فاطمه زهرا زوجه علی ( ع ) سرور زنان عالم . در شب زفاف - به جای خدیجه که به جهان باقی شتافته بود ، سلمی دختر عمیس مواظبت از فاطمه زهرا(سلام الله علیها)  را بر عهده داشت - و رسول اکرم ( ص ) خود شخصا با عده ای از مهاجر و انصار و یاران باوفا در مراسم عروسی  شرکت فرمود - از بانک تکبیر و تهلیل فضای کوچه های مدینه روحانیتی خاص یافته بود و موج شادی و سرور بر قلبها می نشست . پیامبر گرامی دست دخترش را در دست علی گذاشت و در حق آن زوج سعادتمند دعای خیر کرد و آنها را به خداوند بزرگ سپرد . و بدین سان و با همین سادگی عروسی بهترین مردان و بهترین زنان جهان برگزار شد .

 

بخشى از خطبه حضرت زهرا (سلام اله علیها):

 

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

 

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

 

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

 

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

 

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

 

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

 

و عدل را براى پیراستن دلها،

 

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

 

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

 

و جهاد را براى عزت اسلام،

 

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

 

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

 

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

 

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

 

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

 

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

 

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

 

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

 

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

 

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

 

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

 

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

 

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

 

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

 

دستورالعملى رسول خدا(ص) به حضرت زهرا سلام الله علیها:

حضرت زهرا سلام الله علیها نقل می کنند در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود: اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:

 

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)




طبقه بندی: زندگینامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، 
برچسب ها: زندگینامه، حضرت، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، خطبه حضرت،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/12/10

رسول خدا(ص)در حدیثی دعا را سلاح مومن و ستون دین و نور آسمان‏‌ها و زمین معرفی می‌کنند1".

 

امام سجاد(ع) نیز درباره فایده و اهمیت دعا می‌فرمایند: دعا، بلای نازل شده و نازل نشده را دفع می‌کند2".

 

پیامبر اسلام(ص) همچنین در حدیثی فرمودند: دعا، مغز (و عصاره) عبادت است و هیچ کس با دعا کردن هلاک نمی‏‌شود3".

 

اما دعا نیزهمچون سایر عبادات آداب و شرایط ویژه دارد که در صورت انجام و رعایت آنها، نتیجه بهتر و مطلوب‌تری به دست می‌آید. یکی از مسائلی که در این باره مطرح می‌شود این است که چرا برخی دعاها به نتیجه نمی‌رسد و فرجامی ندارد. سوای این که خداوند متعال که قادر مطلق است و صلاح ما را بهتر از خودمان می‌داند و گاهی محقق نشدن خواسته‌هایمان به صلاح ماست در کنار آن یکسری شرایط برای به نتیجه رسیدن دعا ذکر شده است.

 

پیامبر خدا(ص) در این باره که کدام دعاها نافرجام است و نتیجه ندارد، می‌فرمایند: هر دعایی که با تمجید (خدا) آغاز نشود نافرجام است4".

 

امام صادق(ع) نیز فرمودند: دعا پیوسته در حجاب است، تا آن گاه که بر محمّد و بر خاندان محمّد صلوات فرستاده شود5".

 

امام باقر(ع) در حدیثی گناه را عامل به نتیجه نرسیدن دعای افراد معرفی می‌کنند و می‌فرمایند: «انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می‌کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می‌گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می‌شود؛ خداوند به مأمور اجابت دعا امر می‌کند: خواسته‌اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را بر انگیخت و شایسته بی اعتنایی است6".

منابع احادیث:

1-    بحارالانوار: 4/1644 ، 300/93

2-   الکافی: 2 / 469 / 5 منتخب میزان الحکمة: 194

3-   بحارالانوار: 4/1644 ، 300/93

4-   بحارالأنوار: 93 / 317 / 21 منتخب میزان الحکمة: 198

5-   الکافی: 2 / 491 / 1 منتخب میزان الحکمة: 198

6-   اصول کافی، ج 2، ص 208.

 




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

باید مصرف هله هوله‌ها و نمک قطع شود و در مقابل،  آب، سبزیجات، میوه و لبنیات مصرف شود همچنین چهار نوع حرکت ورزشی نیز برای لاغر شدن شکم توصیه می‌شود.

 

آرش شرافت وزیری در مورد راههای لاغری شکمی گفت: در ابتدا باید مصرف هله هوله ها قطع شود چون بسیاری از این خوراکی ها گـلیسـیرین و قند بالایی دارند.

راه دیگر دویدن است چرا که پیاده روی سریع یا دویدن باعث آب شدن چربی های شکمی می شود.

 

وی ادامه داد: طبق توصیه متخصصان تغذیه مصرف نمک و ادویه باید کاهش یابد چرا که باعث نفخ شکم می‌شود اما در مقابل پتاسیم بیشتر مصرف شود این ویتامین که در گوجه فرنگی، موز، ماهی، بادام و گیلاس یافت می شود ادرار آور است و اثر نفخ را از بین می برد.

 

عضو انجمن جهانی آسیبهای ورزشی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت ودرمان فارس گفت:

آب به میزان کافی مصرف شود و مصرف میوه، سبزیجات و لبنیات نیز توصیه می شود اما در کنار این توصیه ها ۳ حرکت شکمی نیز وجود دارد.

 

حرکت اول دراز نشست استاندارد است. باید در حالی کـه زانــو ها خم شده بر روی زمین دراز کشیده شود کـف پاهـا صـاف و بــر روی زمین قرار می‌گیرد.

انگشتان دست در پشت یا طرفین سر گذاشته می شود. آرنج ها بـســمت طرفین باشد. بالا آمده و آرنج ها به زانو زده می شود سپس کتف و شانه پایین آمده تا به زمین بخورند.

شرافت وزیری گفت:

حرکت بعدی دوچرخه است. حرکت بعدی نیز به پهلو خوابیدن و انجام حرکات ورزشی است. (منیع: بولتن نیوز)




طبقه بندی: لاغری و راههای کاهش وزن ، 
برچسب ها: برچسب ها: حرکات، ورزشی، مناسب، لاغر، شکم،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/11/21


·        پیامبراکرم(ص) فرمودند: هر که را غمى یا گرفتارى یا بلایى یا تنگى معیشتى رسید این ذکررا بگوید:

الله ربى و لا اشرک به شیئا، توکلت على الحى الذى لایموت .

 

·   از امیرالمؤ منین علی(ع) نقل شده: اگر گرفتارى یا پریشانى و یا غمناکى این دعا را بخوان تا خداوند در کارتو گشایشى ایجاد کند، و آن دعا این است :

یا عماد من لا عماد له و یا ذخر من لا ذخر له و یا سند من لا سند له و یا حرز من لا حرز له و یا غیاث من لا غیاث له و یا کنز من لا کنز له و یا عز من لا عز له و یا کریم العفو، یا حسن التجاوز، یا عون الضعفاء، یا کنز الفقراء، یا عظیم الرجاء، یا منقذ الغرقى ، یا منجى الهلکى ، یا محسن ، یا مجمل ، یا منعم یا مفضل ، انت الذى سجد لک سواد اللیل و نور النهار و ضوء القمر و شعاع الشمس و حفیف الشجر و دوى الماء، یاالله یاالله یاالله ، لا اله الا انت ، وحدک لا شریک لک یا رباه یا الله ، صل على محمد و آل محمد، و افعل بنا ما انت اهله . پس حاجت خود را بطلب ، که بر آورده مى شود ان شاء الله .

 

·   در روایتی از امام هشتم(ع) منقول است که حضرت فرمودند: من در خواب پدر بزرگوارم یعنی موسی‏ بن‏ جعفر(ع) را دیدم؛ «رَأَیْتُ أَبِی(علیه‏ السلام) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ یَا بُنَیَّ إِذَا کُنْتَ فِی شِدَّةٍ فَأَکْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ وَ الَّذِی نَرَاهُ فِی النَّوْمِ کَمَا نَرَاهُ فِی الْیَقْظَةِرَأَیْتُ أَبِی(ع) فِی الْمَنَامِ فَقَالَ»، پدرم فرمود: «آنگاه که در شدّت و سختی قرار گرفتی، زیاد این ذکر را بگو : «یَا رَئُوفُ یَا رَحِیمُ».

 

·   در روایت دیگری از امیرالمؤمنین(ع) منقول است که حضرت فرمودند: در  شدّت و سختی بگو: لا حَولَ و لا قُوّة إلّا بِاللهِ العَلِیِّ العَظیم.

 

·        از حضرت رضا (علیه السّلام) نقل شده است:

چون گرفتاری شدیدی برایت پیش آید كه تو را غمگین سازد دو ركعت نماز بخوان، در ركعت اول فاتحه و آیه الكرسی، و در ركعت دوم فاتحه و سوره قدر. بعد قرآن را بر بالای سر بگذار و ده بار بگو:

«اللهم بحق من ارسلته الی خلقك و بحق كل آیه و بحق كل من مدحته فیه علیك و بحقك علیه و لا تعرف احدا اعرف بحقك منك».

پس ده بار بگو: «یا سیدی یا الله» ده بار «بحق محمد» ده بار «بحق علی» ده بار «بحق فاطمه» ده بار «بحق الحسن» ده بار «بحق الحسین» و همین طور تمام ائمه را می شمارد تا حضرت ولی عصر (عج). همانا از جای خود برنخواسته باشی تا حاجت تو روا شود، ان شاء الله.




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: دعا، جهت، رفع، گرفتاری،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/11/18

امام صادق علیه‌السّلام فرمود:

كسی كه برای طلب حاجت خود یا برای سلام و احوال‌پرسی نزد برادر مؤمن خود رود و او خود را از وی مخفی كند تا زنده است، پیوسته مشمول لعنت و نفرین خدا شود.

***

ü     امام صادق علیه‌السلام به مردی گفت: چرا ما را تحقیر می‌کنی؟

آن مرد گفت: پناه می‌برم به خدا از این‌که شما یا امری از امور شما را سبک بشمارم.

پس حضرت به او فرمود: وای بر تو، آیا ندای آن شخصی را که نزدیک جحفه از تو کمک خواست که او را به اندازة یک میل (برابر 2 کیلومتر) بر مرکبت سوار نمایی و او به خدا سوگند یاد کرد که خسته و وامانده شده است؛ نشنیدی؟

به خدا سوگند! تو حتی سرت را بلند نکردی و او را تحقیر کردی. هر کس مؤمنی را خوار کند ما را تحقیر کرده و حرمت الهی را شکسته است.

 

ü  مردی از انصار محضر امام حسین علیه‌السلام شرفیاب شد و تصمیم داشت که حاجتش را با امام  علیه‌السلام مطرح کند.

حضرت به او فرمود: ای برادر انصاری! آبروی خود را حفظ کن و درخواست خود را شفاهی و رو در رو مطرح نکن، بلکه حاجتت را در نامه‌ای بنویس و بیاور تا من آنچه در نامه نوشته‌ای و سبب خوشحالی تو می‌شود به خواست خدا برآورده سازم.

 

ü     پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌وآله فرمود:

«درخواست نیازمندی را که خودش نمی‌تواند آن را ابلاغ کند به من برسانید. و هرکه تقاضای درمانده‌ای را به مسئولی برساند در حالی که نیازمند، خودش از رساندن نامه‌اش ناتوان است؛ خداوند او را در روز قیامت بر صراط ثابت قدم نماید.»

 

ü     امام صادق علیه‌السلام فرمود:

کسی که برای برطرف کردن نیاز برادر مؤمن خود گام بردارد؛ خدای سبحان برای او 10 حسنه می‌نویسد و مقام او را 10 درجه بالا می‌برد و از 10 گناه او می‌گذرد و شفاعت 10 نفر را از او می‌پذیرد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: پندهای اخلاقی (ظاهرسازی و ریا، دروغگویی و ...)، 
برچسب ها: رفع، گرفتاری، مردم، پاداش آن،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

سنبل الطیب:

تاثیر دارویی ریشه تازه این گیاه، 3برابر خشك شده آن است. سنبل الطیب باید در حرارت كم خشك شود زیرا حرارت بالا تمام اثر دارویی آن را از بین می‌برد. یكی از مهم‌ترین خواص دارویی این گیاه خاصیت آرام‌بخش بودن آن است.

سنبل الطیب با داشتن خاصیت ضدتشنج در رفع ناراحتی‌های عصبی و كاهش صرع نیز مفید است. دلهره، تشویش و نگرانی را تا حد زیادی از بین می‌برد و جایگزین خوبی برای قرص‌ها و داروهای آرام‌بخش است.

 

زعفران:

مهم‌ترین خاصیت زعفران كه از قدیم مورد توجه بوده، درمان افسردگی است. زعفران بویی قوی و طعمی‌ تلخ دارد، باعث تحریك اعصاب شده، اثر مسكن دارد و دارای خاصیت آرام‌بخشی و خواب‌آوری است و بالاخره اگر می‌خواهید همیشه شاد و خندان باشید، زعفران بخورید.

 

علف چای:

این گیاه در ایران با نام‌های دیگری نظیر گل‌راعی، علف هزارچشم و هوفاریقون شناخته می‌شود. علف چای در درمان افسردگی‌های خفیف عصبی همچون افسردگی‌های دوران یائسگی و درمان خستگی‌های عصبی مؤثر است. خاصیت این گیاه در درمان افسردگی به اثبات رسیده است.

 

بادرنجبویه:

بادرنجبویه داروی مورد علاقه پزشک بزرگ ایرانی، ابوعلی‌سینا بود که جهت تقویت قلب و انبساط روح تجویز می‌کرده است. استفاده از این گیاه به عنوان یک داروی ضد افسردگی تا قرن هفدهم ادامه داشت، در این زمان کولپپر، گیاه پزشک بریتانیایی اعلام کرد که این گیاه تمام ناراحتی‌ها و افکار ناملایم که ناشی از بیماری مالیخولیایی و صفرای سیاه است را از مغز بیرون می‌کند.

گیاه پزشکان و عطاران، روغن بادرنجبویه را برای از بین بردن افسردگی، نگرانی، بی قراری و سردردهای عصبی تجویز می‌کنند.

 

همچنین حجامت، استشمام گلاب شب ها موقع خواب، مصرف خاكشیر،  ماشاژ روغن كنجد به ملاج سر، استفاده از انجیر و زیتون، انتشار دود اسفند در فضای خانه، عرق بهارنارنج، نصرف روزانه خرما، سركنگبین با غلبه عسل، جهت شادابی موثراست. (منبع: جام نیوز)


طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: درمان، افسردگی، زعفزان، گلاب، حجامت، بادرنجوبه، سنبل الطیب،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/10/17

بر اساس مطالعات کارشناسان، گردو از بسیاری از بیماری ها از جمله ناراحتی های قلبی عروقی و همچنین تکثیر تومورهای سرطانی در بدن پیشگیری می کند. این کارشناسان توصیه می کنند همه افراد روزانه 50 گرم گردو بخورند.

خوردن گردو از تشکیل سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا جلوگیری می‌کند و چربی‌های مفید موجود در گردو، کلسترول بد خون را کاهش داده و از تصلب شرایین پیشگیری می کنند. مطالعات انجام شده بیانگر این مطلب است که مصرف گردو خطر مرگ ناگهانی ناشی از اختلالات قلبی و گرفتگی عروق را کاهش می‌دهد.

 

امیر المومنین (ع) فرمودند:

 خوردن گردو در تابستان سبب گرمی و حرارت جسم می شود و موجب پیدایش کورک و دمل و جوشهای چرکین در بدن می گردد اما مصرف آن در زمستان کلیه ها را گرم نگه می دارد و سردی و برودت را از بدن دفع می کند.

در روایات اسلامی از گردو به عنوان غذای مکمل یاد شده که رفع کننده زیانهای احتمالی برخی مواد غذایی است. در این روایات مصرف توأمان گردو با موادی مثل پنیر و نانخواه برای اثر بخشی مفید توصیه شده است در بعضی از روایات آمده است هریک از گردو (مغز گردو) و پنیر اگر به تنهایی خورده شود موجب درد و بیماری و ضرر می شود.

عن الرضا عن آبائه عن على بن الحسین ع قال :شیئان ما دخلا جوفا قط الا افسداه الجبن و القدید.

 

امام رضا(ع ) مى فرماید:

دو چیزند که هرگاه داخل معده شوند سبب فساد آن مى گردند: پنیر و گوشت مانده (1)

اما اگر به همراه مغز گردو خورده شود نه تنها ضرری ندارد و مکروه نیست بلکه یک غذای مفید است که از آن در روایات به شفاء تعبیر شده است. (2)

 

محمد بن ابراهیم جعفی گوید:

مردی به امام رضا(ع) از دل پیچه شکایت کرد که نزدیک است او را بکشد. از آن حضرت خواست برای او دعا کند، زیرا داروهای زیادی را به کار برده و نفعی نداشت بلکه بر درد آن هم افزوده است.

محمد گوید: امام(ع) تبسمی کرده و فرمودند: وای بر تو! اگر من از خداوند بخواهم که آن برطرف شود همانا از خداوند می‌خواهم به حول قدرت خود آن را از تو برطرف گرداند.. سپس زمانی‌که دل‌پیچه تو شدید شد، گردویی را داخل آتش کن تا حرارت به داخل آن برسد و همه پوستش را تغییر دهد و بعد آن را بخور که در همان ساعت دل‌پیچه ات آرام گیرد.

محمد گوید: به خدا سوگند یک بار آن را انجام دادم، دل‌پیچه از من برطرف شد به اذن عزوجل. (قدس آنلاین)

پانوشتها:

1. بحارالانوار ج 66 ص 104

2. بحار الانوار ج 62 ص 294

3. بحارالانوار ج63 ، ص




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: خواص، درمانی، گردو،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

 یک عقرب جان زائران حسینی(ع) در مسیر کربلا را نجات داد.

زائران ایرانی که امسال در مسیر عشق حسینی حرکت می کردند، گزارش دادند: یک زن که به نظر می رسید خسته است، برای استراحت وارد یکی از خیمه های کنار جاده شده و به خواب عمیق و طولانی فرو رفته است.

طولانی شدن خواب این زن باعث شد تا دیگران به سمت این زن آمده و او را صدا زنند اما او هیچ جوابی نداد و اینگونه بود که زائران متوجه شدند وی مرده است. اما دقایقی بعد در کنار جنازه این زن عقربی را پیدا کردند که آن نیز مرده است و متوجه شدند که این زن توسط نیش عقرب گزیده شده و مرده است.

پس از این اتفاق زنان زائر که سعی داشتند جسد وی را از خیمه بیرون ببرند، احساس کردند که جسم عجیبی بر روی شکم زن قرار دارد و هنگامیکه لباس وی را کنار زدند متوجه وجود کمربندی انفجاری شدند که به دور کمرش بسته شده بود.

و بدین وسیله در معجزه ای عجیب جان ده ها زائری که در آن زمان به سمت حرم سیدالشهداء در حرکت بودند نجات پیدا کرد.

پس از کشف کمربند انفجاری، نیروهای امنیتی خود را به محل رساندند و به راحتی و بدون هیچ تلفاتی آن را خنثی کردند. (منبع: جنوب نیوز تاریخ : 8 /10 /1392)




طبقه بندی: اخبارجالب «تلخ و شیرین» ، 
برچسب ها: معجزه ای عجیب، در، اربعین، عقرب، موادمنفجره،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/10/5

ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند.سقراط

 

پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو

 

خدایا ! مرا از دوستانم محافظت بفرما . چون می دانم چگونه خویشتن را در مقابل دشمنانم حفظ کنم ! . ولتر

 

دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ

 

آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . هزلت

 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند. مارکز

 

صفات هر کس مربوط به محسنات و نقایص اخلاقی دوستان اوست. کارلایل

 

هرگز بخاطر دوستت ، از انجام وظیفه ای چشم مپوش. سن لانبر

 

دوست مثل پول ، بدست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است. باتلر

 

دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملاءعام تحسین . اسکاروایلد

 

بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند . چترفیلد

 

همه کسانی که با تو می خندند دوستان تو نیستند. مثل آلمانی

 

چیزی در جهان بهتر از دوست واقعی نیست . آکویناس

 

در دوستی درنگ کن ، اما وقتی دوست شدی ثابت قدم و پایدار باش . سقراط

 

برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم . ارد بزرگ

 

دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است . آلفونس کار

 

نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و تو را پند دهد و رازت را آشکار نکند . پور سینا

 

هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . ارد بزرگ

 

اگر سزاوار آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ . جبران خلیل جبران

 

دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد . بزرگمهر

 

در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست و روی آن بنویس : « از طرف کسیکه فکر میکند تو بی نظیری » . براون

 

خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگ

 

دوست بجای چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد . پل نرولا

 

بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد . جبران خلیل جبران

 

دوستان برای نخجیر دشمنان ، چون تیر و پیکان اند . بزرگمهر

 

رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران

 

هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد . سعدی

 

بهترین وسیله برای کاهش دشمنان ازدیاد دوستان است . انوره دوبالزاک

 

به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . ارد بزرگ

 

بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند . موزارت

 

اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . ارد بزرگ

 

دوست زمان احتیاج ، دوست حقیقی است . ضرب المثل انگلیسی

 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابریل گارسیا مارکز

 

نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . یک دشمن می توان به خوبی یک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگیت را بزیی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد . جبران خلیل جبران

 

دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسله دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی

 

اگر دوستت را در تمامی شرایط درک نکنی. او را هرگز درک نخواهی کرد. جبران خلیل جبران

 

بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان درباره آنها می کنند . کولتون

 

از دشمن خودت یکبار بترس و از دوست خودت هزار بار. چارلی چاپلین

 

نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و رازت آشکار نکند. بوعلی سینا

 

اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید . کورش

 

بهترین وسیله دفع دشمنان ، ازدیاد دوستان است . بیسمارک

 

من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! . ناپلئون

 

دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . ارد بزرگ

منبع: فردانیوز




طبقه بندی: جملات قصار(کوتاه و پربار)، 
برچسب ها: انتخاب، دوست، دشمن،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/10/1

اربعین (بیستم صفر) روزی است که جابر بن عبدالله بن‌حرام انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت‌ قبر امام حسین (ع‌) بشتابد و او نخستین کسی است از مردمان که قبر آن‌حضرت را زیارت کرد.

 

زیارت امام حسین (ع‌) در روز اربعین  مستحب است واین زیارت‌، همانا خواندن زیارت اربعین است که به نقل از حضرت صادق علیه ‌السلام آورده شده است‌:

السلام علی ولی الله و حبیبه‌، السلام علی خلیل الله ونجیبه‌، السلام علی صفی الله و ابن صفیه‌...

 

از امام عسکری (ع‌) روایت ‌شده که فرمود: علامات مؤمن پنج تاست‌:

خواندن 51 رکعت نماز در شبانه‌روز (نمازهای واجب و نافله و نماز و شب).

به دست کردن انگشتری دردست راست.

 برآمدن پیشانی از سجده.

 بلند خواندن بسم الله الرحمن‌الرحیم در نماز.

زیارت اربعین.

که این سنت تا به امروز درعراق با  قوت برپاست‌ و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی هر ساله در روز اربعین بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند.

 

اربعین چه روزی است؟

1- اربعین روزی است که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند. برخی گفته اند روز اربعین‌، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154)

2- اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی پیامبر خدا (ص‌) از مدینه به ‌کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع‌) را زیارت کند.

3- گریه چهل روزه آسمان و زمین و خورشید و ملائکه را بر امام‌حسین (ع‌) که در تفاسیر شیعه و برخی از مفسرین اهل سنت و برخی از روایاتی که در باب زیارت امام حسین (ع‌) در کتاب کامل الزیارات‌ ابن قولویه آمده‌، یادآور شده است‌. (اربعین شهید قاضی‌، ص 386)

 

شیخ مفید (م 413) در«مسار الشیعه» اشاره به روز اربعین‌کرده و نوشته است‌:

اربعین روزی است که حرم امام حسین (ع‌)، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند. همچنین اربعین روزی است که جابر بن عبدالله برای زیارت امام ‌حسین (ع‌) وارد کربلا شد.

 

شیخ طوسی که ازشاگردان شیخ مفید است در کتاب «مصباح المتهجّد» می‌نویسد:

بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزی است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت کرد ونیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (ع‌) را زیارت کرد.

در چنین روزی زیارت آن حضرت‌ مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. (مصباح المتهجد، ص 787) در همانجا آمده است که وقت خواندن زیارت اربعین‌، هنگامی است که روز بالا آمده‌ است‌.

 

در کتاب «نزهة الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده‌، آمده‌:

 در بیستم‌این ماه بود که حرم محترم حسین از شام به مدینه آمدند. (نزهة‌الزاهد، ص 241) همین طور در ترجمه فارسی فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم‌، تصحیح مجد طباطبائی‌، ص‌916) و کتاب مصباح کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است‌ این مطلب آمده است‌. برخی استظهار کرده‌اند که عبارت شیخ مفید و شیخ‌طوسی‌، بر آن است که روز اربعین‌، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154)

 

به هرحال، زیارت اربعین از زیارت‌های مورد وثوق امام حسین (ع‌) است که ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است‌ و درمتون بالنسبه قدیمی‌، مانند «لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است که اربعین‌، مربوط ‌به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلاست‌. اسیران‌، از راهنمایان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند.

آنچه می‌ماند این است که نخستین زیارت امام حسین (ع‌) در نخستین اربعین، توسط جابر بن عبدالله انصاری صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار علیهم السلام که از هر فرصتی برای رواج زیارت امام حسین (ع‌) بهره می‌گرفتند، آن‌روز را که نخستین زیارت در آن انجام شده‌، به عنوان روزی که زیارت امام‌حسین (ع‌) در آن مستحب است‌، اعلام فرمودند.

اهمیت خواندن زیارت اربعین تاجایی است که از علائم شیعه دانسته شده است‌، درست آن گونه که بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز درروایات بیشماری‌، از علائم شیعه بودن عنوان شده است‌.

 

زیارت اربعین در «مصباح المتهجد» شیخ طوسی و نیز «تهذیب الاحکام» وی به نقل ازصفوان بن مهران جمال آمده است‌. وی گفت که مولایم صادق (ع‌) فرمود: وقت قرائت زیارت اربعین هنگام روز می باشد.

(مصباح المتهجد، ص 788، تهذیب الاحکام‌، ج 6،ص 113، اقبال الاعمال‌، ج 3، ص 101، مزار مشهدی‌، ص 514 (تحقیق قیومی‌)، مزار شهید اول (تحقیق‌مدرسة الامام المهدی‌، قم 1410)، ص 185 ـ 186). منبع: بیتوته


متن زیارت اربعین با ترجمه (ادامه مطلب را کلیک نمایید)



ادامه مطلب
طبقه بندی: محرم، عاشورا، اربعین ، 
برچسب ها: اربعین، امام، حسین(ع)، جابر، زیارت اربعین،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/26

چگونه چربی سوزی کنیم؟

ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﻋﺴﻞ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﭼﺎﯾﺨﻮﺭﯼ ﺁﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏﻣﻮﺟﺐ ﭼﺮﺑﯽ ﺳﻮﺯﯼ ﻭ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺤﻘﻖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺎﯾﮏ ﻣﮏ ﺍﯾﻨﺰﺍﺯ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎﻥ ﺍﺭﺷﺪ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻋﻤﻮﻡ، ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﻗﻨﺪﻫﺎﯼ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﻋﺴﻞ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪﯾﮏ ﻏﺬﺍﯼ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭ ﺣﺎﯾﺰ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﭼﺎﻗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎﯼ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﻭ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯾﻬﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭ ﺳﻄﺢﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻃﺒﻖ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ، ﺗﻨﻘﻼﺕ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺩﺳﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺩﺭ ﺭﮊﯾﻢ ﻫﺎﯼ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻻﻏﺮﯼﻣﻨﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﮑﺮ ﺍﺯ ﻋﺴﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩﺷﻮﺩ.

ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ، ﺑﺎ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﺴﻞ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﮑﺮ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺭﻭﺯ ﻭﺍﻓﺰﻭﺩﻥ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﻋﺴﻞ ﺩﺭ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﮔﺮﻡ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﮑﺎﻧﯿﺰﯾﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻐﺰﻧﯿﺎﺯ ﺑﺪﻥ ﺑﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﺯﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ.

ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ، ﻋﺴﻞ ﺣﺎﻭﯼ ﻗﻨﺪﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﻗﻨﺪﻫﺎﯼ ﺗﺼﻔﯿﻪ ﺷﺪﻩ، ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻌﻤﻮﻝ، ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻀﻢ ﻗﻨﺪ، ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﻩ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻣﻮﺍﺩ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﻋﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ .

ﻣﮏ ﺍﯾﻨﺰ ﺳﺮﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻗﻨﺪ ﻭ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .

ﻭﯼ ﺍﻓﺰﻭﺩ : ﺣﺘﯽ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺳﺎﻟﻢﮐﻢ ﭼﺮﺏ ﻧﯿﺰ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﺎ ﻗﻨﺪﻫﺎﯼ ﻣﺨﻔﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺁﺭﺩ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﻗﻨﺪﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﺎﻻﯼ ﺷﮑﺮ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﺎﻟﺮﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻌﺪﻧﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻭﺯﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺗﺼﻮﺭ، ﻋﺴﻞ ﮐﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﺧﻮﺏ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻐﺬﯼﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﺳﺖ .

ﻭﯼ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﺼﺮﻑﻧﺸﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺣﺠﻢ ﻭ ﻭﺯﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﮔﻔﺖ : ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﮔﯿﺮﯼ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺫﺧﯿﺮﻩﺷﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺁﻥ، ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺯﻥ ﺗﺪﺭﯾﺠﯽﺍﺯ ﭼﺎﻗﯽ ﭘﯿﺸﮕﯿﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻣﻐﺰ، ﭘﯿﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽﺍﺭﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻤﮑﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺪﻥ ﺑﮕﯿﺮﺩ . ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﻫﺎ ﻣﻮﺟﺐﺗﺤﺮﯾﮏ ﺣﺲ ﺳﯿﺮﯼ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﯼ ﻗﻨﺪ ﺩﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﻣﺼﺮﻑ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﺷﮑﻼﺕ ﺑﮕﯿﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻣﺼﺮﻑ ﻋﺴﻞ ﺍﯾﻦ ﭼﺮﺧﻪ ﺭﺍ ﻭﺍﮊﮔﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻘﻖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻣﺼﺮﻑﯾﮏ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﻋﺴﻞ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻮﺟﺐ ﮐﺎﻫﺶ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻓﺮﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺪﻥ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎﺑﯽ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﺳﺎﺯ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻮﺟﺐ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

ﻭﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻋﺴﻞ ﺗﻮﺳﻂ ﺯﻧﺒﻮﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻬﺪ ﮔﻞ ﻫﺎ ﺩﺭﺳﺖﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﻀﻢ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ ﺍﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮ ﺭﻭﺵ ﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﺳﺎﺯﺑﺪﻥ ﻣﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ .

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﻋﺴﻞ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﯿﻢ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻣﺎﺳﺖ ﻋﺴﻞ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﯾﻢ ، ﻗﻨﺪ ﻋﺴﻞ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﮐﺎﻣﻼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎ ﻗﻨﺪ ﺳﻔﯿﺪﯾﺎ ﺷﮑﺮ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ .

ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻧﺸﺎﻥﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﭼﺎﯾﺨﻮﺭﯼ ﭘﺮ ﻋﺴﻞ ﺳﻄﺢ ﻗﻨﺪ ﺧﻮﻥ ﺭﺍ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺩﺭ ﺷﮑﺮﺳﻔﯿﺪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .

ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺴﻞ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺳﻠﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢﻗﻨﺪ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﺪﻥ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﻮﺧﺖ ﻻﺯﻡ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭﮐﺮﺩﺩﺭ ﺣﺪ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ.(فردانیوز)




طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: چربی سوزی، مصرف، عسل، قبل، از، خواب،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/23

مباحثه شیخ بهایی و مقدس اردبیلی در حضور شاه عباس

بین شیخ بهایی و مقدس اردبیلی سر موضوعی مباحثه‌ای شد. شاه عباس آنجا در مجلس نشسته بود و نگاه می کرد. با اینکه حق به جانب مقدس بود، مقدس حق را به جانب شیخ بهایی می دهد و جلوی شاه عباس عرض اندام نمی کند بین آن دو مباحثه می شود و مجلس به نفع شیخ بهایی تمام می شود.

فردا در کوچه،  مقدس به شیخ بهایی بر می‌خورد به او می گوید که آن مطلب که دیشب فرمودید به این دلایل آن نبوده و این است که من می گویم.

شیخ بهایی می گوید چرا دیشب نفرمودید؟

مقدس اردبیلی می گوید: دیشب می توانستم بگویم اما چون تو شیخ الاسلام ایران بودی و نزد شاه محترم بودی، اگر من می خواستم جلوی شاه شما را کوچک کنم ، این به ضرر اسلام بود و لذا حاضر شده بود که خودش را خرد کند که شیخ بهایی کوچک نشود!

مقبره مقدس اردبیلی در نجف داخل حرم دست چپ ایوان طلا و علامه حلی دست راست حرم است.

قابل ذکر است شیخ بهایی با مقدس اردبیلی در زمان شاه عباس به نجف مشرف می شوند. شیخ بهایی شیخ الاسلام ایران بوده که قبرش در مشهد است. چهار عالم مهم در مشهد است که خیلی ها متوجه نیستند. یکی شیخ بهایی که داخل خود حرم است دیگر شیخ حر عاملی، شیخ طبرسی و حاج حسنعلی نخودکی.

 

درسی می خواهم که هم آدمیت به من دهد هم علم

عالمی در زمان مرحوم سید حسن اصفهانی، از ایران به نجف پای درس ایشان می‌رفت در راه، کربلا پیاده شد که زیارت کند بعد به نجف برود. آیت الله سید حسن قمی در کربلا درس می گفتند. با خودش می گوید امروز بروم پای درس حاج حسن قمی و از ایشان هم استفاده کنم و بعد به نجف بروم. پای درسش می نشیند و اشکالی می‌گیرد و آقای قمی صحبتی نمی‌کنند و می‌روند مطالعه می‌کنند و می بینند ایشان درست گفت. فردایش که به منبر تشریف می آورند می‌گویند آن آقایی که دیروز اشکال کردند، ما مراجعه کردیم و دیدیم بله ایشان درست می گویند و پیرامون صحبت حرف او صحبت کردند که حرف ایشان به این دلایل مطابق با فقه و کتاب و سنت است. نفس حاضر شد بگوید من اشتباه کردم!

بعد آن شخص دیگر به نجف نمی رود. بعضی به او می گویند شما از ارومیه آمده بودید که به نجف پای درس آیت الله اصفهانی بروید، چطور نرفتید؟

ایشان گفت: من به دنبال درسی می خواستم بروم که هم آدم شوم هم درس بخوانم . هم درس آدمیت به من بدهد و هم درس علم. دیدم اینجا پیدا می شود!




طبقه بندی: پندهای اخلاقی (ظاهرسازی و ریا، دروغگویی و ...)، 
برچسب ها: مباحثه، شیخ بهایی، مقدس اردبیلی، شاه عباس، اخلاق، مبارزه، نفس،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/14

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ، بدین جهت که : دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

 

کنیه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسین ( ع ) می رسید. پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین، علی بن الحسین (ع) است.

 

تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد .

 

دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی  و دیگران مطرح است ،

 

ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید ، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند . قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید ، و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود ، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند . برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند . اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند . بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی ، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی  را پایه ریزی نمودند .

 

محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود .در مکتب تربیتی امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد .

 

 امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود . از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید ، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی ؟ پاسخ می داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار ، نمی توانم تعظیم شعائر دین کنم .

 

امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود . در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه کردن کدورتهای درونی  را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد .

 

امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی ، کمال مواظبت را داشت . می خواست سنتهای جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی  را به مردم تعلیم نماید . در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت ، و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای  کشت آماده می ساخت . آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود .

 

امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقه های درس ، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی  را برای مردم روشن فرمود .

 

امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهی بود . نام نامی آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت و کلمات قصار و اندرزهایی همراه است ، که به ویژه در 19سال امامت برای ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است . بنا به روایاتی که نقل شده است ، در هیچ مکتب و محضری  دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی ( ع ) نبوده اند .

 

در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند ، و مانند تشنه لبی  که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام ( ع ) شدند ، و به قول یکی از مورخان : " مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی  متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند " . امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود ، از این رو ، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از این طریق مناسب تر می دید ، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود ، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت . اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت .

 

در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفی  شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود ، و از راه دیگری  نیز آن را دامن می زد : و آن راه ، تجلیل و تأیید برادر شورشی اش زید بن علی بن الحسین بود . روایاتی در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکری و فرهنگی بوده و نقش مهمی در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامی  و جهان بینی خاص قرآن ، و تنظیم مبانی فقهی و تربیت شاگردانی " مانند امام شافعی " و تدوین مکتب داشته ، موضع انقلابی برادرش " زید " را نیز تأیید می کرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) می فرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن .

 

و نیز نقل شده است که روزی زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد ، چون امام ( ع ) زید بن علی  را دید ، این آیه را تلاوت کرد :  یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله " . یعنی :  ای  مؤمنان ، بر پای دارندگان عدالت باشید و گواهان ، خدای را " . آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک ، ای زید ، به خدا سوگند تو نمونه عمل به این آیه ای . می دانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأثیر تعلیمات ائمه ( ع ) برای اقامه عدل و دین قیام کرد .

 

 سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموی ، در سال ( 120یا 122) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار ، ناجوانمردانه او را به قتل رساند . بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند . و چنانکه تاریخ می نویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجه ای  نیانجامید و قیامهای دیگری نیز که در این دوره به وجود آمد ، از جهت ظاهری به نتایجی نرسید ، ولی این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیداری  و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را در جوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است .

 

امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند ، که زمینه را مساعد نمی دیدند ، ولی  در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار ، که نوعی  دیگر از مبارزه است ، دست زدند . چه در این دوره ، حکومت اموی رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود ، از این رو بهترین فرصت برای نشر افکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت ، پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسی به شکل پایه ریزی  و تدوین اصول مکتب - که امری  بسیار ضروری بود - پیش آمد . اما چنان که اشاره شد ، دستگاه خلافت آنجا که پای مصالح حکومتی پیش می آمد و احساس می کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمی گیرد و خط صحیح را در شناخت " امام معصوم ( ع ) " و امامت که دنباله خط " رسالت " و بالاخره " حکومت الله " است تعلیم می دهد ، تکان می خوردند و دست به ایذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) می زدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... برای شناخت این امر ، به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است می پردازیم :

 

" در یکی از سالها که هشام بن عبدالملک ، خلیفه اموی ، به حج می آید ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نیز به حج می رفتند . روزی در مکه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومی  سخنرانی می کند و در آن سخنرانی تأکید بر سر مسأله پیشوایی و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفه های  خدا در زمین ایشانند نه دیگران ، و اینکه سعادت اجتماعی و رستگاری در پیروی  از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران . این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته می شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنینی بزرگ می یابد و به گوش هشام می رسد. هشام در مکه جرأت نمی کند و به مصلحت خود نمی بیند  که متعرض آنان شود .

 

اما چون به دمشق می رسد ، مأمور به مدینه  می فرستد و از فرماندار مدینه می خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق   روانه کرد ، و چنین می شود . حضرت صادق ( ع ) می فرماید : چون وارد دمشق شدیم ، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید . هنگامی که به مجلس او درآمدیم ، هشام بر تخت پادشاهی خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود ، و در دو صف در برابر خود نگاه داشته بود . نیز دستور داده بود تا آماج خانه ای ( جاهایی که در آن نشانه برای تیراندازی می گذارند ) در برابر او نصب کرده بودند ، و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازی بودند . هنگامی  که وارد حیاط قصر او شدیم ، پدرم در پیش می رفت و من از عقب او می رفتم ، چون نزدیک رسیدیم ، به پدرم گفته :  شما هم همراه اینان تیر بیندازید " پدرم گفت : " من پیر شده ام . اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف داری بهتر است " .

 

 هشام قسم یاد کرد :  به حق خداوندی که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامی داشت ، تو را معاف نمی دارم " . آنگاه به یکی از بزرگان بنی  امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنی امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند . پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد . سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تا آنکه نه تیر پیاپی افکند . هشام از دیدن این چگونگی خشمگین گشت و گفت : " نیک تیر انداختی ای ابوجعفر ، تو ماهرترین عرب و عجمی در تیراندازی . چرا می گفتی من بر این کار قادر نیستم ؟ ... بگو : این تیراندازی را چه کسی به تو یاد داده است " . پدرم فرمود : " می دانی که در میان اهل مدینه ، این فن شایع است . من در جوانی چندی  تمرین این کار کرده ام " .

 

سپس امام صادق ( ع ) اشاره می فرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد . در همان محفل هشام بر سر مقام رهبری و خلافت اسلامی  با امام باقر ( ع ) سخن می گوید . امام باقر درباره رهبری رهبران بر حق و چگونگی  اداره اجتماع اسلامی و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامی باید چگونه باشد ، سخن می گوید . اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بیش از پیش ناراحت می کند . بعضی نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر می دهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها می کند و به شتاب روانه مدینه می نماید . و پیکی  سریع ، پیش از حرکت امام از دمشق ، می فرستد تا در آبادیها و شهرهای سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ، مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند .

 

با این وصف امام ( ع ) در این سفر ، از تماس با مردم - حتی مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد . جالب توجه و قابل دقت و یادگیری است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت می کند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقداری  از مال او را وقف کند ، تا پس از مرگش ، تا ده سال در ایام حج و در منی  محل اجتماع حاجیها برای سنگ انداختن به شیطان ( رمی جمرات ) و قربانی کردن برای  او محفل عزا اقامه کنند . توجه به موضوع و تعیین مکان ، اهمیت بسیار دارد . به گفته صاحب الغدیر  زنده یاد علامه امینی - این وصیت برای آن است که اجتماع بزرگ اسلامی ، در آن مکان مقدس با پیشوای حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد ، و از دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد ، و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهی .

 

شهادت امام باقر ( ع )

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگی کرد. سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114هجری در سن 57سالگی در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند .

 

زنان و فرزندان

فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشته اند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله که مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بود . ابراهیم و عبیدالله که از ام حکیم بودند و هر دو در زمان حیات پدر بزرگوارشان وفات کردند . علی و زینب و ام سلمه که از ام ولد بودند .

 

سخنان گهربار امام باقر(ع)

1- إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فیكَ خَیْراً، فَانْظُرْ إلی قَلْبِكَ فَإنْ كانَ یُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ یُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیكَ خَیْرٌ; وَاللّهُ یُحِبُّك، وَ إذا كانَ یُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ یُحِبّ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیكَ خَیْرٌ; وَ اللّهُ یُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.«وسائل الشّیعة، ج 16، ص 183، ح 1»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

اگر خواستی بدانی كه در وجودت خیر و خوشبختی هست یا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست داری و از اهل معصیت و گناه ناخوشایندی، پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست می دارد. ولی چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشی و به اهل معصیت عشق و علاقه ورزیدی، پس خیر و خوبی در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد. و هر انسانی با هر كسی كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور می گردد.

 

2- مَنْ كَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ. «كتاب الزّهد، ص 1، ح 9»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

هركس دنبال هتك حرمت - ناموس و آبروی - دیگران نباشد، خداوند متعال او را در قیامت مورد عفو و بخشش قرار می دهد; و هركس غضب و خشم خود را از دیگران باز دارد، خداوند نیز خشم و غضب خود را در قیامت از او بر طرف می سازد.

 

3- مَنْ ثَبَتَ عَلی وِلایَتِنا فِی غِیْبَةِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهید مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَیْن. «إثبات الهداة، ج 3، ص 467»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

كسی كه در زمان غیبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّریف) بر ایمان و ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهید از شهدای جنگ بدر و حنین به او عطا می فرماید.

 


4- مَنْ أفْتَی النّاسَ بِغَیْرِ عِلْم وَ لا هُدی، لَعَنَتْهُ مَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِكَةُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْیاهُ. «مستدرك الوسائل، ج 17، ص 244»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

هركس درباره مسائل دین فتوا و نظریه ای دهد كه بدون علم و اطّلاع باشد، ملائكه رحمت و ملائكه عذاب او را لعن و نفرین می كنند و گناه عمل كننده ـ اگر خلاف باشد ـ بر عهده گوینده است.

 

5- لا تَتَهاوَنْ بَصَلاتِكَ، فَإنَّ النَّبیَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَیْسَ مِنّی مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَیْسَ مِنّی، مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً، لا یَرِدُ عَلَی الْحَوْضَ، لا وَ اللهِ.«وسائل الشّیعة، ج 4، ص 23، ح 4413»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

نسبت به نماز بی اعتنا مباش و آن را سبك و ناچیز مشمار، همانا كه پیامبر خدا هنگام وفات خود فرمود: هركس نماز را سبك شمارد و یا مسكرات بنوشد از ـ امّت ـ من نیست و بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.

 

6- بُنِیَ الاْسْلامُ عَلی خَمْسَةِ أشْیاء: عَلَی الصَّلاةِ، وَ الزَّكاةِ، وَ الْحَجِّ، وَ الصَّوْمِ، وَ الْوِلایَةِ، وَ لَمْ یُنادَ بِشَیْیء مِثْلَ ما نُودِی لِلْوِلایَةِ.«وسائل الشّیعة، ج 1، ص 18، ح 10»

امام محمد باقر - علیه السلام - فرمود:

دین مبین اسلام بر پنج پایه و اساس استوار است: نماز، زكات، حجّ، روزه، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت - علیهم السلام -. سپس افزود: آن مقداری كه نسبت به ولایت سفارش شده است نسبت به هیچ كدام تأكید نگردیده است و ولایت اساس و محور تمام اعمال می باشد.

منبع: تبیان، اندیشه قم




طبقه بندی: زندگینامه پیامبر(ص) و امامان معصوم (علیهم السلام)، 
برچسب ها: زندگینامه، امام، محمد باقر(ع)،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/9

*    سیر خواص فراوانی دارد اما زیاده روی در مصرف آن مضر است.

سیر باید به حد اعتدال مصرف شود زیرا استفاده زیاد در بعضی اشخاص موجب سردرد، ضعف نیروی جنسی، ضعف چشم و ایجاد جوش در داخل چشم می شود.

 

*  استفاده بشر از سیر قدمت 3000 هزار سالانه دارد، سیر گرم و خشک است و برای کسانی که سرد مزاج اند نفخ شکن و ملین است، در طب سنتی و در بحث سیر شناسی 2 نوع سیر وجود دارد، سیر کاشتنی و سیر بیابانی که تاثیر سیر بیابانی از سیر کاشتنی بیشتر است.

 

*  آنتی اکسیدان قوی موجود در سیر، رادیکال آزاد را که باعث بیماری می شود خنثی می کند، سرشار از ویتامین های B، C پتاسیم، فسفر، آهن است که ویتامین Bموجود در سیر باعث کارکرد مناسب روده، فسفر در ازدیاد حافظه و پتاسیم باعث افزایش جذب فسفر در مواد غذایی می شود.

 

*  سیر ضد انعقاد خون و کاهش دهنده غلظت خون، از بین برنده سلول های سرطانی و برای درمان تنگی نفس مفید است و نیز کاهش دهنده دوران نقاحت سرماخوردگی و مقاومت بدن را در مقابل بیماری افزایش می دهد.

 

*  مالیدن سیر پخته به دندان، درد دندان را تسکین می دهد، سیر ترشی در از بین بردن لکه های زیر چشم نیز موثر است. (باشگاه خبرنگاران، دکتر نصرتی)




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: خواص، سیر، از بین بردن، لکه های، زیر چشم، نفخ شکن، ملین،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/09/6

گردو بخورید!

·   گرمی آن نفسگیر، اما مقوی است و روغن آن از رفقای قدیمی قلب و کنترل‌کننده خوب کلسترول خون است. این مغز پرخاصیت از نظر طب سنتی گرم و خشک است.

 

·   طبع گرم آن ترشح هورمون های تیروئیدی و طبع خشک آن ترشح هورمون انسولین را تغییر می دهد و به تنظیم قند خون کمک می کند.

 

·   در 100 گرم آن 625 کالری و در یک عـــدد آن 30 کالری انرژی نهفته است. فسفر آن با ماهی و تخم مرغ قابل قیاس است و ویتامین B آن موجب آرامش اعصاب و خوابی مطلوب می شود.

 

·   گردو وقتی با انجیر، مویز یا کشمش همراه شود برای تقویت مغز و حواس مفید است. مصرف روزانه سه عدد آن به همراه نان و پنیر، میان وعده خوبی برای مدرسه دانش آموز و مغز نافعی برای کنترل تری گلیسیرید و کلسترول بد خون است. البته فندق و بادام نیز تا حدودی این مزایا را دارد، ولی نه به اندازه گردو!

 

·   اگر پرانرژی و چالاک هستید، رنگ پوست تان سرخ و تیره و رگ هایتان نمایان است، اغلب اوقات عطش زیادی دارید و ضربان قلب تان قوی، اندام های پرخون، محرک و فعالی دارید بدانید که گرم مزاج هستید و نباید در مصرف گردو زیاده روی کنید.

 

·   مصرف بیش از حد آن موجب التهاب، یبوست، جوش، کهیر، تنگی نفس، بوی تند ادرار، پرفشاری خون، آشفتگی، بیقراری، سرگیجه، افزایش میل جنسی، سوزش لثه ها و دهان و تنبلی کبد می شود و بدانید همیشه پس از خوردن گردو دهان را با آب بشویید و ماست یا میوه جات ترش بخورید.

 

·   گردوی خشک، ویتامین C و E کمتری دارد و طبع آن گرم تر است. به دلیل این که حاوی اسیدهای چرب غیراشباع است، در اثر خشک شدن در شرایط نامساعد خیلی زود طعم آن تند و تلخ و رنگش سیاه و دانه های سفید رنگی رویش ظاهر می شود و این نشان دهنده آن است که به توکسین آلوده و سمی و زیانبار شده است.

 

·   از دستفروش ها گردو نخرید.  بخصوص انواع تازه آن که در ظروف آب نمک یا در کیسه های نایلونی نگهداری و عرضه می شود و مشکل اصلی ، دست های آلوده دستفروشان دوره گردی است که این گردوها را آماده می کنند.


·   دست هایی که احتمال آلوده بودن آن به عفونت های باکتریایی بخصوص میکروب های مدفوعی زیاد است و براحتی می تواند به بافت محصول نفوذ کرده و بشدت گریبان مصرف کننده را بگیرد و در این میان کودکان، سالمندان و بیماران به دلیل داشتن سیستم ایمنی ضعیف تر آسیب پذیرتر بوده و مقاومتشان در برابر این قبیل عفونت ها خیلی کم است. (منبع: جام جم)




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: گردو، تنظیم، قندخون، مقوی، آرامش، اعصاب،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/08/28

از تارهای صوتی خود چگونه مواظبت نماییم!


"سرخ كردنی‌ها" ، "فست فودها" ، "كافئین" و "چای"  از مواردی هستند كه تأثیر نامطلوبی روی "تارهای صوتی" دارند و می توانند بر روی كیفیت صدا آسیب وارد كنند.


از مکان های آلوده به دود سیگار، غبار و خاک اره، مواد شیمیایی و مانند اینها دور شوید.

 

مصرف هویج وعسل از مواردی هستند كه "باكتری ها" و "ویروس‌های تخریب‌گر" روی "حنجره" را از بین می برند و افراد برای بهبود سریع "تارهای صوتی" خود و برای زیباتر شدن صدا باید "هویج" و "عسل" را حتماً در برنامه غذایی روزانه خود قرار دهند.

 

هویج و عسل همچنین به رفع گرفتگی صدا كمك می كند و استفاده از عسل طبیعی در "صبحگاه" باعث لطیف شدن صدا و تارهای صوتی می شود و از "اختلالات صوتی" نیز جلوگیری می‌كند.

 

قهوه، شکلات، چای، کوکا و هرچه دارای کافئین است، به خشکی بیشتر گلو و تارهای صوتی می انجامد؛ از مصرف آنها حداقل در زمان گرفتگی صدا یا سرماخوردگی خودداری کنید.

به جای همه آنها آب ولرم بنوشید، بخصوص اگر گرفتگی صبحگاهی یا بیداری بعد از خواب صدای تارهایتان را خشن کرده است.

 

از مکان های آلوده به دود سیگار، غبار و خاک اره، مواد شیمیایی و مانند اینها دور شوید. همه آنها جلوی استراحت تارها و بهبود را می گیرد.

 

اگر نمی توانید از صاف کردن صدایتان جلوگیری کنید، حداقل مدام آن را تکرار نکنید. سرفه کردن یا صاف کردن صدا و گلو، زمان بهبود و درمان تارها را افزایش می دهد.

 

در طب سنتی، خوردن لعابی که پس از جوشاندن چهار تخم یا چهار دانه حاصل می شود، برای درمان گرفتگی صدا، نرم کردن سینه و تارهای صوتی مفید دانسته شده است. دانه «به» به تنهایی، بامیه، خوردن سیب همراه با جویدن دانه هایش نیز باعث نرمی صدا می شود.

 

در بین برخی از مردم، مخلوط آب ولرم عسل وآبلیمو،  خوردن مقداری جوشانده برگ کرفس یا اسفناج پخته هم به عنوان رافع گرفتگی صدا متداول است.(باشگاه خبرنگاران)




طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: محافظت، تارهای صوتی، مواظبت، صدا،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

 سخنان امام حسین (ع) در شب عاشورا

حسین بن على علیهما السلام نزدیک غروب تاسوعا و پس از آنکه از طرف دشمن مهلت داده شد (و یا پس از نماز مغرب ) در میان افراد بنى هاشم و یاران خویش قرار گرفته این خطابه را ایراد نمود:

خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمتهایش سپاسگزارم.

خدایا! تو را مى ستایم که بر ما خاندان ، با نبوت ، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین ) و قلب (روشن ) عطا فرموده اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى .

اما بعد: من اصحاب و یارانى بهتر از یاران خود ندیده ام و اهل بیت و خاندانى باوفاتر و صدیقتر از اهل بیت خود سراغ ندارم . خداوند به همه شما جزاى خیر دهد.

جدّم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم خبر داده بود که من به عراق فرا خوانده مى شوم و در محلى به نام ((عمورا)) و یا ((کربلا)) فرود آمده و در همانجا به شهادت مى رسم و اینک وقت این شهادت رسیده است به اعتقاد من همین فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستید و من بیعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه مى دهم که از این سیاهى شب استفاده کرده و هریک از شما دست یکى از افراد خانواده مرا بگیرد و به سوى آبادى و شهر خویش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زیرا این مردم فقط در تعقیب من هستند و اگر بر من دست بیابند با دیگران کارى نخواهند داشت ، خداوند به همه شما جزاى خیر و پاداش نیک عنایت کند.

پاسخ چند تن از این یاران باوفا و اهل بیت صدیق و باصفا:

1 - اولین کسى که پس از سخنرانى امام علیه السلام لب به سخن گشود برادرش عباس بن على حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام بود. او چنین گفت :((لا اَرَانااللّه ذلِکَ اَبَداً؛)) خدا چنین روزى را نیاورد که ما تو را بگذاریم و به سوى شهر خود برگردیم )).

 

2 - و سپس سایر افراد بنى هاشم در تعقیب گفتار حضرت ابوالفضل و در همین زمینه سخنانى گفتند که امام نگاهى به فرزندان عقیل کرد و چنین گفت :((حَسْبُکُمْ مِنَ الْقَتْلِ بِمُسْلِمٍ اِذْهَبُوا قَدْ اَذِنْتُ لَکُم ؛)) کشته شدن مسلم براى شما بس است ، من به شما اجازه دادم بروید)).

آنان در پاسخ امام چنین گفتند: در این صورت اگر از ما سؤال شود که چرا دست از مولا و پیشواى خود برداشتید چه بگوییم؟ نه ، به خدا سوگند! هیچگاه چنین کارى را انجام نخواهیم داد بلکه ثروت و جان و فرزندانمان را فداى راه تو کرده و تا آخرین مرحله در رکاب تو جنگ خواهیم کرد.

 

3 - ((مسلم بن عوسجه )) چنین گفت: ما چگونه دست از یارى تو برداریم؟ در این صورت در پیشگاه خدا چه عذرى خواهیم داشت؟ به خدا سوگند! من از تو جدا نمى گردم تا با نیزه خود سینه دشمنان تو را بشکافم و تا شمشیر در دست من است با آنان بجنگم و اگر هیچ سلاحى نداشتم با سنگ و کلوخ به جنگشان مى روم تا جان به جان آفرین تسلیم کنم .

 

4 - ((سعد بن عبداللّه )) چنین گفت : به خدا سوگند! ما دست از یارى تو برنمى داریم تا در پیشگاه خداوند ثابت کنیم که حق پیامبر را درباره تو مراعات نمودیم ، به خدا سوگند! اگر بدانم که هفتاد مرتبه کشته مى شوم و بدنم را آتش زده و خاکسترم را زنده مى کنند باز هم هرگز دست از یارى تو برنمى دارم و پس از هر بار زنده شدن به یاریت مى شتابم در صورتى که مى دانم این مرگ یک بار بیش نیست و پس از آن نعمت بى پایان خداست .

 

5 - ((زهیر بن قین )) چنین گفت : یابن رسول اللّه ! به خدا سوگند! دوست داشتم که در راه حمایت تو هزار بار کشته ، باز زنده و دوباره کشته شوم و باز آرزو داشتم که با کشته شدن من ، تو و یا یکى از این جوانان بنى هاشم از مرگ نجات مى یافتند.

 

6 - محمد بن بشیر حضرمى (یکى از یاران آن حضرت) که خبر اسارت فرزندش به وى رسیده بود، امام به او فرمود تو برو و در آزادى فرزندت تلاش بکن .

محمد بن بشیر گفت: به خدا سوگند! من ابداً دست از تو برنمى دارم !  و این جمله را نیز اضافه نمود که: درندگان بیابانها مرا قطعه قطعه کنند و طعمه خویش قرار دهند اگر دست از تو بردارم.

امام چند قطعه لباس قیمتى بدو داد تا در اختیار کسانى که مى توانند در آزادى فرزندش تلاش کنند قرار دهد .

آنگاه که حسین بن على علیهم السلام این عکس العمل متقابل را از افراد بنى هاشم و صحابه و یارانش دید و آن کلمات و جملاتى که دلیل بر آگاهى و احساس مسؤولیت و وفادارى آنان نسبت به مقام امامت است به سمع آن حضرت رسید، در ضمن اینکه آنها را با این جمله دعا مى نمود ((جزاکُمُ اللّهُ خیراً)) خدا به همه شما پاداش نیک عنایت کند. به طور قاطعانه و صریح چنین فرمود:((اِنِّى غَداً اُقْتَلُ وَکُلّکُمْ تُقْتَلُونَ ...؛)) من فردا کشته خواهم شد و همه شما و حتى قاسم و عبداللّه شیرخوار نیز با من کشته خواهند شد)).

همه یاران آن حضرت با شنیدن این بیان یکصدا چنین گفتند: ما نیز به خداى بزرگ سپاسگزاریم که به وسیله یارى تو به ما کرامت و با کشته شدن در رکاب تو بر ما عزت و شرافت بخشید، اى فرزند پیامبر! آیا ما نباید خشنود باشیم از اینکه در بهشت با تو هستیم؟

و طبق نقل خرائج راوندى امام پرده را از جلو چشم آنان کنار زد و یکایک آنان محل خود و نعمتهایى که در بهشت برایشان مهیا شده است مشاهده نمودند .

*****

وفاداری یاران حسین بن على (ع)

«مقرم»  نقل مى کند که امام علیه السلام در شب عاشورا و در میان تاریکى از خیمه ها دور شد. نافع بن هلال که یکى از یاران آن حضرت بود خود را به امام علیه السلام رسانید و انگیزه بیرون شدن از محیط خیمه ها را سؤال کرد و اضافه نمود: یابن رسول اللّه ! آمدن شما به سوى لشکر این مرد طاغى مرا سخت نگران و متوحش ساخت .

امام علیه السلام در پاسخ وى فرمود:((آمده ام تا پستى و بلندى اطراف خیمه ها را بررسى کنم که مبادا براى دشمن مخفیگاهى باشد و از آنجا براى حمله خود و یا دفع حمله شما استفاده کند)).

آنگاه امام علیه السلام در حالى که دست نافع در دستش بود چنین فرمود:((هِىَ واللّه وَعْدٌ لا خُلْفَ فیه ؛)) امشب همان شب موعود است ، وعده اى است که هیچ تخلف در آن راه ندارد)).

سپس امام علیه السلام رشته کوههایى را که در مهتاب شب از دور دیده مى شد به نافع نشان داد و فرمود:  نمى خواهى در این تاریکى شب به این کوهها پناهنده شوى و خود را از مرگ برهانى؟

((نافع بن هلال )) خود را به قدمهاى آن حضرت انداخت و عرضه داشت مادرم به عزایم بنشیند من این شمشیر را به هزار درهم و اسبم را هم به هزار درهم خریدارى نموده ام ، سوگند به آن خدایى که با محبت تو بر من منت گذاشته است بین من و تو جدایى نخواهد افتاد مگر آن وقت که این شمشیر، کند و این اسب خسته شود .

((نافع بن هلال)) می گوید: امام علیه السلام پس از بررسى بیابانهاى اطراف به سوى خیمه ها برگشت و به خیمه زینب کبرى (س) وارد گردید و من در بیرون خیمه کشیک مى دادم ، زینب کبرى (س) عرضه داشت : برادر! آیا یاران خود را آزموده اى و به نیت و استقامت آنان پى برده اى؟ مبادا در موقع سختى دست از تو بردارند و در میان دشمن تنها بگذارند.

امام علیه السلام در پاسخ وى چنین فرمود:  آرى ، به خدا سوگند ! آنها را آزمودم و نیافتم مگر دلاور و غرّنده (شیروار) و با صلابت و استوار (کوهوار)، آنان به کشته شدن در رکاب من آنچنان مشتقاق هستند مانند اشتیاق طفل شیرخوار به پستان مادرش)).

نافع مى گوید: من چون این سؤال و جواب را شنیدم ، گریه گلویم را گرفت و به نزد حبیب بن مظاهر آمده و آنچه از امام و خواهرش شنیده بودم بدو بازگو نمودم .

حبیب بن مظاهرگفت:

به خدا سوگند! اگر منتظر فرمان امام علیه السلام نبودیم همین امشب به دشمن حمله مى کردیم . گفتم حبیب ! اینک امام در خیمه خواهرش مى باشد و شاید از زنان و اطفال حرم نیز در آنجا باشند و بهتر است تو با گروهى از یارانت به کنار خیمه آنان رفته و مجدداً اظهار وفادارى بنمایید تا هرچه بیشتر مایه دلگرمى این بانوان باشد.

حبیب با صداى بلند یاران امام را که در میان خیمه ها بودند دعوت کرد و همه آنان ، خود را از خیمه ها بیرون انداختند. حبیب اول به افراد بنى هاشم گفت : از شما درخواست مى کنم که به درون خیمه هاى خود برگردید و به عبادت و استراحت خویش بپردازید، سپس گفتار نافع ر ا براى بقیه صحابه نقل نمود.

همه آنان پاسخ دادند: سوگند به خدایى که بر ما منت گذاشته و بر چنین افتخارى نایل نموده است اگر منتظر فرمان امام نبودیم ، همین حالا با شمشیرهاى خود به دشمن حمله مى کردیم ، حبیب دلت آرام و چشمت روشن باد.

حبیب بن مظاهر در ضمن دعا،  به آنان پیشنهاد نمود که بیایید با هم به کنار خیمه بانوان رفته به آنان نیز اطمینان خاطر بدهیم .

چون به کنار این خیمه رسیدند، حبیب خطاب به بانوان بنى هاشم چنین گفت : اى دختران پیامبر و اى حرم رسول خدا! اینان جوانان فداکار شما و اینها شمشیرهاى براقّشان است که همه سوگند یاد نموده اند این شمشیرها را در غلافى جاى ندهند مگر در گردن دشمنان شما و این نیزه هاى بلند و تیز در اختیار غلامان شماست که هم قسم شده اند آنها را فرو نبرند مگر در سینه دشمنان شما.

در این هنگام یکى از بانوان به آنان چنین پاسخ داد:

اى پاک مردان ! از دختران پیامبر و زنان خاندان امیرمؤمنان دفاع کنید)).

چون سخن این بانو به گوش این افراد رسید، با صداى بلند گریه کرده و هریک به سوى خیمه خویش بازگشتند.

*****

شعر امام (ع) و وصیت آن حضرت به خواهران و همسرانش در شب عاشورا

از امام سجاد علیه السلام نقل شده است که در شب عاشورا پدرم در میان خیمه با چند تن از یارانش نشسته بود و ((جَون )) غلام ابوذر مشغول اصلاح شمشیر امام علیه السلام بود آن حضرت به این اشعار مترنم و متمثل گردید:

((یا دَهْرُ اُفٍّ لَکَ مِنْ خَلِیلِ...؛))...

اى دنیا! اف بر دوستى تو که صبحگاهان و عصرگاهان چقدر از دوستان و خواهانت را به کشتن مى دهى ...

امام سجاد علیه السلام مى گوید: من از این اشعار به هدف امام علیه السلام که خبر مرگ و اعلان شهادت بود پى بردم و چشمانم پر از اشک گردید ولى از گریه خوددارى کردم ، اما عمه ام زینب که در کنار بستر من نشسته بود با شنیدن این اشعار و با متفرق شدن یاران امام ، خود را به خیمه آن حضرت رسانید و گفت : واى بر من ! اى کاش مرده بودم و چنین روزى را نمى دیدم ، اى یادگار گذشتگانم و اى پناهگاه بازماندگانم گویا همه عزیزانم را امروز از دست داده ام که این پیشامد، مصیبت پدرم على و مادرم زهرا و برادرم حسن علیهما السلام را زنده نمود.

امام علیه السلام به زینب کبرى تسلى داده و به صبر و شکیبایى توصیه نمود و چنین گفت :((یا اُخْتاهُ تَعَزّى بِعَزاءِاللّه ...؛))

خواهر! راه صبر و شکیبایى را در پیش بگیر و بدانکه همه مردم دنیا مى میرند و آنانکه در آسمانها هستند زنده نمى مانند، همه موجودات از بین رفتنى هستند مگر خداى بزرگ که دنیا را با قدرت خویش آفریده است و همه مردم را مبعوث و زنده خواهد نمود و اوست خداى یکتا. پدر و مادرم و برادرم حسن بهتر از من بودند که همه به جهان دیگر شتافتند و من و آنان و همه مسلمانان باید از رسول خدا پیروى کنیم که او نیز به جهان بقا شتافت )).

سپس فرمود:((خواهرم ام کلثوم ! فاطمه ! رباب ! پس از مرگ من گریبان چاک نکنید و صورت خود را نخراشید و سخنى که از شما شایسته نیست بر زبان نرانید)).

*****

رؤیاى امام (ع) در شب عاشورا

صاحب ((نَفَس المهموم)) از مرحوم صدوق؛ نقل مى کند که در ساعتهاى آخر شب عاشورا خواب سبکى چشم امام علیه السلام را فرا گرفت و چون بیدار گردید خطاب به یاران و اصحابش فرمود: ((من در خواب دیدم که چندین سگ شدیدا بر من حمله مى کنند و شدیدترین آنها سگى بود به رنگ سیاه و سفید و این خواب نشانگر آن است از میان این افراد کسى که به مرض برص مبتلاست قاتل من خواهد بود)).

امام علیه السلام سپس فرمود: و پس از این خواب ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را با گروهى از یارانش دیدم که به من فرمود: ((تو شهید این امت هستى و ساکنان آسمانها و عرش برین ، آمدن تو را به همدیگر مژده و بشارت مى دهند، تو امشب افطار را در نزد من خواهى بود، عجله کن و تاخیر روا مدار و اینک فرشته اى از آسمان فرود آمده است تا خون تو را در شیشه سبزرنگى جمع آورى کند)).

((بِاَبى اَنْتُمْ وَامّى طِبْتُمْ وَطابَتِ الارْضُ الَّتى فیها دُفِنْتُمْ وَفُزتُمْ فَوزاً عظیماً))

منبع:

کتاب سخنان حسین بن على (ع) از مدینه تا کربلا (محمّد صادق نجمى)




طبقه بندی: محرم، عاشورا، اربعین ، 
برچسب ها: سخنان، امام، حسین (ع)، شب، عاشورا، آخرین، آزمایش،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/08/11

"مردی به علی بن حسین علیهماالسلام عرض کرد: فلانی به شما نسبت می‏‌دهد که گمراه و بدعت‌گذار هستی. علی بن الحسین(ع) به او فرمود: حقّ همنشینی با آن مرد را پاس نداشتی؛ زیرا سخن او را به ما منتقل کردی. حقّ مرا نیز به جا نیاوردی زیرا از برادرم چیزی به من رساندی که من آن را نمی‏‌دانستم!

سخن گفتن پشت سر فردی دیگر و در غیاب او اقدامی ناپسند و غیرعقلی است. در فرهنگ و معارف اسلامی از غیبت کردن به عنوان یک عمل بسیار ناشایست و گناه یاد شده به طوری که قرآن کریم آن را معادل خوردن گوشت برادر مرده انسان غیبت کننده،  توصیف کرده است.

وَ لایَغتَب بَعضُکُم بَعضَاً اَیُحِبُّ اَحَدکُم اَن یَاکُلَ لَحمَ اَخیهِ مَیتاً فَکَرِهتُموُه(سوره حجرات آیه 12)

رسول خدا(ص) در روایتی بسیار زیبا چنین می‌فرمایند:

"در شب معراج، مردمی را دیدم که چهره‏‌های خود را با ناخن‌هایشان می‏‌خراشند. پرسیدم: ای جبرئیل، اینها کیستند؟ گفت: اینها کسانی هستند که از مردم غیبت می‏‌کنند و آبرویشان را می‏‌برند1".

امام حسین(ع) نیز- به مردی که در حضور ایشان از مردی غیبت کرد- فرمودند:

 " ای مرد! دست از غیبت بردار؛ زیرا غیبت نواله(غذای) سگ‌های دوزخ است2".

همچنین امام صادق(ع) در روایتی از امام سجاد(ع) فرمودند:

"مردی به علی بن حسین علیهماالسلام عرض کرد: فلانی به شما نسبت می‏‌دهد که گمراه و بدعت‌گذار هستی. علی بن الحسین(ع) به او فرمود: حقّ همنشینی با آن مرد را پاس نداشتی؛ زیرا سخن او را به ما منتقل کردی. حقّ مرا نیز به جا نیاوردی زیرا از برادرم چیزی به من رساندی که من آن را نمی‏‌دانستم! ... از غیبت بپرهیز، که آن خورش سگ‌های دوزخ است و بدان کسی که از مردم زیاد عیب‌گویی کند، این عیب‌گویی زیاد بر این نکته گواهی دهد که او این عیب‌ها را به همان اندازه‏‌ای که در خودش هست، می‏‌جوید (عیب‌گویی او از مردم نشان می‏‌دهد که آن عیب‌ها در خود او نیز هست)3". (ایسنا)

منابع روایات:

1- تنبیه الخواطر: 1 / 115 منتخب میزان الحکمة: 436

2- تحف‌العقول: 245 منتخب میزان‌الحکمة: 436

3- بحارالأنوار: 75 / 246 / 8 منتخب میزان‌الحکمة: 436




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: غیبت، غذا، سگهای جهنم،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

·   زنجبیل جزء گیاهان دارویی مهم بوده و دارای خواص متعددی از جمله ضد تهوع، مقوی قلب، ضد لخته شدن خون، ضد باکتری، آنتی اکسیدان، ضد سرفه، ضد سموم کبدی، ضد التهاب، ادرارآور، کاهش اسپاسم، محرک سیستم ایمنی، ضد نفخ، افزایش ترشحات روده ای معدی، پایین آورنده کلسترول خون، محرک گردش خون مغزی و محرک هضم غذا می باشد.

·   از زنجبیل استفاده های متنوعی می شود. از کاربردهای جدید آن می توان پیشگیری از: تهوع و استفراغ، کم اشتهایی، بی اشتهایی روانی، اسپاسم روده، برونشیت، مشکلات روماتیسم را نام برد. در صنعت غذایی هم به عنوان چاشنی استفاده می شود.

·        زنجبیل با افزایش ترشح بزاق دهان و آنزیم های مجرای گوارشی، به هضم و جذب مواد غذایی کمک می کند.

·        زنجبیل با بیرون راندن مخاط خلطی از ریه ها، به درمان آسم، برونشیت و دیگر مشکلات تنفسی کمک می کند.

·   زنجبیل نیروبخش، مقوی معده، بادشکن و ضد رقت خون می باشد. درمان کننده یرقان است. اگر پودر آن را روی پوست بدن مالش دهند، آن را تحریک و قرمز می کند.

·   تقویت کننده حافظه، بازکننده کبد و قاطع بلغم است و رطوبات غلیظی که در روی جدار روده و معده چسبیده باشد، از بین می برد.

·        زنجبیل را جهت فلج و ضعف اعصاب تجویز کرده اند.

·        زنجبیل برای درمان اسهال ناشی از مسمومیت غذایی نیز مفید است.

·        تشنگی را برطرف می کند. (باشگاه خبرنگاران)




طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: خواص، دارویی، درمانی، زنجبیل،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/08/7

ابو نصر بزنطی از حضرت امام رضا (علیه‌السلام) روایت کرده است که حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

روز جمعه سیدِ روزها می باشد و خداوند در آن روز حسنات را مضاعف می کند و گناهان را محو می گرداند و درجات را بالا می برد و دعاها را مستجاب می گرداند و اندوه‌ها را برطرف می سازد و حاجت های بزرگ را برآورده می کند.

روز جمعه، پروردگار گروهی را آزاد می کند ، هر کس روز جمعه را احترام کند و حقش را مراعات نماید ، بر خدا لازم است که او را از آتش دوزخ نجات دهد ، و اگر آن شخص در روز جمعه و یا شب آن درگذرد ، شهید مرده است و در روز قیامت در امن و آرامش خواهد بود.

هر کس پاسِ حرمت روز جمعه را ندارد و حق او را ضایع کند خداوند او را وارد دوزخ خواهد کرد ، مگر این که توبه کند. (اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام صفحه 559 روایت 4)

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

خُذ مِن شارِبـِكَ وَ اَظفارِكَ فى كُلِّ جُمُعَةٍ فَاِن لَم یَكُن فیها شَىْ‏ءٌ فَحُكَّها لا یُصیبُكَ جُنونٌ وَ لا جُذامٌ وَ لا بَرَصٌ؛

در هر جمعه، اندكى از سبیل و ناخن‏هاى خود را بگیر، و اگر هم چیزى وجود نداشته باشد، آن را (كمى) بساى، [كه در این صورت] دیوانگى، جذام و پیسى به تو نمى‏رسد. (كافى، ج 6، ص 490، ح 3)

 

امام باقر علیه‏ السلام نیز فرمودند:

اَلْخَیْرُ وَ الشَّرُّ یُضاعَفُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ؛ خوبى و بدى در روز جمعه چند برابر (حساب) مى‏شود. (ثواب الاعمال، ص 143)




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: استجابت دعا، روز جمعه، امام رضا(ع)،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

سالخوردگان گرم و سرد چشیده روزگار ما همیشه به رعایت توازن میان انواع خوراكی‌ها توجه كرده‌اند و از قدیم غذاها و نوشیدنی‌هایی چون دوغ با كاكوتی، باقلا با گلپر، آبگوشت با آویشن، ماهی با گردو و فلفل، برنج با زیره، پنیر با گردو، گوشت با سماق، ماست با نعناع، كاهو با سكنجبین یا كله پاچه با دارچین را با یكدیگر مناسب می‌دانسته‌اند.

 

مزاج شما از چه نوعی است؟ صفراوی، سوداوی، دموی یا بلغمی.

شاید وقتی این اسم‌ها را می‌خوانید با خود بگویید كه مزاج افراد دارای دو خصوصیت گرم و سرد است و چه ارتباطی به صفرا، سودا، خون و بلغم دارد، اما باید بدانید نام‌های گفته شده اخلاط چهارگانه بدن ما هستند كه اگر تعادل آنها برهم خورد علائمی چون سنگینی، غلظت خون و افزایش حرارت بدن بروز كرده و فرد را دچار كسالت، سستی، خواب‌آلودگی، سردرد و كند‌ذهنی می‌كند.

این اخلاط خصوصیات سرد و گرم داشته و در بدن جایگاه مشخصی دارند. سودا در طحال، صفرا در كیسه صفراوی، خون در كبد و بلغم در لنف‌های سراسر بدن جای گرفته‌اند.

 

مزاج صفراوی خصوصیت آتش دارد و گرم و خشك است.

مزاج دموی (خون) ماهیت هوا دارد و گرم و تر است.

مزاج بلغمی خصوصیت آب دارد و سرد و تر است.

مزاج سوداوی ماهیت خاك دارد و سرد و خشك است.

اگر در افراد دو مزاج بلغمی و سوداوی غالب باشد طبع بدن سرد و اگر دو مزاج دموی و صفراوی غالب باشد طبع بدن گرم است.

 

گرم مزاجیم یا سرد مزاج؟

قبل از پاسخ به این پرسش لازم است بدانید پایه اصلی طب سنتی برخلاف طب مدرن امروزی بر اساس شناخت نوع مزاج و طبیعت انسان بوده و برهمین اصل خوراكی‌هایی تجویز می‌شود كه بتواند مزاج را متعادل و علائم بیماری را التیام بخشد البته این را هم بدانید در به‌كارگیری طب سنتی نباید افراط و تفریط كرد، چرا كه در هر صورت بشر برای درمان بیماری‌های حاد و سخت نیاز به طب مدرن و داروهای شیمیایی و جدید آن دارد، اما تحقیقات نشان داده است طب سنتی در مقایسه با طب امروزی اثرگذاری بیشتری در التیام و درمان بیماری‌های مزمن، ویروسی و اختلالات گوارشی دارد.

 

خصوصیات سرد مزاج ها:

بیشتر كسانی كه رنگ پوستشان سفید است سرد مزاج هستند.

در سرمای زمستان براحتی گرم نمی‌شوند. خواب را به فعالیت روزانه ترجیح می‌دهند. بیشتر آنها كم‌حوصله و بی‌حال بوده و از كمبود انرژی رنج می‌برند. درونگرا بوده و در محاورات احساسات خود را بروز نمی‌دهند و كمتر عصبی می‌شوند و بیشتر عصبانی می‌كنند‌! نبض آنها آرام می‌زند و عروق خونی‌شان باریك است. مستعد ابتلا به پاركینسون، MS، سوزش و نفخ معده، سرگیجه، تهوع و سردرد هستند.

 

خصوصیات گرم مزاج ها:

اما افراد گرم مزاج، پرانرژی، چالاك، زرنگ و زودفهم هستند. رنگ پوست آنها اغلب سرخ و تیره است و رگ‌هایشان نمایان. برونگرا بوده و در محاورات سرعت در سخن گفتن و پیوستگی گفتار دارند و سریع احساساتشان را بروز می‌دهند.گرمای تابستان برایشان زجرآور است و عطش زیادی دارند. این افراد به دلیل ضربان‌ قوی قلب، اندام‌های پرخون، محرك و فعالی دارند.

 

غذای دو مزاج گرم و سرد:

بدن هر كسی با دریافت یكسری غذاها واكنش مخصوصی را از خود نشان می‌دهد. مثلا شنیده‌اید كه می‌گویند فلان كس با خوردن یك خیار سردی‌اش می‌كند و دیگری با مصرف یك مویز گرمی‌اش می‌كند. این همان ارتباط میان نوع غذاها با ماهیت مزاج ماست كه اگر رعایت نشود اثرات ناگوار گرمی و سردی در غالب علائم بیماری بروز می‌كند.

 

به همین دلیل هم سالخوردگان گرم و سرد چشیده روزگار ما همیشه به رعایت توازن میان انواع خوراكی‌ها توجه كرده‌اند و از قدیم غذاها و نوشیدنی‌هایی چون دوغ با كاكوتی، باقلا با گلپر، آبگوشت با آویشن، ماهی با گردو و فلفل، برنج با زیره، پنیر با گردو، گوشت با سماق، ماست با نعناع، كاهو با سكنجبین یا كله پاچه با دارچین را با یكدیگر مناسب می‌دانسته‌اند.

 

اما كدام غذاها گرم و كدام‌یك سرد است؟

به گفته متخصصان طب سنتی گوشت گوسفند، شتر، بوقلمون، مرغابی، انواع شیرینی‌ها، كشمش، خرما، عسل، ارده، انجیر، انگور، موز، خرمالو، خربزه، گردو، نمك، روغن، هل، تخم‌مرغ، نان گندم، اغلب ادویه‌جات و غذاهای فرآوری شده همچون سوسیس و كالباس طبع گرمی دارند،

 

 اما از غذاهای سرد می‌توان به گوشت گاو، گوساله، مرغ، ماهی، برنج، ماست، خیار، هندوانه، جو، ماش، باقلا، ذرت، زرشك، انواع لبنیات، كدو، ریواس، قارچ، تمبرهندی، گوجه‌سبز، چغاله بادام، گیلاس، كاهو، آلو، انار، سركه و آب یخ اشاره كرد.

 

نكته جالب‌تر آن‌كه از امام صادق(ع) نقل است میوه‌ها را به صورت فصلی بخورید. چرا كه فصول سال هم طبع گرم و سرد دارند و میوه، سبزی و غذاهای آن فصل با مزاج ما هماهنگ‌تر است.این را هم بدانید زیاده‌روی در مصرف غذاهای گرم موجب تب، یبوست، جوش، بوی تند ادرار، پرفشاری خون، آشفتگی، بی‌قراری، عطش و سرگیجه می‌شود كه با مصرف غذاهای سرد می‌توان اثرات آن را تعدیل كرد،

اما مصرف زیاد غذاهای سرد هم باعث دل درد، نفخ، اسهال، گرفتگی عضلات، سستی و ضعف، تكرر ادرار، روماتیسم، دست و پای سرد و ترشح زیاد بزاق می‌شود.

 

غذاهای مناسب مزاج‌های چهارگانه:

اما پرسش اصلی آن‌كه متخصصان چه رژیمی را برای مزاج‌های چهارگانه مناسب دانسته‌اند؟

1- مزاج صفراوی‌ها گرم و خشك است و افراد با این مزاج پوست خشك، موهایی مجعد و رنگ زردی دارند. یبوست، ادرار تیره، كم‌اشتهایی، عطش، تلخ‌شدن دهان، سردرد، سرگیجه و دیدن خواب‌های ترسناك از نشانه‌های مزاج صفراوی است.

غذاهای چرب و سنگین صفرا را زیاد كرده و مصرف غذاهای سرد توصیه می‌شود.

 

2- مزاج دموی‌ها گرم و تر است و تعادل آن به تركیبات شیمیایی موجود در خون مربوط می‌شود. افراد با این مزاج پوست مرطوب با منافذ باز دارند و پرمو و پراشتها هستند.

افزایش این مزاج موجب سنگینی، شیرین شدن دهان، قرمزی زبان و سرخی پوست می‌شود. پرخوری بر حالت دموی مزاج می‌افزاید و استفاده از غذاهای سرد، میانه‌روی در خوردن و نوشیدن زیاد آب رقیقی خون را زیاد و از حرارت بدن می‌كاهد.


3- مزاج سوداوی‌ها سرد و خشك و سنگین‌ترین مزاج است. پوست این افراد خشك و تیره و مزه دهانشان شور یا ترش است. زیادی این مزاج فرد را دلتنگ، بی‌حوصله و افسرده می‌كند و اگر به تعادل نرسد اختلالات روحی ظاهر می‌شود.

غذاهای مانده، بیات، نمك‌سود و دودی، سودا را زیاد می‌كند و خوردن یخ و مصرف غذاهای فرآوری و سرخ شده برای این افراد مضر بوده، اما غذاهای گرم توصیه می‌شود. مزاج بلغمی‌ها سرد و تر است.


4- پوست این افراد سرد و نرم بوده و موها صاف و كم‌پشت و ریزش و پیدایش موی سفید پیش از موعد در آنها شایع است.غذاهای سردی بخش همچون لبنیات، ترشی و سركه بلغم را زیاد می‌كند و بهترین غذا برای این مزاج غذاهای گرم است. (افکارنیوز)




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: گرم مزاج، سرد مزاج، صفراوی، سوداوی، دموی، بلغم،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/07/27

افرادی که باید از آنها اجتناب کنیم، آدم‌های عجیب و غریبی نیستند و ممکن است هرمشخصاتی داشته باشند. تنها باید یاد بگیرید چگونه بسرعت آنها را بشناسید و به صورت موثری با آنها برخورد کنید. در روایات آمده است که اگر در شخصی ویژگی بدی  دیدید ویژگیهای بد دیگری نیز در او جستجو کنید.

 

1-   خسیس‌ها

خسیس‌ها اغلب تصویر بزرگی از جهان ندارند و به جای آن بر پول‌هایی با رقم‌های پایین در زندگی تمرکز می‌کنند. این افراد شخصیت مادی خاصی دارند؛ برای آنها عشق و عاطفه همانند پول است. آنها به این دلیل سمی هستند که دیگران را هم از نظر اقتصادی و هم از لحاظ مسائل دیگر، مورد سوءاستفاده قرار می‌دهند. این افراد، خودخواه، انعطاف‌ناپذیر، ناایمن، پر توقع، مغرور، کم گذشت و از خود متشکر هستند. وجودشان هیچ خاصیتی ندارد و بعضاً ظاهری فریبنده دارند!

به هیچ عنوان توصیه نمی شود با این افراد دوستی ورفاقت کنید چون در مواقع نیاز داشتن به شما یار شما بوده و در مواقع حساس به شما پشت خواهند کرد!

 

2-   قلدرهای ارباب‌منش

قلدرهای ارباب‌منش اشخاصی متخاصم، قوی، عصبانی و جدلی هستند که خودشان را عالم به همه چیز می‌دانند. این اشخاص سمی، به افراد پیرامونشان مدام دستور می‌دهند و اشتباه‌های کوچک آنها را نمی‌بخشند یا فراموش نمی‌کنند. این گروه از افراد نیاز دارند دیگران را تحت کنترل خود درآورند و اغلب، گرایش‌ها و تمایلات بی‌رحمانه و ظالمانه‌ای از خود نشان می‌دهند. آنها به این دلیل سمی هستند که دیگران را تحت فشار قرار می‌دهند، می‌ترسانند و به آنها احترام نمی‌گذارند.

 

3-   افراد افسرده و عبوس و منفی‌نگر

این افراد، ناراحت، منفی‌نگر، لجوج، مشکوک به دیگران، و اغلب افسرده‌اند. آنها همیشه اندوهگین هستند و مدام از ناعادلانه بودن زندگی شکایت دارند. برای مثال، احساس می‌کنند همیشه زمان بدی را در یک مهمانی می‌گذرانند و تمایل ندارند در کاری که از آنها خواسته شده است، مشغول شوند. این افراد به این دلیل سمی هستند که افسردگی و منفی‌گرایی‌شان را به هر فردی که با آنها دیدار می‌کند، پخش می‌کنند. آنها انرژی افراد را کاهش می‌دهند و به دیگران احساس به دوش داشتن بار سنگین مسئولیت و درماندگی و ناامیدی می‌دهند.

 

4-   افراد فضول

فرد فضول، مهاجم، گستاخ، خرده‌گیر، معتقد به عادل بودن خود، سخن‌چین، دارای شامه تیز و جسور است. مشکل این افراد سمی تنها ارتباط برقرارکردن با آنها نیست، بلکه آنها تمایل دارند زندگی تیره‌ای را برای دیگران ایجاد کنند. از آنجا که معمولا زندگی آنها دلچسب نیست، بنابراین در زندگی افراد دیگر مشکل ایجاد می‌کنند. آنها به زندگی فعال، مهیج و پربار دیگران حسادت می‌کند. افراد فضول از این نظر افرادی سمی هستند که می‌توانند موجب مشکلات شدید مالی، شغلی و شخصی در زندگی دیگران شوند.

 

5-   خودشیفته‌ها

«برای من»، «خودم» و «من» جملاتی است که خودشیفته‌ها بر آنها متمرکز هستند. آنها افرادی خودخواه، خودپرداز، سطحی، خودبین، بی‌ملاحظه و از لحاظ اجتماعی فاقد شایستگی هستند. فرد خودشیفته عاشق این است که در آینه به خود نگاه کند و صدای صحبت کردن خود را بشنود. آنها واژه‌های «من»، «برای من» و «خودم» را بیش از هر واژه دیگری می‌گویند و اغلب به جای گفت‌وگوی دوطرفه با دیگران و شنیدن صحبت‌های آنها تنها خود صحبت می‌کنند و اجازه صحبت به فرد دیگری را نمی‌دهند. به نظر روان‌شناسان، خودشیفته‌ها سمی هستند زیرا به دیگران این امکان را نمی‌دهند که در یک بحث یا یک رابطه سالم شرکت کنند و سهیم باشند و حسی خودبرتر بینی نسبت به دیگران دارند. (جام جم)




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: دوری کردن، از این افراد، خسیس، افسرده، فضول، خود شیفته، قلدر،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/07/23

روز عرفه، روز رسیدن به غایت آمال عارفان و روز همجواری با عرش الهی است.

*****

در روز عرفه، دست های خود را به سوی آن بی نیاز بالا می بریم

و پیوسته دعا می کنیم: خدایا! غروب این روز را با غروب گناهانمان یکی گردان

*****

دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا که ایوان هزار نقش خداشناسی است.

*****

روز عرفه، روز عرفان، روز شناخت و روز عید عارفان گرامی باد

*****

سلام بر عرفه که جانمان را به رایحه و خنکای نسیم نوازش می دهد.

*****

روز عرفه ، روز نیایش و روز بارش چشم های خاکیان بر شما آسمانیان مبارک باد

و التماس دعا در لحظات قشنگ خلوتتان

*****

روز عرفه روز بریدن از خاک و پیوند با افلاک و روز توسل به مقام ربوبیت حضرت حق است

*****

میخواهم در ابریترین لحظهها فریاد بزنم و از باران عرفه سیراب شوم

*****

روز عرفه، روز معرفت، روز زدودن قلب از غبار عصیان و روز خدا و خدایی شدن است.

*****

عرفه، روز بازگشت است؛ بازگشت به آغوش مهربان خدا. عرفه، روزی است که ناامیدی از درگاه خدا رخت برمی بندد.

*****

خدایا! آن‌گاه که جان ها و اندیشه ها از نسیم فرح‌بخش نام و یادت سرشار است، بگذار در برکه عرفه، خود را از زنگار غفلت و معصیت شست‌وشو دهیم

 




طبقه بندی: اس ام اس های مناسبتها، 
برچسب ها: اس ام اس، روز عرفه، نهم ذی الحجه، روز توبه، نیایش،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

    ·        انار برای پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری‌ها از جمله تصلب شرائین، سرطان و همچنین کمک به طول عمر و  کند کردن واکنش‌های پیر شدن سلول‌ها تأثیرات فراوانی دارد.

·        آب انار سرد و تر ، و پوست انار سرد و خشک و بسیار قابض می باشد لذا خاصیت ضد عفونی کنندگی دارد.

·        گشاینده ی رگهای بدن و ملیّن شکم و تقویت کننده ی کبد است.

·        مانع تشکیل پلاک‌های دندانی و بروز پوسیدگی دندان می‌شود.

·        کمک به رشد جنین و سلامت و زیبا شدن  فرزند می کند.

·        برای یرقان ، خفقان قلب و سرفه ی حاد، سودمند است.

·        بدن را سیراب  و  کرم های معده را  می کشد.

·        صدا را صاف و صورت را با طراوت می کند.

·        برای شفافیت پوست توصیه ‌شده است.

·        انار،  خون  را  صاف  می کند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خواص و فوائد میوه ها و خوراکی ها ، 
برچسب ها: خواص، درمانی، انار، امام رضا(ع)، زیبایی، فرزند، تصفیه، خون،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

روزی حضرت سلیمان (ع) در کنار دریا نشسته بود،  نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را با خود به طرف دریا حمل می کرد.

سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد،  و قورباغه به درون آب رفت.

سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه از دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .

 

سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.

مورچه گفت : " ای پیامبر خدا،  در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد .

 

این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ."

 

سلیمان به مورچه گفت :  وقتی که دانه گندم را برای آن کرم می بری آیا سخنی از او شنیده ای؟

مورچه گفت آری او می گوید:

ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن! (به نقل از جام جم)




طبقه بندی: حکایت ها و اندرزها ، 
برچسب ها: گفتگو، مورچه، سلیمان، روزی، رحمت خداوند،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

امام صادق (ع) می فرمایند: حق تعالی به عیسی(ع) وحی فرمود:

 

ای عیسی؛ مرا به خود نزدیک دان و یاد کن مرا برای ذخیره ی آخرتت و با بجاآوردن نوافل و سنت ها به من تقرب جوی، و بر من توکل نما تا کارهای تو را به سرانجام رسانم؛

 

ای عیسی؛ صبرکن بر بلاهای من و راضی باش به قضاهای من و چنان باش که من می خواهم چنان باشی، پس بدرستی که من می خواهم مرا اطاعت کنی ؛

 

ای عیسی؛ رغبت کننده باش به ثواب من و ترسان باش از عذاب من، و دل خود را بمیران از خواهش شهوت ها دنیا به خاطر ترس از من؛

 

ای عیسی؛ هر روز تعلقی از تعلق های دنیا را از خود دور ساز تا ترک دنیا بر تو دشوار نباشد، پس اکتفا کن از دنیا به قدر کفاف و تلاش کن برای کسب توشه ی آخرت؛

 

ای عیسی؛ مدارا کن با ضعیفان و دیده ی ناتوان خود را به آسمان بگشا و مرا دعا نما و دعا مکن مرا مگر با تضرع و فراغ خاطر از یاد غیرمن که اگر این چنین مرا بخوانی، دعایت را اجابت می نمایم؛

 

ای عیسی؛ تو فانی می شوی و من باقی می مانم، و از جانبِ من است روزیِ تو و نزد من است وقت مردن تو و بسوی من است بازگشت تو و بر من است حساب تو، پس از من درخواست نما و از غیرمن درخواستی ننما، و نیکو مرا دعا کن تا نیکو تو را اجابت نمایم؛

 

ای عیسی؛ بگو به ستمکاران مرا نخوانند در حالی که اموال حرام را در زیر بغل های خود گرفته اند و اموال، فرزندان و زنان را بت های خود گردانیده اند و رضایت آن ها را بیش از رضایت من خواستارند، بدرستی که من سوگند خورده ام که هر که مرا بخواند او را اجابت نمایم و اگر این افراد در این حال مرا بخوانند اجابت من، لعنت باشد برای آن ها؛

 

ای عیسی؛ باید که زبان تو در آشکار و نهان یکی باشد، همچنین دل تو و دیده ات باید به سوی آن که او را دوست داری نظر کند، و دل و زبان خود را از حرام حفظ نما و دیده ی خودت را بپوشان از آنچه خیری در آن نیست، چه بسا کسی که یک نظر حرام بیفکند و آن نظر کردن در دلش تخم شهوتی بکارد و آن شهوت او را هلاک گرداند؛

 

ای عیسی؛ بسیار یاد کن مُردن و جدایی از اهل و خانواده ی خود، و مشغول لهو و امور باطل مگرد چرا که لهو صاحبش را فاسد می گرداند، و غافل مشو از یاد من چرا که غافل از من دور است؛

 

ای عیسی؛ بدان که هم صحبت بَد باعث گمراهی است و همنشین نادان مُسبب هلاکت، پس آگاه باش که با چه کسی همنشینی می نمایی و برای خودت از میان برادران مومن دوستانی انتخاب نما؛

 

ای عیسی؛ خود را زینت دِه به دین حق و به دوستی با مساکین و درویشان، و راه رو بر روی زمین به صورت انسان های فروتن و افتاده، و بدان که بر هر بُقعه از زمین که نماز گزاری آن پاک است؛

 

ای عیسی؛ بَد خانه ای است جهنم برای کسی که به سوی آن میل می نماید، و بَد قرارگاهی است خانه ی ظالمان، پس امر می کنم تو را که در حذر باشی از شر نفس خود، پس دانا و بینا باش به عظمت و قهر من؛

 

ای عیسی؛ چنانچه شایسته نیست دو زبان در یک دهان و دو دل در یک سینه باشند، همچنین دو محبت و دو خیال در یک دل باشد، پس محبت غیر مرا از دلت خارج گردان تا اعمال تو برای من خالص گردد؛

 

ای عیسی؛ مرا در پنهان یاد کن تا تو را به رحمت های خاص پنهان خود یاد نمایم، و مرا در آشکارا یاد کن تا تو را در مجمعی برتر از مجمع آدمیان، در ملکوت اعلا یاد نمایم؛

 

ای عیسی؛ به من سوگند دروغ مخور چرا که در آن لحظه عرش من از غضب بر تو می لرزد؛

 

ای عیسی؛ شاد شو از کار نیکی که انجام دادی چرا که موجب خشنودی من است، و گریه کن بر گناهی که انجام دادی چرا که موجب غضب من است، و آنچه نمی خواهی کسی در حق تو انجام دهد با دیگری آن را انجام مده، و اگر بر جانب راست صورتت سیلی ای زدند طرف چپ را بچرخان تا بر آن سیلی ای بزنند، و تقرب جو بسوی من به وسیله ی دوستی کردن با مردم، و از جاهلان و نادانان روی بگردان و از آن ها دوری نمای؛

 

ای عیسی؛ استغاثه کن به من در حالات شدت گرفتاری، چرا که من فریادرس مکروبانم و مستجاب کننده ی دعای مضطرانم و منم رحم کننده ترین رحم کنندگان؛

 

ای عیسی؛ بگو به ظالمان که اهل حکمت و علم و عمل از ترس من می گریند در حالی که شما به هرزه گویی مشغولید و می خندید، در حالی که بار گناهانتان سنگین است، آیا براتی از من به شما رسیده است؟ آیا امان نامه ای از عذاب من در دست دارید؟ پس به ذات مقدس خود سوگند می خوردم که آن ها را عذابی گردانم که مَثَلی باشند برای آیندگان؛

 

ای عیسی؛ تعقل و تفکر و نظر نَما در نواحی گوناگون زمین و عبرت بگیر که عاقبت ستمکاران چگونه بوده است؛

 

ای عیسی؛ هر وصیتی که تو را کردم، همه نصیحت و خیرخواهی توست، گفته های من همه حق است و منم خداوند ظاهرکننده ی حق، و به راستی که اگر بعد از این نصیحت ها، معصیت مرا به جای آوری، آگاه باش که یاوری برای رفع عقوبت من برای تو وجود نخواهد داشت.(قدس آنلاین)

منابع:

1- کافی، ج8: 131.

2- امالی شیخ صدوق: 416.

3- تنبیه الخواطر: 457.

4- حیوة القلوب (تاریخ پیامبران)، ج2: 1147- 1159.




طبقه بندی: پندهای اخلاقی (ظاهرسازی و ریا، دروغگویی و ...)، 
برچسب ها: خداوند، نصیحت ها، حضرت عیسی(ع)، نوافل، صبر، توکل، استغاثه،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

10فایده مخلوط آب‌لیمو و آب‌گرم

آب یک عدد لیمو را درون یک لیوان آب گرم بچکانید و از منافع آن بهره ببرید. اگر مخلوط آب لیمو با آب گرم را هر روز میل کنید شاهد اثرات مثبت آن به شرح زیر خواهید بود:

1-   چین و چروک و لکه‌‌های پوستی را کاهش می دهد.

2-   ورم گلو و گلو درد را برطرف خواهد کرد.

3-   فشار خون را کنترل می کند.

4-   روند کاهش وزن شما سرعت می‌بخشد.

5-   بدن شما را از سموم پاک می کند.

6-   موجب سلامت بیشتر دستگاه ادراری خواهد شد.

7-   باعث می‌شود خون در رگ‌ها لخته نشود.

8-   سیستم دفاعی بدن را در برابر حملات ویروس آنفلوآنزا تقویت می کند.

9-   بدن شما را از سموم پاک کرده باعث افزایش انرژی در شما می‌شود.

    10-  به عنوان یک پادزهر برای سموم موجود در سیستم گوارش عمل می کند.

(ادامه دارد)



ادامه مطلب
طبقه بندی: توصیه های جالب پزشکی ، 
برچسب ها: معجزه، آب لیمو، آب گرم، گلودرد، قلب، کاهش وزن، چین وچروک،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

۱. اگر می خواهید ازدواجی موفق و رو  به تکامل داشته باشید باید از ته قلب بخواهید و برای آن برنامه ریزی نمایید.

ازدواج شما امری مهم است پس زمان و توجه لازم را برای آن صرف کنید. حرفهائی که به زبان می آورید و آنچه در نظر دارید برای ازدواجتان انجام دهید. باید دست به عمل زد زیرا صدای عمل از تمام صداها رساتر است.(به عمل کار برآید، به سخندانی نیست)

 

۲. به جای نکات منفی  بر نقاط قوت و دوست داشتنی همسر خود تمرکز نمائید.

در حقیقت هر آنچه که در فکر و دل آدمی می گذرد نتیجه آن چیزی است که کانون توجه اوست.

هیچ انسانی کامل نیست حتی خود شما!  پس دست از انتقاد از همسرتان در حضور او و یا حتی در ذهن خود بردارید. فکرتان را به سوی جنبه های مثبت وجود او هدایت نمائید و سعی کنید به دنبال چیزهائی باشید که موجب بهبود زندگی مشترکتان خواهد شد.

 

۳. محبت و مهر ورزی از جمله مسائل ضروری زندگی به شمار می آید؛ پس مهربان باشید.

در اغلب مواقع افراد در روابط با نزدیکترین عزیزان خود بسیار بدتر از خویشاوندان یا حتی غریبه ها رفتار می کنند و به اصطلاح غریب نواز هستند. به قولی، اگر بر سر دو راهی درست بودن و مهربان بودن قرار گرفتید مهربانی را بر گزینید. از امروز محبتی در حق همسرو فرزندانتان  روا دارید که پیش از این نکرده اید و البته بدون هیچ توقعی آن را انجام دهید.

 

۴. قدردان همسرتان باشید و به او ارزش دهید.

شاید فکر کنید که باید از او تشکر کنید اما وقت و حوصله آن را پیدا نکنید. اما جداً توصیه می شود که ابراز قدردانی و تشکر را به صورت یک عادت روزمره زندگی خود در آورید. و چنانچه این کار را انجام دهید زندگی زناشوئی شما با لذت و شادی بیشتری همراه خواهد بود. همین الان به آنچه همسرتان امروز برایتان انجام داده بیندیشید و بابت همه آنها از او تشکر کنید. به خاطر بسپارید که فقط برای چیزهای بزرگ تشکر نکنید. برای هر چیزی حتی کوچک هم قدردانی کنید.

 

۵. آنچه را که میخواهید تقاضا کنید.

بیشتر اشخاص فکر می کنند که شریک زندگیشان باید فکرشان را بخواند. اما اگر واقعاً خواهان برآورده شدن نیازهای خود هستید باید آنها را بر زبان بیاورید. در ضمن باید آن را طوری بیان کنید که تشویق کننده باشد و البته در زمان مناسب آن باشد تا هیچگونه سوء تفاهم یا رنجشی پیش نیاید.

آیا تا به حال در مورد خواسته های خود با همسرتان صحبت کرده اید؟ مثلاً داشتن اوقات فراقت بیشتر برای با هم بودن. کمک در کارهای خانه، سفرهای بیشتر و ... تنها راه رسیدن به همه این موارد درخواست کردن تک تک آنهاست.

 

۶. بدون اینکه قضاوت کنید و یا در دیوار دفاعی خود پناه بگیرید به سخنان او گوش کنید.

به دور از هر گونه تعصبی این احتمال را در نظر بگیرید که ممکن است نظریه یا روش طرف دیگر از روش شما بهتر باشد. ارایه راهی متفاوت دلیل بر اشتباه بودن آن نیست. اگر از آن دسته افرادی هستید که دائماً در حال پیشداوری و دیوار کشی در اطراف خود هستید باید بدانید که نسبت به احتمالات با تعصب برخورد می کنید.

یکی از خصوصیات همسرتان را که دوست ندارید و همیشه نسبت به آن جبهه می گیرید. برگزینید. سپس، در مورد چیزی سر صحبت را باز کنید و بدون هرگونه قضاوت لفظی یا ذهنی به حرفهای او گوش دهید. چه چیز جدیدی کشف کردید؟ آیا به نتیجه دلخواه دست یافتید؟

 

۷. ریسک کنید و قلب خود را بگشائید. اجازه دهید همسرتان به آن وارد شود.

بسیاری از افراد سالها با یکدیگر زندگی می کنند اما همچنان در دیوار دفاعی خود به سر برده و اجازه نمی دهند دیگری از این حفاظ بگذرد. به رفتارهای خود توجه کنید. آیا شما هم در یک دیوار دفاعی زندگی را می گذرانید؟ البته این احتمال هم وجود دارد که فقط در مواقع درگیری و ناخوشایندی آن را بکشید و در سایر اوقات بردارید. شاید هم از درخواست خواسته هایتان میترسید؟!  توصیه می کنیم یکی از این موقعیتها را برگزینید و شهامت ریسک کردن و خواستن را تمرین کنید.(افکار نیوز)




طبقه بندی: زن وخانواده ، 
برچسب ها: ازدواج، موفق، ضعفها، همسرداری، محبت، قدردانی،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی

 آنچه که در ادامه می‌آید شرح حال یکی از این جوانان‌ کانادایی است که با اعجاز رضوی از کانادا راهی مشهد الرضا(ع) می‌شود تا با محبوب خویش ملاقاتی داشته باشد، این کرامت عجیب از کتاب «کرامات امام رضا از زبان بزرگان» به نقل از حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی انصاری نقل شده است:

 

* همه چیز از جشن میلاد شروع می‌شود

در یک شب سرد زمستانی سال ۱۳۷۲ وارد صحن انقلاب شدم، سرما تا عمق استخوان‌های انسان نفوذ می‌کرد و کمتر کسی در آن شرایط از خانه خود می‌زد بیرون، صحن هم به طرز کم سابقه‌ای خلوت بود، به دالانی که بین صحن انقلاب و صحن مسجد گوهرشاد وجود دارد وارد شدم، متوجه جوانی با حدود ۳۵ سال سن شدم که چمدان مسافرتی نسبتا بزرگی در دست داشت و از یکی ـ دو نفر چیزی پرسید، ولی انگار آن‌ها نتوانستند جوابش را بدهند. به سوی من آمد و گفت: شب‌ بخیر آقا!

به زبان انگلیسی حرف می‌زد، آنهم با لهجه‌ آمریکایی رایج در کشور کانادا، وقتی به همان زبان و با خوشرویی جوابش را دادم، نفس راحتی کشید و گل از گلش شکفت. ادامه داد:

ـ ببخشید! آقای علی ‌بن موسی‌الرضا، کجا هستند؟ می‌خواهم ایشان را ببینم.

 

راستش را بخواهید حسابی جا خوردم. پرسیدم:

 معذرت می‌خواهم، ممکن است خودتان را معرفی کنید؟

ـ من دانشجوی رشته‌ حقوق در دانشگاه تورنتوی کانادا هستم، اصالتاً لبنانی‌ام، ولی در کانادا متولد شده‌ام و دینم «مسیحیت» است.

 یعنی شما یک «مسیحی» هستید؟

ـ بله، یک مسیحی کاتولیک.

با تعجب پرسیدم:  پس اینجا چه کار می‌کنید؟!

ـ دعوت شده‌ام که آقای علی‌بن موسی‌الرضا(ع) را ملاقات کنم.

 چه کسی شما را دعوت کرده است؟

ـ خود ایشان.

 

دیگر حسابی گیج شده بودم، با وجود آن همه سابقه‌ تبلیغ دینی در داخل و خارج کشور، تا کنون نشنیده بودم که حضرت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) شخصاً از کسی دعوت کرده باشد که به دیدارش بیاید، آن هم از یک جوان مسیحی کانادایی!

ادامه دادم:

شما ایشان را دیده‌اید؟

ـ بله سه یا چهار بار.

این دیگر برایم باور کردنی نبود، از این رو پرسیدم:

 یعنی شما با چشمان خودتان علی‌بن موسی‌الرضا(ع) را دیده‌اید؟!

ـ بله دیده‌ام، البته در عالم رویا.

 یعنی اگر الان او را ببینید می‌شناسید؟

ـ بله، البته.



ادامه مطلب
طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: کرامات، امام رضا(ع)، جوان مسیحی، اسلام،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
مرتبه
تاریخ : 1392/06/19

معنای حروف اَبجَد

اگر شما نیز از آن گروه از افراد می باشید که تنها حروف «ابجد»، «هوز»، «حطّی»، «کلمن»، «سعفص» و «قرشت» را شنیده اید، جالب است بدانید که این دسته از کلمات هر کدام دارای معنای خاص می باشد!

در باب معنای این گروه از کلمات در حدیثی معتبر که علامه مجلسی آن را نقل فرموده است، از امام محمد باقر (ع) نقل شده که ایشان فرموده اند:

چون حضرت عیسی (ع) متولد گردید، در طی یک روز آنقدر رشد می نمود که اندازه ی رشد کودکان در طی دو ماه بود و چون هفت ماه از تولد عیسی (ع) گذشت، حضرت مریم او را به مکتب خانه و نزد معلم راهی گردانید...

پس معلم به او گفت: بگو «ابجد».

عیسی (ع) سر بالا کرد و فرمود: می دانی معنای «ابجد» چیست؟

معلم تازیانه ای بالا برد تا او را تنبیه نماید، و در آن حال عیسی (ع) فرمود: ای معلم؛ مرا مزن، اگر می دانی بگو، و اگر نمی دانی از من بپرس تا به تو معنای آن را بگویم.

پس معلم گفت: بگو.

عیسی (ع) فرمود:

 «الف» آلاء و نعمت های خداست؛

«با» بهجت و صفات کمالیه ی خداست؛

«جیم» جمال الهی است؛

«دال» دین خداست؛

«ها» هول جهنم است؛

«واو» اشاره است به «ویلٌ لاَهل النار» یعنی وای بر اهل جهنم؛

«زا» زفیر و فریاد جهنم است و خروشیدن آن بر عاصیان؛

«حطی» یعنی کم می شود و برطرف می گردد گناهانِ استغفارکنندگان؛

«کلمن» کلام خداست و یعنی کلمات و وعده های خداوند بر حق است؛

«سعفض» یعنی در قیامت صاعی را نسبت به صاعی و وزن هر عملی را براساس میزان آن عمل پاداش می دهند؛

«قرشت» یعنی همه در قبرها می باشند و در قیامت زنده می گردند.

معلم پس از شنیدن این سخنان روی کرد به حضرت مریم و فرمود: ای بانو؛ دست پسرت را بگیر و از نزد من ببر، چرا که او علم ربانی و پیامبران را دارد و احتجاج به معلمی برای تعلیم ندارد.(قدس آنلاین)

منابع:

1- توحید شیخ صدوق: 236.

2- معانی الاخبار: 45.

3- قصص الانبیاء راوندی: 267.

4- حیوة القلوب (تاریخ پیامبران)، ج2: 1100- 1101.




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: معنای، حروف، اَبجَد، حضرت عیسی(ع)،
ارسال توسط د- عبدالرحیمی
(تعداد کل صفحات:17)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

لینک های مفید
»
اخبار آنلاین